구석
تعریف
Corner (location word).
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر home
놓아두다
A2چیزی را در جایی قرار دادن و همانجا رها کردن. پس از قرار دادن آن را حرکت ندادن.
~때문에
A2به خاطرِ؛ به دلیلِ. برای بیان علت یا دلیل یک موقعیت استفاده میشود.
강아지
A1توله سگ یا سگ خانگی. به طور محبتآمیز برای سگها در هر سنی استفاده میشود.
치우다
A2جمع کردن، مرتب کردن. او اتاق را مرتب کرد.
~와/과 함께
A2به معنای 'به همراهِ' یا 'با هم با' است. برای بیان انجام کاری در کنار شخص دیگری استفاده میشود.
안으로
A2به سمت داخل یا به درون یک فضا.
TV
A2یک دستگاه الکترونیکی که برای تماشای برنامهها استفاده میشود. من هر شب تلویزیون تماشا میکنم.
장보다
A2خرید خواربار. رفتن به بازار یا سوپرمارکت برای خرید غذا و مایحتاج روزانه.
편안하게
A2به راحتی؛ به طور راحت. لطفا به راحتی استراحت کنید.
~씩
A2به هر کدام دو سیب بدهید.