بلند شدن
To get up (from sitting/lying), to stand up, or for a plane to take off.
Persian verb 'boland shodan' signifies upward movement, from rising to taking off, and can mean increase.
30초 단어
- Means to get up from sitting/lying.
- Also used for planes taking off.
- Can mean to increase in volume or price.
- Common in everyday conversation.
Summary
Persian verb 'boland shodan' signifies upward movement, from rising to taking off, and can mean increase.
- Means to get up from sitting/lying.
- Also used for planes taking off.
- Can mean to increase in volume or price.
- Common in everyday conversation.
Visualize Upward Motion
Connect 'boland shodan' to anything moving upwards: you rising from a chair, a plane ascending, or even sound getting louder.
Don't Confuse with 'Standing'
'Boland shodan' is the act of getting up; 'istadan' is the state of being upright. You 'boland mishavid' (get up) and then you 'mi'istid' (stand).
Respectful Rising
In formal settings or when greeting elders, 'boland shodan' shows respect. It's a common gesture of politeness to rise when someone enters.
Abstract 'Rising'
Beyond physical movement, 'boland shodan' can describe abstract increases: 'ghimat boland shod' (prices rose), 'sedā boland shod' (the sound got louder).
예시
6 / 8لطفاً وقتی بزرگترها وارد میشوند، از جا بلند شوید.
Please get up when elders enter.
بعد از خوردن صبحانه، از روی مبل بلند شدم و به آشپزخانه رفتم.
After eating breakfast, I got up from the sofa and went to the kitchen.
هواپیمای تهران-استانبول ساعت ۱۰ صبح بلند شد.
The Tehran-Istanbul airplane took off at 10 AM.
صدای خندههایشان از دور به گوش میرسید و ناگهان صدایش بلند شد.
Their laughter could be heard from afar, and suddenly his voice got louder.
با شنیدن خبر، جمعیت از جا بلند شد و شعار دادند.
Upon hearing the news, the crowd rose to their feet and chanted slogans.
قیمت دلار در هفته گذشته به طور قابل توجهی بلند شد.
The price of the dollar rose significantly last week.
어휘 가족
암기 팁
Imagine a hot air balloon (بلند) rising (شدن) into the sky! Or picture yourself getting up (بلند) from your seat to answer the phone.
Overview
«بلند شدن» یکی از افعال پرکاربرد زبان فارسی است که معانی متعددی را در بر میگیرد، اما هسته اصلی معنایی آن به «حرکت به سمت بالا» یا «از جا برخاستن» اشاره دارد.
۱. کلیات، ظرایف و بار معنایی:
ریشه اصلی فعل «بلند شدن» به مفهوم «ارتفاع گرفتن» یا «بالا رفتن» برمیگردد. این بالا رفتن میتواند فیزیکی و ملموس باشد، مانند برخاستن از روی صندلی، یا غیرمستقیم و انتزاعیتر، مانند بلند شدن صدا. در کاربرد روزمره، «بلند شدن» اغلب به معنای «از جا برخاستن» است، چه از حالت نشسته و چه از حالت خوابیده. این فعل بار معنایی خنثی دارد و بسته به بافت جمله، میتواند رسمی یا غیررسمی باشد. در برخی موارد، میتواند نشاندهنده شروع یک حرکت یا فرآیند باشد، مانند «بلند شدن هواپیما» یا «بلند شدن دود». همچنین، در معنای «افزایش یافتن» نیز به کار میرود، مثل «بلند شدن قیمتها» یا «بلند شدن صدا».
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقهای):
- گفتاری و روزمره: در مکالمات روزمره، «بلند شدن» بسیار رایج است. مثلاً: «لطفاً بلند شید، مهمان اومده.» یا «از جام بلند شدم برم یه آبی بخورم.»
