A1 adjective 중립 #1,900 가장 일반적인 1분 분량

ضعیف

zaeef zæˈɦiːf

Weak; feeble

Zaeef signifies a lack of strength, power, or quality, applicable to physical, mental, or objective states.

30초 단어

  • Means lacking strength, power, or ability.
  • Can refer to physical, mental, or quality aspects.
  • Commonly used in everyday conversation.
  • Generally a neutral term, but context matters.

Summary

Zaeef signifies a lack of strength, power, or quality, applicable to physical, mental, or objective states.

  • Means lacking strength, power, or ability.
  • Can refer to physical, mental, or quality aspects.
  • Commonly used in everyday conversation.
  • Generally a neutral term, but context matters.

Context is Key

Always consider the context to understand what aspect of 'weakness' is being described. Is it physical, mental, or qualitative?

Avoid Overuse

While 'zaeef' is common, relying on it too much can make your vocabulary seem basic. Use synonyms like 'naatavaan' or 'naachiz' for more specific meanings.

Physical Frailty

In Persian culture, expressing concern for someone who appears physically 'zaeef', especially elders or children, is common and shows care.

Nuance with Adverbs

Combine 'zaeef' with adverbs like 'kheyli' (very) or 'kaman' (slightly) to express degrees of weakness: 'kheyli zaeef' (very weak), 'kaman zaeef' (somewhat weak).

예시

6 / 8
1

بعد از بیماری، قوای بدنی‌اش ضعیف شده بود.

After the illness, his physical strength had weakened.

2

این پارچه کیفیت ضعیفی دارد و زود پاره می‌شود.

The quality of this fabric is poor and it tears easily.

3

عملکرد تیم در نیمه دوم بازی بسیار ضعیف بود.

The team's performance in the second half of the game was very weak.

4

نمره او در درس ریاضی ضعیف بود، باید بیشتر تمرین کند.

His grade in math was weak; he needs to practice more.

5

صدای او آنقدر ضعیف بود که به سختی شنیده می‌شد.

His voice was so faint that it could barely be heard.

6

در آن داستان، شخصیت اصلی مردی ترسو و ضعیف بود.

In that story, the main character was a cowardly and weak man.

어휘 가족

명사
ضعف (Zae'f)
동사
تضعیف کردن (Taz'eef kardan)
부사
ضعیفانه (Zaeefaneh - weakly)
형용사
ضعیف (Zaeef)
관련
ضعافت (Zea'fat)

암기 팁

Imagine a 'Zaeef' (a ZEBRA) that's too weak to run fast, easily caught by lions. Its stripes are faded (weak), and it has little energy (weak).

Overview

«ضعیف» واژه‌ای پرکاربرد در زبان فارسی است که طیف وسیعی از معانی را در بر می‌گیرد. در سطحی‌ترین و رایج‌ترین معنا، به فقدان قدرت یا توانایی جسمانی اشاره دارد. فردی که توانایی بلند کردن اجسام سنگین را ندارد یا به راحتی خسته می‌شود، «ضعیف» است. اما دایره کاربرد این کلمه بسیار فراتر از صرفاً قدرت بدنی است.

۱. معنا و ظرایف معنایی:

  • قدرت جسمانی: این رایج‌ترین کاربرد است. مثلاً «او بعد از بیماری خیلی ضعیف شده بود.» یا «این بچه از اول ضعیف بود و زود مریض می‌شد.»
  • قدرت ذهنی و فکری: می‌تواند به نداشتن تمرکز، حافظه ضعیف یا قدرت تحلیل پایین اشاره کند. «تمرکزش در کلاس ضعیف بود.» یا «حافظه‌اش ضعیف شده است.»
  • قدرت اثربخشی یا کیفیت: در مورد اشیاء، مواد یا حتی ایده‌ها نیز به کار می‌رود. مثلاً «این چای عطر ضعیفی دارد.»، «کیفیت این پارچه ضعیف است.»، «استدلال او در دفاع از پایان‌نامه‌اش ضعیف بود.»
  • شدت کم: گاهی برای بیان شدت کمِ چیزی به کار می‌رود. «نور چراغ قوه ضعیف بود.»، «صدای او ضعیف به گوش می‌رسید.»
  • وضعیت اقتصادی/اجتماعی: در برخی موارد می‌تواند به وضعیت مالی یا جایگاه اجتماعی پایین و شکننده اشاره کند. «او از خانواده‌ای ضعیف برخاسته بود.»
  • اخلاقی: در موارد نادر، می‌تواند به ضعف اراده یا اصول اخلاقی اشاره کند، هرچند کلمات دیگری مانند «سست‌عنصر» یا «بی‌بندوبار» رایج‌ترند.

