بیننده
Viewer; a person who looks at or watches something, especially television or a film.
The word 'بیننده' refers to someone who observes or watches, commonly used for audiences of media and events.
Wort in 30 Sekunden
- A person who watches something, especially TV or film.
- Used for audiences of various visual content.
- Can be singular or plural (بینندگان).
Summary
The word 'بیننده' refers to someone who observes or watches, commonly used for audiences of media and events.
- A person who watches something, especially TV or film.
- Used for audiences of various visual content.
- Can be singular or plural (بینندگان).
Think of 'Viewer' for Media
When you hear 'بیننده', often think of someone watching TV, a movie, or online videos. It's a common association.
Distinguish from 'Observer'
While both involve seeing, 'بیننده' is about watching content or events, whereas 'ناظر' implies more formal monitoring or supervision.
Audience Appreciation
In Iran, the 'بیننده' is highly valued, especially in performing arts and media. Shows often thank the audience for their presence and support.
Beispiele
4 von 4این مستند علمی برای بسیاری از بینندگان جذاب بود.
This science documentary was engaging for many viewers.
از کلیه بینندگان تقاضا میشود که از نزدیک شدن به صحنه خودداری نمایند.
All viewers are requested to refrain from approaching the stage.
هواداران تیم، بینندگان پر و پا قرص این مسابقات هستند.
The team's fans are avid viewers of these competitions.
تحقیقات نشان میدهد که الگوی رفتار بینندگان در پلتفرمهای مختلف ویدئویی در حال تغییر است.
Research indicates that the behavioral patterns of viewers on various video platforms are changing.
Wortfamilie
Merkhilfe
Imagine a 'بین' (eye) on a 'ده' (door) watching everything that passes. 'بیننده' is the one with the 'بین' (eye) watching.
Overview
واژه «بیننده» در زبان فارسی به فردی اطلاق میشود که به یک صحنه، رویداد، اثر هنری یا هر چیز قابل مشاهدهای نگاه میکند. این کلمه کاربرد گستردهای دارد و میتواند به مخاطبان برنامههای تلویزیونی، فیلمها، نمایشها، مسابقات ورزشی، آثار هنری در گالریها و حتی مناظر طبیعی اشاره کند. در سطح B1، انتظار میرود زبانآموزان بتوانند از این واژه در موقعیتهای روزمره و نسبتاً ساده استفاده کنند.
«بیننده» معمولاً به عنوان اسم به کار میرود و میتواند فاعل یا مفعول جمله باشد. این واژه میتواند مفرد یا جمع باشد (بینندگان). همچنین میتواند با صفات مختلفی مانند «بینندهٔ مشتاق»، «بینندهٔ دائمی»، «بینندهٔ ناخواسته» و غیره ترکیب شود. در ساختارهای دستوری، میتوان از آن در جملات زیر استفاده کرد: «[شخص] بینندهٔ [چیزی] بود.»، «تعداد بینندگان [برنامه] افزایش یافت.»، «از بینندگان خواهشمندیم سکوت را رعایت کنند.»
این واژه عمدتاً در زمینههای زیر شنیده یا خوانده میشود:
- 1رسانه و سرگرمی: برنامههای تلویزیونی، فیلمها، سریالها، تئاتر، کنسرتها (مثلاً: «بینندگان تلویزیون از سریال جدید راضی بودند.»، «سالن نمایش مملو از بیننده بود.»).
**ورزش:** مسابقات ورزشی (مثلاً
«هزاران بیننده برای تماشای بازی جمع شده بودند.»).
**هنر:** نمایشگاههای هنری، موزهها (مثلاً
«بینندگان از دیدن آثار هنرمند شگفتزده شدند.»).
- 1محیط عمومی: مکانهای عمومی که مردم در آنجا چیزی را مشاهده میکنند (مثلاً: «بینندگان از منظرهٔ کوهستان لذت میبردند.»).
کلماتی مانند «تماشاگر» و «ناظر» نیز به فردی اشاره دارند که چیزی را میبیند، اما تفاوتهای ظریفی دارند:
- تماشاگر: این واژه بیشتر برای رویدادهای زنده مانند مسابقات ورزشی، کنسرتها یا نمایشهای تئاتر به کار میرود. تمرکز آن بر حضور فیزیکی و مشاهدهٔ یک رویداد در حال وقوع است. «بیننده» میتواند برای تماشای غیرحضوری (مانند تلویزیون) نیز به کار رود.
- ناظر: این واژه معمولاً به کسی اشاره دارد که مراقب یا شاهد یک رویداد یا فرآیند است، اغلب با هدف نظارت، کنترل یا ثبت جزئیات. میتواند بار معنایی رسمیتر یا تخصصیتری داشته باشد (مانند ناظر امنیتی، ناظر پروژه). «بیننده» بیشتر بر جنبهٔ لذت بردن یا دریافت اطلاعات تمرکز دارد.
- مخاطب: این کلمه دایرهٔ وسیعتری دارد و میتواند شامل شنونده (برای رادیو یا سخنرانی) یا خواننده (برای کتاب) نیز بشود. در مورد رسانههای بصری، «مخاطب» و «بیننده» همپوشانی دارند، اما «مخاطب» کلیتر است.
