تمام_کردن
To finish, to complete
“Tamām kardan” is the versatile, neutral verb to express finishing or completing any task, project, or event, signifying an end point or successful conclusion.
Wort in 30 Sekunden
- To finish or complete an action or process.
- Widely used in both formal and informal contexts.
- Neutral register, suitable for most situations.
- Common mistake: confusing with 'to make perfect.'
- Reflects Persian emphasis on completing tasks.
Summary
“Tamām kardan” is the versatile, neutral verb to express finishing or completing any task, project, or event, signifying an end point or successful conclusion.
- To finish or complete an action or process.
- Widely used in both formal and informal contexts.
- Neutral register, suitable for most situations.
- Common mistake: confusing with 'to make perfect.'
- Reflects Persian emphasis on completing tasks.
Differentiate Transitive/Intransitive
Remember "تمام کردن" (tamām kardan) is transitive, meaning "to finish something" (e.g., "من کارم را تمام کردم" - I finished my work). Its intransitive counterpart is "تمام شدن" (tamām shodan), meaning "to finish itself" (e.g., "کارم تمام شد" - My work finished). This distinction is crucial for correct sentence structure.
Avoid Literal "Complete" Translation
While "complete" is a definition, don't use "تمام کردن" when you mean "to make perfect" or "to fill out." For forms, use "کامل کردن" (kāmel kardan - to complete/fill out). For making something perfect, "تکمیل کردن" (takmil kardan) is more appropriate. "تمام کردن" simply means bringing to an end.
Expressing Task Completion
Persians often use "تمام کردم" (I finished) to express a sense of accomplishment or relief after completing a task, big or small. It's a common way to signal readiness for the next activity or a break. Use it to sound more natural when concluding an activity.
Nuances with Resources
"تمام کردن" can also mean "to run out of" or "to use up" resources. For example, "پولم تمام شد" (My money ran out) or "آب تمام شد" (The water ran out). This extends its meaning beyond just finishing a task to the depletion of a finite resource.
Beispiele
6 von 8باید این کار را تا فردا تمام کنم.
I must finish this work by tomorrow.
هیئت مدیره پروژه بزرگ را با موفقیت تمام کردند.
The board successfully completed the major project.
بالاخره این کتاب رو تموم کردم! چقدر طول کشید.
I finally finished this book! It took so long.
پژوهشگران مقاله خود را پس از ماهها کار فشرده تمام کردند.
The researchers finished their paper after months of intensive work.
شرکت توانست قرارداد را قبل از تاریخ مقرر تمام کند.
The company was able to finish the contract before the due date.
وقتی آخرین برگ از دفتر زندگیاش را تمام کرد، لبخندی بر لب داشت.
When he finished the last page of his life's notebook, he had a smile on his face.
Wortfamilie
Merkhilfe
Imagine a "TAM" (like a drum) beating the final, decisive "AM" sound as you complete a task. "TAM-AM kardan" means you've hit the final beat, signaling the end. Picture yourself drumming a final "TAM-AM!" as you put the last piece of a puzzle together or write the last word of an essay. This sound-based imagery will help you recall its meaning of "to finish" or "to complete."
Overview
«تمام_کردن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای به پایان رساندن یک عمل، فرآیند، یا وضعیت است. این فعل گستره معنایی وسیعی دارد و میتواند از یک کار ساده روزمره تا یک پروژه بزرگ یا حتی یک رابطه را شامل شود. بار عاطفی آن معمولاً خنثی است، اما بسته به بافت جمله میتواند حس رضایت از اتمام موفقیتآمیز یک کار، یا حس رهایی و آسودگی پس از پایان چیزی دشوار را منتقل کند. مثلاً، «کارم را تمام کردم» میتواند به معنای اتمام موفقیتآمیز یک وظیفه و آمادگی برای استراحت باشد، در حالی که «رابطهمان تمام شد» حس غم یا تسلیم را القا میکند. این فعل نشاندهنده یک نقطه پایانی و انتقال از یک حالت به حالت دیگر است. در واقع، «تمام کردن» نه تنها به معنای پایان فیزیکی یک عمل است، بلکه میتواند به معنای تکمیل و به سرانجام رساندن چیزی نیز باشد که ممکن است با تلاش و کوشش همراه بوده باشد. این فعل جزء افعال مرکب است که از اسم «تمام» و فعل «کردن» تشکیل شده و در زبان فارسی بسیار رایج است. درک صحیح این فعل برای هر زبانآموزی ضروری است، چرا که در مکالمات روزمره، متون رسمی و غیررسمی، و ادبیات کاربرد فراوانی دارد.
