Something 'پرمحتوا' is packed with valuable information and deep meaning, offering significant substance.
Wort in 30 Sekunden
- Rich in information and valuable substance.
- Indicates depth and significance of content.
- Used for books, talks, and experiences.
Overview
واژه «پرمحتوا» از دو بخش «پر» (به معنای فراوان و سرشار) و «محتوا» (به معنای درونمایه، ماده یا اطلاعات موجود در یک چیز) تشکیل شده است. ترکیب این دو بخش، صفتی را میسازد که بر غنای اطلاعاتی، عمق معنایی یا ارزش کاربردی چیزی تأکید دارد. این صفت معمولاً برای توصیف کتابها، مقالات، سخنرانیها، فیلمها، دورههای آموزشی، گفتگوها و حتی تجربیات زندگی به کار میرود که فراتر از سطح سطحی بوده و اطلاعات یا پیامهای ارزشمندی را ارائه میدهند.
«پرمحتوا» معمولاً به صورت توصیفی و برای برجسته کردن کیفیت مثبت یک اثر یا تجربه به کار میرود. این واژه میتواند به تنهایی یا در کنار صفات دیگر برای توصیف دقیقتر به کار رود. برای مثال، میتوان گفت «یک سخنرانی پرمحتوا» یا «یک کتاب بسیار پرمحتوا». همچنین میتوان از آن برای بیان رضایت از یک منبع اطلاعاتی استفاده کرد؛ مثلاً «این دوره آموزشی واقعاً پرمحتوا بود.»
این واژه در زمینههای مختلفی کاربرد دارد:
- 1آموزشی و آکادمیک: برای توصیف کتابهای درسی، مقالات پژوهشی، سمینارها و دورههای آموزشی که دانش عمیق و جامعی را ارائه میدهند.
- 1فرهنگی و هنری: برای نقد و بررسی فیلمها، نمایشها، آثار ادبی و موسیقی که دارای پیامهای عمیق، لایههای معنایی متعدد یا نوآوریهای ارزشمند هستند.
- 1رسانه و ارتباطات: برای توصیف برنامههای تلویزیونی، پادکستها یا وبسایتهایی که اطلاعات مفید، تحلیلهای عمیق یا محتوای ارزشمند و آموزندهای را منتشر میکنند.
- 1گفتگو و تبادل نظر: برای اشاره به مکالماتی که فراتر از حرفهای روزمره رفته و به موضوعات مهم، ایدههای جدید یا تبادل دانش عمیق میپردازند.
- 1تجربیات شخصی: برای بیان اینکه یک رویداد یا دوره زندگی، درسها و تجربیات ارزشمندی را به همراه داشته است.
«جامع» به معنای پوشش دادن همه جوانب یک موضوع است، شبیه به «مفصل». «پرمحتوا» بر غنای اطلاعات و ارزش آن تأکید دارد، نه لزوماً بر پوشش کامل همه جنبهها. یک اثر «جامع» ممکن است شامل اطلاعات تکراری یا کمارزش باشد، اما یک اثر «پرمحتوا» باید اطلاعات مفید و ارزشمندی را ارائه دهد.
«عمیق» به معنای فراتر رفتن از سطح و رسیدن به لایههای زیرین است. «پرمحتوا» میتواند شامل عمق باشد، اما تمرکز اصلی آن بر حجم و ارزش اطلاعات است. یک مطلب «عمیق» لزوماً «پرمحتوا» نیست اگر اطلاعات جدید یا کاربردی کمی داشته باشد، و یک مطلب «پرمحتوا» میتواند با بیان واضح و مختصر، عمق خود را نشان دهد.
«مفصل» بیشتر بر جامعیت و کامل بودن یک مطلب تأکید دارد، به این معنی که همه جنبههای یک موضوع را پوشش میدهد. در حالی که «پرمحتوا» بر عمق و ارزش اطلاعات تمرکز دارد، حتی اگر مطلب به اندازه «مفصل» جامع نباشد. یک کتاب میتواند مفصل باشد اما محتوای آن سطحی باشد، یا میتواند پرمحتوا باشد اما به جزئیات کمتری بپردازد.
Beispiele
این مستند تاریخی، تصویری پرمحتوا از زندگی مردم در دوران قاجار ارائه میدهد.
academicThis historical documentary offers a content-rich portrayal of people's lives during the Qajar era.
جلسه امروز بسیار پرمحتوا بود و توانستیم به راهکارهای عملی برسیم.
formalToday's meeting was very substantial and we managed to reach practical solutions.
کتابی که خواندم درباره فلسفه بود و واقعاً پرمحتوا بود، کلی چیز یاد گرفتم.
informalThe book I read was about philosophy and it was really content-heavy; I learned a lot.
دورههای آموزشی آنلاین این موسسه به دلیل ارائه تمرینهای عملی و بازخورد تخصصی، بسیار پرمحتوا هستند.
formalThe online training courses of this institution are very rich in content due to offering practical exercises and expert feedback.
Häufige Kollokationen
Häufige Phrasen
یک تجربه پرمحتوا
A valuable experience
مطلبی پرمحتوا
A substantial piece of writing
بحث پرمحتوا
An in-depth discussion
Wird oft verwechselt mit
'Mofassal' (detailed/comprehensive) focuses on covering all aspects, while 'Pormohtava' (content-rich) emphasizes the depth and value of the information provided, even if not exhaustive.
