A1 noun 중립 #4,000 가장 일반적인 1분 분량

ناخن

nakhon /nɒːˈxon/

A hard, protective plate at the end of a finger or toe; a nail.

Nail: The hard covering on the end of fingers and toes, essential for protection and daily tasks.

30초 단어

  • Hard protective layer on fingertips and toes.
  • Made of keratin, protects sensitive skin.
  • Used in daily tasks like scratching or picking up small items.
  • Commonly discussed in hygiene, injury, and beauty contexts.

Summary

Nail: The hard covering on the end of fingers and toes, essential for protection and daily tasks.

  • Hard protective layer on fingertips and toes.
  • Made of keratin, protects sensitive skin.
  • Used in daily tasks like scratching or picking up small items.
  • Commonly discussed in hygiene, injury, and beauty contexts.

Keep it Simple

For A1 learners, focus on the basic meaning: the hard part at the end of your finger. Use it in simple sentences about your body.

Don't Confuse with 'Fingernail'

While 'nail' can refer to metal nails, in Persian, 'ناخن' specifically means the body part. Use other words for metal nails.

Beauty Standards

In Iran, well-maintained fingernails (manicure) are often seen as a sign of beauty and cleanliness, especially for women.

Idiomatic Usage

Pay attention to phrases like 'ناخن زدن' (to scratch) or 'ناخن جویدن' (to bite nails) to understand nuanced meanings.

예시

6 / 8
1

ناخن‌هایم را کوتاه کردم چون خیلی بلند شده بودند.

I cut my nails because they had become too long.

2

لطفاً مراقب باش ناخن پایت به جایی گیر نکند.

Please be careful not to catch your toenail on anything.

3

دکتر گفت عفونت ناخن پای چپش را جدی بگیرد.

The doctor said to take the infection of his left toenail seriously.

4

مانیکور ناخن‌های دستش را زیباتر کرده بود.

The manicure had made her fingernails look prettier.

5

در این گزارش، وضعیت ناخن‌های بیمار در زمان پذیرش ثبت شده است.

In this report, the condition of the patient's nails at the time of admission has been recorded.

6

مطالعات نشان داده‌اند که ناخن‌ها می‌توانند اطلاعاتی درباره سلامت کلی بدن ارائه دهند.

Studies have shown that nails can provide information about overall body health.

어휘 가족

명사
ناخن
동사
کوتاه کردن ناخن (to cut nails), لاک زدن (to apply polish)
부사
-
형용사
بلند (long), کوتاه (short)
관련
ناخن‌گیر (nail clippers)

암기 팁

Imagine a knight's 'nail' (ناخن) on his metal glove, protecting his finger. Or, think of a cat's sharp 'nail' (ناخن) scratching furniture.

Overview

واژه «ناخن» در زبان فارسی به بخش سخت و محافظی اطلاق می‌شود که در قسمت انتهایی انگشتان دست و پا قرار دارد. این ساختار عمدتاً از پروتئینی به نام کراتین تشکیل شده است و وظایف متعددی را بر عهده دارد. ناخن‌ها از بافت حساس زیرین انگشتان محافظت کرده و همچنین در انجام کارهایی که نیاز به دقت و ظرافت دارند، مانند برداشتن اشیاء کوچک یا خراشیدن، به ما کمک می‌کنند.

کاربردها و ظرایف معنایی:

در زبان فارسی، «ناخن» معمولاً به صورت مستقیم و بدون ابهام به کار می‌رود. با این حال، در برخی عبارات اصطلاحی، معانی مجازی یا کنایه‌آمیزی پیدا می‌کند. برای مثال، «ناخن زدن» می‌تواند به معنی خراشیدن یا آسیب رساندن باشد، و «ناخن کشیدن» نیز همین مفهوم را می‌رساند. در برخی متون ادبی یا گفتاری، ممکن است ناخن به عنوان نمادی از قدرت، چنگ انداختن، یا حتی زیبایی (در مورد ناخن‌های دست) به کار رود.

