A1 verb Neutral #1,500 am häufigsten 1 Min. Lesezeit

پاسخ دادن

pasaːx dɒːdæn

To answer, to reply

Pâsox dâdan is the standard Persian verb for 'to answer' or 'to reply' to questions, messages, and requests.

Wort in 30 Sekunden

  • Means to answer or reply.
  • Used for questions, messages, or requests.
  • Common in formal and informal settings.
  • Can be replaced by 'javab dadan' informally.

Summary

Pâsox dâdan is the standard Persian verb for 'to answer' or 'to reply' to questions, messages, and requests.

  • Means to answer or reply.
  • Used for questions, messages, or requests.
  • Common in formal and informal settings.
  • Can be replaced by 'javab dadan' informally.

Use in Writing

For emails, letters, or formal messages, 'پاسخ دادن' sounds more appropriate than the informal 'جواب دادن'.

Informal vs. Formal

Avoid using 'پاسخ دادن' in very casual chats with close friends; 'جواب دادن' is often more natural.

Timeliness Matters

In Persian culture, promptly responding to messages or calls is generally seen as polite and respectful.

Beyond Literal Answers

Sometimes 'پاسخ دادن' can imply more than just a verbal reply, like taking action based on a request.

Beispiele

6 von 8
1

لطفاً به سوالات من با دقت پاسخ دهید.

Please answer my questions carefully.

2

چرا به پیامک‌هایم پاسخ نمی‌دهی؟

Why aren't you replying to my text messages?

3

شرکت پس از بررسی، به درخواست وام پاسخ مثبت داد.

The company, after review, gave a positive response to the loan application.

4

پروفسور به سوالات دانشجویان در مورد تحقیق پاسخ داد.

The professor answered the students' questions about the research.

5

در آن شب تاریک، انگار کسی به فریادش پاسخ داد.

On that dark night, it seemed someone answered his cry.

6

او هیچ‌وقت به تلفن جواب نمی‌دهد.

He never answers the phone.

Wortfamilie

Nomen
پاسخ (pâsox)
Verb
پاسخ دادن (pâsox dâdan)
Adverb
پاسخگویانه (pâsoxguâneh)
Adjektiv
پاسخگو (pâsoxgu)
Verwandt
پاسخگویی (pâsoxgui - accountability)

Merkhilfe

Imagine a king ('پادشاه') asking a question. You must give him a respectful 'پاسخ' (answer). The 'دادن' (giving) part links it to the action of providing the answer.

Overview

«پاسخ دادن» یکی از پرکاربردترین افعال در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «جواب دادن» است. این فعل در موقعیت‌های گوناگونی به کار می‌رود و بسته به بافت جمله، می‌تواند ظرافت‌های معنایی مختلفی داشته باشد.

۱. کلیات، ظرافت‌ها و بار معنایی:

معنای اصلی «پاسخ دادن» همان «جواب دادن» است. این فعل زمانی استفاده می‌شود که فردی سوالی پرسیده، پیامی فرستاده، یا درخواستی مطرح کرده و انتظار دارد طرف مقابل به آن واکنش نشان دهد. این واکنش می‌تواند یک جواب کلامی مستقیم باشد، یا حتی یک عمل فیزیکی در قبال یک درخواست. بار معنایی این فعل عمدتاً خنثی است، اما در برخی مواقع می‌تواند بار معنایی مثبتی (مانند پاسخ مثبت به یک پیشنهاد) یا منفی (مانند پاسخ تند یا نامناسب) داشته باشد. این فعل به طور کلی به یک تعامل دوطرفه اشاره دارد؛ یک طرف سوال یا پیامی را مطرح می‌کند و طرف دیگر به آن «پاسخ می‌دهد».

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«پاسخ دادن» در هر دو حالت رسمی و غیررسمی کاربرد دارد. در مکالمات روزمره، افراد اغلب از شکل ساده‌تر «جواب دادن» استفاده می‌کنند، اما «پاسخ دادن» نیز کاملاً رایج است و به خصوص در موقعیت‌های کمی رسمی‌تر یا در نوشتار، ترجیح داده می‌شود. مثلاً در یک ایمیل کاری، استفاده از «پاسخ دادن» مناسب‌تر از «جواب دادن» است. در زبان نوشتاری، چه در متون رسمی و چه غیررسمی، این فعل حضور پررنگی دارد. در گویش‌های مختلف فارسی، ممکن است شکل‌های متفاوتی برای بیان این مفهوم وجود داشته باشد، اما «پاسخ دادن» یک واژه استاندارد و قابل فهم در سراسر ایران و مناطق فارسی‌زبان است.

