شبکه واژگان: resistant
12 ارتباط یافت شد
شبکه تعاملی
واژگان
ویدیوها
گرامر
عبارات
زبانهای دیگر
مقالات کشورها
این کلمه در زبانهای دیگر (1)
ارتباطات دستوری (5)
توقف و تسلیم شدن (دست کشیدن)
prepositionsاصطلاحات دشواری: 'نبردی دشوار' و 'منحنی یادگیری شیبدار'
advanced_syntaxStrong در مقابل Heavy: انتخاب ترکیبهای واژگانی صحیح
adjectives_adverbsتسلط بر تضاد: استفاده صحیح از 'However'
conjunctions_connectorsاسمسازی: فعل به اسم برای رسمیت
gerunds_infinitivesاستفاده شده در عبارات (6)
To resist the idea that
Argumentation and critical discussion expression
give way
Yield or collapse
قربانی شدن برای
to become a victim of something, especially something bad
نظر خود را عوض کردن / آمدن (به جایی)
Change opinion; visit someone
Give in.
Surrender; yield.
نظر قاطع
Firm view