الگوهای کاربردی:

کاربرد «ناخن» در زبان فارسی بسیار رایج و در سطوح مختلف زبانی است. در مکالمات روزمره، هنگام صحبت درباره بهداشت شخصی (کوتاه کردن ناخن)، آسیب‌دیدگی (ناخن شکسته)، یا کارهای دستی، به طور طبیعی از این واژه استفاده می‌شود. در متون رسمی‌تر مانند مقالات پزشکی یا بهداشتی، «ناخن» همچنان واژه اصلی است، هرچند ممکن است در کنار اصطلاحات تخصصی‌تر نیز به کار رود. در ادبیات، بسته به متن، می‌تواند بار معنایی متفاوتی داشته باشد؛ گاهی نماد لطافت و ظرافت (ناخن‌های مرتب و زیبا) و گاهی نماد خشونت یا چنگ زدن (مانند چنگ انداختن گربه با ناخن‌هایش).

بافت‌های رایج:

۱. بهداشت شخصی: کوتاه کردن ناخن، مانیکور، پدیکور، تمیز کردن ناخن.

۲. آسیب‌دیدگی: ناخن شکسته، ناخن خرد شده، عفونت ناخن.

۳. کارهای روزمره: استفاده از ناخن برای باز کردن بسته‌ها، خراشیدن سطوح.

۴. حیوانات: ناخن گربه، ناخن شیر (برای اشاره به پنجه).

۵. زیبایی: لاک زدن ناخن، طراحی ناخن.

مقایسه با کلمات مشابه:

در زبان فارسی، کلمه مستقیمی که بتوان آن را مترادف دقیق «ناخن» در نظر گرفت، وجود ندارد. اما مفاهیمی مانند «چنگال» (برای حیوانات) یا «پنجه» (برای حیوانات و گاهی به صورت استعاری برای دست انسان) وجود دارند که با ناخن تفاوت دارند. چنگال و پنجه معمولاً به کل اندام حرکتی حیوانات (شامل ناخن‌های تیز و گاهی چنگک‌دار) اشاره دارد، در حالی که ناخن بخش خاصی از آن است. «کف دست» یا «انگشت» نیز اعضای کامل‌تری هستند و نباید با ناخن اشتباه گرفته شوند.

سطح و لحن:

«ناخن» یک کلمه خنثی و پرکاربرد است که در تمام سطوح زبانی، از محاوره‌ای‌ترین گفتگوها گرفته تا متون علمی، قابل استفاده است. لحن آن بسته به جمله‌ای که در آن به کار می‌رود، می‌تواند تغییر کند. مثلاً «ناخن پاش رو کوتاه کن» لحنی دوستانه و روزمره دارد، در حالی که «ناخن‌های بیمار دچار تغییر رنگ شده بود» لحنی توصیفی و احتمالاً کمی رسمی‌تر در یک گزارش پزشکی است.

ترکیبات رایج (Collocations):

  • کوتاه کردن ناخن: عمل بریدن ناخن‌ها.
  • ناخن شکسته: حالتی که ناخن به طور کامل یا جزئی جدا شده یا ترک برداشته است.
  • لاک ناخن: ماده‌ای رنگی که برای زیبایی روی ناخن زده می‌شود.
  • مانیکور ناخن: مراقبت و زیبایی ناخن‌های دست.
  • ناخن مصنوعی: ناخن‌هایی که از مواد دیگر ساخته شده و به ناخن طبیعی چسبانده می‌شوند.
  • ناخن گیر: ابزاری برای کوتاه کردن ناخن.
  • کاشت ناخن: فرآیندی برای بلندتر و زیباتر کردن ناخن‌ها با استفاده از مواد خاص.
  • ناخن جوییدن: عادتی که در آن فرد ناخن‌های خود را می‌گزد.

사용 참고사항

The word 'ناخن' is neutral and widely understood across all registers. It's used in everyday conversation, medical contexts, and even literature. Be mindful not to confuse it with 'میخ' (metal nail). In beauty contexts, 'مانیکور' and 'پدیکور' are common loanwords.

자주 하는 실수

Learners might confuse 'ناخن' (fingernail/toenail) with 'میخ' (metal nail). Always use 'ناخن' for the body part. Avoid using 'ناخن' to describe animal claws unless specifying the nail part; 'چنگال' or 'پنجه' are often better for the whole claw/paw.

암기 팁

Imagine a knight's 'nail' (ناخن) on his metal glove, protecting his finger. Or, think of a cat's sharp 'nail' (ناخن) scratching furniture.

