C1 adjective Neutral 1 Min. Lesezeit

بی هدف

bi hadaf /biːhæˈdæf/

To be 'بی‌هدف' means lacking direction and purpose, often leading to a sense of pointlessness.

Wort in 30 Sekunden

  • Describes something or someone without a clear purpose or aim.
  • Often carries a negative connotation, implying confusion or wasted effort.
  • Applicable to actions, lives, plans, and even objects.

Overview

«بی‌هدف» (bi-hadaf) یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از دو بخش «بی» به معنای «بدون» و «هدف» به معنای «مقصود» یا «غایت» تشکیل شده است. این واژه برای توصیف فرد، عمل، یا حالتی به کار می‌رود که فاقد جهت‌گیری، برنامه، یا مقصد مشخصی باشد. به عبارت دیگر، وقتی چیزی یا کسی «بی‌هدف» است، یعنی هیچ مقصود یا دلیلی برای وجود یا انجام آن وجود ندارد. این صفت اغلب بار معنایی منفی دارد و نشان‌دهنده سردرگمی، اتلاف وقت، یا عدم کارایی است.

**الگوهای کاربرد (Usage Patterns)**

«بی‌هدف» معمولاً قبل از اسم یا بعد از فعل ربطی (مانند «بودن» یا «شدن») به کار می‌رود. برای مثال، می‌توان گفت «زندگی بی‌هدف» (a purposeless life) یا «او بی‌هدف در خیابان‌ها پرسه می‌زد» (He wandered aimlessly in the streets). این صفت می‌تواند به فعالیت‌ها (مثل «کار بی‌هدف»)، برنامه‌ها (مثل «برنامه‌ریزی بی‌هدف»)، یا حتی مکالمات (مثل «گفتگوی بی‌هدف») اشاره کند. در برخی موارد، می‌توان آن را به صورت قیدی نیز استفاده کرد، هرچند شکل قیدی رایج‌تر آن «بی‌هدفانه» است، اما «بی‌هدف» نیز در این نقش به کار می‌رود.

**زمینه‌های رایج (Common Contexts)**

این واژه اغلب در مورد زندگی انسان‌ها و انتخاب‌هایشان به کار می‌رود. مثلاً، کسی که در زندگی خود هدف مشخصی ندارد، «بی‌هدف» توصیف می‌شود. همچنین، فعالیت‌هایی که بدون برنامه‌ریزی قبلی و صرفاً برای گذراندن وقت انجام می‌شوند، می‌توانند «بی‌هدف» نامیده شوند. در ادبیات و فلسفه، بحث درباره «زندگی بی‌هدف» و جستجوی معنای زندگی بسیار رایج است. در محیط‌های کاری یا تحصیلی، پروژه‌ها یا مطالعاتی که فاقد یک نتیجه مشخص یا جهت‌گیری روشن باشند نیز «بی‌هدف» تلقی می‌شوند.

**مقایسه با کلمات مشابه (Similar Words comparison)**

  • بیهوده (bihude): «بیهوده» به معنای «بی‌فایده»، «عبث» یا «بی‌نتیجه» است. تفاوت اصلی این است که «بی‌هدف» بر فقدان مقصد تمرکز دارد، در حالی که «بیهوده» بر فقدان فایده و نتیجه تمرکز می‌کند. یک کار ممکن است هدف داشته باشد اما در نهایت «بیهوده» باشد (مثلاً تلاش برای نجات چیزی که از قبل نابود شده). اما یک کار «بی‌هدف» ممکن است اصلاً به مرحله‌ای نرسد که بتوان درباره فایده‌اش قضاوت کرد.
  • سرگردان (sargar-dân): «سرگردان» بیشتر به معنای «حیران»، «آواره» یا «کسی که راه خود را گم کرده» است. این کلمه بیشتر به وضعیت فیزیکی یا ذهنی یک فرد اشاره دارد که در جستجوی جهت یا راه است. در حالی که یک فرد «سرگردان» ممکن است «بی‌هدف» هم باشد، اما تأکید «سرگردان» بر عدم یافتن راه و مسیر است، نه صرفاً فقدان هدف.
  • پوچ (puch): «پوچ» به معنای «بی‌معنی»، «توخالی» یا «بی‌ارزش» است. این کلمه بیشتر به ماهیت و جوهر چیزی اشاره دارد. یک زندگی «بی‌هدف» می‌تواند به نظر «پوچ» بیاید، اما «پوچ» بودن یک مفهوم عمیق‌تر فلسفی است که به فقدان ارزش ذاتی اشاره دارد، نه صرفاً فقدان جهت.

Beispiele

1

او روزهای تعطیلش را در خانه بی‌هدف می‌گذراند.

everyday

He spends his holidays aimlessly at home.

2

سیاست‌های اقتصادی بدون چشم‌انداز روشن، منجر به حرکت‌های بی‌هدف در بازار می‌شوند.

formal

Economic policies without a clear vision lead to aimless movements in the market.

3

چقدر بی‌هدف داری اینور اونور میری، یه کاری بکن!

informal

How aimlessly you're going around, do something!

4

مطالعات نشان می‌دهد که دانشجویان بی‌هدف کمتر انگیزه برای یادگیری عمیق دارند.

academic

Studies show that aimless students have less motivation for deep learning.

