A1 noun Neutro #3,000 mais comum 1 min de leitura

سقف

saqf /sæɣf/

Ceiling, roof

Mastering "سقف" means understanding its dual physical meaning (ceiling/roof) and its powerful metaphorical use to denote limits and shelter, crucial for everyday and abstract communication.

Palavra em 30 segundos

  • "سقف" means both ceiling (internal) and roof (external).
  • It also metaphorically represents limits, like 'ceiling of dreams'.
  • Common in daily talk, architecture, and economic terms.
  • Often confused with 'bām' (roof); 'سقف' is broader.
  • Neutral register, suitable for formal and informal contexts.

Summary

Mastering "سقف" means understanding its dual physical meaning (ceiling/roof) and its powerful metaphorical use to denote limits and shelter, crucial for everyday and abstract communication.

  • "سقف" means both ceiling (internal) and roof (external).
  • It also metaphorically represents limits, like 'ceiling of dreams'.
  • Common in daily talk, architecture, and economic terms.
  • Often confused with 'bām' (roof); 'سقف' is broader.
  • Neutral register, suitable for formal and informal contexts.

Dual Meaning of 'Saghf'

Remember 'سقف' can mean both 'ceiling' (internal) and 'roof' (external). Context is key. For example, 'سقف اتاق' (room ceiling) vs. 'سقف خانه چکه می‌کند' (house roof is leaking).

Don't Confuse with 'Bām'

While 'سقف' can mean roof, 'بام' specifically refers to the external roof. If you want to be precise about the exterior, use 'بام' or 'پشت‌بام'. Using 'سقف' for a leaking roof is common, but 'بام' is more exact.

Shelter and Security

The phrase 'سقف بالای سر داشتن' (having a roof over one's head) is a common idiom signifying having a home and security. It carries a strong emotional and cultural weight, emphasizing basic living needs and stability.

Metaphorical 'Glass Ceiling'

Beyond physical meanings, 'سقف شیشه‌ای' (glass ceiling) is a widely used metaphor in Persian, just like in English. It refers to unseen barriers, especially for women, in career progression. This shows the word's versatility in abstract concepts.

Exemplos

6 de 8
1

سقف اتاق پذیرایی ما خیلی بلند است و فضا را دلبازتر نشان می‌دهد.

Our living room ceiling is very high, making the space feel more open.

2

مهندسان در طراحی این ساختمان، سقف بتنی را برای افزایش مقاومت در برابر زلزله در نظر گرفتند.

Engineers considered a concrete roof/ceiling in this building's design to increase earthquake resistance.

3

سقف وام مسکن برای زوج‌های جوان در سال جاری افزایش یافت.

The housing loan ceiling for young couples increased this year.

4

بعد از باران شدید، متوجه شدیم که سقف خانه چکه می‌کند و نیاز به تعمیر دارد.

After the heavy rain, we realized the house roof was leaking and needed repair.

5

شاعر در وصف زیبایی طبیعت، آسمان را سقف آبی جهان نامید.

The poet, describing nature's beauty, called the sky the blue ceiling of the world.

6

در بسیاری از شرکت‌ها، زنان هنوز با سقف شیشه‌ای در مسیر پیشرفت شغلی مواجه هستند.

In many companies, women still face a glass ceiling in their career progression.

Família de palavras

Substantivo
سقف, سقف‌سازی
Verbo
سقف‌بندی کردن
Adjetivo
سقفی, سقف‌دار
Relacionado
سقف‌شکن

Dica de memorização

Imagine a house: 'سقف' (saghf) is like the 'safe' part, keeping you sheltered. It's both the 'ceiling' above your head inside and the 'roof' protecting you from the 'sky'. Think 'Saghf = Safe from Sky'. This helps remember its dual meaning and protective function.

کلیات: معنا، ظرافت‌ها و بار عاطفی

کلمه “سقف” (سَقف /sæɣf/) یکی از واژگان بنیادین و پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای پوشش بالایی یک فضا یا سازه به کار می‌رود. این کلمه دو کاربرد اصلی و متمایز دارد که درک تفاوت آنها برای زبان‌آموزان بسیار مهم است. نخست، به معنای پوشش داخلی اتاق یا فضای بسته (Ceiling) که بالای سر افراد قرار دارد و معمولاً با گچ، رنگ یا مصالح دیگر تزیین می‌شود. دوم، به معنای بام یا پشت‌بام (Roof) که بخش خارجی و فوقانی ساختمان را تشکیل می‌دهد و وظیفه محافظت از بنا در برابر عوامل جوی مانند باران، برف، آفتاب و باد را بر عهده دارد. این دوگانگی معنایی در کاربردهای استعاری و نمادین نیز نمود پیدا می‌کند.

