B2 verb Neutral 1 min de lectura

مطابقت دادن

motabeghat dadan /mɔt̪ɒbɛˈɡæt̪ d̪ɑːˈd̪æn/

To make two or more things consistent or harmonious with each other.

Palabra en 30 segundos

  • To align, harmonize, or make things consistent.
  • Used when elements need to fit together.
  • Applies to data, documents, appearance, and behavior.

Overview

فعل «مطابقت دادن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای ایجاد هماهنگی، تناسب یا انطباق بین دو یا چند چیز به کار می‌رود. این فعل نشان‌دهنده فرآیندی است که طی آن تلاش می‌شود تا عناصر مختلف با یکدیگر همسو شوند، چه از نظر ظاهری، چه از نظر عملکردی و چه از نظر معنایی. هدف از مطابقت دادن، رسیدن به وضعیتی است که اجزا با هم سازگار باشند و نتیجه مطلوب حاصل شود.

«مطابقت دادن» معمولاً با حرف اضافه «با» یا «به» همراه می‌شود. می‌توان گفت چیزی را «با» چیز دیگر مطابقت داد یا چیزی را «به» چیزی دیگر مطابقت داد. همچنین می‌تواند به صورت متعدی به کار رود، یعنی فاعل، مفعول را با چیز دیگری مطابقت می‌دهد. برای مثال، «او مشخصات را با اطلاعات موجود در پرونده مطابقت داد.» در این جمله، «او» فاعل است، «مشخصات» مفعول، و «اطلاعات موجود در پرونده» متمم است که مطابقت با آن صورت گرفته است.

این فعل در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. علمی و فنی: مطابقت دادن داده‌ها با مدل، مطابقت دادن نتایج آزمایشگاهی با تئوری، مطابقت دادن کد برنامه با استانداردها.

۲. اداری و حقوقی: مطابقت دادن مدارک با اصل، مطابقت دادن امضا با نمونه، مطابقت دادن قرارداد با قوانین.

۳. روزمره: مطابقت دادن لباس با کفش، مطابقت دادن رنگ دیوار با مبلمان، مطابقت دادن برنامه سفر با بودجه.

۴. روانشناسی و اجتماعی: مطابقت دادن رفتار با هنجارها، مطابقت دادن خود با محیط جدید.

«مطابقت دادن» با کلماتی مانند «تطبیق دادن»، «انطباق دادن»، «هماهنگ کردن» و «جور کردن» هم‌معنی است، اما تفاوت‌های ظریفی دارند:

  • تطبیق دادن: بیشتر به معنای مقایسه و یافتن شباهت‌ها و تفاوت‌ها به کار می‌رود. «مطابقت دادن» بر ایجاد همخوانی تأکید دارد.
  • انطباق دادن: شباهت زیادی به «مطابقت دادن» دارد، اما گاهی بار معنایی انفعالی‌تری دارد (یعنی چیزی به طور طبیعی یا با تلاش کمتر با دیگری سازگار می‌شود).
  • هماهنگ کردن: بیشتر در مورد صداها، رنگ‌ها، یا فعالیت‌ها به کار می‌رود تا حس وحدت و همسویی ایجاد شود.
  • جور کردن: این کلمه بیشتر در زبان عامیانه و برای اشیاء یا لباس‌ها به کار می‌رود و معنای «ست کردن» یا «هماهنگ کردن» را می‌دهد.

Ejemplos

1

لطفاً مشخصات کالا را با آنچه در فاکتور نوشته شده، مطابقت دهید.

everyday

Please match the product specifications with what is written on the invoice.

2

در این تحقیق، تلاش شد تا یافته‌ها با نظریه‌های موجود مطابقت داده شوند.

academic

In this research, an attempt was made to align the findings with existing theories.

3

باید امضای خود را با نمونه قبلی مطابقت دهید تا هویت شما تأیید شود.

formal

You must match your signature with the previous sample to confirm your identity.

4

این رنگ پیراهن با شلوارت خیلی خوب مطابقت داره.

informal

This shirt color matches your pants really well.

Colocaciones comunes

مطابقت دادن با To match with
مطابقت دادن اطلاعات To match information
مطابقت دادن طرح To align a design
مطابقت دادن استانداردها To conform to standards

Frases Comunes

مطابقت دادن با استانداردها

To conform to standards

مطابقت دادن اطلاعات با واقعیت

To match information with reality

مطابقت دادن طرح جدید با طرح قبلی

To align the new design with the previous one

Se confunde a menudo con

مطابقت دادن vs تطبیق دادن (Tatbigh dadan)

'Tatbigh dadan' emphasizes comparison and finding similarities or differences between two things. 'Motabeghat dadan' focuses more on the act of making them align or be consistent.

