دامنه
Scope; the extent of the area or subject matter that something deals with.
Understand 'دامنه' as the comprehensive scope or range, applicable to both concrete physical spaces and abstract conceptual boundaries, reflecting its versatility in Persian expression.
30秒でわかる単語
- Refers to the scope, range, or extent of something.
- Used for physical areas like mountains and abstract concepts.
- Neutral register, often formal in abstract contexts.
- Common mistake: Confusing with 'mabdoodeh' (limit).
- Highlights boundaries and potential for expansion in Persian thought.
Summary
Understand 'دامنه' as the comprehensive scope or range, applicable to both concrete physical spaces and abstract conceptual boundaries, reflecting its versatility in Persian expression.
- Refers to the scope, range, or extent of something.
- Used for physical areas like mountains and abstract concepts.
- Neutral register, often formal in abstract contexts.
- Common mistake: Confusing with 'mabdoodeh' (limit).
- Highlights boundaries and potential for expansion in Persian thought.
Context is Key
Always consider the context. 'دامنه' can mean a mountain slope (physical) or a project's scope (abstract). For instance, 'رفتیم به دامنه کوه' (We went to the mountain slope) versus 'دامنه پروژه تعریف شد' (The project scope was defined) clearly shows the different meanings.
Avoid Literal Translation
Do not literally translate 'scope' into every English equivalent. While 'scope' is a good general translation, 'دامنه' has specific nuances. For example, 'دامنه اختیارات' means 'scope of authority', not just 'authority scope'. Pay attention to common collocations.
Nature's Embrace
The phrase 'دامنه کوه' is deeply ingrained in Persian culture, evoking images of natural beauty, hikes, and picnics. It's a common reference point for outdoor activities. Understanding this connection helps grasp its everyday usage beyond formal contexts.
Distinguish from Similar Nouns
For advanced learners, differentiating 'دامنه' from 'گستره' (expanse) and 'محدوده' (boundary) is crucial. 'دامنه' implies both breadth and a defined area, while 'گستره' emphasizes vastness, and 'محدوده' focuses on limits. Practice using each in distinct sentences to solidify understanding.
例文
6 / 8در دامنه کوه سبلان، چشمههای آب گرم فراوانی وجود دارد.
At the foot (slope) of Mount Sabalan, there are many hot springs.
دامنه اختیارات و مسئولیتهای هیئت مدیره به وضوح در اساسنامه شرکت قید شده است.
The scope of authorities and responsibilities of the board of directors is clearly stated in the company's articles of association.
بچهها، بیایید برویم دامنه تپه بازی کنیم!
Kids, let's go play on the slope of the hill!
این پژوهش، دامنه وسیعی از متغیرهای اجتماعی و اقتصادی را مورد بررسی قرار میدهد.
This research examines a wide range of social and economic variables.
شرکت ما در حال گسترش دامنه فعالیتهای خود در بازارهای بینالمللی است.
Our company is expanding the scope of its activities in international markets.
در دامنه خیال شاعر، هزاران نقش و نگار از جهان هستی پدیدار میشد.
Within the realm of the poet's imagination, thousands of patterns and designs of existence emerged.
語族
覚え方のコツ
Imagine a DArk MAgic spell creating a NEw mountain. The spell's DArk MAgic has a vast NEw 'دامنه' (scope) of power, extending across the land and up the mountain's 'دامنه' (slope). Think of a 'دام' (trap) catching a wide 'دامنه' (range) of animals, or a 'دامن' (skirt) having a wide 'دامنه' (hem/flare). It's all about the 'range' or 'extent'!
