روغن
A fatty liquid used for cooking or as fuel; oil.
To master "روغن," understand its core meaning as a fatty liquid, its diverse applications from kitchen to engine, and its neutral register across all communication contexts.
Palabra en 30 segundos
- "روغن" (roghan) is a versatile Persian noun meaning 'oil' or 'fatty liquid'.
- Used broadly in cooking, industry (lubricant, fuel), and cosmetics.
- It's a neutral word, appropriate for all registers and contexts.
- Avoid confusing with "چربی" (charbi, general fat) or "نفت" (naft, petroleum).
- Culturally significant in Persian cuisine and traditional remedies.
Summary
To master "روغن," understand its core meaning as a fatty liquid, its diverse applications from kitchen to engine, and its neutral register across all communication contexts.
- "روغن" (roghan) is a versatile Persian noun meaning 'oil' or 'fatty liquid'.
- Used broadly in cooking, industry (lubricant, fuel), and cosmetics.
- It's a neutral word, appropriate for all registers and contexts.
- Avoid confusing with "چربی" (charbi, general fat) or "نفت" (naft, petroleum).
- Culturally significant in Persian cuisine and traditional remedies.
Specify Oil Type
Always try to specify the type of oil when using 'روغن' to avoid ambiguity. For example, say 'روغن زیتون' (olive oil) instead of just 'روغن' if you mean olive oil, or 'روغن موتور' (engine oil) for car oil. This clarifies your meaning instantly.
Don't Confuse with 'Naft'
Be careful not to confuse 'روغن' with 'نفت' (naft). While 'naft' is a type of mineral oil (petroleum), 'روغن' generally refers to edible or industrial oils. Using 'نفت' when you mean cooking oil would be a significant and potentially dangerous misunderstanding.
Role in Persian Cuisine
In Persian culture, 'روغن' is fundamental to cooking. Traditional dishes often use 'روغن حیوانی' (animal ghee) for its distinct flavor, while modern cooking heavily relies on 'روغن مایع' (liquid vegetable oil). Understanding its role helps appreciate Persian culinary traditions.
Explore Figurative Uses
Beyond literal meaning, explore figurative uses like 'روغن روی آب' (oil on water) to describe something obvious or floating prominently. Also, 'چربزبانی' (oily tongue) refers to flattery or insincere speech, showing how 'روغن' can extend to abstract concepts.
Ejemplos
6 de 8برای پختوپز روزانه از روغن مایع استفاده میکنیم.
We use liquid oil for daily cooking.
تحقیقات نشان میدهد که مصرف متعادل روغن زیتون برای سلامت قلب مفید است.
Research shows that moderate consumption of olive oil is beneficial for heart health.
روغن موتور ماشینت رو کی عوض کردی؟
When did you change your car's engine oil?
در صنعت، روغنهای روانکننده نقش حیاتی در کاهش فرسایش ماشینآلات دارند.
In industry, lubricating oils play a vital role in reducing machine wear.
چراغهای روغنی در گذشته منبع اصلی روشنایی خانهها بودند.
Oil lamps were the main source of light in homes in the past.
مقررات جدید واردات روغن خوراکی، بازار را تحت تأثیر قرار داده است.
New regulations on edible oil imports have affected the market.
Familia de palabras
Truco para recordar
Imagine a 'ROUGH HAND' (roghan) that needs smoothing! Think of rough hands being softened by luxurious, fragrant 'roghan' (oil). This vivid image connects the sound of the word to its primary function of lubrication and softening, making it unforgettable whether for cooking, engines, or skin.
