B2 noun Formal 1 min de lectura

تطبیق

tatbigh /tædbiq/

Tadbiq refers to the deliberate process of aligning, matching, or adapting something to fit a specific standard or context.

Palabra en 30 segundos

  • The process of aligning two things to check for consistency.
  • Adapting or adjusting something to meet new requirements.
  • Comparing items to ensure they match or correspond correctly.

بررسی کلی

تطبیق به معنای ایجاد هماهنگی میان دو پدیده یا سازگار کردن یک موجودیت با محیط پیرامون است. ریشه این کلمه از «طبق» است و در زبان فارسی به معنای قرار دادن چیزی بر روی چیزی دیگر برای سنجش میزان شباهت یا هماهنگی آن‌ها به کار می‌رود. ۲) الگوهای کاربرد: این واژه معمولاً با حروف اضافه «با» یا «بر» به کار می‌رود. مثلاً «تطبیق با شرایط» یا «تطبیق بر واقعیت». استفاده از آن در متون رسمی و اداری بسیار رایج است. ۳) بسترهای رایج: در محیط‌های کاری، تطبیق مهارت‌ها با نیازهای شغلی بسیار مهم است. در محیط‌های علمی، تطبیق نتایج آزمایش با نظریه‌های موجود اهمیت دارد. همچنین در مباحث حقوقی، تطبیق قوانین با شرایط جامعه یک اصل اساسی است. ۴) مقایسه با کلمات مشابه: واژه «انطباق» بسیار نزدیک به «تطبیق» است، با این تفاوت که «انطباق» بیشتر بر نتیجه نهایی (هماهنگ شدن) دلالت دارد، در حالی که «تطبیق» بر فرآیند و عمل مقایسه تاکید می‌کند.

Ejemplos

1

او مدارک خود را با اصل سند تطبیق داد.

everyday

He matched his documents with the original deed.

2

تطبیق قوانین با نیازهای روز جامعه ضروری است.

formal

Adapting laws to the current needs of society is necessary.

Colocaciones comunes

تطبیق دادن To match/adapt
تطبیق مدارک Verification of documents
تطبیق با شرایط Adapting to conditions

Frases Comunes

تطبیق و بررسی

Verification and review

عدم تطبیق

Mismatch

Se confunde a menudo con

تطبیق vs انطباق

Refers more to the state of being in harmony or agreement rather than the active process of comparing.

Patrones gramaticales

تطبیق دادن [مفعول] با [متمم] تطبیق [متمم] بر [متمم] قابلیت تطبیق
💡

Use with preposition 'ba'

Always use 'ba' (with) when describing what you are matching something against. For example, 'tadbigh-e in ghanun ba sharayet' (matching this law with the conditions).

⚠️

Avoid using in casual speech

This is a formal word. Using it in casual conversation with friends might sound overly academic or stiff.

🌍

Bureaucratic usage in Iran

In Iranian administrative offices, 'tadbigh' is frequently used when verifying documents against original records.

Ponte a prueba

fill blank

کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.

مدیر باید مهارت‌های کارکنان را با نیازهای شرکت ___ دهد.

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta: تطبیق داده

به دلیل ساختار فعل مرکب 'تطبیق دادن' در زمان حال کامل.

🎉 Puntuación: /1

Preguntas frecuentes

4 preguntas

تطبیق بیشتر به عملِ مقایسه و سنجش اشاره دارد، در حالی که انطباق به وضعیتِ هماهنگی و سازگاری نهایی اشاره می‌کند.

خیر، این کلمه عمدتاً در متون اداری، علمی و رسمی کاربرد دارد و در گفتار روزمره کمتر شنیده می‌شود.

مترادف‌های آن شامل هماهنگی، سازگاری، مطابقت و سنجش هستند که بسته به جمله می‌توانند جایگزین شوند.

معمولاً به صورت ترکیب با فعل‌های «دادن» یا «کردن» استفاده می‌شود، مثل «تطبیق دادن مدارک با اصل آن‌ها».

Esta palabra en otros idiomas

¿Te ha servido?
¡No hay comentarios todavía. Sé el primero en compartir tus ideas!