**مرور کلی: معنی، ظرافتها، بار عاطفی**
«دامنه» واژهای چندوجهی در زبان فارسی است که به طور کلی به معنای «گستره»، «محدوده» یا «قلمرو» به کار میرود. این کلمه میتواند هم برای اشاره به یک فضای فیزیکی مشخص، مانند شیب یا پای یک کوه (دامنه کوه)، و هم برای مفاهیم انتزاعیتر مانند محدوده اختیارات، گستره یک پروژه، یا وسعت یک حوزه مطالعاتی (دامنه پژوهش) استفاده شود. در کاربرد فیزیکی، «دامنه» اغلب حسی از وسعت، طبیعت و گاهی آرامش را القا میکند. مثلاً «زندگی در دامنه کوه» تصویری از سکونت در محیطی طبیعی و آرامشبخش را به ذهن میآورد. در کاربرد انتزاعی، این واژه بیشتر بار معنایی خنثی و تحلیلی دارد و به مرزها و شمول یک موضوع اشاره میکند. ظرافت این کلمه در توانایی آن برای دربرگرفتن همزمان مفهوم «محدوده» و «گستردگی» است؛ یعنی هم به مرزها اشاره دارد و هم به فضای داخل آن مرزها. بار عاطفی خاصی ندارد مگر اینکه در ترکیب با کلمات دیگر (مثل «دامنه وسیع امید») به کار رود.
**الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقهای**
«دامنه» در هر دو بافت رسمی و غیررسمی کاربرد دارد، اما شیوه استفاده از آن متفاوت است. در گفتار روزمره، بیشتر برای اشاره به «دامنه کوه» یا «دامنه تپهها» به کار میرود. مثلاً «رفتیم به دامنه کوه برای پیکنیک.» در این حالت، کاربرد آن کاملاً طبیعی و غیررسمی است. اما در متون رسمی، علمی، اداری و تجاری، کاربرد انتزاعی آن غالب است: «دامنه فعالیتهای شرکت»، «دامنه شمول قانون»، «دامنه پژوهش». در این موارد، کلمه بار معنایی دقیقتر و تخصصیتری پیدا میکند. در نوشتار، به ویژه در مقالات علمی، گزارشهای کاری و متون حقوقی، استفاده از «دامنه» برای تعریف حدود و گستره بسیار رایج است. در گفتار رسمی نیز همین الگو مشاهده میشود. از نظر کاربرد منطقهای، مفهوم «دامنه کوه» در مناطق کوهستانی یا نزدیک به آنها بیشتر شنیده میشود، اما کاربرد انتزاعی آن در سراسر ایران یکسان و بدون تفاوت منطقهای خاصی است.
**زمینههای رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکههای اجتماعی**
- کار و تجارت: در محیط کار و تجارت، «دامنه» واژهای کلیدی است. مثلاً «دامنه پروژه» (project scope) برای تعریف حدود یک پروژه، «دامنه اختیارات» (scope of authority) برای مشخص کردن وظایف و مسئولیتها، و «دامنه فعالیت» (scope of activity) برای توصیف گستره کاری یک سازمان یا فرد به کار میرود.
- سفر و طبیعتگردی: در این زمینه، «دامنه» تقریباً همیشه به معنای فیزیکی آن، یعنی «دامنه کوه» یا «دامنه تپه» استفاده میشود. «قرار گذاشتیم در دامنه کوه همدیگر را ببینیم.»
- رسانه و روزنامهنگاری: در رسانهها، ممکن است برای اشاره به «دامنه اخبار» (news coverage scope) یا «دامنه پوشش خبری» استفاده شود تا میزان گستردگی یک خبر یا موضوع را نشان دهد. همچنین در تحلیلها، «دامنه تاثیر» یک رویداد یا سیاست را بررسی میکنند.
- ادبیات: در ادبیات، «دامنه» میتواند با حسی شاعرانهتر به کار رود. مثلاً «دامنه خیال» (range of imagination) یا «دامنه اندیشه» (scope of thought) برای توصیف وسعت ذهن و تفکر. در توصیف طبیعت نیز، «دامنه سبز کوهساران» تصویری زیبا و آرامشبخش میسازد.