Overview
{“1) Overview — meaning, nuances, emotional weight”: “کلمه 'روغن' در زبان فارسی به مایعی چرب اشاره دارد که معمولاً در دمای اتاق به حالت مایع است، هرچند برخی انواع آن ممکن است در دماهای پایینتر جامد شوند. این ماده از منابع مختلفی مانند دانههای گیاهی (زیتون، آفتابگردان، کنجد)، میوهها (نارگیل)، چربیهای حیوانی (کره، دنبه) و حتی منابع معدنی (نفت خام) استخراج میشود. معنای اصلی آن 'مادهای لغزنده و چرب' است که برای مصارف گوناگونی از جمله پختوپز، روانکاری، سوخت و حتی مصارف آرایشی و بهداشتی به کار میرود. \n\n از نظر بار عاطفی، 'روغن' در بستر آشپزی اغلب تداعیکننده گرما، طعمدهی و لذت است. غذای 'روغنی' میتواند به معنای غذای خوشمزه و پرانرژی باشد، هرچند در دوران مدرن و با افزایش آگاهیهای سلامت، گاهی بار منفی 'چرب و ناسالم' را نیز به همراه دارد. در زمینههای صنعتی، 'روغن' حس کارایی، نرمی و حرکت روان را القا میکند. در ادبیات و فرهنگ عامه، ممکن است به چیزی که 'روان' و 'بیدردسر' پیش میرود یا به 'ثروت' و 'فراوانی' (مثل 'روغن روی آب') اشاره داشته باشد. این کلمه به دلیل گستردگی کاربردش، در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای دارد و بخش مهمی از زندگی روزمره را تشکیل میدهد.\n\n2) Usage Patterns — formal/informal, written/spoken, regional use”: “'روغن' یک کلمه بسیار متداول و خنثی است و در هر دو بافت رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری، به طور گسترده استفاده میشود. هیچ تفاوتی در کاربرد این کلمه بین زبان رسمی و محاوره وجود ندارد. برای مثال، هم در یک مقاله علمی در مورد 'روغنهای خوراکی' و هم در مکالمه روزمره در مورد 'روغن برای سرخ کردن سیبزمینی' از همین کلمه استفاده میشود. \n\n از نظر الگوهای منطقهای، کلمه 'روغن' در سراسر ایران و در بین فارسیزبانان کشورهای دیگر (مانند افغانستان و تاجیکستان) به همین معنا و با همین تلفظ رایج است. تفاوتهای منطقهای بیشتر در انواع خاص روغن یا اصطلاحات مرتبط با آن دیده میشود. به عنوان مثال، در برخی مناطق ممکن است به 'روغن حیوانی' با نامهای محلی اشاره شود یا انواع خاصی از روغنهای گیاهی مانند 'روغن کنجد' یا 'روغن ارده' در مناطق خاصی بیشتر مصرف شوند. اما خود کلمه 'روغن' به صورت جهانی در زبان فارسی درک میشود. در گفتار روزمره، ممکن است با کلماتی مانند 'یه کم روغن' (کمی روغن) یا 'روغن بریز' (روغن بریزید) به صورت خلاصه و خودمانی استفاده شود.\n\n3) Common Contexts — work, travel, media, literature, social media”: "'روغن' در زندگی روزمره و در زمینههای مختلفی به کار میرود: \n\n آشپزی و خانگی: این رایجترین کاربرد است. 'روغن مایع' (برای سرخ کردن، سالاد)، 'روغن جامد' (برای شیرینیپزی)، 'روغن زیتون' (برای سالاد و پختوپز سالم)، 'روغن حیوانی' (برای پخت غذاهای سنتی). مثال: 'لطفاً کمی روغن در ماهیتابه بریزید.' \n صنعت و کار: در صنایع مختلف، 'روغن' به معنای روانکننده یا سوخت است. 'روغن موتور' (برای خودرو)، 'روغن صنعتی' (برای ماشینآلات)، 'روغن ترمز' (برای سیستم ترمز خودرو). مثال: 'زمان تعویض روغن موتور ماشین رسیده است.' \n پزشکی و بهداشتی: برخی روغنها خواص درمانی یا آرایشی دارند. 'روغن بادام' (برای پوست)، 'روغن کرچک' (درمانی)، 'روغن نارگیل' (برای مو). مثال: 'پوست خشک را با روغن بادام چرب کنید.' \n رسانهها و ادبیات: در اخبار، مقالات و ادبیات، 'روغن' میتواند به صورت مستقیم یا استعاری به کار رود. در اخبار اقتصادی، 'قیمت جهانی نفت (روغن)' یک عنوان مهم است. در ادبیات، ممکن است به 'چراغ روغنی' یا 'چربزبانی' (که ارتباطی با روغن دارد) اشاره شود. \n شبکههای اجتماعی: در شبکههای اجتماعی، 'روغن' در پستهای مربوط به آشپزی، دستور پخت غذاهای سالم یا ناسالم، نکات زیبایی و مراقبت از پوست و مو، و حتی در میمها و طنز (مثلاً در مورد غذای چرب) دیده میشود. هشتگهایی مانند #روغن_زیتون، #آشپزی_سالم، #روغن_موتور رایج هستند.