어원

The word 'ناخن' originates from Middle Persian ('nāxun'). It has cognates in other Indo-Iranian languages, suggesting an ancient shared root related to the concept of 'nail' or 'claw'.

문화적 맥락

In Iranian culture, well-kept nails, especially fingernails (often painted with colorful polish), are considered a sign of beauty and personal care, particularly for women. The act of 'مانیکور' (manicure) and 'پدیکور' (pedicure) is common. Unkempt or bitten nails can sometimes carry negative social connotations.

예시

1

ناخن‌هایم را کوتاه کردم چون خیلی بلند شده بودند.

everyday

I cut my nails because they had become too long.

2

لطفاً مراقب باش ناخن پایت به جایی گیر نکند.

everyday

Please be careful not to catch your toenail on anything.

3

دکتر گفت عفونت ناخن پای چپش را جدی بگیرد.

formal

The doctor said to take the infection of his left toenail seriously.

4

مانیکور ناخن‌های دستش را زیباتر کرده بود.

informal

The manicure had made her fingernails look prettier.

5

در این گزارش، وضعیت ناخن‌های بیمار در زمان پذیرش ثبت شده است.

business

In this report, the condition of the patient's nails at the time of admission has been recorded.

6

مطالعات نشان داده‌اند که ناخن‌ها می‌توانند اطلاعاتی درباره سلامت کلی بدن ارائه دهند.

academic

Studies have shown that nails can provide information about overall body health.

7

گربه با ناخن‌های تیزش به در چنگ انداخت.

literary

The cat scratched the door with its sharp claws.

8

ناخن جوییدن عادت بدی است که باید ترک شود.

informal

Nail-biting is a bad habit that should be stopped.

어휘 가족

명사
ناخن
동사
کوتاه کردن ناخن (to cut nails), لاک زدن (to apply polish)
부사
-
형용사
بلند (long), کوتاه (short)
관련
ناخن‌گیر (nail clippers)

자주 쓰는 조합

کوتاه کردن ناخن To cut nails
ناخن شکسته Broken nail
لاک ناخن Nail polish
مانیکور ناخن Fingernail manicure
ناخن گیر Nail clippers/cutter
کاشت ناخن Nail extension/application
ناخن جوییدن Nail biting
ناخن مصنوعی Artificial nail

자주 쓰는 구문

ناخن پا

Toenail

ناخن دست

Fingernail

ناخن زدن

To scratch (with nails)

ناخن جوییدن

To bite nails

자주 혼동되는 단어

ناخن vs میخ (mikh)

'ناخن' refers to the body part on fingers/toes. 'میخ' is a metal fastener (nail) used in construction. Example: 'He hammered a میخ into the wall.' vs. 'She cut her ناخن.'

ناخن vs چنگال (changal)

'ناخن' is the hard covering. 'چنگال' refers to the entire claw or talon of an animal, often implying sharpness and function for grasping. Example: 'The lion's چنگال were fearsome.' vs. 'My ناخن broke.'

ناخن vs پنجه (panjeh)

'ناخن' is the specific part. 'پنجه' refers to the paw or foot of an animal, including the nails/claws. Example: 'The cat licked its پنجه.' vs. 'The cat sharpened its ناخن.'

문법 패턴

Subject + ناخن + را + Verb (e.g., من ناخن را کوتاه کردم) Possessive suffix + ناخن (e.g., ناخن‌هایم - my nails) Adjective + ناخن (e.g., ناخن شکسته - broken nail) Verb + ناخن (e.g., ناخن زدن - to scratch) ناخن + Prepositional phrase (e.g., ناخن پا - toenail) Noun + ناخن (e.g., لاک ناخن - nail polish)

Keep it Simple

For A1 learners, focus on the basic meaning: the hard part at the end of your finger. Use it in simple sentences about your body.

Don't Confuse with 'Fingernail'

While 'nail' can refer to metal nails, in Persian, 'ناخن' specifically means the body part. Use other words for metal nails.

Beauty Standards

In Iran, well-maintained fingernails (manicure) are often seen as a sign of beauty and cleanliness, especially for women.

Idiomatic Usage

Pay attention to phrases like 'ناخن زدن' (to scratch) or 'ناخن جویدن' (to bite nails) to understand nuanced meanings.