'Jame' (comprehensive) implies covering a wide scope, similar to 'Mofassal'. 'Pormohtava' prioritizes the richness and significance of the content over sheer breadth.
Grammatikmuster
How to Use It
Nutzungshinweise
The adjective 'پرمحتوا' is typically used in formal and semi-formal contexts to praise the quality and depth of information. It implies that the subject offers significant value and insight, going beyond superficiality. It is generally a positive descriptor, indicating intellectual or informational richness.
Häufige Fehler
Learners might sometimes confuse 'پرمحتوا' with simply 'long' or 'detailed'. However, the core meaning is about the *value* and *depth* of the content, not just its length or comprehensiveness. Ensure the context implies richness and significance.
Tips
Focus on Depth and Value
When using 'پرمحتوا', emphasize the richness of information and the significant value it offers the audience.
Avoid Overuse
While 'پرمحتوا' is a strong positive adjective, using it too frequently might diminish its impact. Consider synonyms where appropriate.
Appreciation for Substance
In Persian culture, there's a high regard for depth and substance in communication and intellectual pursuits, making 'پرمحتوا' a valued descriptor.
Wortherkunft
The word is a compound of 'پر' (par), meaning 'full' or 'abundant', and 'محتوا' (mohtava), meaning 'content'. Thus, it literally translates to 'full of content'.
Kultureller Kontext
In many Persian-speaking cultures, there is a strong emphasis on knowledge, wisdom, and meaningful discourse. Therefore, describing something as 'پرمحتوا' is a significant compliment, indicating respect for intellectual depth and valuable information.
Merkhilfe
Imagine a 'container' (محتوا) that is 'full' (پر) to the brim with valuable knowledge. It's overflowing with useful information!
Häufig gestellte Fragen
4 Fragen«مفصل» به پوشش کامل و جامع یک موضوع اشاره دارد، در حالی که «پرمحتوا» بر ارزش، عمق و غنای اطلاعات تمرکز دارد. یک مطلب میتواند مفصل باشد اما ارزش کمی داشته باشد، یا پرمحتوا باشد بدون اینکه لزوماً همه جزئیات را پوشش دهد.
خیر، «پرمحتوا» صفتی انعطافپذیر است و میتواند برای توصیف انواع مختلفی از محتوا مانند مقالات، سخنرانیها، دورههای آموزشی، فیلمها، گفتگوها و حتی تجربیات زندگی به کار رود.
زمانی که پس از مطالعه، تماشا یا شنیدن چیزی، احساس میکنید اطلاعات جدید و ارزشمندی کسب کردهاید، نکات عمیق و قابل تاملی آموختهاید و احساس میکنید زمان صرف شده ارزش داشته است، احتمالاً با محتوایی پرمحتوا روبرو بودهاید.
بله، «پرمحتوا» معمولاً بار معنایی مثبت دارد و نشاندهنده کیفیت بالا، عمق و ارزش یک مطلب یا تجربه است. این واژه برای تحسین و تمجید به کار میرود.
Teste dich selbst
این کتاب تاریخی به دلیل ارائه جزئیات کمتر شناخته شده و تحلیلهای نوآورانه، بسیار ______ است.
کلمه «پرمحتوا» بهترین گزینه برای توصیف کتابی است که جزئیات کمتر شناخته شده و تحلیلهای نوآورانه ارائه میدهد و نشاندهنده غنای اطلاعاتی آن است.
سخنرانی او درباره هوش مصنوعی بسیار پرمحتوا و آموزنده بود.
گزینه «غنی و پربار» به بهترین شکل معنای «پرمحتوا» را که به معنای داشتن اطلاعات فراوان و ارزشمند است، منتقل میکند.
گفتگو / بود / پرمحتوا / ما / درباره / آینده / بسیار
این جمله از نظر دستوری صحیح است و به درستی از صفت «پرمحتوا» برای توصیف گفتگو استفاده میکند.
Ergebnis: /3
Summary
Something 'پرمحتوا' is packed with valuable information and deep meaning, offering significant substance.
- Rich in information and valuable substance.
- Indicates depth and significance of content.
- Used for books, talks, and experiences.
Focus on Depth and Value
When using 'پرمحتوا', emphasize the richness of information and the significant value it offers the audience.
Avoid Overuse
While 'پرمحتوا' is a strong positive adjective, using it too frequently might diminish its impact. Consider synonyms where appropriate.
Appreciation for Substance
In Persian culture, there's a high regard for depth and substance in communication and intellectual pursuits, making 'پرمحتوا' a valued descriptor.
Beispiele
4 von 4این مستند تاریخی، تصویری پرمحتوا از زندگی مردم در دوران قاجار ارائه میدهد.
This historical documentary offers a content-rich portrayal of people's lives during the Qajar era.
جلسه امروز بسیار پرمحتوا بود و توانستیم به راهکارهای عملی برسیم.
Today's meeting was very substantial and we managed to reach practical solutions.
کتابی که خواندم درباره فلسفه بود و واقعاً پرمحتوا بود، کلی چیز یاد گرفتم.
The book I read was about philosophy and it was really content-heavy; I learned a lot.
دورههای آموزشی آنلاین این موسسه به دلیل ارائه تمرینهای عملی و بازخورد تخصصی، بسیار پرمحتوا هستند.
The online training courses of this institution are very rich in content due to offering practical exercises and expert feedback.
Related Content
Verwandtes Vokabular
Mehr academic Wörter
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.