شبکه واژگان: warning
14 ارتباط یافت شد
شبکه تعاملی
واژگان
ویدیوها
گرامر
عبارات
زبانهای دیگر
مقالات کشورها
در ویدیوها ببینید (2)
این کلمه در زبانهای دیگر (1)
ارتباطات دستوری (5)
دستورات منفی غیرمستقیم: 'عدم انجام...' (گفتار نقل شده)
passive_reportedفعل کمکی انگلیسی: Had Better (ارائه توصیه و هشدار)
verb_moodsشرطی اول: دستورات و توصیهها (If + فعل امر)
verb_moodsشرطی اول: شرایط منفی (اگر تو انجام ندهی...)
verb_moodsدستورات و درخواستهای گزارش شده: گفتن به دیگران که چه کاری انجام دهند
passive_reportedاستفاده شده در عبارات (6)
فریادی در بیابان
A warning or opinion that is ignored by everyone else.
Heads up!
Look out, pay attention.
watch yourself
A warning to someone to be careful about their behavior or what they say.
Mind your head!
Be careful not to hit
Take a hint
Understand an indirect suggestion.
false alarm
Unnecessary warning.