مغازه
Shop, store
Maghaze is a common Persian word for a shop or store, especially small to medium-sized ones, used frequently in daily conversation.
Palabra en 30 segundos
- A place where goods or services are sold.
- Typically a small to medium-sized retail space.
- Commonly used in everyday spoken Persian.
- Can refer to various types of shops (food, clothes, etc.).
Summary
Maghaze is a common Persian word for a shop or store, especially small to medium-sized ones, used frequently in daily conversation.
- A place where goods or services are sold.
- Typically a small to medium-sized retail space.
- Commonly used in everyday spoken Persian.
- Can refer to various types of shops (food, clothes, etc.).
Start with the Basics
Focus on using 'مغازه' in simple sentences like 'من به مغازه میروم' (I go to the shop) or 'این یک مغازه است' (This is a shop).
Avoid Overuse in Formal Writing
While common, 'مغازه' can sound too informal in very official documents. Consider 'فروشگاه' or 'واحد تجاری' for legal or business contracts.
Local Charm
Many neighborhoods have beloved 'مغازههای' known for specific goods or friendly owners. Visiting them offers a glimpse into local life and culture.
Nuance with Adjectives
Combine 'مغازه' with adjectives like 'کوچک' (small), 'بزرگ' (big), 'قدیمی' (old), or 'جدید' (new) to paint a clearer picture, e.g., 'مغازه قدیمی پدربزرگم' (my grandfather's old shop).
Ejemplos
6 de 8من هر روز صبح برای خرید نان به مغازه سر کوچه میروم.
Every morning, I go to the shop at the end of the alley to buy bread.
این مغازه لباسهای بسیار شیکی دارد.
This clothing store has very stylish clothes.
لطفاً صورت حساب اجاره این مغازه را تا آخر هفته پرداخت کنید.
Please pay the rent invoice for this shop by the end of the week.
صاحب مغازه با لبخند به مشتریان خوشامد میگفت.
The shopkeeper greeted the customers with a smile.
در مرکز شهر، مغازههای کوچک و بزرگ زیادی در کنار هم قرار گرفتهاند.
In the city center, many small and large shops are located next to each other.
او تصمیم گرفت مغازه کوچکی برای فروش صنایع دستی باز کند.
He decided to open a small shop to sell handicrafts.
Familia de palabras
Truco para recordar
Imagine a 'Mag' (like a magician) opening a 'Ghazal' (a type of Persian poetry often sold in book shops) inside a small 'store'. Mag-Ghazal-Store = مغازه!
Overview
واژه «مغازه» در زبان فارسی یکی از پرکاربردترین واژگان برای اشاره به مکانی است که در آن خرید و فروش انجام میشود. این کلمه به طور کلی فضایی را توصیف میکند که در آن صاحب مغازه (یا فروشنده) اجناس خود را در معرض دید مشتریان قرار میدهد تا آنها را بفروشد.
۱. مفهوم، ظرافتها و بار معنایی:
«مغازه» در زبان فارسی بیشتر برای توصیف فروشگاههای کوچک و متوسط به کار میرود. این واژه بار معنایی خودمانی و روزمره دارد و معمولاً حس صمیمیت و ارتباط نزدیکتر با فروشنده را القا میکند. برخلاف واژههایی مانند «فروشگاه بزرگ» یا «مرکز خرید»، «مغازه» حس یک کسبوکار محلی و اغلب خانوادگی را تداعی میکند. این کلمه میتواند شامل طیف وسیعی از مشاغل باشد؛ از بقالی سر کوچه گرفته تا فروشگاه لباس، لوازم الکترونیکی، کتابفروشی، یا تعمیرگاه. در برخی موارد، «مغازه» حتی میتواند به فضاهای کوچکتری مانند دکه یا کیوسک نیز اشاره کند، البته این کاربرد کمتر رایج است.
