A1 noun Neutre #3,500 le plus courant 1 min de lecture

ضعف

za'f /zæʔf/

Weakness.

Weakness, deficiency, or lack of power; applicable to physical, mental, and quality aspects.

Mot en 30 secondes

  • General term for lack of strength, ability, or power.
  • Can refer to physical, mental, or quality-based deficiencies.
  • Often implies a negative state or inadequacy.
  • Used in both formal and informal Persian contexts.

Summary

Weakness, deficiency, or lack of power; applicable to physical, mental, and quality aspects.

  • General term for lack of strength, ability, or power.
  • Can refer to physical, mental, or quality-based deficiencies.
  • Often implies a negative state or inadequacy.
  • Used in both formal and informal Persian contexts.

Mastering 'Z'ef

Pay attention to context. 'Z'ef can describe physical fatigue, lack of willpower, or a flaw in an object or idea. Use surrounding words to pinpoint the exact meaning.

Avoid Overuse in Formal Settings

While common, 'z'ef can sometimes sound too general in highly formal or technical writing. Consider more specific terms like 'shortcoming' (نقص), 'inadequacy' (نارسایی), or 'impairment' (اختلال) when precision is key.

The 'Z'ef of Hospitality

Persians often express concern about guests feeling weak from hunger. Saying 'Ghorbonat beram, cheshm-e man, cheh z'efi kardid?' (Literally: 'May I be sacrificed for you, my eye, what weakness did you feel?') is a polite way to inquire if they've eaten enough.

Nuances of 'Z'ef

Consider the intensity. 'Z'ef' can range from mild tiredness ('yek jor z'ef') to severe incapacitation ('z'ef-e shidid'). The context and modifiers often clarify this spectrum.

Exemples

6 sur 8
1

او به خاطر گرسنگی شدید، احساس ضعف کرد و روی صندلی نشست.

Due to severe hunger, he felt weak and sat on a chair.

2

ضعف در استدلال‌های او، باعث شد نتواند نظر موافق دیگران را جلب کند.

The weakness in his arguments prevented him from gaining the agreement of others.

3

مدیریت این شرکت با ضعف‌های ساختاری متعددی روبرو است.

The management of this company faces numerous structural weaknesses.

4

پیری باعث ضعف عضلانی و کاهش توانایی حرکتی او شده است.

Old age has caused muscle weakness and reduced his mobility.

5

ترس از شکست، نقطه ضعف همیشگی او بود.

Fear of failure was his constant weak point.

6

در این داستان، نویسنده به خوبی ضعف انسان در برابر تقدیر را به تصویر کشیده است.

In this story, the author has well depicted human weakness against fate.

Famille de mots

Nom
ضعف
Verbe
ضعیف کردن (to weaken), ضعیف شدن (to become weak)
Adverbe
ضعیفانه (weakly)
Adjectif
ضعیف (weak)
Apparenté
ضعافت (weakness, infirmity)

Astuce mémo

Imagine a wilting plant ('za'if' plant) that is losing its strength ('z'ef'). The drooping leaves and lack of vibrant color visually represent weakness and deficiency.

Overview

واژه «ضعف» در زبان فارسی یکی از پرکاربردترین واژگان برای بیان مفهوم کمبود، ناتوانی، یا ناچیز بودن است. این کلمه طیف وسیعی از معانی را در بر می‌گیرد، از ضعف جسمانی و بیماری گرفته تا ضعف در استدلال، اراده، یا حتی کیفیت یک محصول. درک درست این واژه و ظرافت‌های آن برای تسلط بر زبان فارسی ضروری است.

۱. کلیات، ظرافت‌ها و بار معنایی:

«ضعف» در هسته معنایی خود به معنای «کم بودن» یا «ناقص بودن» است. این کمبود می‌تواند در جنبه‌های مختلفی بروز کند:

  • ضعف جسمانی: رایج‌ترین کاربرد، اشاره به کاهش قوای بدنی، خستگی، بیماری، یا پیری دارد. مثلاً «او به دلیل بیماری دچار ضعف شده است.»
  • ضعف روحی/روانی: به معنای کمبود اراده، ترس، ناامیدی، یا عدم اعتماد به نفس است. «ترس از شکست، نقطه ضعف او بود.»
  • ضعف کیفی: اشاره به نقص، ایراد، یا ناکارآمدی در یک چیز یا سیستم دارد. «ضعف در طراحی این نرم‌افزار مشهود است.»
  • ضعف در استدلال یا منطق: به معنای سست بودن، غیرمنطقی بودن، یا ناکافی بودن یک استدلال است. «استدلال او در دفاع از پایان‌نامه‌اش ضعف داشت.»
  • ضعف در مقاومت: اشاره به ناتوانی در برابر فشار، حمله، یا تأثیر چیزی دارد. «دیوارها در برابر زلزله ضعف نشان دادند.»