از نظر معنایی، سقف نه تنها یک جزء فیزیکی از بناست، بلکه می‌تواند نمادی از حد، محدودیت، نهایت یا حتی پناهگاه و امنیت باشد. به عنوان مثال، عبارت “سقف آرزوها” به معنای حداکثر و نهایت آرزوهای یک فرد است و “سقف شیشه‌ای” به محدودیت‌های نادیدنی و غیررسمی اشاره دارد که مانع پیشرفت افراد می‌شود. در مقابل، “سقف بالای سر” به معنای سرپناه و محل زندگی است و حس امنیت و آسایش را القا می‌کند. بار عاطفی این کلمه بسته به کاربرد آن متغیر است؛ در بحث‌های اقتصادی، “سقف قیمت” یا “سقف وام” می‌تواند حس محدودیت یا فرصت (اگر سقف افزایش یابد) را منتقل کند، در حالی که در ادبیات، سقف می‌تواند نمادی از آسمان، پناه یا حتی زندان باشد. در گفتار روزمره، بیشتر به همان معنای فیزیکی (سقف اتاق یا بام خانه) به کار می‌رود و بار عاطفی آن معمولاً خنثی است، مگر اینکه در عبارات کنایه‌آمیز یا استعاری استفاده شود.

الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقه‌ای

کلمه “سقف” در زبان فارسی کاربرد بسیار گسترده‌ای دارد و هم در محاوره و هم در نوشتار رسمی و غیررسمی به راحتی به کار می‌رود. این کلمه از نظر سطح رسمیت، یک واژه خنثی (neutral) محسوب می‌شود و در اکثر بافت‌ها قابل استفاده است.

در گفتار روزمره (محاوره): مردم اغلب به سقف اتاق یا خانه اشاره دارند. در این حالت، معمولاً از بافت جمله می‌توان تشخیص داد که منظور سقف داخلی است یا بام. مثلاً: “سقف خونه‌مون کوتاهه” (سقف داخلی) یا “سقف خونه چکه می‌کنه” (بام). در محاوره، کمتر کسی آن را با “بام” اشتباه می‌گیرد، زیرا در صورت نیاز به تاکید بر بخش بیرونی، ممکن است از “پشت‌بام” یا “بام” به طور صریح استفاده شود.

در نوشتار رسمی و اداری: “سقف” بیشتر در بحث‌های معماری، ساخت‌وساز، یا در عبارات استعاری و اصطلاحات تخصصی به کار می‌رود. مثلاً در متون حقوقی و اقتصادی، عباراتی مانند “سقف بودجه”، “سقف تسهیلات”، “سقف قیمت” یا “سقف اعتباری” بسیار رایج هستند و به معنای حداکثر مجاز یا بالاترین حد ممکن استفاده می‌شوند. در متون مهندسی نیز به انواع سقف‌ها مانند “سقف کاذب”، “سقف بتنی” و “سقف شیروانی” اشاره می‌شود.

کاربرد منطقه‌ای: تفاوت فاحشی در کاربرد این کلمه از نظر منطقه‌ای در ایران دیده نمی‌شود. در تمام گویش‌های فارسی‌زبانان (تهرانی، اصفهانی، شیرازی، مشهدی و...) معنا و کاربرد اصلی “سقف” تقریباً یکسان است. ممکن است در برخی لهجه‌ها، تلفظ یا برخی اصطلاحات محلی مرتبط با سقف وجود داشته باشد، اما معنای هسته‌ای کلمه ثابت است.