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقهای):
«مغازه» در زبان گفتاری و محاورهای بسیار رایج است و بخش جداییناپذیر مکالمات روزمره محسوب میشود. در زبان نوشتاری رسمی، بهخصوص در متون اداری یا حقوقی، ممکن است از واژههای دقیقتری مانند «واحد صنفی»، «واحد تجاری»، یا «فروشگاه» استفاده شود، اما در نوشتار غیررسمی، اخبار، و گزارشها، «مغازه» کاملاً پذیرفته شده است. در مناطق مختلف ایران، این واژه به طور گستردهای استفاده میشود و تفاوت چشمگیری در کاربرد آن دیده نمیشود، هرچند ممکن است در برخی لهجهها تغییرات جزئی در تلفظ یا استفاده از پسوندها وجود داشته باشد.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: این رایجترین زمینه کاربرد «مغازه» است. از خرید نان و میوه گرفته تا تهیه لباس و لوازم مورد نیاز، مردم دائماً با مغازهها در ارتباط هستند. «رفتن به مغازه»، «خرید از مغازه»، «مغازه بغلی» از عبارات بسیار متداول هستند.
- محیط کار: بسیاری از افراد صاحب مغازه هستند یا در مغازهها کار میکنند. واژه «مغازهدار» به صاحب مغازه و «کارگر مغازه» به کسی که در آنجا مشغول به کار است، اشاره دارد.
- رسانه و ادبیات: در فیلمها، سریالها، داستانها و شعرها، «مغازه» اغلب به عنوان نمادی از زندگی عادی، کسبوکار محلی، یا مکانی برای تعاملات اجتماعی به تصویر کشیده میشود. داستانهایی که در مورد مغازههای قدیمی یا شخصیتهای مغازهدار روایت میشوند، حس نوستالژی را برمیانگیزند.
۴. مقایسه با واژگان مشابه:
- فروشگاه (Forooshgah): این واژه کلیتر از «مغازه» است و میتواند شامل مغازههای کوچک، فروشگاههای بزرگ، هایپرمارکتها، و حتی فروشگاههای آنلاین باشد. «فروشگاه» بار معنایی رسمیتری دارد.
- دکان (Dokkan): این واژه بیشتر به کارگاههای کوچک یا مغازههای بسیار سنتی و قدیمی اشاره دارد، مانند دکان عطاری یا دکان آهنگری. امروزه کمتر به صورت عمومی استفاده میشود و گاهی بار معنایی منفی یا کهنه دارد.
- پاساژ (Passage) / مرکز خرید (Markaz-e Kharid): اینها به مجتمعهای بزرگتری گفته میشوند که شامل تعداد زیادی مغازه و فروشگاه در کنار هم هستند.
۵. سطح زبان و لحن (Register & Tone):
«مغازه» واژهای خنثی تا غیررسمی است. استفاده از آن در مکالمات روزمره، بین دوستان، و در جمع خانواده کاملاً مناسب است. در محیطهای کاملاً رسمی مانند جلسات اداری سطح بالا یا اسناد رسمی، بهتر است از واژههای دقیقتر استفاده شود، اما در متنهای خبری، گزارشهای اجتماعی، یا حتی مقالات غیرتخصصی، «مغازه» پذیرفته شده است. لحن آن صمیمی و ملموس است.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations):
- باز کردن مغازه: شروع یک کسبوکار جدید.
- بستن مغازه: پایان دادن به کار روزانه یا تعطیل کردن دائمی.
- مغازه بغلی / کناری: مغازه مجاور.
- مغازه لوکس / شیک: مغازهای با دکوراسیون و اجناس خاص و گرانقیمت.
- مغازه کوچک / بزرگ: اشاره به اندازه فیزیکی مغازه.
- مغازه لباسفروشی / میوهفروشی / کتابفروشی: مشخص کردن نوع کالای فروخته شده.
- مغازه خالی: مغازهای که دیگر فعال نیست یا اجاره داده نشده است.
- مغازه پدربزرگم: اشاره به مغازه متعلق به پدربزرگ، که حس نوستالژی را تقویت میکند.
Notas de uso
The word 'مغازه' is highly versatile and used in almost all informal and semi-formal contexts. It carries a sense of local business and approachability. Avoid it in highly formal legal or academic texts where 'واحد تجاری' or 'فروشگاه' might be preferred. Its usage is consistent across different regions of Iran.