بار معنایی «ضعف» معمولاً منفی است و به یک وضعیت نامطلوب یا ناکافی اشاره دارد. با این حال، بسته به زمینه، می‌تواند صرفاً یک توصیف عینی از یک وضعیت باشد، نه لزوماً یک قضاوت ارزشی.

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«ضعف» واژه‌ای است که در هر دو سطح رسمی و غیررسمی کاربرد دارد و در نوشتار و گفتار بسیار رایج است.

  • گفتاری: در مکالمات روزمره، «ضعف کردن» (کنایه از غش کردن یا از حال رفتن از شدت گرسنگی یا خستگی) یا «ضعف بنیه» (اشاره به ضعف جسمانی) بسیار شنیده می‌شود. «یه ضعف بدی بهم دست داد، مجبور شدم بشینم.»
  • نوشتاری/رسمی: در متون علمی، گزارش‌ها، اخبار، و ادبیات، «ضعف» برای بیان دقیق‌تر مفاهیم به کار می‌رود. «بررسی‌ها نشان‌دهنده ضعف در زیرساخت‌های اقتصادی است.»
  • منطقه‌ای: تفاوت چشمگیری در کاربرد واژه «ضعف» در مناطق مختلف ایران وجود ندارد، اما ممکن است در برخی گویش‌ها، مترادف‌های دیگری برای بیان شدت یا نوع خاصی از ضعف به کار رود.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • کار و شغل: «ضعف مدیریتی»، «ضعف در عملکرد کارکنان»، «ضعف ساختاری در سازمان».
  • تحصیل و دانشگاه: «ضعف دانشجو در درس خاص»، «ضعف در مقاله»، «ضعف پژوهشی».
  • زندگی روزمره: «ضعف بدنی بعد از ورزش»، «ضعف چشم»، «ضعف حافظه»، «ضعف در آشپزی».
  • رسانه و اخبار: «ضعف پوشش خبری»، «ضعف در رسیدگی به بحران»، «ضعف اقتصادی».
  • ادبیات و هنر: «ضعف شخصیت‌پردازی در داستان»، «ضعف در اجرای موسیقی»، «تصویر کردن ضعف انسان در برابر تقدیر».

۴. مقایسه با واژگان مشابه:

  • ناتوانی (Nātavāni): «ناتوانی» بیشتر به فقدان کلی یک توانایی اشاره دارد، در حالی که «ضعف» به معنای کاهش یا کمبود آن توانایی است. می‌توان گفت ضعف می‌تواند منجر به ناتوانی شود، اما همیشه این‌طور نیست. «او ناتوان از راه رفتن است» (کاملاً قادر به راه رفتن نیست)، اما «او به دلیل ضعف عضلانی، راه رفتن برایش سخت شده است.»
  • سستی (Sosti): «سستی» بیشتر به کندی، بی‌حالی، و عدم تحرک اشاره دارد، مخصوصاً در مورد اراده یا جسم. «ضعف» می‌تواند علت سستی باشد. «سستی در اراده» (بی‌اراده بودن) و «ضعف اراده» (کمبود اراده). «ضعف» عمومی‌تر است.
  • کاستی (Kāsti): «کاستی» به معنای نقص یا کمبود در چیزی است، اما معمولاً به جنبه‌های مادی یا کیفی اشاره دارد و کمتر جنبه جسمی یا روحی دارد. «کاستی در بودجه» در مقابل «ضعف جسمانی».

۵. سطح زبانی و لحن:

«ضعف» واژه‌ای خنثی و قابل فهم در اکثر سطوح است. می‌توان آن را در موقعیت‌های رسمی (گزارش‌های علمی، تحلیل‌های اقتصادی) و غیررسمی (گفتگوهای روزمره) به کار برد. استفاده از آن در ادبیات نیز رایج است. با این حال، در برخی زمینه‌ها، کلمات دقیق‌تری ممکن است ترجیح داده شوند. مثلاً به جای «ضعف شدید»، در پزشکی از «نارسایی» یا «نقص عضو» استفاده می‌شود.

