provincial
مثال
Las elecciones provinciales se celebrarán el próximo mes.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر politics
a favor de
A2به نفعِ؛ در حمایت از.
acusar
A2متهم کردن کسی به جرم یا خطا. اعلام وصول کردن.
administrativo
A2مربوط به اداره یا مدیریت یک شرکت یا دولت. به عنوان اسم، به معنای کارمند اداری یا دستیار است.
alcalde
A2شهردار رئیس دولت یک شهر یا شهرک است.
alianza
A2اتحاد (alianza) به معنای پیوند بین کشورها یا سازمانها است. در اسپانیایی به معنای حلقه ازدواج نیز هست.
arrestar
A2پلیس مجبور شد دیشب مظنون را دستگیر کند.
burocracia
A2سیستم اداری یک دولت یا سازمان. 'بروکراسی می تواند پروژه های مهم را کند کند.'
candidato
A2نامزد انتخاباتی وعدههای زیادی به مردم داد.
candidatura
A2کاندیداتوری یا نامزدی. به وضعیت رسمی کاندیدا بودن برای یک انتخابات، شغل یا جایزه اشاره دارد.
castigar
A2تنبیه کردن کسی به خاطر اشتباهی که انجام داده است.