بافت‌های رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی

“سقف” در بافت‌های مختلفی به کار می‌رود که هر یک جنبه‌ای از معنای آن را برجسته می‌کند:

  • کار و ساختمان‌سازی: در این حوزه، “سقف” یک واژه فنی و کلیدی است. مهندسان، معماران و کارگران ساختمانی از آن برای اشاره به بخش‌های مختلف بنا استفاده می‌کنند. اصطلاحاتی مانند “سقف کاذب” (false ceiling)، “سقف شیروانی” (pitched roof)، “سقف بتنی” (concrete roof/ceiling) و “سقف عرشه فولادی” همگی در این بافت رایج هستند. بحث‌هایی مانند “عایق‌بندی سقف” یا “تعمیر سقف” نیز در این حوزه قرار می‌گیرند.
  • زندگی روزمره: در مکالمات عادی، مردم اغلب به “سقف خانه”، “سقف ماشین”، “سقف اتاق” یا “سقف آسانسور” اشاره می‌کنند. مثال: “سقف خانه ما کوتاه است” یا “رنگ سقف اتاق را عوض کردیم”. همچنین، “سقف” می‌تواند به معنای سرپناه کلی نیز به کار رود، مانند “یک سقف بالای سرمان داریم” (یعنی خانه داریم).
  • رسانه و ادبیات: در رسانه‌ها و ادبیات، “سقف” اغلب به صورت استعاری به کار می‌رود. “سقف آرزوها”، “سقف آسمان”، “سقف شیشه‌ای” (برای اشاره به محدودیت‌های نادیدنی که مانع پیشرفت می‌شوند، به ویژه برای زنان در محیط کار) از جمله این کاربردها هستند. در شعر و نثر، سقف می‌تواند نمادی از محدودیت، پناه، یا حتی نقطه اوج و نهایت باشد. مثلاً: “سقف آزادی” یا “شکستن سقف محدودیت‌ها”.
  • اقتصاد و مدیریت: در این زمینه، “سقف” به معنای حداکثر یا بالاترین حد مجاز است. این کاربرد بسیار رایج و مهم است و در حوزه‌های مختلفی مانند بانکداری، بورس، بودجه‌بندی و قیمت‌گذاری دیده می‌شود. مثال: “سقف قیمت کالاها”، “سقف وام مسکن”، “سقف بودجه سالانه”، “سقف حقوق و دستمزد”.
  • شبکه‌های اجتماعی: در شبکه‌های اجتماعی نیز “سقف” در هر دو معنای فیزیکی و استعاری به کار می‌رود. کاربران ممکن است عکس سقف‌های زیبا را به اشتراک بگذارند یا از عبارات انگیزشی مانند “سقف رویاهات رو بشکن” یا “هیچ سقفی برای توانایی‌هات نیست” استفاده کنند.

مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با هم‌معنی‌ها

در زبان فارسی، کلمات دیگری وجود دارند که ممکن است با “سقف” هم‌پوشانی معنایی داشته باشند، اما تفاوت‌های ظریفی بین آنها وجود دارد:

  • بام (bām): این کلمه به طور خاص به بخش بیرونی و بالایی ساختمان اشاره دارد که آن را در برابر باران، برف و آفتاب محافظت می‌کند. “سقف” می‌تواند هم معنای “بام” باشد و هم به “سقف داخلی” (ceiling) اشاره کند. تفاوت اصلی در این است که “بام” همیشه بیرونی است، اما “سقف” می‌تواند هم بیرونی و هم داخلی باشد. وقتی می‌گوییم “بام خانه چکه می‌کند”، منظور فقط بخش بیرونی است.
  • طاق (tāq): “طاق” به یک نوع خاص از سقف یا سازه کمانی شکل اشاره دارد که معمولاً در معماری سنتی، مساجد، بازارها و بناهای قدیمی دیده می‌شود. هر طاقی یک سقف است، اما هر سقفی طاق نیست. طاق یک شکل معماری خاص است، در حالی که سقف یک جزء عملکردی است که می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد.
  • پوشش (pooshesh): “پوشش” یک کلمه کلی‌تر است که به هر چیزی که چیزی را بپوشاند اشاره دارد. سقف نوعی پوشش برای ساختمان است، اما پوشش می‌تواند شامل لباس، روکش، جلد کتاب، یا حتی پوشش گیاهی باشد. “پوشش” بسیار عام‌تر از “سقف” است.
  • سرپناه (sarpanāh): این کلمه به معنای محلی برای پناه گرفتن و محافظت در برابر عوامل طبیعی یا خطر است. وقتی “سقف” به معنای “سقف بالای سر” به کار می‌رود، به مفهوم سرپناه نزدیک می‌شود، اما “سرپناه” یک مفهوم کلی‌تر برای محل زندگی و امنیت است، در حالی که “سقف” جزء فیزیکی آن است.
  • بالا (bālā): “بالا” یک جهت یا موقعیت است، در حالی که “سقف” یک شیء فیزیکی یا یک مفهوم حداکثری است. “بالا” می‌تواند به هر چیزی که در ارتفاع قرار دارد اشاره کند، اما “سقف” به طور خاص به پوشش بالایی یک فضا یا سازه دلالت دارد.

