A1 noun Neutral 1 Min. Lesezeit

کشو

kesho /kæˈʃuː/

Kashoo refers to a sliding drawer, a common storage component in furniture.

Wort in 30 Sekunden

  • A sliding, box-like part of furniture.
  • Used for storage in desks, cabinets, dressers.
  • Opens and closes by sliding in and out.
  • Common word in everyday Persian.

Overview

کلمه «کشو» در زبان فارسی، به بخشی از اثاثیه یا ابزار گفته می‌شود که ماهیت جعبه‌مانند دارد و با حرکت لغزشی به داخل و خارج بدنه اصلی باز و بسته می‌شود. این ساختار مکانیکی، که اغلب از چوب، فلز یا پلاستیک ساخته می‌شود، امکان دسترسی آسان و منظم به محتویات خود را فراهم می‌آورد.

**ظرافت‌ها و بار معنایی:**

«کشو» در وهله اول یک واژه توصیفی است و به شکل فیزیکی و عملکرد آن اشاره دارد. این کلمه بار معنایی خنثی دارد و بسته به متنی که در آن به کار می‌رود، می‌تواند مفاهیم متفاوتی را تداعی کند. برای مثال، کشوی میز تحریر ممکن است یادآور نظم و کار باشد، در حالی که کشوی لباس در کمد، فضایی برای نگهداری شخصی و خصوصی است. همچنین، «کشو» می‌تواند به صورت مجازی نیز به کار رود، مانند «کشوهای ذهنی» که به طبقه‌بندی خاطرات یا افکار اشاره دارد، هرچند این کاربرد کمتر رایج است.

**الگوهای کاربرد:**

  • رسمی در مقابل غیررسمی: «کشو» کلمه‌ای کاملاً رایج و در هر دو بافت رسمی و غیررسمی قابل استفاده است. در مکالمات روزمره، برای اشاره به کشوی میز، کمد یا کابینت به کار می‌رود. در متون رسمی‌تر مانند کاتالوگ‌های مبلمان یا دستورالعمل‌های فنی، نیز به همین شکل استفاده می‌شود. تفاوتی در کاربرد رسمی و غیررسمی این کلمه دیده نمی‌شود.
  • نوشتاری در مقابل گفتاری: این کلمه هم در نوشتار و هم در گفتار به وفور یافت می‌شود. در متون داستانی، مقالات مربوط به دکوراسیون داخلی، یا حتی در نامه‌های اداری برای اشاره به کشوی میز کار، «کشو» به کار می‌رود.
  • تنوع منطقه‌ای: در ایران، لهجه یا گویش خاصی که تفاوت معناداری در استفاده از کلمه «کشو» ایجاد کند، وجود ندارد. این کلمه در تمام مناطق فارسی‌زبان به صورت یکسان به کار می‌رود.

**بافت‌های رایج:**

  • کار و محیط اداری: «کشوهای میز کار»، «کشوهای بایگانی»، «قفل کشو» برای نگهداری اسناد مهم.
  • خانه و زندگی روزمره: «کشوهای کمد لباس»، «کشوهای آشپزخانه» (برای قاشق و چنگال، ادویه‌جات)، «کشوهای میز آرایش»، «باز کردن کشو برای پیدا کردن چیزی».
  • آموزش و مدرسه: «کشوهای میز معلم»، «کشوهای کلاس درس» برای نگهداری وسایل کمک آموزشی.
  • رسانه و ادبیات: در داستان‌ها، «کشوهای قدیمی» ممکن است نمادی از رازها یا خاطرات باشند. در فیلم‌ها، صحنه‌هایی که فردی با عجله «کشو»یی را باز می‌کند تا چیزی پیدا کند، رایج است.

**مقایسه با کلمات مشابه:**

  • جعبه (Ja'beh): «جعبه» یک ظرف درپوش‌دار است که می‌تواند ابعاد و اشکال مختلفی داشته باشد و لزوماً قابلیت سُر خوردن ندارد. کشو نوع خاصی از جعبه است که بخشی از یک سازه بزرگتر است و حرکت کشویی دارد.
  • قفسه (Ghafaseh): «قفسه» سطوح صاف و افقی است که درون کمد یا قفسه‌بندی قرار دارد و اشیاء روی آن چیده می‌شوند. کشو فضایی بسته و متحرک است که درون قفسه یا بدنه اصلی قرار می‌گیرد.

