Persian Vocabulary Hub

Build Your Persian Word Power

Search, filter, and review high-value words by CEFR level, topic, and category. Every card is optimized for fast understanding.

Total Words

11,864

Matches

11,864

Topics

55

Pages

330

A0

0

A1

1,512

A2

2,463

B1

4,354

B2

3,338

C1

197

C2

0

حضرت

B1

اسم

«حضرت» یک عنوان احترام‌آمیز است که پیش از نام افراد بسیار محترم، به‌ویژه پیامبران، امامان، قدیسین، و شخصیت‌های عالی‌رتبه مذهبی یا سیاسی به کار می‌رود. این واژه نشان‌دهنده تکریم، وقار و ارج نهادن به مقام و منزلت فرد مورد خطاب است و ریشه‌ای عربی به معنای «حضور» یا «جلال» دارد.

می‌کنه

B1

فعل (Verb)

«می‌کنه» شکل سوم شخص مفرد فعل «کردن» در زمان حال اخباری است. این فعل برای بیان انجام دادن کاری یا ساختن چیزی به کار می‌رود و در مکالمات روزمره بسیار رایج است. همچنین در ساخت افعال مرکب نقش کلیدی دارد و معنای فعل اصلی را کامل می‌کند.

ریچارد

B1

اسم خاص

«ریچارد» یک نام کوچک مردانه رایج با ریشه ژرمنی است. این نام در بسیاری از فرهنگ‌های غربی شناخته شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد و معادل فارسی آن معمولاً به همین صورت تلفظ می‌شود و به معنای «حاکم شجاع» است.

یوسف

B1

Proper Noun (اسم خاص)

یوسف یک نام خاص مردانه با ریشه عبری است که به معنای «خداوند می‌افزاید» می‌باشد. این نام در فرهنگ ایرانی و اسلامی نماد زیبایی بی‌همتا، پاکدامنی و صبر در برابر سختی‌هاست.

اون

B1

ضمیر (Pronoun)

«اون» یک ضمیر سوم شخص مفرد است که هم برای اشاره به افراد (او، وی) و هم برای اشاره به اشیاء یا مفاهیم (آن) به کار می‌رود. این کلمه در زبان محاوره بسیار رایج است و معادل غیررسمی «آن» محسوب می‌شود.

موسی

B1

اسم خاص (Proper Noun)

موسی نام یکی از پیامبران بزرگ اولوالعزم در ادیان ابراهیمی است که پیروان خود را از مصر نجات داد. این کلمه همچنین به عنوان یک نام کوچک محبوب برای مردان در فرهنگ‌های اسلامی و ایرانی استفاده می‌شود.

یک

A1

numeral

One; a, an (number)

"من یک سیب دارم."

general
Open

میگه

B1

فعل

«میگه» شکل محاوره‌ای و غیررسمی فعل «می‌گوید» است. این کلمه به معنای «او می‌گوید» یا «آن می‌گوید» به کار می‌رود و در مکالمات روزمره فارسی برای سوم شخص مفرد بسیار رایج است.

دفن

B1

Noun (Masdar)

دفن به معنای قرار دادن کالبد بی‌جان انسان، حیوان یا اشیاء در زیر خاک است. این عمل معمولاً به منظور ادای احترام در مراسم مذهبی یا برای پنهان کردن و از بین بردن چیزی انجام می‌شود.

من

A1

pronoun

I, me (first person singular pronoun)

"من یک دانشجو هستم."

general
Open

بدن

A1

noun

Body; the physical structure of a person or animal.

health
Open

بهش

B1

ضمیر مفعولی یا اشاره (مخفف)

«بهش» شکل مخفف و غیررسمی عبارت «به او» یا «به آن» است. این کلمه به معنای «به او (شخص)» یا «به آن (چیز)» به کار می‌رود و در مکالمات روزمره و نوشتار غیررسمی فارسی بسیار رایج است.

کرد

B1

Verb (Past Stem / 3rd Person Singular Past)

واژه‌ی «کرد» بن ماضی فعل «کردن» است که برای بیان انجام یک عمل یا ایجاد یک حالت در زمان گذشته توسط سوم‌شخص مفرد به‌کار می‌رود. این واژه همچنین به عنوان «فعل معین» در ساخت بسیاری از افعال مرکب فارسی نقش کلیدی دارد.

کیمبرلی

B1

اسم خاص

کیمبرلی یک اسم خاص زنانه با ریشه انگلیسی است. این نام معمولاً برای اشاره به یک فرد خاص به کار می‌رود و در کشورهای غربی بسیار رایج است.

اینکه

B1

conjunction

That (used to introduce a subordinate clause).

communication
Open

شده

B1

اسم مفعول

«شده» اسم مفعول فعل «شدن» به معنای «گشتن» یا «به وقوع پیوستن» است. این کلمه برای ساختن زمان‌های ماضی نقلی و بعید، همچنین حالت مجهول افعال به کار می‌رود و می‌تواند به عنوان صفت نیز مورد استفاده قرار گیرد.

کنید

B1

فعل (امر/مضارع التزامی)

فعل «کنید» صیغه دوم شخص جمع (یا مفرد محترمانه) در حالت امری یا مضارع التزامی از مصدر «کردن» است. این واژه برای درخواست، دستور یا بیان ضرورت انجام یک کار به کار می‌رود.

