ضعف
Weakness.
Weakness, deficiency, or lack of power; applicable to physical, mental, and quality aspects.
30 सेकंड में शब्द
- General term for lack of strength, ability, or power.
- Can refer to physical, mental, or quality-based deficiencies.
- Often implies a negative state or inadequacy.
- Used in both formal and informal Persian contexts.
Summary
Weakness, deficiency, or lack of power; applicable to physical, mental, and quality aspects.
- General term for lack of strength, ability, or power.
- Can refer to physical, mental, or quality-based deficiencies.
- Often implies a negative state or inadequacy.
- Used in both formal and informal Persian contexts.
Mastering 'Z'ef
Pay attention to context. 'Z'ef can describe physical fatigue, lack of willpower, or a flaw in an object or idea. Use surrounding words to pinpoint the exact meaning.
Avoid Overuse in Formal Settings
While common, 'z'ef can sometimes sound too general in highly formal or technical writing. Consider more specific terms like 'shortcoming' (نقص), 'inadequacy' (نارسایی), or 'impairment' (اختلال) when precision is key.
The 'Z'ef of Hospitality
Persians often express concern about guests feeling weak from hunger. Saying 'Ghorbonat beram, cheshm-e man, cheh z'efi kardid?' (Literally: 'May I be sacrificed for you, my eye, what weakness did you feel?') is a polite way to inquire if they've eaten enough.
Nuances of 'Z'ef
Consider the intensity. 'Z'ef' can range from mild tiredness ('yek jor z'ef') to severe incapacitation ('z'ef-e shidid'). The context and modifiers often clarify this spectrum.
उदाहरण
6 / 8او به خاطر گرسنگی شدید، احساس ضعف کرد و روی صندلی نشست.
Due to severe hunger, he felt weak and sat on a chair.
ضعف در استدلالهای او، باعث شد نتواند نظر موافق دیگران را جلب کند.
The weakness in his arguments prevented him from gaining the agreement of others.
مدیریت این شرکت با ضعفهای ساختاری متعددی روبرو است.
The management of this company faces numerous structural weaknesses.
پیری باعث ضعف عضلانی و کاهش توانایی حرکتی او شده است.
Old age has caused muscle weakness and reduced his mobility.
ترس از شکست، نقطه ضعف همیشگی او بود.
Fear of failure was his constant weak point.
در این داستان، نویسنده به خوبی ضعف انسان در برابر تقدیر را به تصویر کشیده است.
In this story, the author has well depicted human weakness against fate.
शब्द परिवार
याद रखने का तरीका
Imagine a wilting plant ('za'if' plant) that is losing its strength ('z'ef'). The drooping leaves and lack of vibrant color visually represent weakness and deficiency.
Overview
واژه «ضعف» در زبان فارسی یکی از پرکاربردترین واژگان برای بیان مفهوم کمبود، ناتوانی، یا ناچیز بودن است. این کلمه طیف وسیعی از معانی را در بر میگیرد، از ضعف جسمانی و بیماری گرفته تا ضعف در استدلال، اراده، یا حتی کیفیت یک محصول. درک درست این واژه و ظرافتهای آن برای تسلط بر زبان فارسی ضروری است.
۱. کلیات، ظرافتها و بار معنایی:
«ضعف» در هسته معنایی خود به معنای «کم بودن» یا «ناقص بودن» است. این کمبود میتواند در جنبههای مختلفی بروز کند:
- ضعف جسمانی: رایجترین کاربرد، اشاره به کاهش قوای بدنی، خستگی، بیماری، یا پیری دارد. مثلاً «او به دلیل بیماری دچار ضعف شده است.»
- ضعف روحی/روانی: به معنای کمبود اراده، ترس، ناامیدی، یا عدم اعتماد به نفس است. «ترس از شکست، نقطه ضعف او بود.»