- نوشتاری: در نوشتار نیز به وفور استفاده میشود، چه در متون خبری، چه داستانی و چه علمی. در متون رسمیتر، گاهی افعال دیگری مانند «برخاستن» یا «صعود کردن» جایگزین آن میشوند، اما «بلند شدن» همچنان قابل قبول است.
- رسمی در مقابل غیررسمی: «بلند شدن» به خودی خود بار معنایی رسمی یا غیررسمی خاصی ندارد، اما در ترکیب با سایر کلمات و در بافت جمله، میتواند لحن را تغییر دهد. مثلاً «بلند شدن از خواب» غیررسمیتر از «برخاستن از خواب» است.
- تفاوتهای منطقهای: در برخی گویشهای محلی، ممکن است افعال دیگری برای بیان این معانی به کار رود، اما «بلند شدن» در فارسی معیار کاملاً شناخته شده و قابل فهم است.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: «بلند شدن از خواب»، «بلند شدن از روی صندلی»، «بلند شدن برای کمک به کسی»، «بلند شدن برای رفتن به جایی».
- حمل و نقل: «بلند شدن هواپیما از باند»، «بلند شدن قطار از ایستگاه».
- محیط کار و تحصیل: «بلند شدن برای ارائه مطلب»، «بلند شدن برای رفتن به جلسه».
- اخبار و گزارشها: «بلند شدن دود غلیظ از محل حادثه»، «بلند شدن قیمت دلار».
- ادبیات و هنر: «بلند شدن صدای موسیقی»، «بلند شدن فریاد اعتراض».
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- برخاستن: «برخاستن» کمی رسمیتر از «بلند شدن» است و بیشتر در معنای فیزیکی «از جا بلند شدن» به کار میرود. «بلند شدن» دایره کاربرد وسیعتری دارد و میتواند به معنای اوج گرفتن یا افزایش یافتن نیز باشد.
- ایستادن: «ایستادن» به معنای قرار گرفتن در حالت عمودی روی پاهاست. «بلند شدن» میتواند مقدمه ایستادن باشد (از حالت نشسته بلند شدن و سپس ایستادن) یا خود به معنای ایستادن به کار رود.
- اوج گرفتن/صعود کردن: این افعال بیشتر برای حرکت به سمت بالا در ارتفاع زیاد (مانند پرواز هواپیما یا صعود کوه) یا افزایش شدید (مانند اوج گرفتن احساسات) به کار میروند و رسمیتر از «بلند شدن» هستند.
- خیز برداشتن: این فعل به معنای آماده شدن برای حرکت سریع یا پریدن است و با «بلند شدن» تفاوت معنایی دارد.
۵. سطح زبانی و لحن:
«بلند شدن» در سطح A2 زبان فارسی قرار دارد و در مکالمات روزمره و نوشتار غیررسمی بسیار رایج است. در موقعیتهای کاملاً رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از افعال دیگری مانند «برخاستن» یا «صعود کردن» استفاده شود، اما «بلند شدن» به طور کلی قابل قبول است. لحن آن خنثی است و بار معنایی مثبت یا منفی خاصی ندارد.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations):
- بلند شدن از خواب: (به معنی بیدار شدن و از رختخواب بیرون آمدن)
- بلند شدن از روی صندلی/زمین: (به معنی از حالت نشسته یا خوابیده برخاستن)
* **بلند شدن قیمت:** (به معنی افزایش یافتن قیمت)
- بلند شدن دست: (به معنی بالا بردن دست، مثلاً برای پرسیدن سوال یا ادای احترام)
- بلند شدن گرد و خاک: (به معنی پراکنده شدن گرد و غبار)
사용 참고사항
The verb 'boland shodan' is highly versatile. In everyday conversation, it's neutral. When used for people rising, it can signify politeness or respect, especially towards elders. Be mindful that while it can mean 'prices rose', in formal economic reports, terms like 'افزایش یافت' might be preferred. Avoid using it for descending movements.
