confirmation
تعریف
Confirmation; the action of confirming something.
nounمثال
J'attends la confirmation de ma réservation d'hôtel.
مثال
J'attends la confirmation de ma réservation d'hôtel.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر travel
à bord de
B1درون یک کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه دیگر.
aboutissement
B1نقطه پایانی یک سفر طولانی یا پروژه.
accès
A2دسترسی به اینترنت در این هتل رایگان است.
accès à bord
B1اقدام به سوار شدن به وسیله نقلیه، مانند اتوبوس، قطار یا هواپیما. / لحظهای که به مسافران اجازه ورود به وسیله نقلیه داده میشود.
accès internet
B1دسترسی به اینترنت.
accompagnateur
B1فردی که کسی یا گروهی را برای راهنمایی یا کمک همراهی میکند.
accompagnatrice
B1A female guide or escort who accompanies people on a trip or tour.
accueil
A2پذیرش؛ عمل خوشآمدگویی به کسی یا مکانی که در آنجا از مهمانان استقبال میشود.
achats
B1Things bought, purchases.
adaptateur
A2آداپتور وسیلهای است که اجازه میدهد دو قطعه ناسازگار به هم متصل شوند.