رای
تعریف
A vote or opinion.
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر society
جمعی
A2منسوب به جمع؛ گروهی؛ آنچه مربوط به توده مردم یا یک گروه باشد.
مسجد
A1ساختمانی که مسلمانان برای نماز و عبادت به آنجا میروند. مکان مقدس اسلامی است.
کمیته
A2A group of people appointed for a specific function, a committee.
بشر
A2انسانها به طور کلی، نوع انسان، بشریت. واژهای رسمی برای اشاره به کل جامعه انسانی.
امنیت
A1حالت در امان بودن از خطر یا تهدید. آرامش خاطر.
مسن
A2فردی که سن زیادی دارد و در مرحله پیری است.
حمایت کردن
A1کمک کردن و پشتیبانی از کسی یا چیزی.
مساوی
B1هماندازه یا همارز؛ دارای مقدار یا ارزش یکسان با دیگری.
فقر
A2فقر به معنای تنگدستی و نداری است. این واژه برای توصیف کمبود منابع مادی و غیرمادی در جامعه به کار میرود.
مصاحبه کردن
B1پرسش و پاسخ رسمی انجام دادن برای استخدام، خبر یا تحقیق. مدیر با متقاضیان مصاحبه کرد.