자주 하는 실수
Learners sometimes confuse the sequence: saying 'I stood up and then got up' (ایستادم و بعد بلند شدم). The correct order is 'I got up and then stood up' (بلند شدم و بعد ایستادم). Also, confusing 'boland shodan' (to get up) with 'boland kardan' (to lift something up) is common.
암기 팁
Imagine a hot air balloon (بلند) rising (شدن) into the sky! Or picture yourself getting up (بلند) from your seat to answer the phone.
어원
The word 'boland' (high, tall) is of Persian origin. The verb 'shodan' (to become, to happen) is added to create the meaning 'to become high' or 'to rise'. The combination signifies movement towards a higher position or state.
문화적 맥락
In Iranian culture, rising to greet someone, especially an elder or honored guest, is a significant sign of respect. The act of 'boland shodan' in these situations carries social weight. It's also common to stand when a religious or national anthem plays, signifying respect and unity.
예시
لطفاً وقتی بزرگترها وارد میشوند، از جا بلند شوید.
formalPlease get up when elders enter.
بعد از خوردن صبحانه، از روی مبل بلند شدم و به آشپزخانه رفتم.
everydayAfter eating breakfast, I got up from the sofa and went to the kitchen.
هواپیمای تهران-استانبول ساعت ۱۰ صبح بلند شد.
businessThe Tehran-Istanbul airplane took off at 10 AM.
صدای خندههایشان از دور به گوش میرسید و ناگهان صدایش بلند شد.
informalTheir laughter could be heard from afar, and suddenly his voice got louder.
با شنیدن خبر، جمعیت از جا بلند شد و شعار دادند.
literaryUpon hearing the news, the crowd rose to their feet and chanted slogans.
قیمت دلار در هفته گذشته به طور قابل توجهی بلند شد.
academicThe price of the dollar rose significantly last week.
بچهها از روی زمین بلند شدند و شروع به بازی کردند.
everydayThe children got up from the ground and started playing.
دود غلیظی از ساختمان بلند شد و آتشنشانان سریعاً به محل رسیدند.
newsThick smoke rose from the building, and firefighters quickly arrived at the scene.
어휘 가족
자주 쓰는 조합
자주 쓰는 구문
صبح زود از خواب بلند شدن
To get up early in the morning
از جا بلند شدن
To rise to one's feet
دستم را بلند کردم
I raised my hand
هواپیما بلند شد و رفت
The plane took off and left
자주 혼동되는 단어
While both mean 'to get up', 'barkhastan' is more formal and literary, often implying a more significant rising. 'Boland shodan' is more common in everyday speech for simple acts like getting off a chair.
'Boland shodan' is the action of rising from a lower position (sitting/lying). 'Istadan' is the state of being upright on one's feet. You 'boland mishavid' (get up) and then you 'mi'istid' (stand).
'Khez bardashtan' means to crouch or gather oneself for a sudden leap or run. It's about preparing for rapid movement, not just rising from a position.
문법 패턴
Visualize Upward Motion
Connect 'boland shodan' to anything moving upwards: you rising from a chair, a plane ascending, or even sound getting louder.
Don't Confuse with 'Standing'
'Boland shodan' is the act of getting up; 'istadan' is the state of being upright. You 'boland mishavid' (get up) and then you 'mi'istid' (stand).
Respectful Rising
In formal settings or when greeting elders, 'boland shodan' shows respect. It's a common gesture of politeness to rise when someone enters.
Abstract 'Rising'
Beyond physical movement, 'boland shodan' can describe abstract increases: 'ghimat boland shod' (prices rose), 'sedā boland shod' (the sound got louder).
셀프 테스트
Complete the sentence with the correct form of 'بلند شدن'
لطفاً وقتی مهمان میآید، از جا ____.
The sentence requires the verb 'to get up' in the polite imperative form (plural/formal 'you'). 'بلند شوید' fits this context perfectly.
Choose the correct meaning of 'بلند شدن' in the following sentence:
هواپیمای مسافربری سر وقت از باند بلند شد.