«تمام_کردن» فعلی است که هم در گفتار و هم در نوشتار به وفور استفاده میشود و محدودیت خاصی از نظر رسمی یا غیررسمی بودن ندارد. در مکالمات روزمره، مردم به راحتی از آن برای بیان اتمام کارهای کوچک و بزرگ استفاده میکنند: «درس خواندنم تمام شد»، «غذا را تمام کردم». در متون رسمی مانند گزارشها، مقالات علمی، یا نامههای اداری نیز کاربرد دارد، هرچند ممکن است در برخی بافتها، افعال رسمیتر مانند «به پایان رساندن» یا «تکمیل نمودن» ترجیح داده شوند. با این حال، «تمام کردن» همچنان قابل قبول و رایج است. از نظر منطقهای، این فعل در تمام گویشها و لهجههای فارسیزبانان ایران، افغانستان، و تاجیکستان به یک شکل و با یک مفهوم اصلی مورد استفاده قرار میگیرد و تفاوت معنایی یا کاربردی خاصی در مناطق مختلف ندارد. این یک مزیت برای زبانآموزان است که میتوانند با اطمینان خاطر از آن در هر محیط فارسیزبان استفاده کنند. در نوشتار، معمولاً به شکل کامل «تمام کردن» نوشته میشود، اما در گفتار ممکن است به «تموم کردن» تغییر شکل دهد که یک تغییر آوایی رایج در فارسی گفتاری است و زبانآموز باید با هر دو شکل آشنا باشد.
**بافتهای رایج (Common Contexts):**
- کار و تحصیل: در محیط کار یا تحصیل، «تمام کردن» بسیار رایج است. «پروژه را تمام کردم»، «امتحاناتم تمام شد»، «کارم را تمام کردم و رفتم». این کاربرد نشاندهنده اتمام وظایف و مسئولیتهاست.
- سفر: در زمینه سفر نیز میتوان از آن استفاده کرد، مثلاً برای اتمام یک سفر یا یک مرحله از سفر: «سفرمان تمام شد و برگشتیم».
- رسانه و اخبار: در رسانهها، برای اعلام پایان یک رویداد، برنامه، یا حتی یک دوره زمانی: «برنامه تلویزیونی به زودی تمام میشود»، «دوره ریاست جمهوری او تمام شد».
- ادبیات: در ادبیات، این فعل میتواند برای بیان پایان یک داستان، یک دوره زندگی، یا حتی یک احساس به کار رود. «فصل پاییز تمام شد و زمستان آمد»، «عشقشان تمام شد».
- شبکههای اجتماعی: در پلتفرمهای اجتماعی، افراد از آن برای به اشتراک گذاشتن اتمام یک فعالیت یا یک اتفاق استفاده میکنند: «بالاخره این کتاب رو تموم کردم!» یا «رابطهام با فلانی تموم شد.»
- زندگی روزمره: در مکالمات روزمره، برای اشاره به اتمام خوردن، نوشیدن، یا هر فعالیت خانگی: «غذایم را تمام کردم»، «آب تمام شد».
- سلامتی و پزشکی: برای اشاره به اتمام دوره درمان یا دارو: «دوره داروها را تمام کردم.»