- ضعف کیفی: اشاره به نقص، ایراد، یا ناکارآمدی در یک چیز یا سیستم دارد. «ضعف در طراحی این نرمافزار مشهود است.»
- ضعف در استدلال یا منطق: به معنای سست بودن، غیرمنطقی بودن، یا ناکافی بودن یک استدلال است. «استدلال او در دفاع از پایاننامهاش ضعف داشت.»
- ضعف در مقاومت: اشاره به ناتوانی در برابر فشار، حمله، یا تأثیر چیزی دارد. «دیوارها در برابر زلزله ضعف نشان دادند.»
بار معنایی «ضعف» معمولاً منفی است و به یک وضعیت نامطلوب یا ناکافی اشاره دارد. با این حال، بسته به زمینه، میتواند صرفاً یک توصیف عینی از یک وضعیت باشد، نه لزوماً یک قضاوت ارزشی.
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقهای):
«ضعف» واژهای است که در هر دو سطح رسمی و غیررسمی کاربرد دارد و در نوشتار و گفتار بسیار رایج است.
- گفتاری: در مکالمات روزمره، «ضعف کردن» (کنایه از غش کردن یا از حال رفتن از شدت گرسنگی یا خستگی) یا «ضعف بنیه» (اشاره به ضعف جسمانی) بسیار شنیده میشود. «یه ضعف بدی بهم دست داد، مجبور شدم بشینم.»
- نوشتاری/رسمی: در متون علمی، گزارشها، اخبار، و ادبیات، «ضعف» برای بیان دقیقتر مفاهیم به کار میرود. «بررسیها نشاندهنده ضعف در زیرساختهای اقتصادی است.»
- منطقهای: تفاوت چشمگیری در کاربرد واژه «ضعف» در مناطق مختلف ایران وجود ندارد، اما ممکن است در برخی گویشها، مترادفهای دیگری برای بیان شدت یا نوع خاصی از ضعف به کار رود.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- کار و شغل: «ضعف مدیریتی»، «ضعف در عملکرد کارکنان»، «ضعف ساختاری در سازمان».
- تحصیل و دانشگاه: «ضعف دانشجو در درس خاص»، «ضعف در مقاله»، «ضعف پژوهشی».
- زندگی روزمره: «ضعف بدنی بعد از ورزش»، «ضعف چشم»، «ضعف حافظه»، «ضعف در آشپزی».
- رسانه و اخبار: «ضعف پوشش خبری»، «ضعف در رسیدگی به بحران»، «ضعف اقتصادی».
- ادبیات و هنر: «ضعف شخصیتپردازی در داستان»، «ضعف در اجرای موسیقی»، «تصویر کردن ضعف انسان در برابر تقدیر».
۴. مقایسه با واژگان مشابه:
- ناتوانی (Nātavāni): «ناتوانی» بیشتر به فقدان کلی یک توانایی اشاره دارد، در حالی که «ضعف» به معنای کاهش یا کمبود آن توانایی است. میتوان گفت ضعف میتواند منجر به ناتوانی شود، اما همیشه اینطور نیست. «او ناتوان از راه رفتن است» (کاملاً قادر به راه رفتن نیست)، اما «او به دلیل ضعف عضلانی، راه رفتن برایش سخت شده است.»
- سستی (Sosti): «سستی» بیشتر به کندی، بیحالی، و عدم تحرک اشاره دارد، مخصوصاً در مورد اراده یا جسم. «ضعف» میتواند علت سستی باشد. «سستی در اراده» (بیاراده بودن) و «ضعف اراده» (کمبود اراده). «ضعف» عمومیتر است.
- کاستی (Kāsti): «کاستی» به معنای نقص یا کمبود در چیزی است، اما معمولاً به جنبههای مادی یا کیفی اشاره دارد و کمتر جنبه جسمی یا روحی دارد. «کاستی در بودجه» در مقابل «ضعف جسمانی».
