شبکه واژگان: cleanly
13 ارتباط یافت شد
شبکه تعاملی
واژگان
ویدیوها
گرامر
عبارات
زبانهای دیگر
مقالات کشورها
این کلمه در زبانهای دیگر (2)
ارتباطات دستوری (5)
ذرات کمالساز: تفاوتهای ظریف 'Up' و 'Out'
prepositionsافعال سببی: انجام دادن/گرفتن کاری (تنظیم خدمات)
passive_reportedزمان گذشته ساده: افعال با قاعده (قاعده -ed)
verbs_tensesNeed + اسم مصدر: کارهای خانه و تعمیرات (ماشین نیاز به شستشو دارد)
gerunds_infinitivesحالت مجهول: تمرکز بر اعمال (مجهول زمان حال ساده)
passive_reportedاستفاده شده در عبارات (6)
کاملا تمیز کردن
Scrub a large surface
پاک کردن
Remove dirt from surface
clean out
Empty and clean thoroughly
clean up
Make a place tidy
روی چیزی پاک کردن
To clean something, like your hands, by rubbing them on another surface, which makes that surface dirty.
to make a clean sweep of
To win or clear everything completely.