**مقایسه با کلمات مشابه (Comparison with Similar Words):**
- به پایان رساندن: این عبارت بسیار نزدیک به «تمام کردن» است، اما کمی رسمیتر و با تاکید بیشتری بر «رساندن» چیزی به مقصد نهایی است. «پروژه را به پایان رساندم» حس جدیت و تلاش بیشتری را القا میکند. «تمام کردن» میتواند شامل کارهای کوچک و بدون زحمت زیاد هم باشد، در حالی که «به پایان رساندن» اغلب برای کارهای مهمتر و با برنامهریزی به کار میرود.
- کامل کردن/تکمیل کردن: این افعال بیشتر بر جنبه «کامل و بینقص» کردن چیزی تاکید دارند. وقتی میگوییم «فرم را کامل کردم»، یعنی تمام اطلاعات لازم را وارد کردهام. «تمام کردن» میتواند به معنای صرفاً به انتها رساندن باشد، حتی اگر کامل و بینقص نباشد. مثلاً ممکن است یک نقاشی را «تمام کنید» اما هنوز جای کار داشته باشد، در حالی که «تکمیل کردن» به معنای رفع نواقص و رساندن به حد مطلوب است.
- خاتمه دادن: این فعل بیشتر بار رسمی و حقوقی دارد و اغلب برای پایان دادن به یک قرارداد، یک بحث، یا یک وضعیت نامطلوب به کار میرود. «به دعوا خاتمه دادم.» در حالی که «تمام کردن» میتواند برای هر چیزی استفاده شود.
- به اتمام رساندن: این عبارت نیز بسیار شبیه «به پایان رساندن» است و کمی رسمیتر از «تمام کردن» است. معمولاً برای کارهای مهم و پروژهها استفاده میشود.
- پایان دادن: این فعل نیز مانند «خاتمه دادن» میتواند بار رسمی داشته باشد و اغلب با قاطعیت بیشتری همراه است، مثلاً «به جنگ پایان دادند.»
«تمام کردن» در مقایسه با اینها، عمومیترین و پرکاربردترین فعل است که میتواند در اکثر موقعیتها به جای آنها استفاده شود، مگر اینکه نیاز به تاکید بر رسمی بودن، کامل بودن، یا قاطعیت خاصی باشد.
**ثبت و لحن (Register & Tone):**
«تمام_کردن» یک فعل با لحن خنثی است و در اکثر موقعیتها مناسب است. نه بیش از حد رسمی است که در مکالمات روزمره عجیب به نظر برسد، و نه آنقدر غیررسمی است که در متون جدی نامناسب باشد. این ویژگی آن را به انتخابی امن و همهکاره تبدیل میکند.
- چه زمانی مناسب است: تقریباً همیشه مناسب است. در مکالمات دوستانه، جلسات کاری، گزارشهای خبری، داستانها، و حتی در نوشتن مقالات علمی (البته با رعایت ساختار جمله). مثلاً: «کارم را تمام کردم» (روزمره)، «این بخش از تحقیق را تمام کردیم» (آکادمیک).
- چه زمانی باید از آن اجتناب کرد: در مواردی که نیاز به تاکید بر رسمی بودن یا ظرافت بیشتر است، میتوان از مترادفهای رسمیتر مانند «به پایان رساندن»، «تکمیل نمودن» یا «خاتمه دادن» استفاده کرد. مثلاً در یک متن حقوقی برای پایان یک قرارداد، «خاتمه دادن به قرارداد» مناسبتر از «تمام کردن قرارداد» است. همچنین، در برخی موارد که مفهوم «کامل و بینقص کردن» مد نظر است، «کامل کردن» یا «تکمیل کردن» ارجحیت دارد. با این حال، حتی در این موارد نیز «تمام کردن» اغلب قابل فهم است، اما ممکن است بهترین انتخاب نباشد.
**همآییها در بافت (Collocations in Context):**
«تمام_کردن» با اسمهای مختلفی همآیی دارد که درک آنها به زبانآموز کمک میکند تا طبیعیتر صحبت کند.
- کار را تمام کردن: (to finish the work) «باید کارم را تا عصر تمام کنم.» (I must finish my work by evening.)