۵. سطح زبانی و لحن:
«ضعف» واژهای خنثی و قابل فهم در اکثر سطوح است. میتوان آن را در موقعیتهای رسمی (گزارشهای علمی، تحلیلهای اقتصادی) و غیررسمی (گفتگوهای روزمره) به کار برد. استفاده از آن در ادبیات نیز رایج است. با این حال، در برخی زمینهها، کلمات دقیقتری ممکن است ترجیح داده شوند. مثلاً به جای «ضعف شدید»، در پزشکی از «نارسایی» یا «نقص عضو» استفاده میشود.
۶. ترکیبات رایج (Collocations) با توضیح:
- ضعف جسمانی: اشاره به کمبود توان بدنی به دلیل بیماری، خستگی، یا پیری. «او پس از عمل جراحی، ضعف جسمانی شدیدی احساس میکرد.»
- ضعف اراده: کمبود قدرت تصمیمگیری، پایداری، یا مقاومت در برابر وسوسهها. «ضعف اراده او باعث شد دوباره به سراغ سیگار برود.»
- نقطه ضعف: جنبه یا ویژگیای که فرد یا چیزی در آن آسیبپذیر یا ناکارآمد است. «هر کسی یک نقطه ضعفی دارد.»
- ضعف اقتصادی: مشکلات و ناپایداریها در وضعیت اقتصادی یک کشور یا منطقه. «دولت برای رفع ضعف اقتصادی برنامهریزی کرده است.»
- ضعف مدیریتی: ناکارآمدی یا نقص در سیستم مدیریت یک سازمان یا پروژه. «ضعف مدیریتی عامل اصلی شکست این پروژه بود.»
- ضعف بینایی/شنوایی: کاهش یا نقص در توانایی دیدن یا شنیدن. «او به دلیل ضعف بینایی از عینک استفاده میکند.»
- ضعف ساختاری: نقص یا ایراد در بنیان و ساختار اصلی یک بنا، سیستم، یا سازمان. «این ساختمان به دلیل ضعف ساختاری در معرض خطر است.»
- ضعف در اجرا: ناکارآمدی یا عدم موفقیت در پیادهسازی یا اجرای یک برنامه، طرح، یا نمایش. «ضعف در اجرای نمایش، تماشاگران را ناراضی کرد.»
درک این ترکیبات و کاربرد آنها به زبانآموز کمک میکند تا واژه «ضعف» را در بافتهای متنوع به درستی به کار ببرد.
इस्तेमाल की जानकारी
The word 'z'ef' is highly versatile and can be used in both formal and informal settings. In everyday conversation, 'z'ef kardan' often colloquially means to feel faint or weak, usually due to hunger or exhaustion. Be mindful that while 'z'ef' can describe a lack of quality, using more specific terms like 'naq's' (flaw) or 'nārasāyi' (inadequacy) might be more precise in technical or academic contexts. Avoid using it to describe a person's character flaw unless you mean a specific 'point of weakness' (nuqteh-ye z'ef).
सामान्य गलतियाँ
Learners sometimes use 'z'ef' as an adjective directly modifying a noun when the adjective form 'za'if' (weak) is needed. For example, instead of saying 'a weak argument' (estedlāl-e za'if), they might incorrectly say 'z'ef-e estedlāl' (weakness of argument) when 'z'ef dar estedlāl' (weakness in the argument) is grammatically required. Also, confusing 'z'ef' (weakness) with 'z'eib' (beauty) is a common pronunciation pitfall.
याद रखने का तरीका
Imagine a wilting plant ('za'if' plant) that is losing its strength ('z'ef'). The drooping leaves and lack of vibrant color visually represent weakness and deficiency.
शब्द की उत्पत्ति
The word 'z'ef' comes from the Arabic root 'ḍ-ʿ-f' (ض ع ف), meaning 'weakness' or 'to be weak'. It has been a core part of Persian vocabulary for centuries, used consistently to denote various forms of deficiency.
