诱因
مثال
高额奖金是员工努力工作的诱因。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر psychology
适应
B1او خیلی زود با محیط جدید سازگار شد.
焦虑
B2اضطراب حالتی از نگرانی یا ناآرامی در مورد یک اتفاق آینده است.
态度
B1نگرش، رفتار یا موضع. به عنوان مثال: نگرش او نسبت به کار بسیار جدی است. (他对工作的态度很认真.) دولت موضعی قاطع اتخاذ کرد. (政府采取了强硬的态度.)
自主
B1عمل کردن بر اساس ابتکار عمل خود؛ مستقل یا خودگردان بودن.
意识
B1آگاهی یا هوشیاری. متوجه شدن یا درک کردن چیزی.
行为
B1رفتار او در جلسه بسیار غیرحرفهای بود و باعث ناراحتی همه شد.
偏见
B1یک عقیده یا احساس ناعادلانه و اغلب منفی نسبت به یک فرد یا گروه، که بدون تفکر یا دانش کافی شکل گرفته است. این به معنای یک دیدگاه جانبدارانه نسبت به یک فرد یا گروه است.
偏向
B1偏向 (piān xiàng) به معنای گرایش یا سوگیری است. همچنین می تواند به معنای 'جانبداری کردن' باشد. به عنوان مثال: نظر او یک 偏向 دارد. (نظر او سوگیری دارد.) او پسرش را 偏向 می کند. (او از پسرش جانبداری می کند.)
认知
B1عمل یا فرآیند ذهنی کسب دانش و درک از طریق تفکر، تجربه و حواس.
抵触
B1این پیشنهاد با برنامههای ما در تضاد است.