- غذا را تمام کردن: (to finish the food) «لطفاً غذایت را تمام کن.» (Please finish your food.)
- کتاب را تمام کردن: (to finish the book) «دیشب کتاب جدیدم را تمام کردم.» (Last night I finished my new book.)
- درس را تمام کردن: (to finish the studies/lesson) «بالاخره درسم را تمام کردم و فارغالتحصیل شدم.» (Finally, I finished my studies and graduated.)
- پروژه را تمام کردن: (to finish the project) «تیم ما پروژه را به موقع تمام کرد.» (Our team finished the project on time.)
- رابطه را تمام کردن: (to end a relationship) «آنها تصمیم گرفتند رابطهشان را تمام کنند.» (They decided to end their relationship.)
- پول را تمام کردن: (to run out of money) «پولم تمام شد و نتوانستم آن را بخرم.» (I ran out of money and couldn't buy it.)
- زمان را تمام کردن: (to run out of time) «وقتمان تمام شد و باید سریعتر حرکت کنیم.» (Our time ran out and we must move faster.)
این همآییها نشان میدهند که «تمام کردن» چقدر انعطافپذیر است و میتواند با مفاهیم مختلفی از اتمام یک فعالیت تا پایان یک منبع یا یک وضعیت همراه شود. توجه به این همآییها در تقویت مهارتهای گفتاری و نوشتاری بسیار مهم است.
Nutzungshinweise
“تمام کردن” is a highly versatile and neutral verb, suitable for almost any context, from casual conversations to formal reports. It's equally common in written and spoken Persian across all regions. While “تموم کردن” is the prevalent spoken form, “تمام کردن” is used in writing. It's generally safe to use, but in very formal or legal documents, slightly more formal alternatives like “به پایان رساندن” or “تکمیل نمودن” might be preferred for stylistic reasons or to convey a specific nuance of completion. Avoid using it if the intent is to “perfect” something rather than just “end” it, where “کامل کردن” or “تکمیل کردن” would be better.
Häufige Fehler
A common mistake is confusing “تمام کردن” (transitive, to finish something) with “تمام شدن” (intransitive, for something to finish itself). Learners might say “کارم تمام کرد” instead of “من کارم را تمام کردم” or “کارم تمام شد.” Another error is using it when “to complete/fill out” (کامل کردن) is intended, such as saying “فرم را تمام کردم” instead of “فرم را کامل کردم.” Misunderstanding its use for resource depletion (e.g., “پول تمام کردم” instead of “پولم تمام شد”) is also frequent. Finally, learners sometimes use it too broadly, missing opportunities to use more specific or formal synonyms when appropriate, leading to less nuanced expression.
Merkhilfe
Imagine a "TAM" (like a drum) beating the final, decisive "AM" sound as you complete a task. "TAM-AM kardan" means you've hit the final beat, signaling the end. Picture yourself drumming a final "TAM-AM!" as you put the last piece of a puzzle together or write the last word of an essay. This sound-based imagery will help you recall its meaning of "to finish" or "to complete."
Wortherkunft
The word "تمام" (tamām) originates from Arabic, meaning "completion," "perfection," or "the whole." It entered the Persian language during the Islamic Golden Age, becoming a fundamental component of many Persian words and phrases. The verb "کردن" (kardan) is an ancient Persian verb meaning "to do" or "to make." Thus, "تمام کردن" literally translates to "to make complete" or "to do completion." This compound verb structure is very common in Persian, where an Arabic noun is combined with a native Persian verb to create a new verb.
Kultureller Kontext
The concept of "تمام کردن" (finishing/completing) is deeply ingrained in Persian culture, reflecting a value placed on seeing tasks through to their end. It's common to hear people express relief or satisfaction upon finishing a task, whether it's a simple household chore or a major project. On social media, people frequently share updates like "کتابم رو تموم کردم!" (I finished my book!) or "پروژه بالاخره تموم شد!" (The project is finally finished!), highlighting a shared cultural emphasis on accomplishment. While the word itself is neutral, the act of "تمام کردن" often carries a positive connotation of diligence and responsibility, especially among older generations. Younger generations use it just as frequently, often in its colloquial form "تموم کردن," reflecting its pervasive and timeless utility in Persian communication.