۶. ترکیبات رایج (Collocations) با توضیح:

  • ضعف جسمانی: اشاره به کمبود توان بدنی به دلیل بیماری، خستگی، یا پیری. «او پس از عمل جراحی، ضعف جسمانی شدیدی احساس می‌کرد.»
  • ضعف اراده: کمبود قدرت تصمیم‌گیری، پایداری، یا مقاومت در برابر وسوسه‌ها. «ضعف اراده او باعث شد دوباره به سراغ سیگار برود.»
  • نقطه ضعف: جنبه یا ویژگی‌ای که فرد یا چیزی در آن آسیب‌پذیر یا ناکارآمد است. «هر کسی یک نقطه ضعفی دارد.»
  • ضعف اقتصادی: مشکلات و ناپایداری‌ها در وضعیت اقتصادی یک کشور یا منطقه. «دولت برای رفع ضعف اقتصادی برنامه‌ریزی کرده است.»
  • ضعف مدیریتی: ناکارآمدی یا نقص در سیستم مدیریت یک سازمان یا پروژه. «ضعف مدیریتی عامل اصلی شکست این پروژه بود.»
  • ضعف بینایی/شنوایی: کاهش یا نقص در توانایی دیدن یا شنیدن. «او به دلیل ضعف بینایی از عینک استفاده می‌کند.»
  • ضعف ساختاری: نقص یا ایراد در بنیان و ساختار اصلی یک بنا، سیستم، یا سازمان. «این ساختمان به دلیل ضعف ساختاری در معرض خطر است.»
  • ضعف در اجرا: ناکارآمدی یا عدم موفقیت در پیاده‌سازی یا اجرای یک برنامه، طرح، یا نمایش. «ضعف در اجرای نمایش، تماشاگران را ناراضی کرد.»

درک این ترکیبات و کاربرد آن‌ها به زبان‌آموز کمک می‌کند تا واژه «ضعف» را در بافت‌های متنوع به درستی به کار ببرد.

Notes d'usage

The word 'z'ef' is highly versatile and can be used in both formal and informal settings. In everyday conversation, 'z'ef kardan' often colloquially means to feel faint or weak, usually due to hunger or exhaustion. Be mindful that while 'z'ef' can describe a lack of quality, using more specific terms like 'naq's' (flaw) or 'nārasāyi' (inadequacy) might be more precise in technical or academic contexts. Avoid using it to describe a person's character flaw unless you mean a specific 'point of weakness' (nuqteh-ye z'ef).

Erreurs courantes

Learners sometimes use 'z'ef' as an adjective directly modifying a noun when the adjective form 'za'if' (weak) is needed. For example, instead of saying 'a weak argument' (estedlāl-e za'if), they might incorrectly say 'z'ef-e estedlāl' (weakness of argument) when 'z'ef dar estedlāl' (weakness in the argument) is grammatically required. Also, confusing 'z'ef' (weakness) with 'z'eib' (beauty) is a common pronunciation pitfall.

Astuce mémo

Imagine a wilting plant ('za'if' plant) that is losing its strength ('z'ef'). The drooping leaves and lack of vibrant color visually represent weakness and deficiency.

Origine du mot

The word 'z'ef' comes from the Arabic root 'ḍ-ʿ-f' (ض ع ف), meaning 'weakness' or 'to be weak'. It has been a core part of Persian vocabulary for centuries, used consistently to denote various forms of deficiency.

Contexte culturel

In Iranian culture, expressing concern for someone's well-being often involves inquiring about their strength or potential weakness, especially regarding health or sustenance. Phrases like 'Ghorbonat beram, cheshm-e man, z'ef nakoni!' (Literally: 'May I be sacrificed for you, my eye, don't feel weak!') are common expressions of care. Discussing one's 'z'ef' (weakness) can also be a way to build rapport or seek understanding.

Exemples

1

او به خاطر گرسنگی شدید، احساس ضعف کرد و روی صندلی نشست.

everyday

Due to severe hunger, he felt weak and sat on a chair.