**سطح و لحن:**

«کشو» کلمه‌ای با سطح زبانی خنثی و کاملاً استاندارد است. استفاده از آن در هر سطحی از ارتباط، از مکالمات دوستانه گرفته تا گزارش‌های فنی، مناسب است. هیچ‌گونه بار معنایی نامناسب یا لحن خاصی ندارد که نیاز به اجتناب در موقعیت‌های خاص باشد.

**هم‌آیندها (Collocations):**

  • باز کردن کشو: عمل گشودن کشو برای دسترسی به محتویات.
  • بستن کشو: عمل نهادن کشو در جای خود.
  • کشو پر: اشاره به پر بودن کشو از اشیاء.
  • کشو خالی: اشاره به خالی بودن کشو.
  • کشو عمیق/کم‌عمق: توصیف ابعاد عمودی کشو.
  • کشو فلزی/چوبی: توصیف جنس کشو.
  • کشو قفل‌دار: کشویی که با کلید یا رمز باز می‌شود.
  • کشو میز/کمد/بایگانی: مشخص کردن محل قرارگیری کشو.

در مجموع، «کشو» واژه‌ای بنیادین در زبان فارسی برای توصیف بخشی کاربردی از اثاثیه است که در زندگی روزمره نقش مهمی ایفا می‌کند و درک آن برای زبان‌آموزان در سطوح اولیه ضروری است.

Beispiele

1

لطفاً خودکار را از کشوی میزم بردار.

everyday

Please take the pen from my desk drawer.

2

کشوهای کمد لباس را مرتب کردم تا همه چیز منظم باشد.

everyday

I organized the dresser drawers so everything would be tidy.

3

در بایگانی، پرونده‌ها در کشوهای فلزی مخصوص نگهداری می‌شوند.

business

In the archive, files are kept in special metal drawers.

4

این میز کار دارای سه کشوی جادار برای لوازم اداری است.

business

This work desk has three spacious drawers for office supplies.

5

تحقیقات نشان داده است که کشوهای میز تحریر اغلب محل تجمع وسایل بلااستفاده هستند.

academic

Research has shown that desk drawers are often repositories for unused items.

6

او با احتیاط قفل کشوی قدیمی پدربزرگش را باز کرد، به امید یافتن گنجی پنهان.

literary

He cautiously opened the lock of his grandfather's old drawer, hoping to find hidden treasure.

7

وای! ببین چه چیز باحالی تو کشوی دوم پیدا کردم!

informal

Wow! Look what cool thing I found in the second drawer!

8

این مدل کابینت آشپزخانه دارای کشوهای عمیق برای قابلمه‌هاست.

everyday

This kitchen cabinet model features deep drawers for pots.

Häufige Kollokationen

باز کردن کشو to open a drawer
بستن کشو to close a drawer
کشو پر full drawer
کشو خالی empty drawer
کشو چوبی wooden drawer
کشو فلزی metal drawer
کشو میز desk drawer
کشو لباس clothes drawer

Häufige Phrasen

کشو گیر کرده

The drawer is stuck

کشو را بیرون بکش

Pull the drawer out

چیزی توی کشو هست؟

Is there something in the drawer?

کشو را قفل کن

Lock the drawer

Wird oft verwechselt mit

کشو vs قفسه (Ghafaseh)

A 'ghafaseh' is an open shelf, while a 'kashoo' is a closed, sliding compartment. Example: 'Put the books on the shelf' (کتاب‌ها را روی قفسه بگذار) vs. 'Put the socks in the drawer' (جوراب‌ها را در کشو بگذار).

کشو vs کابینت (Kabinet)

'Kabinet' refers to a whole cabinet or cupboard, which may contain drawers ('kashoo') or shelves ('ghafaseh'). Example: 'The kitchen cabinet' (کابینت آشپزخانه) might have multiple drawers inside.

کشو vs جعبه (Ja'beh)

'Ja'beh' is a general term for a box. A 'kashoo' is a specific type of box that slides within furniture. Example: 'A gift box' (جعبه کادو) is not necessarily a 'kashoo'.

Grammatikmuster

اسم + در + کشو + (ی) + اسم (مثال: کتاب در کشوی میز) کشو + (ی) + اسم + + فعل (مثال: کشوی لباس را مرتب کردم) اسم + + فعل + + کشو (مثال: چیزی داخل کشو پیدا کردم) صفت + کشو (مثال: کشوی عمیق، کشوی فلزی) کشو + + حرف اضافه + + اسم (مثال: کشو از جنس چوب) کشوها (جمع) + فعل (مثال: کشوها روان هستند)

How to Use It

📝

Nutzungshinweise

The word 'kashoo' is extremely common and neutral. It's used in virtually all contexts, from casual conversation to technical descriptions of furniture. There are no significant regional variations or taboo contexts. Be mindful that while 'kashoo' is primarily for furniture, in very rare, metaphorical contexts, it might refer to compartments of information.