Häufige Kollokationen

زندگی بی‌هدف aimless life
پرسه زدن بی‌هدف to wander aimlessly
گفتگوی بی‌هدف aimless conversation

Häufige Phrasen

زندگی بی‌هدف

aimless life

بی‌هدف وقت گذراندن

to spend time aimlessly

بی‌هدف سرگردان بودن

to be aimlessly wandering

Wird oft verwechselt mit

بی هدف vs بیهوده (bihude)

'بیهوده' means futile or useless, focusing on the lack of result or benefit. 'بی‌هدف' means aimless, focusing on the lack of a goal or direction. An action can be purposeful but still futile, whereas an aimless action inherently lacks a specific goal.

بی هدف vs سرگردان (sargar-dân)

'سرگردان' means wandering, perplexed, or lost, often implying a physical or mental state of not knowing where to go. While an aimless person might be wandering, 'بی‌هدف' emphasizes the absence of a goal, while 'سرگردان' emphasizes the state of being lost or disoriented.

Grammatikmuster

اسم + بی‌هدف (مثال: زندگی بی‌هدف) فعل + بی‌هدف (مثال: بی‌هدف پرسه زدن) بودن/شدن + بی‌هدف (مثال: او بی‌هدف بود)

How to Use It

Nutzungshinweise

«بی‌هدف» is generally neutral to informal in register, though it can appear in formal contexts like academic discussions about purpose. It is widely understood and used across various social settings. It often carries a slightly negative connotation, implying a lack of productivity or direction.


Häufige Fehler

A common mistake is to use 'بی‌هدف' when 'بیهوده' (futile/useless) would be more appropriate. Remember 'بی‌هدف' is about the *lack of a goal*, not necessarily the *failure of an outcome*. Another error could be applying it too broadly to situations where 'سرگردان' (wandering) or 'پوچ' (meaningless) might capture a more specific nuance.

Tips

💡

Focus on Purpose

Remember 'بی‌هدف' specifically points to the *lack* of a goal. When you see it, think about what purpose is missing.

⚠️

Don't Confuse with Futile

While an aimless action might be futile, 'بی‌هدف' (aimless) is not the same as 'بیهوده' (futile/useless). An action can have a clear aim but still be futile.

🌍

Value of Purpose in Culture

In Persian culture and philosophy, having a purpose ('هدف') in life is highly valued. Describing someone or something as 'بی‌هدف' often carries a strong negative connotation, implying a lack of direction or meaning.

Wortherkunft

The word 'بی‌هدف' is a compound word in Persian. 'بی-' (bi-) is a prefix meaning 'without' or 'lacking'. 'هدف' (hadaf) means 'goal', 'aim', or 'purpose'. Thus, literally translated, it means 'without a goal' or 'without a purpose'.

Kultureller Kontext

In Persian culture, having a clear 'هدف' (goal/purpose) is often seen as crucial for a meaningful life and personal growth. Therefore, describing someone or something as 'بی‌هدف' can imply a critical judgment about their lack of direction, motivation, or contribution, reflecting a societal emphasis on purpose-driven existence.

Merkhilfe

Imagine a 'bee' (بی) without a 'hive' (هدف - sounds a bit like 'he-daf'). A bee without a hive would be flying around aimlessly, with no purpose or direction. So, 'بی‌هدف' means 'aimless'.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

«بی‌هدف» به معنای نداشتن هیچ مقصود، برنامه یا جهت‌گیری مشخص است. این کلمه برای توصیف چیزی یا کسی به کار می‌رود که بدون هیچ غایت یا دلیلی عمل می‌کند یا وجود دارد.

می‌توانید آن را برای توصیف یک شخص، یک عمل یا یک وضعیت استفاده کنید. مثلاً: «او روزهایش را بی‌هدف می‌گذراند» یا «این پروژه کاملاً بی‌هدف به نظر می‌رسد.»

بله، می‌تواند. مثلاً، «حرکت بی‌هدف یک برگ در باد» یا «یک ماشین بدون راننده که بی‌هدف حرکت می‌کند.» در این موارد، به فقدان کنترل یا جهت‌گیری اشاره دارد.

«بی‌هدف» به فقدان مقصد و جهت اشاره دارد، در حالی که «بیهوده» به معنای بی‌فایده و بی‌نتیجه بودن است. یک کار ممکن است هدف داشته باشد ولی بی‌نتیجه (بیهوده) باشد، اما یک کار بی‌هدف از ابتدا فاقد مقصد است.

Teste dich selbst

fill blank

او بعد از فارغ‌التحصیلی، مدتی _________ بود و نمی‌دانست چه کاری باید انجام دهد.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: ب

در اینجا، شخص فاقد جهت و برنامه برای آینده است که معنای «بی‌هدف» را می‌رساند.

multiple choice

بهترین تعریف برای «بی‌هدف» چیست؟

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: ب

«بی‌هدف» مستقیماً به فقدان مقصود و برنامه اشاره دارد.

sentence building

کلمه «بی‌هدف» را در جمله‌ای مناسب به کار ببرید.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: اگر انسان در زندگی خود هدف مشخصی نداشته باشد، ممکن است احساس پوچی و بی‌هدف بودن کند.

این جمله نشان می‌دهد که چگونه نداشتن هدف می‌تواند به احساس پوچی منجر شود و کاربرد «بی‌هدف» را در توصیف یک حالت روانی بیان می‌کند.

Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!