\n\n4) Comparison with Similar Words — how it differs from near-synonyms“: ”کلمه 'روغن' در زبان فارسی بسیار خاص و دارای معنای مشخصی است، اما گاهی با کلمات دیگری که به چربی یا مایعات مرتبط هستند، اشتباه گرفته میشود یا مقایسه میشود:\n\n چربی (Charbi): 'چربی' یک واژه کلیتر است که به هر نوع ماده چرب، چه جامد و چه مایع، اطلاق میشود. 'روغن' نوعی 'چربی' است که در دمای اتاق مایع است. مثلاً، 'کره' و 'دنبه' هر دو 'چربی' هستند، اما 'روغن' محسوب نمیشوند مگر اینکه ذوب شده و مایع باشند. 'چربی' میتواند به بافت چربی بدن یا چربی موجود در گوشت هم اشاره کند، در حالی که 'روغن' معمولاً به محصول استخراج شده و آماده مصرف اشاره دارد.\n نفت (Naft): 'نفت' به 'روغن معدنی' یا 'نفت خام' اشاره دارد که عمدتاً به عنوان سوخت یا ماده اولیه پتروشیمی استفاده میشود و خوراکی نیست. در حالی که 'روغن' به طور کلی شامل انواع خوراکی و غیرخوراکی میشود. 'نفت' یک نوع خاص از 'روغن' (روغن معدنی) است، اما هر 'روغنی' 'نفت' نیست. وقتی در مورد 'روغن موتور' صحبت میکنیم، منظورمان 'نفت' نیست، بلکه فرآوردهای از آن است.\n گریس (Grease): 'گریس' یک کلمه قرضی از انگلیسی است و به مادهای چرب و نیمهجامد اشاره دارد که عمدتاً برای روانکاری در صنعت به کار میرود. 'گریس' غلیظتر و چسبندهتر از 'روغن' است و در دمای معمولی جامد میماند، در حالی که 'روغن' مایع است. کاربرد 'گریس' بیشتر صنعتی و تخصصی است و کمتر در کاربردهای خانگی یا خوراکی دیده میشود.\n\n5) Register & Tone — when appropriate, when to avoid“: ”کلمه 'روغن' یک واژه کاملاً خنثی و استاندارد است و در تمامی سطوح رسمی، غیررسمی، علمی، ادبی و روزمره قابل استفاده است. هیچ لحن خاصی (مانند طنز، توهینآمیز یا بسیار مودبانه) به خودی خود ندارد. بنابراین، استفاده از آن در هر موقعیتی مناسب است و نیازی به اجتناب از آن در هیچ بافتی نیست.\n\n تنها نکتهای که باید در نظر داشت، استفاده از صفات یا ترکیبهای مناسب برای مشخص کردن نوع روغن است تا از ابهام جلوگیری شود. مثلاً، اگر در مورد 'روغن موتور' صحبت میکنیم، باید آن را مشخص کنیم تا با 'روغن خوراکی' اشتباه گرفته نشود. یا در مورد 'روغن حیوانی' که در برخی مناطق به آن 'روغن زرد' میگویند، ممکن است نیاز به توضیح بیشتر باشد تا مفهوم به درستی منتقل شود. اما خود کلمه 'روغن' همیشه مناسب است.\n\n6) Collocations in Context — common word pairings explained“: ”'روغن' با کلمات بسیاری ترکیب میشود که هر کدام معنای خاصی را منتقل میکنند:\n\n روغن مایع: (Liquid oil) به روغنهای خوراکی که در دمای اتاق مایع هستند، مانند روغن آفتابگردان یا ذرت، اشاره دارد. مثال: 'برای سالاد از روغن مایع استفاده کنید.' \n روغن جامد: (Solid oil/Shortening) به روغنهای خوراکی که در دمای اتاق جامد هستند، معمولاً برای شیرینیپزی یا سرخ کردن استفاده میشوند. مثال: 'مادربزرگ برای پخت حلوا از روغن جامد استفاده میکرد.' \n روغن زیتون: (Olive oil) نوعی روغن گیاهی است که از میوه زیتون به دست میآید و برای مصارف خوراکی و درمانی استفاده میشود. مثال: 'روغن زیتون برای سلامتی قلب مفید است.' \n روغن موتور: (Engine oil) روغنی که برای روانکاری قطعات موتور خودرو و کاهش اصطکاک استفاده میشود. مثال: 'باید هر چند وقت یک بار روغن موتور ماشین را چک کرد.' \n روغن حیوانی: (Animal oil/Ghee) روغنی که از چربی حیوانات (معمولاً گاو یا گوسفند) تهیه میشود و در آشپزی سنتی کاربرد دارد. مثال: 'برنج با روغن حیوانی طعم بینظیری دارد.' \n روغن نباتی: (Vegetable oil) یک اصطلاح کلی برای روغنهای گیاهی. مثال: 'بسیاری از روغنهای خوراکی موجود در بازار، روغن نباتی هستند.' \n روغنکشی: (Oil extraction) فرآیند استخراج روغن از دانهها یا میوهها. مثال: 'کارخانه روغنکشی جدیدی در این شهر افتتاح شده است.' \n روغن زدن: (To oil/lubricate) به معنای مالیدن روغن به چیزی برای نرم کردن، روان کردن یا پختن. مثال: 'به این لولاها روغن بزنید تا صدا ندهند.'\n\n این ترکیبات نشان میدهند که 'روغن' یک کلمه پایه است که با اضافه شدن کلمات دیگر، معنای آن تخصصیتر و کاربردیتر میشود."