- شبکههای اجتماعی: در این بستر، کاربرد «دامنه» کمتر رایج است، مگر در پستهای تخصصی یا تحلیلی که به «دامنه تاثیرگذاری» یک اینفلوئنسر یا «دامنه انتشار» یک خبر اشاره میکند. در محتوای عمومی و روزمره، کمتر دیده میشود.
**مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با مترادفهای نزدیک**
- گستره (Gastareh): «گستره» بیشتر بر وسعت و پهناوری تأکید دارد و کمتر به مرزهای مشخص اشاره میکند. «دامنه» میتواند هم به گستردگی و هم به محدوده مشخص اشاره داشته باشد. مثلاً «گستره وسیع دشت» در مقابل «دامنه کوه» که مرز مشخصی دارد. «گستره» اغلب انتزاعیتر است، در حالی که «دامنه» میتواند فیزیکیتر باشد.
- محدوده (Mahdoodeh): «محدوده» به طور خاص به مرزها و حد و حدود یک فضا یا مفهوم اشاره دارد. در حالی که «دامنه» فضایی را که در آن مرزها قرار گرفته است نیز شامل میشود. «محدوده شهر» یعنی خطوط مرزی، اما «دامنه شهر» میتواند به حومه یا اطراف شهر نیز اشاره کند.
- قلمرو (Ghalamro): «قلمرو» اغلب حسی از مالکیت، حاکمیت یا نفوذ را به همراه دارد، مانند «قلمرو پادشاهی» یا «قلمرو حیوانات». «دامنه» بیشتر به گستره طبیعی یا عملکردی اشاره دارد و بار معنایی مالکیت ندارد. «دامنه اختیارات» بیشتر به وسعت عملکردی اشاره دارد تا مالکیت بر آن.
**ثبت و لحن: زمان مناسب، زمان پرهیز**
«دامنه» واژهای نسبتاً خنثی است و در بسیاری از زمینهها قابل استفاده است. در کاربردهای فیزیکی (دامنه کوه)، لحن آن معمولاً توصیفی و طبیعی است. در کاربردهای انتزاعی (دامنه پروژه)، لحن آن رسمیتر و تحلیلیتر است و برای بیان دقیق حدود و گستره به کار میرود. استفاده از آن در متون علمی، اداری و حقوقی کاملاً مناسب و ضروری است. باید از به کار بردن آن در جایی که منظور صرفاً «یک بخش کوچک» یا «یک گوشه» است، پرهیز کرد، زیرا «دامنه» معمولاً به وسعت و شمول اشاره دارد. همچنین، در مکالمات غیررسمی و روزمره، به جز در اشاره به «دامنه کوه»، ممکن است کمی رسمی به نظر برسد.
**همنشینیها در متن: ترکیبهای رایج با توضیح**
- دامنه کوه: (بسیار رایج) بخش پایینی یا شیبدار یک کوه. مثال: «در دامنه کوه دماوند، روستاهای زیبایی قرار دارند.»
- دامنه فعالیت: (بسیار رایج) گستره یا محدوده کارهایی که یک فرد یا سازمان انجام میدهد. مثال: «شرکت دامنه فعالیتهای خود را به بازارهای بینالمللی گسترش داده است.»
- دامنه اختیارات: (رایج) محدوده قدرت و صلاحیت یک شخص یا نهاد. مثال: «این موضوع خارج از دامنه اختیارات مدیر داخلی است.»
- دامنه پژوهش/تحقیق: (رایج) گستره موضوعات و مسائلی که یک تحقیق یا پژوهش پوشش میدهد. مثال: «دامنه پژوهش ما شامل بررسی اثرات زیستمحیطی آلودگی هوا بود.»
- دامنه شمول: (رایج) محدوده پوشش یک قانون، مقررات یا طرح. مثال: «دامنه شمول این قانون، فقط شامل شرکتهای دولتی میشود.»