ثبت و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید اجتناب کرد

“سقف” یک کلمه خنثی (neutral) است و در اکثر بافت‌ها و سطوح رسمی و غیررسمی قابل استفاده است، بنابراین انتخاب آن معمولاً به لحن خاصی اشاره ندارد، مگر در کاربردهای استعاری.

  • مناسب برای استفاده:
  • رسمی و آکادمیک: در متون مهندسی، حقوقی، اقتصادی و علمی، “سقف” به معنای حد مجاز، بخش بالایی ساختمان یا یک سازه خاص به کار می‌رود. مثال: “سقف اعتباری این پروژه تعیین شد.” یا “طراحی سقف‌های جدید در معماری مدرن.”
  • غیررسمی و محاوره: در مکالمات روزمره برای اشاره به سقف اتاق، خانه یا هر فضای سرپوشیده دیگر. مثال: “سقف خونه‌مون خیلی بلنده.”
  • ادبی: در شعر و ادبیات، “سقف” می‌تواند بار استعاری و نمادین قوی داشته باشد و به مفاهیمی مانند محدودیت، پناه، یا نهایت اشاره کند. مثال: “سقف آسمان، آبی و بی‌کران.”
  • خبری و رسانه‌ای: در گزارش‌های خبری برای اشاره به قیمت‌ها، بودجه‌ها یا سایر محدودیت‌ها. مثال: “دولت سقف واردات خودرو را اعلام کرد.”
  • چه زمانی باید از آن اجتناب کرد؟

اجتناب از این کلمه به ندرت لازم است، زیرا کاربرد آن بسیار گسترده است. با این حال، در موارد زیر ممکن است کلمات دقیق‌تری وجود داشته باشند:

  • اگر می‌خواهید به طور خاص و بدون ابهام به بخش بیرونی ساختمان (که در معرض باران و برف است) اشاره کنید، “بام” یا “پشت‌بام” دقیق‌تر است. مثلاً: به جای “سقف خانه چکه می‌کند”، “بام خانه چکه می‌کند” یا “پشت‌بام چکه می‌کند” صریح‌تر است.
  • اگر منظور شما یک سازه کمانی‌شکل خاص است، “طاق” کلمه مناسب‌تری است.
  • در برخی اصطلاحات بسیار تخصصی، ممکن است کلمات دیگری ترجیح داده شوند که جزئیات بیشتری را منتقل کنند.

هم‌نشینی‌ها در بافت: جفت‌شدگی‌های رایج

“سقف” با کلمات مختلفی هم‌نشین می‌شود و عبارات پرکاربردی را می‌سازد که درک آنها برای زبان‌آموز ضروری است:

  • سقف کاذب (false ceiling): نوعی سقف ثانویه که زیر سقف اصلی نصب می‌شود، معمولاً برای زیبایی، عایق‌بندی یا پنهان کردن تأسیسات. “برای زیبایی بیشتر، در پذیرایی سقف کاذب نصب کردیم.”
  • سقف بتنی (concrete roof/ceiling): سقفی که از بتن ساخته شده و استحکام بالایی دارد. “ساختمان‌های جدید معمولاً سقف بتنی دارند.”
  • سقف شیروانی (pitched/gabled roof): سقفی که شیب‌دار است و معمولاً در مناطق بارانی برای هدایت آب استفاده می‌شود. “خانه‌های شمال ایران اغلب سقف شیروانی دارند.”
  • سقف آرزوها (limit of aspirations/dreams): حداکثر آرزوها یا اهداف یک فرد یا گروه. این یک اصطلاح استعاری است. “او سقف آرزوهایش را بسیار بلند ترسیم کرده بود و به آنها رسید.”
  • سقف قیمت/وام/بودجه (price/loan/budget ceiling): حداکثر مجاز برای قیمت، وام یا بودجه در یک حوزه اقتصادی یا مالی. “بانک سقف وام مسکن را افزایش داد تا مردم بتوانند خانه بخرند.”
  • سقف بالای سر (shelter/home): کنایه از سرپناه و محل زندگی. “خدا را شکر که سقف بالای سرمان هست و بی‌خانمان نیستیم.”
  • سقف را رنگ کردن (to paint the ceiling): عملیات رنگ‌آمیزی سقف داخلی یک اتاق. “امروز سقف اتاق نشیمن را رنگ کردیم و خیلی روشن‌تر شد.”
  • سقف چکه می‌کند (the roof is leaking): نشان‌دهنده مشکل در بام ساختمان که باعث نشت آب می‌شود. “بعد از باران شدید، سقف خانه چکه می‌کرد و باید تعمیر می‌شد.”
  • سقف شیشه‌ای (glass ceiling): اصطلاحی استعاری برای محدودیت‌های نادیدنی و غیررسمی که مانع پیشرفت افراد (به ویژه زنان) در محیط کار می‌شوند. “بسیاری از زنان با سقف شیشه‌ای در محیط کار مواجه هستند.”
  • سقف کوتاه/بلند (low/high ceiling): اشاره به ارتفاع سقف داخلی یک فضا. “این اتاق با سقف بلندش، بسیار دلباز به نظر می‌رسد.”