셀프 테스트

fill blank

Complete the sentence with the correct word.

لطفاً ___ هایت را کوتاه کن.

정답! 아쉬워요. 정답: ناخن

The sentence is asking to trim the hard part at the end of fingers/toes, which is 'ناخن'.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'ناخن' in this context.

او ناخن دستش را با ناخن‌گیر کوتاه کرد.

정답! 아쉬워요. 정답: The fingernail

'ناخن دست' specifically refers to the fingernail.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

را / کوتاه / ناخن‌هایم / من

정답! 아쉬워요. 정답: من ناخن‌هایم را کوتاه کردم.

The standard Persian sentence structure is Subject-Object-Verb. 'من' (I) is the subject, 'ناخن‌هایم' (my nails) is the object, and 'کوتاه کردم' (shortened) is the verb phrase.

error correction

Find and fix the error in the sentence.

او ناخن را در دیوار زد.

정답! 아쉬워요. 정답: او میخ را در دیوار زد.

The word 'ناخن' refers to a fingernail or toenail. For a metal fastener used in walls, the correct word is 'میخ'.

점수: /4

시각 학습 자료

Word Family

ناخن

Nouns

  • ناخن‌گیر
  • ناخن‌کاری
  • مانیکور
  • پدیکور

Verbs

  • کوتاه کردن ناخن
  • لاک زدن
  • کاشت ناخن

Adjectives

  • ناخن‌دار (rare)
  • بلند
  • کوتاه

Usage Contexts

Daily Life

  • دست‌هایم را شستم و ناخن‌هایم را کوتاه کردم.
  • گربه با ناخن‌هایش روی مبل خراش انداخت.

Health & Hygiene

  • زیر ناخن‌هایم تمیز است.
  • ناخن دستم شکسته.

Beauty & Fashion

  • او همیشه ناخن‌هایش را لاک می‌زند.
  • کاشت ناخن مد شده است.

Animal Description

  • شیر با ناخن‌های قدرتمندش شکار می‌کند.

자주 묻는 질문

8 질문

می‌توانید بگویید «ناخن‌های دست» یا «ناخن‌های پا». اگر می‌خواهید به وضعیت آن اشاره کنید، می‌توانید بگویید «ناخن‌هایم بلند شده»، «ناخن‌هایم شکسته» یا «ناخن‌هایم را لاک زدم».

خیر، «ناخن» برای حیوانات هم به کار می‌رود، اما معمولاً در کنار کلماتی مانند «چنگال» یا «پنجه» استفاده می‌شود تا به بخش مشخصی از پای حیوان اشاره کند.

با ناخن می‌توان کارهای ظریفی مثل برداشتن چیزهای کوچک، خراشیدن سطوح، یا باز کردن بسته‌های کوچک را انجام داد. البته نباید در انجام این کارها زیاده‌روی کرد تا ناخن آسیب نبیند.

کوتاه کردن ناخن‌ها برای حفظ بهداشت ضروری است، زیرا زیر ناخن‌ها می‌تواند محل تجمع میکروب‌ها و کثیفی باشد. همچنین ناخن‌های بلند ممکن است راحت‌تر بشکنند یا باعث خراشیدگی شوند.

«ناخن» بخشی سخت و محافظ در انتهای انگشتان است. «چنگال» معمولاً به پنجه حیوانات وحشی مانند شیر یا گربه گفته می‌شود که شامل ناخن‌های تیز و قدرتمند است.

بله، مثلاً «ناخن زدن» یعنی خراشیدن. یا در مورد کسی که خیلی لاغر است، ممکن است به شوخی بگویند «استخوان‌هایش از زیر ناخن‌هایش معلوم است».

می‌توانید از عباراتی مانند «مراقبت از ناخن»، «مانیکور» (برای دست) یا «پدیکور» (برای پا) استفاده کنید. همچنین می‌توانید بگویید «ناخن‌هایم را تقویت می‌کنم».

بله، گاهی ناخن‌های بلند و نامرتب یا ناخن جوییدن می‌تواند نشان‌دهنده عدم بهداشت یا اضطراب باشد. همچنین در ادبیات، ناخن می‌تواند نماد خشونت یا چنگ انداختن باشد.

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!