۳. بافت‌های رایج کاربرد (کار، مدرسه، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات):

  • محیط کار: در مکاتبات اداری، پاسخ به ایمیل‌ها، نامه‌ها، یا درخواست‌های مشتریان. مثال: «لطفاً به نامه اداری من در اسرع وقت پاسخ دهید.»
  • محیط تحصیلی: پاسخ به سوالات معلم یا استاد، پاسخ به تکالیف درسی. مثال: «دانش‌آموزان باید به سوالات آخر فصل پاسخ دهند.»
  • زندگی روزمره: پاسخ به تلفن، پاسخ به پیامک، جواب دادن به سوالات دوستان و خانواده. مثال: «چرا به تلفنم پاسخ ندادی؟»
  • رسانه: پاسخگویی در برنامه‌های تلویزیونی یا رادیویی، پاسخ به نظرات در شبکه‌های اجتماعی. مثال: «کارشناس برنامه به سوالات بینندگان پاسخ داد.»
  • ادبیات: در داستان‌ها و شعرها، برای نشان دادن تعامل شخصیت‌ها یا بیان احساسات. مثال: «شاعر به ندای دلش پاسخ داد.»

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • جواب دادن: این دو فعل تقریباً مترادف هستند، اما «جواب دادن» کمی غیررسمی‌تر و رایج‌تر در گفتار روزمره است. «پاسخ دادن» را می‌توان کمی رسمی‌تر و اداری‌تر دانست.
  • پاسخگو بودن: این عبارت به معنای مسئولیت پذیرفتن و پاسخگو بودن در قبال اعمال یا گفته‌هاست و بار معنایی قوی‌تری دارد. «پاسخگو بودن» بیشتر در مورد مسئولیت‌های قانونی یا اخلاقی به کار می‌رود.
  • واکنش نشان دادن: این عبارت کلی‌تر است و به هر نوع عکس‌العملی اشاره دارد، نه لزوماً یک جواب کلامی. «پاسخ دادن» مشخصاً به جواب دادن مربوط است.

۵. سطح زبانی و لحن:

«پاسخ دادن» یک فعل نسبتاً خنثی است و بسته به جمله و موقعیت می‌تواند لحن‌های مختلفی به خود بگیرد. در یک جمله خبری ساده، لحن خنثی است. اما در جملات امری یا سوالی، می‌تواند لحن رسمی، جدی، یا حتی دستوری داشته باشد. در مکالمات روزمره، «جواب دادن» معمولاً لحن خودمانی‌تری دارد. بهتر است در موقعیت‌های بسیار غیررسمی و دوستانه، از «جواب دادن» استفاده کرد، مگر اینکه بخواهید لحن خاصی را منتقل کنید.

۶. هم‌آیندها (Collocations) همراه با توضیح:

  • به سوالی پاسخ دادن: رایج‌ترین هم‌آیند؛ یعنی جواب یک پرسش را دادن. مثال: «لطفاً به این سوال ساده پاسخ دهید.»
  • به تلفن پاسخ دادن: جواب دادن به تماس تلفنی. مثال: «چرا کسی به تلفن منزل پاسخ نمی‌دهد؟»
  • به پیامک پاسخ دادن: جواب دادن به یک پیام کوتاه. مثال: «بعد از خواندن پیامک، فوراً به آن پاسخ دادم.»
  • به نامه/ایمیل پاسخ دادن: جواب دادن به مکاتبات اداری یا شخصی. مثال: «رئیس شرکت به نامه اعتراض کارگران پاسخ داد.»
  • به درخواست کسی پاسخ دادن: اجابت کردن یا جواب دادن به یک خواهش. مثال: «او همیشه به درخواست‌های دوستانش پاسخ مثبت می‌دهد.»
  • به انتقاد پاسخ دادن: جواب دادن به یک نقد یا ایراد. مثال: «سخنگوی دولت به انتقادات رسانه‌ها پاسخ داد.»
  • به تماس پاسخ ندادن: عدم جواب دادن به تلفن یا پیام. مثال: «او عمداً به تماس‌های من پاسخ نمی‌داد.»
  • به ندایی پاسخ دادن: در ادبیات و مفاهیم عمیق‌تر، یعنی اجابت کردن یک صدا یا الهام. مثال: «دل به ندای حقیقت پاسخ داد.»