Notas de uso
The word 'روغن' is highly versatile and neutral, suitable for all registers from formal academic writing to casual conversation. There are no regional preferences for the word itself, though specific types of oil might vary in popularity. It's equally common in written and spoken Persian. On social media, 'روغن' appears frequently in recipes, health tips, and car maintenance discussions. There are no specific contexts where 'روغن' should be avoided, but always clarify the type of oil (e.g., 'روغن زیتون' vs. 'روغن موتور') to prevent misunderstanding.
Errores comunes
A common mistake is using 'چربی' (charbi - general fat) interchangeably with 'روغن' (roghan - liquid oil), especially when referring to cooking oil. Another error is confusing 'روغن' with 'نفت' (naft - petroleum), which is a specific, non-edible mineral oil. Learners might also make literal translation errors, such as saying 'روغن بدن' (oil body) instead of 'روغن برای بدن' (oil for the body) or 'روغن پوست' (skin oil). Ensure correct prepositions and specific adjectives are used to clarify the type and purpose of the oil.
Truco para recordar
Imagine a 'ROUGH HAND' (roghan) that needs smoothing! Think of rough hands being softened by luxurious, fragrant 'roghan' (oil). This vivid image connects the sound of the word to its primary function of lubrication and softening, making it unforgettable whether for cooking, engines, or skin.
Origen de la palabra
The Persian word 'روغن' (roghan) has an ancient Indo-European root. It derives from Middle Persian 'rōγn' and ultimately from Old Iranian *rauxna-. This root is related to concepts of 'light' or 'brightness,' perhaps referring to the sheen of oil or its use in lamps. The word has maintained a consistent core meaning of 'fatty liquid' or 'oil' throughout its historical evolution, a testament to its fundamental importance in human life.
Contexto cultural
In Persian culture, 'روغن' holds significant culinary importance, being a staple in almost every dish, from rice (پلو) to stews (خورش). Traditionally, 'روغن حیوانی' (ghee) was highly valued for its flavor and nutritional properties. Modern usage has shifted towards 'روغن مایع' (vegetable oils) due to health consciousness and availability. 'روغن' also features in traditional remedies and beauty practices, with various plant-based oils used for skin and hair. On social media, 'روغن' is a common topic in food blogs, healthy lifestyle accounts, and even automotive enthusiast pages, reflecting its diverse roles in daily life and specialized interests across generations.
Ejemplos
برای پختوپز روزانه از روغن مایع استفاده میکنیم.
everydayWe use liquid oil for daily cooking.
تحقیقات نشان میدهد که مصرف متعادل روغن زیتون برای سلامت قلب مفید است.
academicResearch shows that moderate consumption of olive oil is beneficial for heart health.
روغن موتور ماشینت رو کی عوض کردی؟
informalWhen did you change your car's engine oil?
در صنعت، روغنهای روانکننده نقش حیاتی در کاهش فرسایش ماشینآلات دارند.
businessIn industry, lubricating oils play a vital role in reducing machine wear.
چراغهای روغنی در گذشته منبع اصلی روشنایی خانهها بودند.
literaryOil lamps were the main source of light in homes in the past.