Notas de uso

The word 'سقف' is highly versatile and neutral in register, making it suitable for almost any context, from casual conversation to formal academic discourse. It's used equally in written and spoken Persian across all regions. While it can mean both 'ceiling' and 'roof', if you specifically want to refer to the external roof, 'بام' or 'پشت‌بام' are more precise. Avoid 'سقف' when the context strictly requires the external protective layer, although its use for a leaking roof is common. On social media, it's often used metaphorically in motivational posts like 'سقف آرزوها' or literally for home decor.

Erros comuns

A common mistake is not distinguishing between 'سقف' (ceiling/roof) and 'بام' (specifically roof). Learners might use 'سقف' when only 'بام' is appropriate for clarity, especially when discussing external repairs. Another error is misinterpreting its metaphorical uses; for instance, 'سقف قیمت' (price ceiling) is a limit, not a physical roof. Literal translation of English idioms involving 'ceiling' might not always work directly in Persian without the specific 'سقف' collocation. Also, beginners might confuse 'سقف' with 'کف' (floor) due to their opposite spatial meanings.

Dica de memorização

Imagine a house: 'سقف' (saghf) is like the 'safe' part, keeping you sheltered. It's both the 'ceiling' above your head inside and the 'roof' protecting you from the 'sky'. Think 'Saghf = Safe from Sky'. This helps remember its dual meaning and protective function.

Origem da palavra

The word 'سقف' (saghf) is derived from Arabic. Its root in Arabic (س ق ف) means 'to cover' or 'to roof'. It entered the Persian language through Arabic influence, likely during the early Islamic period, and has been a fundamental part of the Persian vocabulary ever since. The meaning has largely remained consistent, referring to the upper covering of a structure. This shared Semitic root is also found in other related words across different languages.

Contexto cultural

In Persian culture, 'سقف' holds significant symbolic weight beyond its literal meaning. 'سقف بالای سر' (a roof over one's head) is a fundamental expression of security, home, and basic human needs, often used when discussing poverty or homelessness. The concept of 'سقف آرزوها' (ceiling of dreams) reflects a cultural emphasis on aspiration and breaking limitations. In traditional architecture, the intricate designs on ceilings (مانند مقرنس‌کاری) are highly valued as art forms. On social media, 'سقف' appears in motivational content, encouraging individuals to exceed their perceived limits, reflecting a contemporary value of self-improvement and ambition.

Exemplos

1

سقف اتاق پذیرایی ما خیلی بلند است و فضا را دلبازتر نشان می‌دهد.

everyday

Our living room ceiling is very high, making the space feel more open.

2

مهندسان در طراحی این ساختمان، سقف بتنی را برای افزایش مقاومت در برابر زلزله در نظر گرفتند.

academic

Engineers considered a concrete roof/ceiling in this building's design to increase earthquake resistance.

3

سقف وام مسکن برای زوج‌های جوان در سال جاری افزایش یافت.

business

The housing loan ceiling for young couples increased this year.

4

بعد از باران شدید، متوجه شدیم که سقف خانه چکه می‌کند و نیاز به تعمیر دارد.

everyday

After the heavy rain, we realized the house roof was leaking and needed repair.