- دامنه نوسان: (رایج، بیشتر در اقتصاد و فیزیک) محدوده تغییرات یک متغیر. مثال: «دامنه نوسان قیمت ارز در هفته گذشته بسیار زیاد بود.»
- دامنه گسترده/وسیعی: (رایج) به معنای وسعت و گستردگی زیاد. مثال: «این تصمیم، دامنه گستردهای از پیامدها را به دنبال خواهد داشت.»
- در دامنه: (رایج، حرف اضافه) به معنای «در محدوده» یا «در گستره». مثال: «این مباحث در دامنه تخصص ما نیست.»
使い方のコツ
The word 'دامنه' is highly versatile, used in both formal and informal contexts, though its abstract meanings (like 'scope of a project') lean towards more formal or academic discourse. For physical references like 'دامنه کوه' (mountain slope), it's perfectly neutral and common in everyday spoken Persian. There are no significant regional preferences for this word itself, but its physical referents might be more common in mountainous regions. It's widely used in both written and spoken language. On social media, its abstract uses might appear in professional or educational posts, while its physical use is common in nature-related content. Avoid using 'دامنه' when a more precise word like 'محدوده' (boundary/limit) or 'نقطه' (point) is intended, as 'دامنه' generally implies a broader area or extent.
よくある間違い
A common mistake is confusing 'دامنه' with 'محدوده' (boundary). While related, 'دامنه' refers to the range within or up to a limit, not just the limit itself. Another error is overusing it when a simpler word like 'بخش' (section) or 'قسمت' (part) would suffice, especially in informal contexts. Learners sometimes translate 'scope' too broadly and use 'دامنه' when 'هدف' (goal) or 'موضوع' (topic) is more appropriate. For example, saying 'دامنه کتاب' instead of 'موضوع کتاب' when referring to the book's subject. Also, ensure correct prepositions; 'در دامنه' (in the scope/on the slope) is the most common, not 'به دامنه' for abstract meanings.
覚え方のコツ
Imagine a DArk MAgic spell creating a NEw mountain. The spell's DArk MAgic has a vast NEw 'دامنه' (scope) of power, extending across the land and up the mountain's 'دامنه' (slope). Think of a 'دام' (trap) catching a wide 'دامنه' (range) of animals, or a 'دامن' (skirt) having a wide 'دامنه' (hem/flare). It's all about the 'range' or 'extent'!
語源
The word 'دامنه' (dām-aneh) is of Persian origin. It is derived from 'دامن' (dāman), meaning 'skirt' or 'hem of a garment', and also metaphorically the 'foot of a mountain'. The suffix '-ه' (-eh) is often used to form nouns or to denote a place. Historically, the 'foot of a mountain' was seen as its 'skirt' or 'hem'. Over time, its meaning expanded to encompass the abstract concept of 'scope' or 'range', drawing a parallel between physical expanse and conceptual breadth.
文化的な背景
In Persian culture, 'دامنه' often carries a strong connection to nature, particularly through the phrase 'دامنه کوه'. This evokes images of scenic landscapes, outdoor activities, and a sense of peace. It's a common reference point in poetry and traditional descriptions of natural beauty. In modern usage, especially among younger generations and on social media, the abstract sense of 'دامنه' (e.g., 'دامنه تأثیرگذاری' - scope of influence) is gaining traction in professional and analytical discussions. This reflects a growing emphasis on defining clear boundaries and understanding the extent of impact in various fields, from business to personal branding. The word’s dual nature—connecting to both the tangible beauty of nature and the structured logic of planning—highlights a balance in Persian-speaking culture between appreciating the natural world and engaging in structured thought.
例文
در دامنه کوه سبلان، چشمههای آب گرم فراوانی وجود دارد.
everydayAt the foot (slope) of Mount Sabalan, there are many hot springs.
دامنه اختیارات و مسئولیتهای هیئت مدیره به وضوح در اساسنامه شرکت قید شده است.
formalThe scope of authorities and responsibilities of the board of directors is clearly stated in the company's articles of association.