پیامبر

B1

اسم

پیامبر کسی است که از طرف خداوند برای هدایت مردم فرستاده می‌شود و حامل پیام‌های الهی است. او آموزه‌های دینی و قوانین الهی را به انسان‌ها ابلاغ می‌کند تا راه رستگاری را به آن‌ها نشان دهد.

میره

B1

فعل

«میره» شکل سوم شخص مفرد از فعل «رفتن» (به معنی حرکت کردن از یک مکان به مکان دیگر) در زمان حال است. این کلمه برای اشاره به حرکت یک فرد، حیوان یا شیء از جایی به جای دیگر استفاده می‌شود و شکل محاوره‌ای «می‌رود» است.

کنن

B1

فعل (سوم شخص جمع - محاوره‌ای)

«کنن» شکل محاوره‌ای و غیررسمی فعل «بکنند» (وجه التزامی) یا در برخی موارد «می‌کنند» (وجه اخباری) از مصدر «کردن» برای سوم شخص جمع است.

زیادی

B1

Adjective / Adverb

واژه‌ای است که به معنای بیش از حد، فراتر از نیاز یا مقدار مازاد به کار می‌رود. این کلمه معمولاً برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که از حد نرمال یا مطلوب فراتر رفته است.

مورد

A2

noun

A particular instance of something; a case, an item or matter.

general
Open

خیلی

A1

adverb

Very; to a great extent or degree.

general
Open

اون‌ها

B1

Pronoun (ضمیر)

ضمیر سوم شخص جمع در زبان فارسی که در مکالمات روزمره و غیررسمی به جای «آن‌ها» استفاده می‌شود. این کلمه برای اشاره به گروهی از افراد، حیوانات یا اشیاء که از گوینده دور هستند یا قبلاً به آن‌ها اشاره شده، به کار می‌رود.

کمک

A1

noun

Help or assistance; the action of helping someone.

"به کمک شما نیاز دارم."

general
Open

پیرزن

B1

اسم

پیرزن به زنی گفته می‌شود که به سنین بالا رسیده است. این کلمه معمولاً برای اشاره به زنان سالخورده به کار می‌رود و می‌تواند هم به صورت توصیفی و هم به عنوان یک واژه عادی در مکالمات روزمره استفاده شود.

باز

A1

adverb

Again; another time; once more.

general
Open

بگیره

B1

verb

«بگیره» شکل سوم شخص مفرد فعل مضارع التزامی یا امر از مصدر «گرفتن» است. این کلمه به معنای «او بگیرد» یا «که او بگیرد» به کار می‌رود و می‌تواند معانی متعددی مانند گرفتن، برداشتن، خریدن، دریافت کردن، یا شروع کردن را بسته به بافت جمله داشته باشد.

میده

B1

فعل

«میده» شکل سوم شخص مفرد فعل مضارع اخباری از مصدر «دادن» است. این کلمه به معنای «او می‌دهد» یا «آن می‌دهد» به کار می‌رود و بیانگر عملی است که در زمان حال توسط یک فاعل مفرد انجام می‌شود. این فرم بیشتر در گفتار روزمره و محاورات استفاده می‌شود.

بنی

B1

اسم

بنی (Bani) یک کلمه عربی است که به معنای "فرزندان" یا "پسرانِ" به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به صورت مضاف (وابسته) و در ترکیب با کلمه‌ای دیگر برای اشاره به نسل، دودمان یا گروهی از انسان‌ها استفاده می‌شود. مثال‌های رایج آن "بنی آدم" (فرزندان آدم/بشریت) و "بنی اسرائیل" (فرزندان اسرائیل/قوم یهود) هستند.

اسرائیل

B1

Proper Noun

نام کشوری در منطقه خاورمیانه و غرب آسیا که در سواحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده است. این واژه در متون مذهبی همچنین به عنوان لقب حضرت یعقوب و نام قوم بنی‌اسرائیل شناخته می‌شود.

نداره

B1

فعل (Verb)

«نداره» شکل منفی فعل «داشتن» در زمان حال ساده برای سوم شخص مفرد است. این کلمه به معنای «او/آن ندارد» یا «چیزی وجود ندارد/نیست» به کار می‌رود و برای بیان عدم مالکیت یا عدم وجود چیزی استفاده می‌شود.

بین

A1

preposition

Between; in the space separating two things.

"کتاب بین دو گلدان است."

general
Open

دیگه

A2

particle

Else, another, anymore (colloquial).

"دیگه نمی‌تونم صبر کنم."

general
Open

ایشون

B1

ضمیر

ایشون یک ضمیر سوم شخص محترمانه است که هم برای مفرد (او، وی) و هم برای جمع (آنها) به کار می‌رود. این کلمه برای اشاره به افراد در موقعیت‌های رسمی، محترمانه یا زمانی که می‌خواهیم احترام بگذاریم، استفاده می‌شود.

اونا

B1

pronoun

«اونا» یک ضمیر سوم شخص جمع غیررسمی در زبان فارسی است که به معنای "آنها" یا "ایشان" به کار می‌رود. این کلمه عمدتاً در مکالمات روزمره و محاوره‌ای استفاده می‌شود و معادل غیررسمی "آنها" است.