Errores comunes
Learners might confuse 'مغازه' with 'خانه' (house) or 'کارخانه' (factory). Remember, 'مغازه' is specifically for selling goods or services. Sometimes learners might use 'دکان' inappropriately for modern stores; 'مغازه' is safer for general use.
Truco para recordar
Imagine a 'Mag' (like a magician) opening a 'Ghazal' (a type of Persian poetry often sold in book shops) inside a small 'store'. Mag-Ghazal-Store = مغازه!
Origen de la palabra
The word 'مغازه' originates from the Arabic word 'مَغَازَة' (maghāzah), meaning 'place of sale' or 'shop'. It entered Persian centuries ago and has become a fundamental part of the vocabulary for retail spaces.
Contexto cultural
Small shops ('مغازه') are the backbone of many Iranian neighborhoods, often serving as community hubs. The relationship between a shopkeeper ('مغازهدار') and regular customers can be quite personal, reflecting a strong sense of local community and mutual trust.
Ejemplos
من هر روز صبح برای خرید نان به مغازه سر کوچه میروم.
everydayEvery morning, I go to the shop at the end of the alley to buy bread.
این مغازه لباسهای بسیار شیکی دارد.
everydayThis clothing store has very stylish clothes.
لطفاً صورت حساب اجاره این مغازه را تا آخر هفته پرداخت کنید.
businessPlease pay the rent invoice for this shop by the end of the week.
صاحب مغازه با لبخند به مشتریان خوشامد میگفت.
everydayThe shopkeeper greeted the customers with a smile.
در مرکز شهر، مغازههای کوچک و بزرگ زیادی در کنار هم قرار گرفتهاند.
everydayIn the city center, many small and large shops are located next to each other.
او تصمیم گرفت مغازه کوچکی برای فروش صنایع دستی باز کند.
businessHe decided to open a small shop to sell handicrafts.
در آن رمان، شرح زندگی مردی که صاحب یک مغازه عتیقهفروشی بود، آمده است.
literaryThat novel describes the life of a man who owned an antique shop.
این مغازه خیلی شلوغه، بهتره یه جای دیگه بگردیم.
informalThis shop is too crowded, we'd better look somewhere else.
Familia de palabras
Colocaciones comunes
Frases Comunes
یه سر به مغازه بزن
Drop by the shop for a bit
مغازه خلوته
The shop is not busy
مغازه رو جمع کن
Pack up the shop (close for the day)
مغازه مال بابامه
The shop belongs to my father
Se confunde a menudo con
While both mean 'shop', 'دکان' often implies a smaller, more traditional, or even a workshop-like space (e.g., a craftsman's shop). 'مغازه' is more general and modern.
'فروشگاه' is a broader term that can include large supermarkets, department stores, and even online stores. 'مغازه' usually refers to a smaller, independent retail space.
A 'مرکز خرید' is a shopping mall or center, a large complex housing many individual shops and stores. A 'مغازه' is just one of those individual units.
Patrones gramaticales
Start with the Basics
Focus on using 'مغازه' in simple sentences like 'من به مغازه میروم' (I go to the shop) or 'این یک مغازه است' (This is a shop).
Avoid Overuse in Formal Writing
While common, 'مغازه' can sound too informal in very official documents. Consider 'فروشگاه' or 'واحد تجاری' for legal or business contracts.
Local Charm
Many neighborhoods have beloved 'مغازههای' known for specific goods or friendly owners. Visiting them offers a glimpse into local life and culture.
Nuance with Adjectives
Combine 'مغازه' with adjectives like 'کوچک' (small), 'بزرگ' (big), 'قدیمی' (old), or 'جدید' (new) to paint a clearer picture, e.g., 'مغازه قدیمی پدربزرگم' (my grandfather's old shop).
Ponte a prueba
Choose the correct word to fill the blank.
من برای خرید نان به ______ رفتم.
The sentence describes going to buy bread, which is typically done at a shop ('مغازه'). The other options are incorrect contexts for buying bread.