۲. الگوهای کاربرد:

  • رسمی و غیررسمی: «ضعیف» کلمه‌ای نسبتاً خنثی است و هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در موقعیت‌های بسیار رسمی، بسته به موضوع، ممکن است کلمات دقیق‌تری ترجیح داده شوند (مثلاً «ناتوان» برای ناتوانی جسمی شدید، «کم‌توان» برای افراد دارای معلولیت، «ناچیز» برای مقادیر کم).
  • نوشتاری و گفتاری: در هر دو حالت به وفور استفاده می‌شود.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: تفاوت چشمگیری در کاربرد این کلمه بین مناطق مختلف ایران وجود ندارد.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • پزشکی و سلامت: توصیف حال بیمار، نوزاد نارس، یا اثرات بیماری و دارو. «بعد از عمل جراحی، قوایش ضعیف شده بود.»
  • آموزشی: ارزیابی عملکرد دانش‌آموزان یا دانشجویان. «نمره درس ریاضی‌اش ضعیف بود.»
  • ورزش: توصیف وضعیت بدنی ورزشکاران یا سطح فنی یک تیم. «بازیکنان تیم از نظر بدنی ضعیف بودند.»
  • توصیف اشیاء و پدیده‌ها: کیفیت ساخت، شدت نور، صدا، بو و غیره. «این گوشی باتری ضعیفی دارد.»
  • زندگی روزمره: توصیف توانایی‌های فردی، وضعیت مالی، یا حتی احساسات. «احساس ضعف می‌کنم.»
  • ادبیات و هنر: برای خلق شخصیت‌های خاص یا توصیف فضاسازی. «شخصیت اصلی داستان مردی ضعیف و ترسو بود.»

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • ناتوان (Nātavān): معمولاً به ناتوانی شدیدتر و دائمی‌تر، به‌خصوص جسمی، اشاره دارد. «ناتوان» بار معنایی سنگین‌تری نسبت به «ضعیف» دارد. کسی که «ناتوان» است، اصلاً قادر به انجام کاری نیست، اما فرد «ضعیف» ممکن است بتواند با تلاش یا کمک، کاری را انجام دهد.
  • کم‌توان (Kam-tavān): این واژه بیشتر برای اشاره به افراد دارای معلولیت یا محدودیت‌های عملکردی به کار می‌رود و بار معنایی خنثی‌تر و محترمانه‌تری دارد. «او یک فرد کم‌توان ذهنی است.»
  • ناچیز (Nāchiz): بیشتر برای کمیت، مقدار یا اهمیت به کار می‌رود. «کمک ناچیزی بود.» «اثرات آنچنانی نداشت.»
  • سست (Sast): اغلب به عدم استحکام فیزیکی (مانند ساختمان سست) یا اراده ضعیف (سست‌اراده) اشاره دارد. «ضعیف» کلی‌تر است.

۵. سطح زبانی و لحن:

«ضعیف» یک کلمه سطح A1 است و در مکالمات روزمره به راحتی قابل استفاده است. لحن آن خنثی است. در موقعیت‌های رسمی، بسته به زمینه، ممکن است نیاز به استفاده از واژگان دقیق‌تر یا رسمی‌تر باشد. مثلاً به جای «کارش ضعیف بود»، در یک گزارش رسمی ممکن است بگوییم «عملکرد ایشان رضایت‌بخش نبود» یا «سطح کیفی کار پایین بود».