Nutzungshinweise
The word 'بیننده' is very common in everyday Persian, especially when discussing television, films, and live events. It's a neutral term suitable for most contexts, from informal conversations to formal announcements. Its plural form, 'بینندگان', is also frequently used.
Häufige Fehler
Learners might sometimes confuse 'بیننده' with 'ناظر' (observer) or use it inappropriately for situations requiring a more specific term like 'تماشاگر' (spectator of live events). Ensure the context fits the general meaning of watching content or events.
Merkhilfe
Imagine a 'بین' (eye) on a 'ده' (door) watching everything that passes. 'بیننده' is the one with the 'بین' (eye) watching.
Wortherkunft
The word 'بیننده' comes from the Persian verb 'دیدن' (to see) or 'نگریستن' (to look) combined with the agentive suffix '-نده' which denotes the doer of an action. It literally means 'one who sees'.
Kultureller Kontext
In Iranian culture, the audience or 'بیننده' plays a significant role in the success of artistic and media productions. Appreciation for the audience is often expressed, and their feedback is considered important.
Beispiele
این مستند علمی برای بسیاری از بینندگان جذاب بود.
everydayThis science documentary was engaging for many viewers.
از کلیه بینندگان تقاضا میشود که از نزدیک شدن به صحنه خودداری نمایند.
formalAll viewers are requested to refrain from approaching the stage.
هواداران تیم، بینندگان پر و پا قرص این مسابقات هستند.
informalThe team's fans are avid viewers of these competitions.
تحقیقات نشان میدهد که الگوی رفتار بینندگان در پلتفرمهای مختلف ویدئویی در حال تغییر است.
academicResearch indicates that the behavioral patterns of viewers on various video platforms are changing.
Wortfamilie
Häufige Kollokationen
Häufige Phrasen
بینندهٔ عزیز
Dear viewer
بینندهٔ ثابت
Constant viewer
حقوق بینندگان
Viewers' rights
Wird oft verwechselt mit
While 'بیننده' can be used for both live events and media consumption (like TV), 'تماشاگر' specifically refers to someone attending a live event in person, like a sports match or a play.
'ناظر' implies a role of supervision or careful watching, often with a specific purpose like security or quality control. 'بیننده' is more about general observation or entertainment.
Grammatikmuster
Think of 'Viewer' for Media
When you hear 'بیننده', often think of someone watching TV, a movie, or online videos. It's a common association.
Distinguish from 'Observer'
While both involve seeing, 'بیننده' is about watching content or events, whereas 'ناظر' implies more formal monitoring or supervision.
Audience Appreciation
In Iran, the 'بیننده' is highly valued, especially in performing arts and media. Shows often thank the audience for their presence and support.
Teste dich selbst
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
تعداد _____ این مسابقهٔ فوتبال بسیار زیاد بود.
کلمه «بینندگان» به افرادی اشاره دارد که یک رویداد بصری مانند مسابقه فوتبال را تماشا میکنند.
کدام گزینه بهترین مترادف برای «بیننده» در متن زیر است؟
فیلم مورد استقبال خوب بینندگان قرار گرفت.
در این جمله، «تماشاگران» و «مخاطبان» نیز میتوانند به جای «بینندگان» به کار روند، زیرا به افرادی اشاره دارند که فیلم را دیدهاند. «ناظران» کمتر رایج است.
جملهای بسازید که در آن از کلمه «بیننده» استفاده شده باشد و به تماشای یک برنامه تلویزیونی اشاره کند:
کلمات کلیدی: برنامه تلویزیونی، لذت بردن، بیننده
این جمله به طور کامل و صحیح از کلمه «بیننده» در بافت تماشای برنامه تلویزیونی استفاده میکند.
Ergebnis: /3
Häufig gestellte Fragen
4 Fragen«بیننده» واژهای کلیتر است و هم برای محتوای تلویزیونی و فیلم و هم برای رویدادهای زنده به کار میرود. «تماشاگر» بیشتر به افرادی اطلاق میشود که در محل حضور دارند و یک رویداد زنده مانند مسابقه ورزشی یا تئاتر را مشاهده میکنند.
خیر، «بیننده» کاربرد گستردهتری دارد و میتواند به مخاطبان فیلم، تئاتر، نمایشگاه، مسابقات ورزشی، وبینارها و هر رویداد یا محتوای بصری دیگری اطلاق شود.
جمع این کلمه «بینندگان» است. برای مثال: «تعداد بینندگان این برنامه بسیار زیاد بود.»
معمولاً خیر. «بیننده» واژهای خنثی است، اما در برخی بافتها ممکن است به صورت غیرمستقیم به معنای فردی باشد که بدون اجازه یا به شکلی نامناسب نگاه میکند، هرچند این کاربرد رایج نیست و معمولاً نیاز به توضیح بیشتری دارد.
Verwandtes Vokabular
Mehr arts Wörter
عاطفی
B1Emotional; relating to emotions.
عکاس
A2A photographer, someone who takes pictures.
عکاسی
A1Photography; the art or process of producing images with light.
عکاسی کردن
A2To take photographs with a camera.
عکس
A1Photo, picture.
عکس گرفتن
A2To capture an image using a camera.
ادبی
B1Literary; relating to literature.
ادبیات
A2Written works, especially those considered of superior artistic merit; literature.
اجرا
A2The action of performing a task or function; a public presentation; a performance.
اجرا کردن
A2To carry out; to present a play or music; to perform or execute.