What is the best English translation for 'مغازه' in most contexts?
What does 'مغازه' mean?
'مغازه' refers to a place where goods are sold, making 'Shop/Store' the most accurate translation.
Arrange the words to form a correct Persian sentence.
رفتم / مغازه / لباس / به / یک
The sentence structure follows the Subject-Object-Verb (SOV) pattern common in Persian, with prepositions and adjectives placed correctly.
Find and correct the mistake in the sentence.
من از مغازه کتاب خریدم.
The original sentence is grammatically correct and contextually appropriate. 'مغازه' is the correct word for shop, and buying books there is common.
Puntuación: /4
Ayudas visuales
Word Family
Nouns
- مغازهدار
- مغازهداری
- مغازهها
Verbs
- مغازه زدن (to open a shop)
- مغازه داشتن (to own a shop)
Usage Contexts
Daily Life
- خرید از مغازه
- رفتن به مغازه بقالی
Business
- اجاره مغازه
- باز کردن مغازه جدید
Social
- مغازه سر کوچه
- صحبت با مغازهدار
Descriptive
- یک مغازه کوچک و دنج
- مغازههای شلوغ مرکز شهر
Preguntas frecuentes
8 preguntas«مغازه» معمولاً به فضای کوچکتر و سنتیتر اشاره دارد، در حالی که «فروشگاه» واژهای کلیتر است و میتواند شامل مراکز خرید بزرگ، هایپرمارکتها و فروشگاههای زنجیرهای نیز بشود. «مغازه» حس صمیمیت بیشتری دارد.
در حالت سنتی و رایج، بله. اما امروزه گاهی ممکن است به صورت مجازی نیز به کار رود، هرچند استفاده از «فروشگاه آنلاین» یا «وبسایت فروش» رایجتر است.
تقریباً همه نوع مغازهای وجود دارد: بقالی، میوهفروشی، نانوایی، قصابی، لباسفروشی، لوازم خانگی، کتابفروشی، لوازم التحریر، داروخانه، و مغازههای تخصصیتر دیگر.
معمولاً خیر. «مغازه» به مکانی با ویترین و فضای فروش کالا یا ارائه خدمات مشخص اشاره دارد. برای دفتر کار از واژههایی مانند «دفتر»، «اداره» یا «شرکت» استفاده میشود.
میتوانید بگویید کجا میروید (مثلاً: «میروم مغازه نان بخرم.»)، از مغازهها سؤال بپرسید (مثلاً: «این مغازه چی میفروشه؟»)، یا در مورد مغازهها نظر بدهید (مثلاً: «این مغازه خیلی شلوغه.»).
خیر، واژه «مغازه» در سراسر ایران به طور گسترده و با معنای یکسان استفاده میشود. تفاوتها بیشتر در لهجهها و تلفظهای محلی است.
«مغازهدار» به صاحب و مالک یک مغازه گفته میشود که مسئولیت اداره آن را بر عهده دارد. این واژه حس استقلال شغلی را نیز منتقل میکند.
گاهی اوقات بله، بهخصوص اگر آن غرفه مانند یک مغازه کوچک عمل کند و اجناسی را بفروشد. اما واژه «غرفه» برای این منظور دقیقتر است. در نمایشگاهها معمولاً از «غرفه» استفاده میشود.
Gramática relacionada
Vocabulario relacionado
Más palabras de business
عادتأ
B2As is the custom or habit; customarily.
عامیانه
B2Characteristic of ordinary conversation rather than formal speech or writing; informal.
اعطا کردن
B2To grant or bestow (a right, power, or honor).
اعتبار
A2Credit; the ability of a customer to obtain goods or services before payment.
اعتباراً
B2On credit; by means of credibility.
اعتبار دادن
B1To grant credit or give credibility to someone or something.
اعتباردهنده
B2An entity that lends money or provides credit to another party.
اعتبار مالی
B1Financial standing or reputation; available funds.
اعتبارنامه
B1A qualification, achievement, or personal quality; credential.
اعتباری
B1Relating to credit, especially financial credit; based on trust or reputation.