Beispiele
باید این کار را تا فردا تمام کنم.
everydayI must finish this work by tomorrow.
هیئت مدیره پروژه بزرگ را با موفقیت تمام کردند.
formalThe board successfully completed the major project.
بالاخره این کتاب رو تموم کردم! چقدر طول کشید.
informalI finally finished this book! It took so long.
پژوهشگران مقاله خود را پس از ماهها کار فشرده تمام کردند.
academicThe researchers finished their paper after months of intensive work.
شرکت توانست قرارداد را قبل از تاریخ مقرر تمام کند.
businessThe company was able to finish the contract before the due date.
وقتی آخرین برگ از دفتر زندگیاش را تمام کرد، لبخندی بر لب داشت.
literaryWhen he finished the last page of his life's notebook, he had a smile on his face.
آب تمام شد، باید آب بخریم.
everydayThe water ran out, we need to buy water.
او دوره درمان خود را تمام کرد و اکنون کاملاً بهبود یافته است.
health/medicalHe finished his course of treatment and is now fully recovered.
Wortfamilie
Grammatikmuster
Differentiate Transitive/Intransitive
Remember "تمام کردن" (tamām kardan) is transitive, meaning "to finish something" (e.g., "من کارم را تمام کردم" - I finished my work). Its intransitive counterpart is "تمام شدن" (tamām shodan), meaning "to finish itself" (e.g., "کارم تمام شد" - My work finished). This distinction is crucial for correct sentence structure.
Avoid Literal "Complete" Translation
While "complete" is a definition, don't use "تمام کردن" when you mean "to make perfect" or "to fill out." For forms, use "کامل کردن" (kāmel kardan - to complete/fill out). For making something perfect, "تکمیل کردن" (takmil kardan) is more appropriate. "تمام کردن" simply means bringing to an end.
Expressing Task Completion
Persians often use "تمام کردم" (I finished) to express a sense of accomplishment or relief after completing a task, big or small. It's a common way to signal readiness for the next activity or a break. Use it to sound more natural when concluding an activity.
Nuances with Resources
"تمام کردن" can also mean "to run out of" or "to use up" resources. For example, "پولم تمام شد" (My money ran out) or "آب تمام شد" (The water ran out). This extends its meaning beyond just finishing a task to the depletion of a finite resource.
Teste dich selbst
جای خالی را با شکل صحیح فعل «تمام کردن» پر کنید.
او پروژه را قبل از موعد مقرر ___________.
فاعل «او» و مفعول «پروژه» است، پس فعل متعدی «تمام کردن» به صورت گذشته ساده و سوم شخص مفرد «تمام کرد» میآید. «تمام شد» فعل لازم است و برای فاعل غیرفعال به کار میرود.
کدام جمله معنی «پایان دادن به یک رابطه» را میدهد؟
کدام جمله زیر صحیح است؟
«تمام کردن» فعلی متعدی است و نیاز به فاعل (آنها) و مفعول (رابطهشان) دارد. «تمام کردند» شکل صحیح فعل برای فاعل سوم شخص جمع است.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنیدار بسازید.
کلمات: (من / غذا / تمام کردن / باید)
این جمله نشان میدهد که فاعل (من) باید عمل (تمام کردن) را روی مفعول (غذا) انجام دهد. ساختار جمله فاعل + فعل کمکی + مفعول + فعل اصلی است.
جمله زیر را تصحیح کنید.
کتاب من دیروز تمام شد. (منظور: من کتابم را تمام کردم.)
جمله اصلی «کتاب من دیروز تمام شد» به این معنی است که کتاب خودش به پایان رسید. برای بیان اینکه «من» کتاب را به پایان رساندم، باید از فعل متعدی «تمام کردن» استفاده کرد و فاعل «من» را اضافه نمود.