Nutzungshinweise

While 'پاسخ دادن' and 'جواب دادن' are often interchangeable, 'پاسخ دادن' carries a slightly more formal tone and is preferred in written communication like emails and official letters. In casual spoken Persian, 'جواب دادن' is more frequent. Avoid using 'پاسخ دادن' when simply stating that someone didn't ask a question; use verbs like 'نپرسیدن' (not ask) or 'خاموش ماندن' (remain silent). Be mindful of the context; a 'پاسخ' can be positive, negative, or neutral.

Häufige Fehler

Learners sometimes overuse 'پاسخ دادن' in very informal settings where 'جواب دادن' would sound more natural. Also, confusing 'پاسخ دادن' (to answer) with 'پاسخگو بودن' (to be accountable) is common. For instance, saying 'He answered for his actions' should be 'او برای اعمالش پاسخگو بود' (He was accountable for his actions), not 'او به اعمالش پاسخ داد'. Ensure the correct noun ('پاسخ') is used with the verb stem ('دادن').

Merkhilfe

Imagine a king ('پادشاه') asking a question. You must give him a respectful 'پاسخ' (answer). The 'دادن' (giving) part links it to the action of providing the answer.

Wortherkunft

The word 'پاسخ' (pâsox) originates from Middle Persian and is related to the concept of 'reply' or 'response'. The verb 'دادن' (dâdan) means 'to give'. Thus, 'پاسخ دادن' literally means 'to give a response'.

Kultureller Kontext

In Persian culture, timely responses are highly valued as a sign of respect and attentiveness. Ignoring calls or messages without explanation can be seen as impolite. The phrase 'جوابتو میدم' (I'll give you your answer) is a common, informal way to acknowledge a question or request and promise a reply later.

Beispiele

1

لطفاً به سوالات من با دقت پاسخ دهید.

formal

Please answer my questions carefully.

2

چرا به پیامک‌هایم پاسخ نمی‌دهی؟

informal

Why aren't you replying to my text messages?

3

شرکت پس از بررسی، به درخواست وام پاسخ مثبت داد.

business

The company, after review, gave a positive response to the loan application.

4

پروفسور به سوالات دانشجویان در مورد تحقیق پاسخ داد.

academic

The professor answered the students' questions about the research.

5

در آن شب تاریک، انگار کسی به فریادش پاسخ داد.

literary

On that dark night, it seemed someone answered his cry.

6

او هیچ‌وقت به تلفن جواب نمی‌دهد.

everyday

He never answers the phone.

7

سخنگوی دولت به انتقادات رسانه‌ها پاسخ داد.

formal

The government spokesperson responded to the media's criticisms.

8

کتاب راهنما به تمام سوالات متداول پاسخ می‌دهد.

academic

The guidebook answers all frequently asked questions.

Wortfamilie

Nomen
پاسخ (pâsox)
Verb
پاسخ دادن (pâsox dâdan)
Adverb
پاسخگویانه (pâsoxguâneh)
Adjektiv
پاسخگو (pâsoxgu)
Verwandt
پاسخگویی (pâsoxgui - accountability)

Häufige Kollokationen

به سوالی پاسخ دادن To answer a question
به تلفن پاسخ دادن To answer the phone
به پیامک پاسخ دادن To reply to a text message
به نامه پاسخ دادن To reply to a letter
به درخواست پاسخ دادن To respond to a request
به تماس پاسخ ندادن To not answer a call
به ایمیل پاسخ دادن To reply to an email
به انتقاد پاسخ دادن To respond to criticism

Häufige Phrasen

پاسخ مثبت دادن

To give a positive response/answer

پاسخ منفی دادن

To give a negative response/answer

پاسخ دندان‌شکن دادن

To give a crushing/witty reply

پاسخ به این سوال دشوار است

The answer to this question is difficult

Wird oft verwechselt mit

پاسخ دادن vs جواب دادن

Very similar, almost synonymous. 'Javâb dâdan' is generally more informal and common in everyday speech, while 'pasokh dâdan' can sound slightly more formal or official, especially in writing.

پاسخ دادن vs پاسخگو بودن (pâsoxgu budan)

Means 'to be accountable' or 'to be responsible'. It implies taking responsibility for actions or words, not just providing an answer. Example: 'He must be accountable for his mistakes.'

پاسخ دادن vs واکنش نشان دادن (vâkonesh neshân dâdan)

Means 'to react' or 'to show a reaction'. It's a broader term for any response, not necessarily a verbal or written answer. Example: 'The crowd reacted with applause.'