مقررات جدید واردات روغن خوراکی، بازار را تحت تأثیر قرار داده است.
formalNew regulations on edible oil imports have affected the market.
مامان، میشه یه کم روغن تو این قابلمه بریزی؟
everydayMom, can you pour a little oil into this pot?
با استفاده از روغن بادام، پوست خود را نرم و لطیف نگه دارید.
informalKeep your skin soft and smooth by using almond oil.
Familia de palabras
Patrones gramaticales
Specify Oil Type
Always try to specify the type of oil when using 'روغن' to avoid ambiguity. For example, say 'روغن زیتون' (olive oil) instead of just 'روغن' if you mean olive oil, or 'روغن موتور' (engine oil) for car oil. This clarifies your meaning instantly.
Don't Confuse with 'Naft'
Be careful not to confuse 'روغن' with 'نفت' (naft). While 'naft' is a type of mineral oil (petroleum), 'روغن' generally refers to edible or industrial oils. Using 'نفت' when you mean cooking oil would be a significant and potentially dangerous misunderstanding.
Role in Persian Cuisine
In Persian culture, 'روغن' is fundamental to cooking. Traditional dishes often use 'روغن حیوانی' (animal ghee) for its distinct flavor, while modern cooking heavily relies on 'روغن مایع' (liquid vegetable oil). Understanding its role helps appreciate Persian culinary traditions.
Explore Figurative Uses
Beyond literal meaning, explore figurative uses like 'روغن روی آب' (oil on water) to describe something obvious or floating prominently. Also, 'چربزبانی' (oily tongue) refers to flattery or insincere speech, showing how 'روغن' can extend to abstract concepts.
Ponte a prueba
کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.
برای سرخ کردن سیبزمینی به کمی ______ نیاز داریم.
در آشپزی برای سرخ کردن از 'روغن' استفاده میشود. گزینههای دیگر برای این منظور مناسب نیستند.
کدام گزینه بهترین معنی 'روغن موتور' را بیان میکند؟
روغن موتور چیست؟
'روغن موتور' به طور خاص برای روانکاری و کاهش اصطکاک در موتور خودرو استفاده میشود. این کاربرد با گزینههای دیگر متفاوت است.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنیدار بسازید: (زیتون، سالاد، روغن، برای، مفید است)
کلمات را مرتب کنید: زیتون، سالاد، روغن، برای، مفید است.
این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و رایج در فارسی میسازد که به فایده روغن زیتون برای سالاد اشاره دارد. جمله 'برای سالاد روغن زیتون مفید است' نیز صحیح است اما گزینه اول رایجتر است.
جمله زیر را تصحیح کنید: 'من برای موهایم از آب بادام استفاده میکنم.'
جمله اشتباه: 'من برای موهایم از آب بادام استفاده میکنم.'
برای مراقبت از مو معمولاً از 'روغن بادام' استفاده میشود، نه 'آب بادام'. این تصحیح جمله را از نظر معنایی صحیح میکند.
Puntuación: /4
Ayudas visuales
Word Family
Nouns
- روغن
- روغندان
- روغنکشی
Verbs
- روغن زدن
- روغن کردن
Adjectives
- روغنی
Usage Contexts
Academic
- تحلیل روغنهای صنعتی
- خواص روغن زیتون
Daily Life
- سرخ کردن با روغن
- روغن موتور ماشین
Business
- صادرات روغن خوراکی
- بازار جهانی نفت
Preguntas frecuentes
10 preguntasتفاوت اصلی در حالت فیزیکی و کلیت معناست. 'روغن' به مادهای چرب و مایع در دمای اتاق اشاره دارد، مانند روغن زیتون یا آفتابگردان. در حالی که 'چربی' یک کلمه کلیتر است که شامل هر ماده چربی، چه مایع و چه جامد، میشود. مثلاً، کره و دنبه چربی هستند اما تا زمانی که ذوب نشوند، روغن نامیده نمیشوند.
خیر، 'روغن' کاربردهای بسیار گستردهتری دارد. اگرچه رایجترین کاربرد آن در آشپزی است، اما به انواع روغنهای صنعتی (مانند روغن موتور)، روغنهای درمانی و آرایشی (مانند روغن بادام) و حتی به نفت خام (روغن معدنی) نیز اشاره میکند. برای مشخص کردن نوع آن، معمولاً از صفات یا کلمات ترکیبی استفاده میشود.