Ergebnis: /4
Visuelle Lernhilfen
Word Family
Nouns
- تمام
- اتمام
Verbs
- تمام شدن
Adjectives
- تمام
Usage Contexts
Academic
- پروژه تحقیقاتی را تمام کردن
- مقاله را تمام کردن
Daily Life
- غذا را تمام کردن
- کارم را تمام کردم
Business
- قرارداد را تمام کردن
- پروژه را به موقع تمام کردن
Häufig gestellte Fragen
10 Fragen«تمام کردن» عمومیتر است و برای هر کاری، از کوچک تا بزرگ، استفاده میشود. «به پایان رساندن» کمی رسمیتر است و بیشتر برای کارهای مهمتر یا پروژههایی که نیاز به تلاش و برنامهریزی دارند، به کار میرود. هر دو به معنای اتمام هستند، اما «به پایان رساندن» حس جدیت بیشتری دارد.
بله، در فارسی گفتاری معمولاً به صورت «تموم کردن» تلفظ میشود. این یک تغییر آوایی رایج است که زبانآموزان باید با آن آشنا باشند. هر دو شکل نوشتاری و گفتاری معنای یکسانی دارند.
بله، کاملاً رایج است. مثلاً «آنها رابطهشان را تمام کردند» به معنای پایان دادن به یک رابطه است. این کاربرد در مکالمات روزمره و حتی در متون غیررسمی پذیرفته شده است.
بله، در برخی موارد به معنای مصرف کردن یا خالی شدن چیزی است. مثلاً «آب تمام شد» یعنی آب مصرف شد و دیگر نیست، یا «پولم تمام شد» یعنی پولم خرج شد و دیگر ندارم. این یک کاربرد رایج دیگر است.
به خودی خود بار منفی ندارد و خنثی است. اما بسته به بافت جمله، میتواند حس منفی را منتقل کند. مثلاً «زندگیاش تمام شد» (فوت کرد) یا «پولم تمام شد» (بیپول شدم) میتوانند بار منفی داشته باشند.
بله، «تمام کردن» در متون رسمی و آکادمیک نیز کاربرد دارد، هرچند ممکن است در برخی موارد خاص، افعال رسمیتری مانند «تکمیل نمودن» یا «به اتمام رساندن» ترجیح داده شوند. اما استفاده از «تمام کردن» اشتباه نیست.
«تمام کردن» به معنای به انتها رساندن است، در حالی که «کامل کردن» به معنای بینقص و کامل کردن چیزی است. ممکن است کاری را تمام کنید ولی کامل نباشد. مثلاً «نقاشی را تمام کردم» اما شاید هنوز جای کار داشته باشد، در حالی که «نقاشی را کامل کردم» یعنی آن را به حد مطلوب رساندم.
بله، «تمام شدن» فعل لازم و به معنای «خودش به پایان رسیدن» است (e.g., کار تمام شد). «تمام کردن» فعل متعدی و به معنای «چیزی را به پایان رساندن» است (e.g., من کار را تمام کردم). این تفاوت فاعل و مفعول بسیار مهم است.
در برخی بافتهای بسیار غیررسمی و عامیانه، بله، میتواند به معنای «کار کسی را تمام کردن» (یعنی او را کشتن یا نابود کردن) استفاده شود، اما این کاربرد بسیار خشن و غیررسمی است و نباید در موقعیتهای عادی استفاده شود. معنی اصلی آن «به پایان رساندن» است.
برای تمرین تلفظ، ابتدا به شکل نوشتاری «تمام کردن» و سپس به شکل گفتاری «تموم کردن» توجه کنید. صدای «آ» در «تمام» و «اُ» در «تموم» مهم است. با گوش دادن به بومیزبانان و تکرار جملات حاوی این فعل، میتوانید تلفظ خود را بهبود بخشید.
Ähnliche Regeln
Verwandte Redewendungen
Verwandtes Vokabular
Mehr general Wörter
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).