Grammatikmuster

فاعل + به + مفعول (گیرنده پاسخ) + (از طرف + فاعل) + پاسخ + دادن (صرف شده) فاعل + به + مفعول (موضوع پاسخ) + پاسخ + دادن فاعل + به + مفعول + پاسخ + ندادن (منفی) آیا + فاعل + به + مفعول + پاسخ + دادن؟ (سوال) فاعل + (صفت نسبی) + پاسخ + دادن فاعل + به + ندای + کسی + پاسخ + دادن

Use in Writing

For emails, letters, or formal messages, 'پاسخ دادن' sounds more appropriate than the informal 'جواب دادن'.

Informal vs. Formal

Avoid using 'پاسخ دادن' in very casual chats with close friends; 'جواب دادن' is often more natural.

Timeliness Matters

In Persian culture, promptly responding to messages or calls is generally seen as polite and respectful.

Beyond Literal Answers

Sometimes 'پاسخ دادن' can imply more than just a verbal reply, like taking action based on a request.

Teste dich selbst

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'پاسخ دادن'.

او به هیچکدام از تماس‌های ما _________ نداد.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: پاسخ

The verb 'پاسخ دادن' requires the noun 'پاسخ' to form the complete verb phrase.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'پاسخ دادن' in this sentence.

لطفاً به این نامه در اسرع وقت پاسخ دهید.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: Reply to this letter as soon as possible.

'پاسخ دادن' means to reply or respond.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

دادم / پاسخ / من / پیام / به

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: من به پیام پاسخ دادم

The standard Persian sentence structure is Subject-Object-Verb. 'من' (Subject), 'به پیام' (Object/Prepositional Phrase), 'پاسخ دادم' (Verb Phrase).

error correction

Find and fix the error in the sentence.

من خیلی منتظر جواب از او بودم ولی او هیچ پاسخی نداد.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: من خیلی منتظر پاسخ از او بودم ولی او هیچ جوابی نداد.

While both 'پاسخ' and 'جواب' mean answer, using 'پاسخ' as the object of 'منتظر بودن' and 'جواب' as the object of 'دادن' creates a more natural and less repetitive sentence.

Ergebnis: /4

Visuelle Lernhilfen

Word Family

پاسخ دادن

Nouns

  • پاسخ
  • پاسخگویی

Verbs

  • پاسخ دادن
  • پاسخ گرفتن

Adjectives

  • پاسخگو

Usage Contexts

Daily Life

  • به تلفنم پاسخ بده.
  • چرا به پیامم پاسخ ندادی؟

Work/Formal

  • لطفاً به این ایمیل پاسخ دهید.
  • شرکت به درخواست مشتری پاسخ داد.

Academic

  • دانشجو به سوال استاد پاسخ داد.
  • کتاب به تمام ابهامات پاسخ می‌دهد.

Media

  • سخنگو به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
  • برنامه به نظرات بینندگان پاسخ می‌دهد.

Häufig gestellte Fragen

8 Fragen

هر دو به معنی یکسان به کار میرن، اما «جواب دادن» کمی خودمونی‌تر و رایج‌تر در گفتار روزمره است. «پاسخ دادن» معمولاً رسمی‌تره و در نوشتار یا مکاتبات اداری بیشتر استفاده میشه.

نه، علاوه بر سوالات، برای جواب دادن به پیام‌ها، نامه‌ها، ایمیل‌ها، درخواست‌ها و حتی تماس‌های تلفنی هم استفاده میشه.

وقتی کسی منتظر شنیدن یا دیدن جواب شماست، چه به سوال، چه به پیام، یا چه به یک درخواست، میتونید از این فعل استفاده کنید.

بله، معنی اصلی «پاسخ دادن» در تمام مناطق فارسی‌زبان یکسانه و یک واژه استاندارد محسوب میشه.

در موقعیت‌های خیلی غیررسمی و دوستانه، ممکنه «جواب دادن» طبیعی‌تر باشه. همچنین، اگر منظور «مسئولیت‌پذیر بودن» باشه، باید از «پاسخگو بودن» استفاده کرد.

خود فعل خنثی است، اما نوع پاسخی که داده میشه (مثلاً پاسخ تند یا نامناسب) می‌تونه بار معنایی منفی ایجاد کنه. مثلاً «با پررویی پاسخ داد».

«پاسخگو بودن» (مسئولیت داشتن) و «واکنش نشان دادن» (عکس‌العمل کلی) مفاهیم متفاوتی دارن و نباید با «پاسخ دادن» اشتباه گرفته بشن.

با دیدن و شنیدن این فعل در مکالمات، فیلم‌ها و متون مختلف، و همچنین با تمرین جمله سازی و استفاده از اون در موقعیت‌های واقعی، می‌تونید تسلط بیشتری پیدا کنید.

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!