5

شاعر در وصف زیبایی طبیعت، آسمان را سقف آبی جهان نامید.

literary

The poet, describing nature's beauty, called the sky the blue ceiling of the world.

6

در بسیاری از شرکت‌ها، زنان هنوز با سقف شیشه‌ای در مسیر پیشرفت شغلی مواجه هستند.

formal

In many companies, women still face a glass ceiling in their career progression.

7

این رستوران با سقف‌های بلند و کاشی‌کاری‌های زیبا، فضایی دلنشین دارد.

informal

This restaurant has high ceilings and beautiful tile work, creating a pleasant atmosphere.

8

پست اینستاگرامی او با هشتگ #سقف_آرزوها، الهام‌بخش بسیاری از دنبال‌کنندگانش شد.

social_media

His Instagram post with the hashtag #ceiling_of_dreams inspired many of his followers.

Família de palavras

Substantivo
سقف, سقف‌سازی
Verbo
سقف‌بندی کردن
Adjetivo
سقفی, سقف‌دار
Relacionado
سقف‌شکن

Padrões gramaticais

سقفِ [اسم] (مثال: سقفِ خانه) [اسم] دارای سقفِ [صفت] است (مثال: اتاق دارای سقفِ بلند است) [فعل] کردنِ سقف (مثال: رنگ کردنِ سقف) سقفِ [صفت] (مثال: سقفِ کاذب) زیرِ سقف (مثال: زیرِ سقفِ خانه) سقفِ [محدودیت] (مثال: سقفِ وام)

Dual Meaning of 'Saghf'

Remember 'سقف' can mean both 'ceiling' (internal) and 'roof' (external). Context is key. For example, 'سقف اتاق' (room ceiling) vs. 'سقف خانه چکه می‌کند' (house roof is leaking).

Don't Confuse with 'Bām'

While 'سقف' can mean roof, 'بام' specifically refers to the external roof. If you want to be precise about the exterior, use 'بام' or 'پشت‌بام'. Using 'سقف' for a leaking roof is common, but 'بام' is more exact.

Shelter and Security

The phrase 'سقف بالای سر داشتن' (having a roof over one's head) is a common idiom signifying having a home and security. It carries a strong emotional and cultural weight, emphasizing basic living needs and stability.

Metaphorical 'Glass Ceiling'

Beyond physical meanings, 'سقف شیشه‌ای' (glass ceiling) is a widely used metaphor in Persian, just like in English. It refers to unseen barriers, especially for women, in career progression. This shows the word's versatility in abstract concepts.

Teste-se

fill blank

کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید:

بعد از باران شدید، آب از _____ خانه چکه می‌کرد.

Correto! Quase. Resposta certa:

در این جمله، 'چکه کردن' (leaking) به معنای نشت آب از بام است، بنابراین 'سقف' که می‌تواند به معنای بام باشد، گزینه صحیح است. 'کف' و 'دیوار' و 'پنجره' آب از آنها چکه نمی‌کند.

multiple choice

کدام گزینه معنای استعاری 'سقف' را نشان می‌دهد؟

او با تلاش فراوان توانست از _____ آرزوهایش عبور کند.

Correto! Quase. Resposta certa:

'سقف آرزوها' یک اصطلاح استعاری است که به نهایت و حد آرزوهای یک فرد اشاره دارد. گزینه‌های دیگر به معنای فیزیکی یا انواع سقف اشاره دارند و استعاری نیستند.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، جمله‌ای با معنی بسازید:

کلمات: (رنگ کردیم، اتاق، سقف، امروز، نشیمن، را)

Correto! Quase. Resposta certa:

این جمله یک ترتیب رایج برای بیان عملیات رنگ‌آمیزی سقف در فارسی است. فعل در آخر می‌آید و اجزای جمله به ترتیب منطقی قرار گرفته‌اند.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید:

من زیر کف خوابیدم.

Correto! Quase. Resposta certa:

عبارت 'زیر کف' بی‌معناست. 'زیر سقف' به معنای داخل خانه و در پناه سقف است که صحیح می‌باشد. گزینه‌های دیگر یا معنای متفاوتی دارند یا غلط دستوری هستند.