بچهها، بیایید برویم دامنه تپه بازی کنیم!
informalKids, let's go play on the slope of the hill!
این پژوهش، دامنه وسیعی از متغیرهای اجتماعی و اقتصادی را مورد بررسی قرار میدهد.
academicThis research examines a wide range of social and economic variables.
شرکت ما در حال گسترش دامنه فعالیتهای خود در بازارهای بینالمللی است.
businessOur company is expanding the scope of its activities in international markets.
در دامنه خیال شاعر، هزاران نقش و نگار از جهان هستی پدیدار میشد.
literaryWithin the realm of the poet's imagination, thousands of patterns and designs of existence emerged.
دامنه این پروژه باید به دقت تعریف شود تا از سردرگمی جلوگیری شود.
businessThe scope of this project must be precisely defined to avoid confusion.
هواشناسان از افزایش دامنه نوسانات دمایی در روزهای آینده خبر دادند.
academicMeteorologists announced an increase in the range of temperature fluctuations in the coming days.
語族
文法パターン
Context is Key
Always consider the context. 'دامنه' can mean a mountain slope (physical) or a project's scope (abstract). For instance, 'رفتیم به دامنه کوه' (We went to the mountain slope) versus 'دامنه پروژه تعریف شد' (The project scope was defined) clearly shows the different meanings.
Avoid Literal Translation
Do not literally translate 'scope' into every English equivalent. While 'scope' is a good general translation, 'دامنه' has specific nuances. For example, 'دامنه اختیارات' means 'scope of authority', not just 'authority scope'. Pay attention to common collocations.
Nature's Embrace
The phrase 'دامنه کوه' is deeply ingrained in Persian culture, evoking images of natural beauty, hikes, and picnics. It's a common reference point for outdoor activities. Understanding this connection helps grasp its everyday usage beyond formal contexts.
Distinguish from Similar Nouns
For advanced learners, differentiating 'دامنه' from 'گستره' (expanse) and 'محدوده' (boundary) is crucial. 'دامنه' implies both breadth and a defined area, while 'گستره' emphasizes vastness, and 'محدوده' focuses on limits. Practice using each in distinct sentences to solidify understanding.
自分をテスト
کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید:
مدیر جدید، ____ اختیارات خود را به وضوح مشخص کرد.
در اینجا، «دامنه» به معنای وسعت و حدود اختیارات است که دقیقترین گزینه میباشد. «محدوده» بیشتر بر خطوط مرزی تأکید دارد و «گستره» کمی کلیتر است.
کدام جمله کاربرد صحیح «دامنه» را نشان میدهد؟
کدام جمله زیر صحیح است؟
«دامنه کوه» یک همنشینی بسیار رایج و صحیح است که به بخش پایینی کوه اشاره دارد. سایر گزینهها کاربرد نادرستی از این کلمه هستند.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنیدار بسازید:
کلمات: (پروژه، دامنه، گسترده، جدید، دارد)
این جمله به درستی نشان میدهد که پروژه جدید دارای وسعت و شمول زیادی است. «دامنه گسترده» یک ترکیب رایج است.
اشتباه موجود در جمله زیر را تصحیح کنید:
دامنه این کتاب فقط برای کودکان است.
در این جمله، منظور از «فقط برای کودکان» تعیین یک حد و مرز است، لذا «محدوده» (حد و مرز) مناسبتر از «دامنه» (گستره) است. «دامنه» معمولاً به وسعت کلی اشاره دارد.