⚠️

Häufige Fehler

Learners sometimes confuse 'kashoo' (drawer) with 'ghafaseh' (shelf). Remember, a drawer slides out and is enclosed, while a shelf is typically open. Another mistake is using 'kashoo' for a whole cabinet; the correct term for a cabinet is 'kābinet'. Ensure you use 'kashoo' specifically for the sliding part.

Tips

💡

Visualize the Sliding Action

Imagine a box smoothly sliding in and out of a larger frame. This physical action is the core meaning of 'kashoo'.

⚠️

Don't Confuse with Shelves

Remember, 'kashoo' is a closed, sliding compartment, not an open 'shelf' (قفسه - ghafaseh).

🌍

Ubiquitous in Homes

'Kashoo' are fundamental parts of furniture in Iranian homes, from bedrooms to kitchens, making it a highly relevant word.

🎓

Beyond Furniture

While primarily furniture-related, 'kashoo' can sometimes be used metaphorically for compartmentalized information or memories, though this is less common.

📖

Wortherkunft

The word 'kashoo' originates from the Persian verb 'keshidan' (کشیدن), meaning 'to pull' or 'to drag'. The suffix '-oo' indicates the instrument or place of action, thus referring to something that is pulled or slides.

🌍

Kultureller Kontext

Drawers are a standard feature in almost all types of furniture in Iran, from traditional wooden cabinets to modern modular kitchens. Their presence signifies organization and storage, a common theme in household descriptions. Media often portrays characters searching through drawers for clues or personal items, highlighting their role in revealing secrets or memories.

🧠

Merkhilfe

Picture a 'cash' box that slides out from your desk – 'kashoo' sounds like 'cash-oo', a drawer for your cash!

Häufig gestellte Fragen

8 Fragen

قفسه یک سطح صاف و باز است که وسایل را رویش می‌گذارند، اما کشو یک جعبه بسته است که داخل بدنه اصلی وسیله سُر می‌خورد و بیرون می‌آید.

خیر، «کشو» در انواع وسایل مانند کمد لباس، دراور، کابینت آشپزخانه و فایل‌های اداری هم وجود دارد.

می‌توانید بگویید: «آن چیز داخل کشوی میز است.» یا «آن را در کشوی میز پیدا کردم.»

در کاربرد اصلی و رایج، «کشو» فقط به همین بخش متحرک وسایل اشاره دارد. معانی مجازی یا تخصصی آن بسیار نادر است.

بیشتر در میز تحریر، میز کامپیوتر، کمد لباس، دراور، فایل‌های اداری و کابینت‌های آشپزخانه و حمام دیده می‌شود.

می‌توانید بگویید: «کشو گیر کرده است.» یا «کشو به سختی باز و بسته می‌شود.»

بله، جمع آن «کشوها» است. مثلاً: «کشوهای این میز خیلی روان هستند.»

برای نگهداری انواع اشیاء مانند لباس، مدارک، لوازم تحریر، ابزار، ظروف و وسایل شخصی مناسب است.

Teste dich selbst

fill blank

Fill in the blank with the correct word.

لطفاً مدارک مهم را در _____ قفل‌دار قرار دهید.

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: کشو

The sentence describes a locked compartment that slides, which is the definition of a 'kashoo' (drawer).

multiple choice

Choose the correct meaning of 'کشو' in the following sentence.

او کلیدش را در کشوی میز تحریرش گذاشت.

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: Drawer

In this context, 'kashoo' refers to the sliding storage compartment within the desk.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

روی / کشو / میز / است / لباس / داخل

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: لباس داخل کشو روی میز است.

The sentence structure places the subject (لباس - clothes), location (داخل کشو - inside the drawer), and then the broader location (روی میز - on the table).

error correction

Find and fix the error in the sentence.

من کتابم را در قفسه کشو گذاشتم.

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: من کتابم را در کشوی میز گذاشتم.

A 'shelf' (قفسه) and a 'drawer' (کشو) are different things. The sentence should specify putting the book *in* the drawer, likely of a desk or shelf unit.

🎉 Ergebnis: /4

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!