Pontuação: /4

Recursos visuais

Word Family of 'سقف'

سقف

Nouns

  • سقف‌سازی
  • سقف‌شکن

Verbs

  • سقف‌بندی کردن

Adjectives

  • سقفی
  • سقف‌دار

Usage Contexts of 'سقف'

Academic/Technical

  • سقف بتنی
  • سقف کاذب

Daily Life

  • سقف خانه
  • سقف چکه می‌کند

Business/Economic

  • سقف وام
  • سقف قیمت

Literary/Metaphorical

  • سقف آرزوها
  • سقف شیشه‌ای

Perguntas frequentes

10 perguntas

"سقف" یک کلمه کلی‌تر است که می‌تواند هم به پوشش داخلی اتاق (ceiling) و هم به قسمت بیرونی ساختمان (roof) اشاره کند. اما "بام" به طور خاص فقط به قسمت بیرونی و فوقانی ساختمان که آن را در برابر عوامل جوی محافظت می‌کند، گفته می‌شود. بنابراین، هر بامی یک سقف است، اما هر سقفی بام نیست و این تفاوت کلیدی است.

بله، "سقف" کاربردهای استعاری زیادی دارد. مثلاً "سقف آرزوها" به معنای نهایت آرزوها و اهداف یک فرد است. "سقف شیشه‌ای" نیز به محدودیت‌های نادیدنی و غیررسمی اشاره دارد که مانع پیشرفت افراد می‌شود، به خصوص در محیط‌های کاری.

عبارت "سقف خانه" بسته به بافت جمله می‌تواند به هر دو معنای سقف داخلی (ceiling) یا بام (roof) اشاره کند. اگر بگوییم "سقف خانه چکه می‌کند"، منظور بام است. اما اگر بگوییم "سقف خانه بلند است"، معمولاً منظور سقف داخلی اتاق‌هاست که ارتفاع آن مورد نظر است.

"سقف" کلمه‌ای خنثی است و هم در زبان رسمی و نوشتاری و هم در زبان غیررسمی و محاوره به کار می‌رود. کاربرد آن بسته به بافت جمله و موقعیت متفاوت است، اما خود کلمه دارای بار رسمی یا غیررسمی خاصی نیست و در هر دو زمینه پذیرفته شده است.

برای جلوگیری از اشتباه، به بافت جمله توجه کنید. "سقف" عمومی‌تر است. "بام" همیشه بیرونی است. "طاق" یک نوع خاص از سقف با طراحی کمانی است. "پوشش" هم بسیار کلی‌تر است و می‌تواند هر چیزی را پوشش دهد. درک این تفاوت‌ها به شما کمک می‌کند کلمه صحیح را انتخاب کنید.

خیر، کاربرد و معنای "سقف" در مناطق مختلف ایران تفاوت فاحشی ندارد و در تمام گویش‌ها و لهجه‌های فارسی‌زبانان به یک شکل درک می‌شود. ممکن است لهجه‌ها در تلفظ کمی متفاوت باشند، اما معنای اصلی و کاربردهای رایج آن ثابت است و در سراسر کشور یکسان است.

"سقف کاذب" به سقفی گفته می‌شود که زیر سقف اصلی ساختمان نصب می‌شود. این نوع سقف معمولاً برای زیبایی، عایق‌بندی، یا پنهان کردن تأسیسات و سیم‌کشی‌ها به کار می‌رود و یک سقف ثانویه محسوب می‌شود که از سقف اصلی پایین‌تر است.

بله، به خصوص در اصطلاحات اقتصادی و مدیریتی، "سقف" به معنای حداکثر مقدار مجاز یا حد و مرز به کار می‌رود. مثلاً "سقف قیمت"، "سقف وام"، یا "سقف بودجه" همگی به معنای بالاترین حد یا محدودیت هستند که نباید از آن تجاوز کرد.

تلفظ صحیح "سقف" /sæɣf/ است. حرف "ق" در فارسی معمولاً به صورت غین تلفظ می‌شود، به خصوص در کلمات عربی‌الاصل. در برخی لهجه‌ها ممکن است کمی متفاوت باشد، اما این تلفظ استاندارد و رایج در فارسی معیار است.

بله، در عباراتی مانند "سقف بالای سر داشتن" یا "بی‌سقف و بی‌سرپناه بودن"، "سقف" به طور کنایه‌ای به معنای پناهگاه، خانه یا سرپناهی برای زندگی به کار می‌رود. این کاربرد بار معنایی عاطفی و اجتماعی قوی‌ای دارد و به امنیت و مسکن اشاره می‌کند.

Esta palavra em outros idiomas

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!