सांस्कृतिक संदर्भ
In Iranian culture, expressing concern for someone's well-being often involves inquiring about their strength or potential weakness, especially regarding health or sustenance. Phrases like 'Ghorbonat beram, cheshm-e man, z'ef nakoni!' (Literally: 'May I be sacrificed for you, my eye, don't feel weak!') are common expressions of care. Discussing one's 'z'ef' (weakness) can also be a way to build rapport or seek understanding.
उदाहरण
او به خاطر گرسنگی شدید، احساس ضعف کرد و روی صندلی نشست.
everydayDue to severe hunger, he felt weak and sat on a chair.
ضعف در استدلالهای او، باعث شد نتواند نظر موافق دیگران را جلب کند.
academicThe weakness in his arguments prevented him from gaining the agreement of others.
مدیریت این شرکت با ضعفهای ساختاری متعددی روبرو است.
businessThe management of this company faces numerous structural weaknesses.
پیری باعث ضعف عضلانی و کاهش توانایی حرکتی او شده است.
formalOld age has caused muscle weakness and reduced his mobility.
ترس از شکست، نقطه ضعف همیشگی او بود.
informalFear of failure was his constant weak point.
در این داستان، نویسنده به خوبی ضعف انسان در برابر تقدیر را به تصویر کشیده است.
literaryIn this story, the author has well depicted human weakness against fate.
با وجود تمام تلاشهایش، ضعف در مهارتهای فنی مانع پیشرفتش شد.
businessDespite all his efforts, weakness in technical skills hindered his progress.
یک لحظه احساس ضعف کردم و نزدیک بود بیفتم.
everydayFor a moment, I felt a wave of weakness and almost fell.
शब्द परिवार
सामान्य शब्द संयोजन
सामान्य वाक्यांश
ضعف کردن
To feel faint/weak (often from hunger or exhaustion)
نقطه ضعف
Weak spot / Vulnerability
ضعف و سستی
Weakness and sluggishness
از ضعفِ... رنج بردن
To suffer from the weakness of...
अक्सर इससे भ्रम होता है
'Nātavāni' implies a complete inability to do something, while 'z'ef' suggests a reduction or deficiency in ability. Example: He is nātavān (unable) to walk vs. He feels z'ef (weakness) and walks slowly.
'Sosti' often refers to sluggishness, laziness, or lack of vigor, particularly in willpower or physical movement. 'Z'ef' is the underlying lack of strength that might cause 'sosti'. Example: His sosti (laziness) is due to his z'ef (weakness).
'Kāsti' means a shortcoming or deficiency, usually in quality, quantity, or completeness, often related to material things or resources. 'Z'ef' is broader, covering physical and mental states. Example: A kāsti (shortage) in the budget vs. z'ef (weakness) in the team's performance.
व्याकरण पैटर्न
Mastering 'Z'ef
Pay attention to context. 'Z'ef can describe physical fatigue, lack of willpower, or a flaw in an object or idea. Use surrounding words to pinpoint the exact meaning.
Avoid Overuse in Formal Settings
While common, 'z'ef can sometimes sound too general in highly formal or technical writing. Consider more specific terms like 'shortcoming' (نقص), 'inadequacy' (نارسایی), or 'impairment' (اختلال) when precision is key.
The 'Z'ef of Hospitality
Persians often express concern about guests feeling weak from hunger. Saying 'Ghorbonat beram, cheshm-e man, cheh z'efi kardid?' (Literally: 'May I be sacrificed for you, my eye, what weakness did you feel?') is a polite way to inquire if they've eaten enough.
Nuances of 'Z'ef
Consider the intensity. 'Z'ef' can range from mild tiredness ('yek jor z'ef') to severe incapacitation ('z'ef-e shidid'). The context and modifiers often clarify this spectrum.
खुद को परखो
Fill in the blank with the most appropriate word.
بعد از دویدن طولانی، او احساس ___ شدیدی کرد.
