प्रभा
A soft, diffuse light; radiance, glow.
مثال
सूर्य की पहली प्रभा से धरती जगमगा उठी।
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر nature
आच्छादित करना
B2پوشاندن؛ گسترده شدن روی یا اطراف چیزی.
आघात करना
B2ضربه زدن با قدرت یا وارد کردن شوک.
आहार श्रृंखला
B2Food chain; a hierarchical series of organisms each dependent on the next as a source of food.
आहिस्ता
B2At a slow pace or speed; slowly.
आकस्मिक रूप से
B2به طور تصادفی یا بدون قصد؛ ناگهانی یا غیرمنتظره.
आकाश
A1آسمان
आकाशगंगा
B2سیستمی از میلیونها یا میلیاردها ستاره، همراه با گاز و غبار که توسط نیروی گرانش کنار هم نگه داشته شدهاند؛ کهکشان.
आकाशगंगा का
B2Relating to a galaxy or galaxies; galactic.
आकाशीय
B2مربوط به آسمان یا فضای بیرونی؛ آسمانی.
आकाशीय बिजली
B2آذرخشی که در آسمان رخ میدهد، معمولاً در طول طوفانهای تندری.