C2
adverb
#37,805 پرکاربردترین
مثالها
1
providently, he had saved up some money for emergencies
متضادها
مثالها
1 از 1
1
providently, he had saved up some money for emergencies
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!