2

ضعف در استدلال‌های او، باعث شد نتواند نظر موافق دیگران را جلب کند.

academic

The weakness in his arguments prevented him from gaining the agreement of others.

3

مدیریت این شرکت با ضعف‌های ساختاری متعددی روبرو است.

business

The management of this company faces numerous structural weaknesses.

4

پیری باعث ضعف عضلانی و کاهش توانایی حرکتی او شده است.

formal

Old age has caused muscle weakness and reduced his mobility.

5

ترس از شکست، نقطه ضعف همیشگی او بود.

informal

Fear of failure was his constant weak point.

6

در این داستان، نویسنده به خوبی ضعف انسان در برابر تقدیر را به تصویر کشیده است.

literary

In this story, the author has well depicted human weakness against fate.

7

با وجود تمام تلاش‌هایش، ضعف در مهارت‌های فنی مانع پیشرفتش شد.

business

Despite all his efforts, weakness in technical skills hindered his progress.

8

یک لحظه احساس ضعف کردم و نزدیک بود بیفتم.

everyday

For a moment, I felt a wave of weakness and almost fell.

Famille de mots

Nom
ضعف
Verbe
ضعیف کردن (to weaken), ضعیف شدن (to become weak)
Adverbe
ضعیفانه (weakly)
Adjectif
ضعیف (weak)
Apparenté
ضعافت (weakness, infirmity)

Collocations courantes

ضعف جسمانی Physical weakness
ضعف اراده Weakness of will
نقطه ضعف Weak point / Vulnerability
ضعف بینایی Poor eyesight / Visual impairment
ضعف ساختاری Structural weakness
ضعف مدیریتی Management weakness / Poor management
ضعف اقتصادی Economic weakness
ضعف کردن To feel faint / To pass out (colloquial)

Phrases Courantes

ضعف کردن

To feel faint/weak (often from hunger or exhaustion)

نقطه ضعف

Weak spot / Vulnerability

ضعف و سستی

Weakness and sluggishness

از ضعفِ... رنج بردن

To suffer from the weakness of...

Souvent confondu avec

ضعف vs ناتوانی (Nātavāni)

'Nātavāni' implies a complete inability to do something, while 'z'ef' suggests a reduction or deficiency in ability. Example: He is nātavān (unable) to walk vs. He feels z'ef (weakness) and walks slowly.

ضعف vs سستی (Sosti)

'Sosti' often refers to sluggishness, laziness, or lack of vigor, particularly in willpower or physical movement. 'Z'ef' is the underlying lack of strength that might cause 'sosti'. Example: His sosti (laziness) is due to his z'ef (weakness).

ضعف vs کاستی (Kāsti)

'Kāsti' means a shortcoming or deficiency, usually in quality, quantity, or completeness, often related to material things or resources. 'Z'ef' is broader, covering physical and mental states. Example: A kāsti (shortage) in the budget vs. z'ef (weakness) in the team's performance.

Modèles grammaticaux

ضعف + اسم (مانند: ضعف جسمانی، ضعف اراده) اسم + ضعف (مانند: نقطه ضعف، ضعفِ ساختار) ضعف + در + اسم (مانند: ضعف در اجرا، ضعف در استدلال) ضعف کردن (به معنی غش کردن یا احساس ناگهانی ضعف) شخص + از + ضعف + رنج بردن/شکایت داشتن موصوف + ضعیف (صفت) + اسم (مانند: دانشجو ضعیف، ساختمان ضعیف)

Mastering 'Z'ef

Pay attention to context. 'Z'ef can describe physical fatigue, lack of willpower, or a flaw in an object or idea. Use surrounding words to pinpoint the exact meaning.

Avoid Overuse in Formal Settings

While common, 'z'ef can sometimes sound too general in highly formal or technical writing. Consider more specific terms like 'shortcoming' (نقص), 'inadequacy' (نارسایی), or 'impairment' (اختلال) when precision is key.

The 'Z'ef of Hospitality

Persians often express concern about guests feeling weak from hunger. Saying 'Ghorbonat beram, cheshm-e man, cheh z'efi kardid?' (Literally: 'May I be sacrificed for you, my eye, what weakness did you feel?') is a polite way to inquire if they've eaten enough.

