پرتغالی هاب واژگان

دامنه واژگان پرتغالی را تقویت کن

کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.

مجموع کلمات

13,339

نتیجه

13,339

موضوعات

42

صفحات

371

A0

0

A1

1,479

A2

8,678

B1

2,325

B2

495

C1

362

C2

0

ter

A1

verb

فعل 'ter' به معنای 'داشتن' است. برای بیان مالکیت و سن استفاده می‌شود.

"Tenho um cão."

vai

B1

verb

او می‌رود. 'Ele vai' به معنای 'او می‌رود' است. همچنین برای زمان آینده نزدیک استفاده می‌شود.

De

A1

preposition

حرف اضافه‌ای به معنای 'از' یا 'مالِ'. برای نشان دادن مالکیت یا منشأ استفاده می‌شود.

"É um livro de história."

família

A1

noun

خانواده من در تهران زندگی می‌کنند.

"Família."

teu

A1

determiner

کلمه 'teu' در زبان پرتغالی به معنای 'مال تو' است.

"Onde está o teu livro?"

mãe

A1

noun

مادر من همیشه به من کمک می‌کند.

"Mãe."

pode

A2

verb

کلمه 'pode' در فارسی به معنای 'می‌تواند' است. برای بیان اجازه یا امکان استفاده می‌شود.

"Ele pode vir connosco amanhã."

Em

A1

preposition

او در ماشین است (Ele está no carro).

"Ele está em casa."

pai

A1

noun

پدر. پدر من مهربان است (Meu pai é bondoso). والدین من در ایران هستند (Meus pais estão no Irã).

"Pai."

está

B1

Verbo (3ª pessoa do singular)

او هست (برای حالت موقت یا مکان). مثال: 'او در خانه است' (Ele está em casa).

machuca

B1

Verbo

شکلی از فعل 'machucar' که به معنای ایجاد درد فیزیکی یا عاطفی است. برای کفش‌های تنگ یا احساسات جریحه‌دار شده استفاده می‌شود.

ainda

A1

adverb

کلمه 'ainda' به معنای 'هنوز' یا 'همچنان' است.

acostumado

B1

Adjetivo / Particípio

کلمه 'acostumado' به معنای عادت داشتن به چیزی از طریق تکرار است.

dias

B1

Substantivo Masculino (Plural)

جمع کلمه 'dia' به معنای 'روزها'. برای شمارش زمان یا صحبت در مورد روتین‌ها استفاده می‌شود.

falou

B1

Verbo (3ª pessoa do singular) e Interjeição (coloquial)

او صحبت کرد (زمان گذشته).

diria

B1

Verbo

شکل شرطی فعل 'dizer' (گفتن). برای بیان آنچه کسی در یک موقعیت فرضی می‌گوید استفاده می‌شود.

irá

B1

Verbo (futuro do presente do indicativo)

کلمه 'irá' صورت آینده فعل 'ir' (رفتن) برای سوم شخص مفرد است. به معنای 'او خواهد رفت'.

iria

B1

Verbo (Conjugação)

شکل شرطی فعل 'ir' به معنای 'می‌رفتم' یا 'می‌رفت'.

veio

B1

Verbo (ou Substantivo)

او آمد (فعل). رگه معدنی یا جریان آب (اسم). در اصطلاح عامیانه برزیلی به معنای 'رفیق'.

aposentado

A2

adjective

پدر من بازنشسته است. آن مرد بازنشسته هر روز به پارک می‌رود.

ilusão

B1

substantivo feminino

درک نادرست از واقعیت یا احساس امید بی اساس. 'آن فقط یک توهم نوری بود.'

ouvi

B1

verbo

دیشب صدای سر و صدا را در خیابان شنیدم.

Do

A1

preposition

ترکیبی از حرف اضافه 'de' و حرف تعریف مذکر 'o' است. به معنای 'از آنِ' یا 'از'.

"O nome do cão é Max."

Da

A1

preposition

ترکیب حرف اضافه 'de' و حرف تعریف مؤنث 'a' که به معنای 'از' یا 'مالِ' است. مثال: کلیدِ خانه (a chave da casa).

"Este é o carro da minha mãe."