zu Hause
تعریف
At home.
phraseمثال
Ich bin zu Hause und koche Abendessen.
مثال
Ich bin zu Hause und koche Abendessen.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر home
das Dach
A1roof
Garten
A1قطعه زمینی که در آن گیاهان، گلها یا سبزیجات پرورش داده میشوند و معمولاً در کنار یک خانه قرار دارد. مکانی برای استراحت است.
tierfreundlich
B1به معنای 'دوستدار حیوانات' یا 'مجاز برای حیوانات خانگی' است. برای توصیف هتلها یا محصولاتی که به رفاه حیوانات احترام میگذارند استفاده میشود.
der Hund
A1سگ بهترین دوست انسان است.
Schlüssel, der
A1کلید. وسیلهای فلزی برای باز و بسته کردن قفل. همچنین به معنای راه حل یک مسئله است.
Stuhl
A1صندلی وسیلهای برای نشستن است.
Spiegel, der
A2آینه سطحی است که نور را بازتاب میدهد. او در آینه به خودش نگاه کرد تا موهایش را مرتب کند.
Haushalt
A1کارهای خانه شامل وظایف روزمره مانند تمیز کردن است.
sperren
B1مسدود کردن یا بستن دسترسی. تعلیق حساب یا بازیکن.
aufstellen
B1برپا کردن یا نصب کردن چیزی (مثل چادر). وضع کردن قوانین یا نامزد کردن یک کاندیدا.