مطابقت دادن vs هماهنگ کردن (Hamahang kardan)

'Hamahang kardan' often implies creating harmony, especially in sounds, colors, or rhythms. 'Motabeghat dadan' is broader and can apply to data, documents, or abstract concepts.

Patrones gramaticales

فاعل + مفعول + را + حرف اضافه (با) + متمم + مطابقت دادن (فعل) فاعل + حرف اضافه (با) + متمم + مطابقت داشتن (فعل لازم)

How to Use It

Notas de uso

This verb is widely used in both formal and informal contexts. It implies a deliberate action to ensure consistency or agreement. The preposition 'با' (with) is commonly used to indicate what something is being matched against.


Errores comunes

Learners sometimes confuse 'مطابقت دادن' (to match/conform) with 'تطبیق دادن' (to compare). Ensure you understand whether the goal is to create consistency or to analyze differences.

Tips

💡

Focus on Harmonizing Elements

Use 'مطابقت دادن' when you need to make different parts fit together seamlessly. Think about creating a unified whole.

⚠️

Distinguish from Comparing

Be careful not to confuse 'مطابقت دادن' (making things match) with 'تطبیق دادن' (comparing to find differences/similarities).

🌍

Importance of Order

In many Persian contexts, especially formal or technical ones, ensuring things 'مطابقت دارند' reflects attention to detail and professionalism.

Origen de la palabra

The word 'مطابقت' comes from the Arabic root 'طابق' (tabaqa), meaning to fit, agree, or conform. 'Dadan' is the Persian verb 'to give', used here to form the causative verb 'to make fit'.

Contexto cultural

In Persian culture, attention to detail and ensuring things are 'in order' or 'match' is often valued, reflecting a sense of meticulousness and professionalism.

Truco para recordar

Imagine matching puzzle pieces together. You are 'مطابقت دادن' them to make them fit perfectly.

Preguntas frecuentes

4 preguntas

«مطابقت دادن» بر ایجاد همخوانی و سازگاری بین دو چیز تأکید دارد، در حالی که «تطبیق دادن» بیشتر به معنای مقایسه و یافتن شباهت‌ها و تفاوت‌هاست. اگر هدف شما این است که دو چیز را شبیه هم کنید یا با هم هماهنگ سازید، «مطابقت دادن» مناسب‌تر است.

لزوماً نه. گاهی مطابقت دادن به معنای یافتن تناسب بین دو چیز موجود است، بدون اینکه نیازی به تغییر باشد. اما در بسیاری از موارد، ممکن است لازم باشد یکی یا هر دو طرف را برای رسیدن به مطابقت، تغییر داد یا تنظیم کرد.

در این حوزه، «مطابقت دادن» به معنای اطمینان از سازگاری سیستم‌ها، داده‌ها، یا کدها با استانداردها، پروتکل‌ها یا یکدیگر است. برای مثال، مطابقت دادن فرمت داده‌ها هنگام انتقال بین دو سیستم.

بله، می‌تواند. برای مثال: «این دو طرح باید با یکدیگر مطابقت داده شوند.» یا «گزارش با مستندات مطابقت داده شد.»

Ponte a prueba

fill blank

لطفاً امضای خود را با نمونه امضای موجود در پرونده ___________.

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: مطابقت دهید

در این جمله، منظور بررسی و اطمینان از یکی بودن امضا با نمونه است که با فعل «مطابقت دادن» به بهترین شکل بیان می‌شود.

multiple choice

ما باید رنگ دیوارها را با رنگ مبلمان مطابقت دهیم.

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: هماهنگ کنیم

«هماهنگ کردن» در این بافت به معنای ایجاد تناسب و همخوانی بین رنگ‌ها است که نزدیک‌ترین معنا به «مطابقت دادن» می‌باشد.

sentence building

با / داده‌ها / نتایج / مطابقت / آزمایشگاه / را / دادیم / نتایج / نظریه

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: ما نتایج آزمایشگاه را با نتایج نظریه مطابقت دادیم.

این ترتیب، فاعل (ما)، مفعول (نتایج آزمایشگاه)، حرف اضافه (با) و متمم (نتایج نظریه) را به درستی کنار هم قرار می‌دهد و فعل «مطابقت دادیم» را در انتها می‌آورد.

Puntuación: /3

¿Te ha servido?
¡No hay comentarios todavía. Sé el primero en compartir tus ideas!