In the context of aircraft and runways, 'بلند شدن' specifically means 'to take off'.
Arrange the words to form a grammatically correct sentence.
صبح / زود / از / خواب / او / بلند شد
The subject 'او' (he/she) comes first, followed by time adverbials 'صبح زود' (early morning), then the prepositional phrase 'از خواب' (from sleep), and finally the verb 'بلند شد' (got up).
Find and correct the error in the sentence.
من از روی صندلی ایستادم و بعد بلند شدم.
The natural sequence is to first 'get up' (بلند شدن) from a seated position and then 'stand' (ایستادن). The original sentence reverses this logical order.
점수: /4
시각 학습 자료
Word Family
Nouns
- بلندی
- ارتفاع
- صدا
Verbs
- بلند کردن
- بلند کردن صدا
- بلند کردن دستی
Adjectives
- بلند
- صدا بلند
Usage Contexts
Daily Life
- از خواب بلند شدن
- از صندلی بلند شدن
Transportation
- هواپیما بلند شد
Abstract Concepts
- قیمت بلند شد
- صدا بلند شد
Social Interaction
- برای خوشامدگویی بلند شدن
자주 묻는 질문
8 질문«بلند شدن» معمولاً به عمل برخاستن از حالت نشسته یا خوابیده اشاره دارد و میتواند مقدمه ایستادن باشد. «ایستادن» فقط به حالت عمودی بدن روی پاها اشاره دارد. مثلاً، شما از روی صندلی «بلند میشوید» و سپس «میایستید».
خیر، «بلند شدن» برای اشیاء متحرک (مثل هواپیما، قطار) و حتی پدیدهها (مثل دود، صدا، گرد و خاک) هم به کار میرود. مثلاً «هواپیما از زمین بلند شد» یا «صدای آژیر بلند شد».
«صعود کردن» معمولاً به بالا رفتن از یک سطح شیبدار یا ارتفاع زیاد (مثل کوه) اشاره دارد و رسمیتر است. «بلند شدن» کاربرد عمومیتری دارد و میتواند به معنای برخاستن ساده از زمین هم باشد.
خیر، «بلند شدن» مستقیماً به معنای عصبانی شدن نیست. اما گاهی اوقات فردی که عصبانی است، صدایش «بلند میشود» (صدایش را بالا میبرد) یا از جایش «بلند میشود» تا نشان دهد ناراحت است.
در این جمله، «بلند شدن» به معنای «افزایش یافتن» یا «گران شدن» است. یعنی قیمتها نسبت به قبل بیشتر شدهاند.
«برخاستن» کمی رسمیتر و ادبیتر است و بیشتر برای حرکت فیزیکی از جا به کار میرود. «بلند شدن» هم همین معنی را میدهد اما کاربرد عامیانهتر و گستردهتری دارد و میتواند برای پدیدههای دیگر هم استفاده شود.
بله، «بلند شدن» یکی از افعال بسیار رایج در زبان فارسی معیار است و در مکالمات روزمره و نوشتار به وفور استفاده میشود.
این جمله یعنی صدای او ناگهان بلندتر و قویتر شد. این میتواند به دلیل هیجان، عصبانیت یا تلاش برای شنیده شدن بیشتر باشد.
관련 표현
관련 어휘
daily_life 관련 단어
عابر بانک
A2An ATM (Automated Teller Machine).
عادت
A2Habit; a regular tendency or practice.
عصر
A1Afternoon; evening
عطر
A1A fragrant liquid applied to the body; perfume.
عینک
A1Glasses, spectacles.
عینک آفتابی
A1Glasses with tinted lenses to protect the eyes from the sun; sunglasses.
ابزار
A1A device or implement, especially one held in the hand; a tool.
اداره پست
A2A place where postal services are handled, post office.
ادکلن
A2A light perfume, especially one used by men.
اجاره کردن
A1To pay money for the use of something for a period; to rent.