The sentence describes a lack of energy after prolonged running, which is best described by 'ضعف' (weakness).
Choose the correct meaning of 'ضعف' in the following sentence.
استدلال او در مورد این مسئله، ضعف زیادی داشت.
In this context, 'ضعف' refers to the lack of logical foundation or persuasive power in the argument.
Arrange the words to form a grammatically correct sentence.
او / به / دلیل / کرد / ضعف / بیماری / نیاز / پیدا
The sentence structure requires the subject 'او' (he/she) to be followed by the reason 'به دلیل بیماری' (due to illness), leading to the action 'نیاز به پیدا کردن ضعف پیدا کرد' (found the need to find weakness - implying identifying vulnerabilities).
Find and correct the error in the sentence.
من در این درس خیلی ضعف دارم.
The original sentence incorrectly uses the noun 'ضعف' (weakness) as an adjective. The correct form uses the adjective 'ضعیف' (weak) followed by the verb 'هستم' (I am).
स्कोर: /4
विज़ुअल लर्निंग टूल्स
Word Family
Nouns
- ضعف
- ضعافت
- مُضعِف
Verbs
- ضعیف کردن
- ضعیف شدن
Adjectives
- ضعیف
Usage Contexts
Health/Body
- ضعف جسمانی
- ضعف بینایی
Mind/Willpower
- ضعف اراده
- نقطه ضعف
Quality/Systems
- ضعف ساختاری
- ضعف مدیریتی
Daily Life
- ضعف کردن از گرسنگی
अक्सर पूछे जाने वाले सवाल
8 सवाल«ناتوانی» به معنای فقدان کامل یک توانایی است، در حالی که «ضعف» به معنای کمبود یا کاهش آن توانایی است. مثلاً فردی که نمیتواند راه برود «ناتوان» است، اما کسی که به دلیل خستگی سخت راه میرود، «ضعف» دارد.
معمولاً از کلمات اطراف جمله میتوان فهمید. اگر به خستگی، بیماری، یا درد اشاره دارد، منظور ضعف جسمی است. اگر به ترس، ناامیدی، یا کمبود اراده اشاره دارد، منظور ضعف روحی یا روانی است.
بیشتر اوقات بار معنایی منفی دارد و به یک وضعیت نامطلوب اشاره میکند. اما گاهی صرفاً یک توصیف عینی است، مثلاً در گزارشهای فنی یا پزشکی که به یک نقص یا کمبود اشاره میکنند.
در زبان عامیانه، «ضعف کردن» معمولاً به معنای غش کردن یا از حال رفتن ناگهانی، اغلب به دلیل گرسنگی شدید، گرمازدگی، یا خستگی زیاد است.
بله، «ضعف» میتواند به کیفیت، استحکام، یا کارایی یک شیء، سیستم، یا حتی یک ایده اشاره کند. مثلاً «ضعف در طراحی» یا «ضعف در استدلال».
«نقطه ضعف» به آسیبپذیرترین بخش یک شخص، موقعیت، یا سیستم اشاره دارد. جایی که احتمال شکست یا تأثیرپذیری بیشتر است. مثلاً دفاع ضعیف تیم فوتبال، نقطه ضعف آن تیم است.
بله، «ضعف» بیشتر به کمبود نیرو یا توان اشاره دارد، اما «پریشانی» به معنای آشفتگی ذهنی، اضطراب، و عدم آرامش است. ضعف میتواند یکی از دلایل پریشانی باشد.
بهتر است ابتدا مشخص کنید که منظور شما کمبود در کدام جنبه است (جسمی، روحی، کیفی). سپس از ترکیبهای رایج مانند «ضعف جسمانی»، «ضعف اراده»، «ضعف در...» استفاده کنید تا جمله شما واضحتر باشد.
यह शब्द अन्य भाषाओं में
संबंधित मुहावरे
संबंधित शब्दावली
general के और शब्द
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).