'روغن' یک اصطلاح عام است که شامل نفت نیز میشود، اما 'نفت' به طور خاص به 'روغن معدنی' یا 'نفت خام' و فرآوردههای آن (مانند بنزین، گازوئیل) اشاره دارد که خوراکی نیستند و عمدتاً به عنوان سوخت یا ماده اولیه صنعتی کاربرد دارند. وقتی در فارسی از 'نفت' صحبت میشود، معمولاً منظور سوخت است، در حالی که 'روغن' به طور پیشفرض به روغن خوراکی یا صنعتی اشاره دارد.
بله، 'روغن' میتواند کاربردهای استعاری نیز داشته باشد. مثلاً، عبارت 'روغن روی آب' به چیزی اشاره دارد که شناور و برجسته است یا 'مثل روغن روی آب بالا آمدن' به معنای آشکار شدن چیزی است. همچنین در اصطلاح 'چربزبانی' (که به ظاهر با روغن مرتبط است) به معنای تملقگویی یا سخن گفتن با هدف فریب دادن است.
در فرهنگ ایرانی، روغنهای مایع خوراکی مانند روغن آفتابگردان، روغن ذرت و روغن کانولا برای سرخ کردن و پختوپز روزمره بسیار رایج هستند. روغن زیتون نیز برای سالاد و غذاهای سالم محبوبیت زیادی دارد. روغن حیوانی (معمولاً روغن زرد) نیز در غذاهای سنتی و محلی جایگاه ویژهای دارد و به غذاها طعم خاصی میبخشد.
تلفظ صحیح 'روغن' /roɣan/ است. حرف 'غ' مانند 'gh' در کلمه 'bagh' (باغ) یا 'ghorbani' (قربانی) تلفظ میشود. تاکید روی بخش اول کلمه است: 'رو'-غن. این تلفظ در سراسر مناطق فارسیزبان یکسان است و تغییر محسوسی ندارد.
بله، 'روغن' با افعال مختلفی ترکیب میشود. رایجترین آنها 'روغن ریختن' (to pour oil)، 'روغن زدن' (to oil/lubricate)، 'روغن مالیدن' (to apply oil)، 'روغن عوض کردن' (to change oil، مخصوصاً روغن موتور) و 'روغن گرفتن' (to extract oil) هستند. هر فعل معنای خاصی در ترکیب با روغن ایجاد میکند.
در برخی موارد و بسته به نوع غذا میتوان روغن را جایگزین کره کرد، اما این دو کاملاً یکسان نیستند. کره یک چربی حیوانی جامد است که طعم و بافت متفاوتی به غذا میدهد. در دستور پختهایی که به طعم کره نیاز است، جایگزینی کامل با روغن ممکن است نتیجه نهایی را تغییر دهد. اما برای سرخ کردن یا پختوپز عمومی، میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند.
'روغنکشی' به فرآیند استخراج روغن از دانههای روغنی مانند کنجد، آفتابگردان یا زیتون اشاره دارد. این فرآیند میتواند به روشهای سنتی (مانند پرس سرد) یا صنعتی انجام شود. کارگاهها یا کارخانههایی که این کار را انجام میدهند، 'روغنکشی' نامیده میشوند.
'روغن' یک کلمه کاملاً خنثی است و نه رسمی و نه غیررسمی محسوب میشود. شما میتوانید آن را در هر دو محیط رسمی (مانند مقالات علمی یا اخبار) و غیررسمی (مانند مکالمات روزمره با دوستان و خانواده) با اطمینان کامل استفاده کنید. این کلمه در تمام سطوح زبان فارسی پذیرفته شده و رایج است.
Gramática relacionada
Frases relacionadas
Más palabras de food
عدس
A1A small, edible legume, often used in soups and stews.
عدسی
A1A popular lentil soup, often eaten for breakfast in Iran.
عسل
A1A sweet, sticky substance produced by bees.
عصرانه
A2A light meal or snack typically eaten in the afternoon.
آب انداختن
B1To become watery (food), to release liquid while cooking or sitting.
آبگوشت
A2Abgoosht, a traditional Persian stew made with lamb, chickpeas, and potatoes.
آب خوردن
A1To drink water
آبکش شدن
B1For liquid to be drained from food, typically with a colander.
آبلیمو
A2Lemon juice, the juice extracted from lemons.
آب معدنی
A2Water containing mineral salts or other dissolved substances.