Nuances of 'Z'ef

Consider the intensity. 'Z'ef' can range from mild tiredness ('yek jor z'ef') to severe incapacitation ('z'ef-e shidid'). The context and modifiers often clarify this spectrum.

Teste-toi

fill blank

Fill in the blank with the most appropriate word.

بعد از دویدن طولانی، او احساس ___ شدیدی کرد.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : ضعف

The sentence describes a lack of energy after prolonged running, which is best described by 'ضعف' (weakness).

multiple choice

Choose the correct meaning of 'ضعف' in the following sentence.

استدلال او در مورد این مسئله، ضعف زیادی داشت.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : Lack of logic or substance

In this context, 'ضعف' refers to the lack of logical foundation or persuasive power in the argument.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct sentence.

او / به / دلیل / کرد / ضعف / بیماری / نیاز / پیدا

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : او به دلیل بیماری نیاز به پیدا کردن ضعف پیدا کرد

The sentence structure requires the subject 'او' (he/she) to be followed by the reason 'به دلیل بیماری' (due to illness), leading to the action 'نیاز به پیدا کردن ضعف پیدا کرد' (found the need to find weakness - implying identifying vulnerabilities).

error correction

Find and correct the error in the sentence.

من در این درس خیلی ضعف دارم.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : من در این درس خیلی ضعیف هستم.

The original sentence incorrectly uses the noun 'ضعف' (weakness) as an adjective. The correct form uses the adjective 'ضعیف' (weak) followed by the verb 'هستم' (I am).

Score : /4

Aides visuelles

Word Family

ضعف

Nouns

  • ضعف
  • ضعافت
  • مُضعِف

Verbs

  • ضعیف کردن
  • ضعیف شدن

Adjectives

  • ضعیف

Usage Contexts

Health/Body

  • ضعف جسمانی
  • ضعف بینایی

Mind/Willpower

  • ضعف اراده
  • نقطه ضعف

Quality/Systems

  • ضعف ساختاری
  • ضعف مدیریتی

Daily Life

  • ضعف کردن از گرسنگی

Questions fréquentes

8 questions

«ناتوانی» به معنای فقدان کامل یک توانایی است، در حالی که «ضعف» به معنای کمبود یا کاهش آن توانایی است. مثلاً فردی که نمی‌تواند راه برود «ناتوان» است، اما کسی که به دلیل خستگی سخت راه می‌رود، «ضعف» دارد.

معمولاً از کلمات اطراف جمله می‌توان فهمید. اگر به خستگی، بیماری، یا درد اشاره دارد، منظور ضعف جسمی است. اگر به ترس، ناامیدی، یا کمبود اراده اشاره دارد، منظور ضعف روحی یا روانی است.

بیشتر اوقات بار معنایی منفی دارد و به یک وضعیت نامطلوب اشاره می‌کند. اما گاهی صرفاً یک توصیف عینی است، مثلاً در گزارش‌های فنی یا پزشکی که به یک نقص یا کمبود اشاره می‌کنند.

در زبان عامیانه، «ضعف کردن» معمولاً به معنای غش کردن یا از حال رفتن ناگهانی، اغلب به دلیل گرسنگی شدید، گرمازدگی، یا خستگی زیاد است.

بله، «ضعف» می‌تواند به کیفیت، استحکام، یا کارایی یک شیء، سیستم، یا حتی یک ایده اشاره کند. مثلاً «ضعف در طراحی» یا «ضعف در استدلال».

«نقطه ضعف» به آسیب‌پذیرترین بخش یک شخص، موقعیت، یا سیستم اشاره دارد. جایی که احتمال شکست یا تأثیرپذیری بیشتر است. مثلاً دفاع ضعیف تیم فوتبال، نقطه ضعف آن تیم است.

بله، «ضعف» بیشتر به کمبود نیرو یا توان اشاره دارد، اما «پریشانی» به معنای آشفتگی ذهنی، اضطراب، و عدم آرامش است. ضعف می‌تواند یکی از دلایل پریشانی باشد.

بهتر است ابتدا مشخص کنید که منظور شما کمبود در کدام جنبه است (جسمی، روحی، کیفی). سپس از ترکیب‌های رایج مانند «ضعف جسمانی»، «ضعف اراده»، «ضعف در...» استفاده کنید تا جمله شما واضح‌تر باشد.

Ce mot dans d'autres langues

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !