مقایسه کردن
To examine in order to note similarities or differences; to compare.
Compare things to understand their similarities, differences, and relative value.
Word in 30 Seconds
- To examine similarities and differences between things.
- Used in everyday talk, work, and studies.
- Helps in making decisions and understanding.
- A neutral verb, widely applicable.
Summary
Compare things to understand their similarities, differences, and relative value.
- To examine similarities and differences between things.
- Used in everyday talk, work, and studies.
- Helps in making decisions and understanding.
- A neutral verb, widely applicable.
Use Specificity
When comparing, clearly state what is being compared and the basis for comparison. For example, 'مقایسه کردن قیمتها' (comparing prices) is clearer than just 'مقایسه کردن'.
Avoid Unfair Comparisons
Be mindful when comparing people or situations. Unfair comparisons can lead to misunderstandings or negative feelings. Focus on objective criteria.
Cultural Nuance
In Iranian culture, directly comparing individuals, especially children, can sometimes be seen as impolite or create unnecessary pressure. Be sensitive to this context.
Comparative Structures
Learn Persian comparative and superlative structures using 'تر' (more) and 'ترین' (most) which often follow a comparison. E.g., 'این بهتر است' (This is better).
Examples
6 of 8برای خرید گوشی جدید، باید مدلهای مختلف را با هم مقایسه کنم.
To buy a new phone, I need to compare different models.
این گزارش، عملکرد دو فصل گذشته شرکت را مقایسه میکند.
This report compares the company's performance of the last two quarters.
دانشمندان دادههای حاصل از دو آزمایش را مقایسه کردند تا به نتیجه برسند.
Scientists compared the data from the two experiments to reach a conclusion.
لطفاً این دو طرح را با دقت مقایسه کنید و بهترین را انتخاب نمایید.
Please compare these two designs carefully and select the best one.
چرا همیشه منو با خواهر بزرگترم مقایسه میکنی؟
Why do you always compare me to my older sister?
در این مقاله، سبک نگارش دو شاعر برجسته معاصر مقایسه شده است.
In this article, the writing style of two prominent contemporary poets is compared.
Word Family
Memory Tip
Imagine two apples side-by-side on a scale. You are comparing them (مقایسه) to see which is heavier, perhaps weighing (سنجیدن) each individually first. The scale helps visualize the comparison.
Overview
«مقایسه کردن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به عمل سنجش و بررسی شباهتها و تفاوتهای میان دو یا چند پدیده، شیء، مفهوم یا فرد اشاره دارد. این فعل اساساً به ما امکان میدهد تا با در کنار هم قرار دادن موارد مختلف، ویژگیهای منحصربهفرد هر کدام را برجسته کنیم و درک عمیقتری از جایگاه آنها در میان سایر موارد به دست آوریم.
**نکات و ظرافتهای معنایی:**
- سنجش و ارزیابی: مقایسه کردن صرفاً به معنای دیدن شباهتها نیست، بلکه شامل ارزیابی و سنجش دقیق ویژگیها نیز میشود. برای مثال، وقتی دو گوشی موبایل را مقایسه میکنیم، فقط به دنبال شباهتهای ظاهری نیستیم، بلکه مشخصات فنی، قیمت، و کارایی آنها را نیز میسنجیم.
- شناخت تفاوتها: بخش مهمی از مقایسه، درک تفاوتهای ظریف و آشکار است. این تفاوتها هستند که به ما کمک میکنند تا انتخاب آگاهانهتری داشته باشیم یا درک کنیم چرا دو چیز با وجود شباهتهایشان، نتایج متفاوتی دارند.
- مبنای تصمیمگیری: عمل مقایسه کردن اغلب مبنایی برای تصمیمگیری است. چه بخواهیم کالایی بخریم، چه شغلی انتخاب کنیم، یا حتی در مورد یک موضوع فکری تصمیم بگیریم، مقایسه گزینههای مختلف ضروری است.
**الگوهای کاربرد:**
- گفتاری و نوشتاری: این فعل هم در مکالمات روزمره و هم در نوشتار رسمی و غیررسمی به وفور استفاده میشود. در گفتار روزمره ممکن است بگوییم: «این دو ماشین را با هم مقایسه کن ببین کدام بهتر است؟» و در نوشتار رسمی در مقالات علمی یا گزارشها: «نتایج این دو تحقیق با یکدیگر مقایسه شد.»
- رسمی و غیررسمی: «مقایسه کردن» واژهای خنثی است و بسته به بافت جمله میتواند رسمی یا غیررسمی به کار رود. در موقعیتهای رسمیتر، ممکن است از مترادفهایی مانند «مباینت کردن» یا «موازنه کردن» (بسته به معنای دقیق) نیز استفاده شود، اما «مقایسه کردن» رایجترین و عمومیترین شکل آن است.
- تفاوتهای منطقهای: در گویشهای مختلف فارسی، ممکن است لحن یا ساختار جمله در هنگام استفاده از این فعل کمی متفاوت باشد، اما مفهوم اصلی ثابت میماند.
**بافتهای رایج کاربرد:**
- زندگی روزمره: هنگام خرید (مقایسه قیمتها و کیفیتها)، انتخاب غذا، برنامهریزی سفر، یا حتی انتخاب فیلم برای تماشا.
- محیط کار: مقایسه عملکرد کارکنان، تحلیل بازار، بررسی رقبا، ارزیابی پروژهها.
- تحصیل و دانشگاه: مقایسه نظریههای مختلف، تحلیل دادههای آماری، بررسی متون تاریخی، ارزیابی مقالات علمی.
- رسانه و فرهنگ: نقد و بررسی فیلمها و کتابها، مقایسه رویدادهای خبری، تحلیلهای فرهنگی.
- ادبیات: در داستانها و اشعار برای توصیف شخصیتها، مکانها، یا احساسات با استفاده از تشبیه و استعاره.
**مقایسه با کلمات مشابه:**
- سنجیدن: «سنجیدن» بیشتر به معنای اندازهگیری یک ویژگی یا ارزش است (مثلاً سنجیدن وزن، سنجیدن هوش). مقایسه کردن شامل سنجیدنِ چند چیز با یکدیگر است.
- ارزیابی کردن: «ارزیابی کردن» به معنای قضاوت در مورد ارزش یا کیفیت چیزی است، که اغلب پس از مقایسه صورت میگیرد. میتوان گفت ارزیابی، نتیجهی مقایسه است.
- تشبیه کردن: «تشبیه کردن» به معنای بیان شباهت بین دو چیز است، در حالی که مقایسه کردن هم به شباهتها و هم به تفاوتها میپردازد.
**لحن و درجه رسمیت:**
«مقایسه کردن» واژهای نسبتاً خنثی است و در اکثر موقعیتها قابل استفاده است. در نوشتار رسمی و آکادمیک، استفاده از آن کاملاً رایج است. در مکالمات دوستانه نیز به سادگی به کار میرود. اجتناب از آن در موقعیتهایی که نیاز به واژگان بسیار تخصصی یا ادبی است، ممکن است لازم باشد، اما به طور کلی، کاربرد گستردهای دارد.
**همنشینیهای رایج (Collocations):**
- مقایسه کردنِ ... با ...: رایجترین ساختار. مثال: «قیمت این دو کالا را با هم مقایسه کن.»
- مقایسه کردنِ نتایج: در تحقیقات و تحلیلها. مثال: «نتایج دو آزمایش مقایسه شد.»
- مقایسه کردنِ افراد: در ارزیابی عملکرد یا ویژگیها. مثال: «نباید افراد را با هم مقایسه کرد.»
- مقایسه کردنِ اطلاعات: در جمعآوری و تحلیل دادهها. مثال: «اطلاعات این دو گزارش مقایسه گردید.»
- مقایسه کردنِ وضعیت: برای بررسی شرایط. مثال: «وضعیت فعلی را با گذشته مقایسه کنید.»
- مقایسه کردنِ نظرات: در بحثها و گفتگوها. مثال: «نظرات موافقان و مخالفان مقایسه شد.»
در نهایت، «مقایسه کردن» ابزاری زبانی و فکری قدرتمند است که درک ما را از جهان پیرامونمان، از جزئیات کوچک زندگی روزمره گرفته تا مفاهیم پیچیده علمی و اجتماعی، عمیقتر و دقیقتر میسازد.
Usage Notes
The verb 'مقایسه کردن' is neutral and widely used in both spoken and written Persian. It's suitable for everyday conversations, academic texts, and formal reports. Avoid using it when a more specific verb like 'سنجیدن' (to measure) or 'ارزیابی کردن' (to evaluate) is more appropriate. Be mindful of cultural context, as directly comparing people can sometimes be sensitive.
Common Mistakes
Learners sometimes confuse 'مقایسه کردن' (to compare) with 'حسادت کردن' (to be jealous). Remember, comparison is an objective act of analysis, while jealousy is an emotion. Also, ensure you specify what is being compared to what for clarity.
Memory Tip
Imagine two apples side-by-side on a scale. You are comparing them (مقایسه) to see which is heavier, perhaps weighing (سنجیدن) each individually first. The scale helps visualize the comparison.
Word Origin
The word 'مقایسه' (moghayeseh) likely derives from Arabic 'muqāranah', meaning 'juxtaposition' or 'comparison'. The verb 'مقایسه کردن' is formed by adding the common Persian verb suffix '-kardan' (to do/make).
Cultural Context
In Persian culture, comparing children's achievements or characteristics is common, though often advised against due to potential negative impacts on self-esteem. The phrase 'نباید افراد را با هم مقایسه کرد' (One shouldn't compare people) is a frequent reminder of this sensitivity.
Examples
برای خرید گوشی جدید، باید مدلهای مختلف را با هم مقایسه کنم.
everydayTo buy a new phone, I need to compare different models.
این گزارش، عملکرد دو فصل گذشته شرکت را مقایسه میکند.
businessThis report compares the company's performance of the last two quarters.
دانشمندان دادههای حاصل از دو آزمایش را مقایسه کردند تا به نتیجه برسند.
academicScientists compared the data from the two experiments to reach a conclusion.
لطفاً این دو طرح را با دقت مقایسه کنید و بهترین را انتخاب نمایید.
formalPlease compare these two designs carefully and select the best one.
چرا همیشه منو با خواهر بزرگترم مقایسه میکنی؟
informalWhy do you always compare me to my older sister?
در این مقاله، سبک نگارش دو شاعر برجسته معاصر مقایسه شده است.
literaryIn this article, the writing style of two prominent contemporary poets is compared.
قبل از سرمایهگذاری، حتماً سود و زیان احتمالی هر گزینه را مقایسه کنید.
businessBefore investing, be sure to compare the potential profits and losses of each option.
این دو فیلم از نظر کارگردانی و فیلمنامه قابل مقایسه نیستند.
everydayThese two films are not comparable in terms of direction and screenplay.
Word Family
Common Collocations
Common Phrases
مقایسه به شرط چاقو
Comparison with a condition (idiomatic, implies scrutiny before buying)
قابل مقایسه نیست
Is not comparable
Often Confused With
Means 'to measure' or 'to weigh' a single item's quality or quantity. 'مقایسه کردن' involves comparing two or more items. Ex: 'وزن کیف را سنجید' (He weighed the bag) vs. 'دو کیف را مقایسه کرد' (He compared two bags).
Means 'to evaluate' or 'to assess' the value or worth of something, often after a comparison. 'مقایسه کردن' is the act of looking at similarities/differences; 'ارزیابی کردن' is judging based on that.
Means 'to liken' or 'to compare' in the sense of highlighting similarities using figurative language (like similes). 'مقایسه کردن' covers both similarities and differences neutrally.
Grammar Patterns
Use Specificity
When comparing, clearly state what is being compared and the basis for comparison. For example, 'مقایسه کردن قیمتها' (comparing prices) is clearer than just 'مقایسه کردن'.
Avoid Unfair Comparisons
Be mindful when comparing people or situations. Unfair comparisons can lead to misunderstandings or negative feelings. Focus on objective criteria.
Cultural Nuance
In Iranian culture, directly comparing individuals, especially children, can sometimes be seen as impolite or create unnecessary pressure. Be sensitive to this context.
Comparative Structures
Learn Persian comparative and superlative structures using 'تر' (more) and 'ترین' (most) which often follow a comparison. E.g., 'این بهتر است' (This is better).