スコア: /4
ビジュアル学習ツール
Word Family
Nouns
- دامنه (scope, slope)
- گستره (expanse)
- محدوده (boundary)
Verbs
- دامنه داشتن (to have scope)
Adjectives
- دامنهدار (extensive)
Usage Contexts
Academic
- دامنه پژوهش
- دامنه وسیعی از متغیرها
Daily Life
- دامنه کوه
- دامنه تپه
Business
- دامنه پروژه
- دامنه اختیارات
- دامنه فعالیت
よくある質問
10 問«دامنه» به گستره و وسعتی اشاره دارد که چیزی را در بر میگیرد، در حالی که «محدوده» بیشتر بر مرزها و خطوط پایانی تأکید میکند. به عبارت دیگر، دامنه فضایی است که در محدوده قرار دارد. مثلاً «دامنه کوه» شامل شیب و اطراف آن است، اما «محدوده کوه» بیشتر به خطوط مرزی آن اشاره دارد.
خیر، «دامنه» هم برای مفاهیم انتزاعی و هم برای مفاهیم فیزیکی استفاده میشود. رایجترین کاربرد فیزیکی آن «دامنه کوه» است که به شیب یا پای کوه اشاره دارد. در مقابل، «دامنه اختیارات» یا «دامنه پروژه» کاربردهای انتزاعی آن هستند.
«دامنه» در زمینههایی مانند مدیریت پروژه، حقوق، اقتصاد، علوم طبیعی و ادبیات کاربرد فراوانی دارد. در محیط کار برای تعریف حدود و ثغور یک فعالیت، در طبیعتگردی برای اشاره به پای کوه، و در ادبیات برای بیان گستره خیال استفاده میشود.
به خودی خود، «دامنه» بار عاطفی قویای ندارد و بیشتر یک کلمه خنثی و توصیفی است. اما در ترکیب با کلمات دیگر، میتواند حسی از وسعت، آزادی یا محدودیت را القا کند، مثلاً «دامنه وسیع امید» یا «دامنه محدود زندگی».
تلفظ صحیح «دامنه» /dɑːm.ne/ است. حرف 'د' مانند 'd' در 'dog'، 'آ' مانند 'a' در 'father'، 'م' مانند 'm' در 'mother'، 'ن' مانند 'n' در 'no'، و 'ه' مانند 'e' در 'bed' (اما کوتاهتر) تلفظ میشود. میتوانید به فایلهای صوتی فارسیزبانان گوش دهید تا با آهنگ آن آشنا شوید.
در گفتار روزمره، «دامنه» بیشتر در اشاره به «دامنه کوه» یا «دامنه تپه» رایج است. کاربردهای انتزاعی آن (مانند دامنه پروژه) معمولاً در مکالمات رسمیتر یا تخصصیتر به کار میروند. در غیر این صورت، ممکن است کمی رسمی به نظر برسد.
«گستره» بیشتر بر پهناوری و وسعت بدون تأکید بر مرزها متمرکز است، در حالی که «دامنه» میتواند هم به وسعت و هم به مرزهای مشخص اشاره کند. «گستره» اغلب انتزاعیتر است، در حالی که «دامنه» میتواند برای هر دو مفهوم فیزیکی و انتزاعی به کار رود.
کاربرد «دامنه» در شبکههای اجتماعی کمتر از متون رسمی است. اگر هم استفاده شود، معمولاً در پستهای تخصصی یا تحلیلی برای اشاره به «دامنه تأثیرگذاری» یا «دامنه انتشار» یک موضوع به کار میرود. در محتوای روزمره، کمتر دیده میشود.
حرف اضافه «در» بسیار رایج است: «در دامنه کوه»، «در دامنه اختیارات»، «در دامنه این پژوهش». همچنین «از» نیز میتواند به کار رود: «افزایش دامنه فعالیتها از مرزهای کشور.»
بله، در بسیاری از موارد «دامنه» میتواند به معنای «حوزه» یا «قلمرو» نیز به کار رود، به خصوص در کاربردهای انتزاعی. مثلاً «دامنه دانش» میتواند به معنای «حوزه دانش» باشد. این دو کلمه در برخی زمینهها قابل جایگزینی هستند، اما «حوزه» بیشتر بر تخصص و تقسیمبندی تأکید دارد.
academicの関連語
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.