فرض
A 'fard' is an assumption or hypothesis taken as true to enable further reasoning or action.
فرض 30 सेकंड में
- Something accepted as true without proof.
- Basis for reasoning or planning.
- Used in daily life, science, and philosophy.
Overview
واژه «فرض» در زبان فارسی به معنای امری است که به عنوان مبنای استدلال، تحقیق یا برنامهریزی پذیرفته میشود، حتی اگر اثبات قطعی آن در دست نباشد. این کلمه ریشه در مفهوم «فرضیه» یا «گمان» دارد و اغلب در موقعیتهایی به کار میرود که نیاز است تا برای رسیدن به نتیجهای منطقی، مقدمات یا شرایطی را از پیش درست انگاشت. در واقع، فرض، پایهای است که بر اساس آن، ایدهها، احتمالات یا نتایج بعدی مورد بررسی قرار میگیرند.
«فرض» معمولاً به تنهایی یا در ترکیب با افعالی مانند «کردن»، «داشتن»، «گرفتن» و «شدن» به کار میرود. برای مثال، «فرض میکنیم که این موضوع درست است»، «فرض بر این است که او حاضر خواهد بود»، «این یک فرض اولیه است». همچنین در ساختارهای دستوری پیچیدهتر، مانند جملات شرطی، نقش مهمی ایفا میکند. در متون علمی و دانشگاهی، «فرض» اغلب به عنوان نقطه شروعی برای آزمون و اعتبارسنجی نظریهها به کار میرود.
این کلمه در زمینههای مختلفی کاربرد دارد:
**علمی و پژوهشی**
در تدوین فرضیههای علمی، پیشبینی نتایج آزمایشها و مدلسازیهای نظری.
**فلسفی و منطقی**
در بحثهای مربوط به مبانی معرفت، استدلال و برهان.
**روزمره و برنامهریزی**
هنگام پیشبینی وقایع، تصمیمگیری یا سازماندهی امور، مانند «فرض میکنیم ترافیک سنگین باشد، پس زودتر حرکت میکنیم».
**حقوقی**
در مواردی که بر اساس شواهد یا رویههای قانونی، امری به طور موقت یا قطعی پذیرفته میشود.
«فرض» با کلماتی چون «گمان»، «پندار»، «احتمال»، «فرضیه» و «مفروض» نزدیکی معنایی دارد.
- گمان و پندار: بیشتر به معنای حدس و تصور شخصی هستند و قطعیت کمتری دارند. «فرض» معمولاً بار منطقی یا علمی قویتری دارد.
- احتمال: به شانس وقوع یا عدم وقوع امری اشاره دارد و ذاتاً با عدم قطعیت همراه است. «فرض» ممکن است بر اساس احتمال باشد، اما خودِ فرض، امری پذیرفته شده است.
- فرضیه: بیشتر در علوم کاربرد دارد و به یک توضیح یا پیشبینی قابل آزمون گفته میشود که بر اساس مشاهدات اولیه شکل گرفته است. «فرض» میتواند عامتر باشد و حتی یک اصل پذیرفته شده بدون نیاز به آزمون باشد.
- مفروض: صفتی است که به چیزی که فرض شده اشاره دارد (مثلاً «وضعیت مفروض»). «فرض» اسم است و خودِ عمل یا امرِ پذیرفته شده را بیان میکند.
उदाहरण
فرض میکنیم که این پروژه تا هفته آینده تکمیل خواهد شد.
formalWe assume that this project will be completed by next week.
فرض بر این بود که همه مهمانان از قبل دعوت شدهاند.
formalThe assumption was that all guests had been invited beforehand.
خب، فرض کنیم پول کافی نداریم، چکار باید بکنیم؟
informalOkay, let's assume we don't have enough money, what should we do?
در این تحلیل، فرض میشود که بازار رقابتی کامل است.
academicIn this analysis, the market is assumed to be perfectly competitive.
सामान्य शब्द संयोजन
सामान्य वाक्यांश
فرض محال
impossible assumption (often used ironically)
از فرض اول
from the first assumption
فرض کنید
suppose / imagine
अक्सर इससे भ्रम होता है
व्याकरण पैटर्न
इसे कैसे इस्तेमाल करें
इस्तेमाल की जानकारी
The word 'fard' is common in both spoken and written Persian. It's often used to set up hypothetical scenarios or to state the premises of an argument. The verb form 'fard kardan' (to assume) is particularly frequent.
सामान्य गलतियाँ
A common mistake is to use 'fard' interchangeably with 'haghigat' (truth). Remember, a 'fard' is something accepted *without* proof, whereas a 'haghigat' is proven reality.
सुझाव
Use 'Fard' as a Starting Point
Assumptions Can Be Wrong
Cultural Norms as Assumptions
शब्द की उत्पत्ति
The word 'fard' comes from Arabic 'farḍ', meaning 'duty', 'assigned portion', or something 'obligatory'. In Persian usage, it evolved to mean something taken as a given or a premise.
सांस्कृतिक संदर्भ
In many cultures, including Persian-speaking ones, politely stating assumptions ('fard') can be a way to clarify understanding and avoid misunderstandings in conversations or negotiations.
याद रखने का तरीका
Think of 'fard' as the 'foundation' you lay down before building something. You accept it's there to start your construction.
अक्सर पूछे जाने वाले सवाल
4 सवालखुद को परखो
برای رسیدن به موقع به جلسه، _______ میکنیم که ترافیک روان خواهد بود.
در این جمله، ما امری را (روان بودن ترافیک) درست انگاشتهایم تا بر اساس آن برنامهریزی کنیم، بنابراین «فرض» مناسبترین گزینه است.
در علم، بسیاری از نظریهها بر اساس _______ اولیه بنا میشوند که سپس مورد آزمایش قرار میگیرند.
نظریههای علمی اغلب با یک یا چند فرض یا فرضیه آغاز میشوند که به عنوان نقطه شروع تحقیق پذیرفته میشوند.
فرض / میکنیم / که / او / مشکل / ندارد
این جمله به درستی نشان میدهد که گوینده امری را (نداشتن مشکل توسط او) درست انگاشته است.
स्कोर: /3
Summary
A 'fard' is an assumption or hypothesis taken as true to enable further reasoning or action.
- Something accepted as true without proof.
- Basis for reasoning or planning.
- Used in daily life, science, and philosophy.
Use 'Fard' as a Starting Point
Assumptions Can Be Wrong
Cultural Norms as Assumptions
उदाहरण
4 / 4فرض میکنیم که این پروژه تا هفته آینده تکمیل خواهد شد.
We assume that this project will be completed by next week.
فرض بر این بود که همه مهمانان از قبل دعوت شدهاند.
The assumption was that all guests had been invited beforehand.
خب، فرض کنیم پول کافی نداریم، چکار باید بکنیم؟
Okay, let's assume we don't have enough money, what should we do?
در این تحلیل، فرض میشود که بازار رقابتی کامل است.
In this analysis, the market is assumed to be perfectly competitive.
संबंधित सामग्री
यह शब्द अन्य भाषाओं में
संबंधित मुहावरे
संबंधित शब्दावली
academic के और शब्द
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.