Test Yourself
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
لطفاً این دو کتاب را از نظر محتوا با هم _________.
فعل «مقایسه کردن» به معنای سنجیدن شباهتها و تفاوتهای دو چیز است که در این جمله کاربرد دارد.
معنی «مقایسه کردن» در جمله زیر چیست؟
برای خرید، همیشه بهتر است قیمتها و کیفیتها را مقایسه کنیم.
در این بافت، «مقایسه کردن» به معنی بررسی و سنجش ویژگیهای مختلف (قیمت و کیفیت) برای انتخاب بهتر است.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله صحیح بسازید:
باید / آنها / مقایسه / را / ما / کنیم
ترتیب صحیح فاعل (ما)، فعل کمکی (باید)، مفعول (آنها را) و فعل اصلی (مقایسه کنیم) رعایت شده است.
جمله زیر را پیدا کرده و اصلاح کنید:
من دو ماشین را مقایسه کردم، ولی هیچ فرقی نداشتند.
کلمه «فرق» در این ساختار کمی غیررسمی است. «تفاوت» واژه مناسبتر و رسمیتری برای بیان اختلاف در این جمله است.
Score: /4
Visual Learning Aids
Word Family
Nouns
- مقایسه
- مقایسهگر
- مقایسهپذیری
Verbs
- مقایسه شدن
- مقایسهکردن
Adjectives
- مقایسهای
- مقایسهپذیر
- مقایسهناپذیر
Usage Contexts
Academic
- مقایسه کردن نتایج دو تحقیق
- مقایسه کردن نظریههای مختلف
Daily Life
- مقایسه کردن قیمتها در بازار
- مقایسه کردن دو فیلم
Business
- مقایسه کردن عملکرد رقبا
- مقایسه کردن طرحهای مختلف
Personal
- مقایسه کردن احساسات خود با دیگران
- مقایسه کردن سبک زندگیها
Frequently Asked Questions
8 questions«سنجیدن» معمولاً به اندازهگیری یک ویژگی خاص اشاره داره، مثل وزن یا قد. اما «مقایسه کردن» یعنی دو یا چند چیز رو کنار هم بذاریم تا شباهتها و تفاوتهاشون رو بفهمیم.
در کل، «مقایسه کردن» فعل پرکاربردیه. شاید در موقعیتهای خیلی خیلی غیررسمی و خودمانی، گاهی از اصطلاحات عامیانهتری استفاده بشه، ولی این فعل تقریباً همیشه مناسبه.
نه، خود فعل خنثی است. اما اینکه چه چیزهایی را با هم مقایسه میکنیم و نتیجه مقایسه چیست، میتواند بار معنایی مثبت یا منفی داشته باشد.
سعی کنید همیشه مشخص کنید چه چیزهایی را با چه چیزهایی مقایسه میکنید و هدف از این مقایسه چیست. این کار جمله شما را واضحتر میکند.
نه، این دو معنی کاملاً متفاوت هستند. «مقایسه کردن» یعنی سنجیدن شباهتها و تفاوتها. «حسادت کردن» احساس ناخوشایندی نسبت به موفقیت یا دارایی دیگران است.
به کلماتی مثل «مقایسهای»، «مقایسهپذیر» و «مقایسهگر» توجه کنید. هر کدام کاربرد خاص خودشان را دارند و یادگیری آنها به درک بهتر فعل کمک میکند.
بله، فعل «to compare» در انگلیسی معادل دقیق «مقایسه کردن» است و کاربردهای مشابهی دارد.
این جمله به این معنی است که هر فردی ویژگیها و شرایط منحصربهفرد خودش را دارد و مقایسه کردن آنها با یکدیگر معمولاً عادلانه نیست و میتواند باعث ناراحتی شود.
Related Phrases
Related Vocabulary
Evaluation, assessment; the making of a judgment about the a...
شاخصIndex, indicator, benchmark.
معیارCriterion, standard, measure.
سنجشThe action of measuring something; assessment.
قیاسDeductive reasoning, moving from general principles to speci...
شباهتSimilarity; the state or quality of being alike.
More general words
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).