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • بدن ضعیف: اشاره به بنیه جسمانی ضعیف.
  • حافظه ضعیف: اشاره به ضعف در به خاطر سپردن.
  • نور ضعیف: شدت کم نور.
  • صدا ضعیف: صدای آهسته و کم‌جان.
  • اراده ضعیف: عدم قاطعیت و استقامت در تصمیمات.
  • کیفیت ضعیف: سطح پایین یا نامرغوب بودن.
  • عملکرد ضعیف: نتیجه یا بازدهی نامطلوب.
  • رابطه ضعیف: پیوند سست یا نامطمئن بین افراد یا چیزها.

درک این ظرایف به زبان‌آموز کمک می‌کند تا «ضعیف» را نه فقط به عنوان «weak» بلکه با تمام ابعاد معنایی آن در زبان فارسی به کار ببرد.

사용 참고사항

While 'zaeef' is a versatile A1 word, avoid using it for people with disabilities; 'kam-tavān' is preferred. In formal evaluations (like academic or business performance), 'zaeef' can sound critical; consider 'naarazi' (unsatisfactory) or 'payin' (low). Be mindful that describing someone's body as 'zaeef' can sometimes be perceived as impolite if not done with care or context.

자주 하는 실수

Learners sometimes use 'zaeef' interchangeably with 'natavaan'. Remember 'natavaan' implies a more severe or complete lack of ability. Another mistake is applying it inappropriately to people; always consider politeness and the specific context, opting for 'kam-tavan' when referring to disabilities.

암기 팁

Imagine a 'Zaeef' (a ZEBRA) that's too weak to run fast, easily caught by lions. Its stripes are faded (weak), and it has little energy (weak).

어원

The word 'zaeef' comes from the Arabic root 'ضعف' (ḍaʿfa), meaning weakness or debility. It entered Persian and has been used consistently to denote a lack of strength or power across various contexts.

문화적 맥락

In Iranian culture, physical strength is often valued, so describing someone as 'zaeef' might carry a slight negative connotation unless softened by context (e.g., a child, someone recovering from illness). Expressing concern for the 'zaeef' (weak) is a sign of empathy.

예시

1

بعد از بیماری، قوای بدنی‌اش ضعیف شده بود.

everyday

After the illness, his physical strength had weakened.

2

این پارچه کیفیت ضعیفی دارد و زود پاره می‌شود.

business

The quality of this fabric is poor and it tears easily.

3

عملکرد تیم در نیمه دوم بازی بسیار ضعیف بود.

formal

The team's performance in the second half of the game was very weak.

4

نمره او در درس ریاضی ضعیف بود، باید بیشتر تمرین کند.

academic

His grade in math was weak; he needs to practice more.

5

صدای او آنقدر ضعیف بود که به سختی شنیده می‌شد.

informal

His voice was so faint that it could barely be heard.

6

در آن داستان، شخصیت اصلی مردی ترسو و ضعیف بود.

literary

In that story, the main character was a cowardly and weak man.

7

این گوشی باتری ضعیفی دارد و زود شارژش تمام می‌شود.

everyday

This phone has a weak battery and runs out of charge quickly.

8

استدلال وکیل برای دفاع از موکلش ضعیف بود.

formal

The lawyer's argument to defend his client was weak.

어휘 가족

명사
ضعف (Zae'f)
동사
تضعیف کردن (Taz'eef kardan)
부사
ضعیفانه (Zaeefaneh - weakly)
형용사
ضعیف (Zaeef)
관련
ضعافت (Zea'fat)

자주 쓰는 조합

بدن ضعیف Weak body
حافظه ضعیف Weak memory
نور ضعیف Dim light
صدا ضعیف Faint/Weak voice
اراده ضعیف Weak will
کیفیت ضعیف Poor quality
عملکرد ضعیف Poor performance
رابطه ضعیف Weak relationship

자주 쓰는 구문

ضعیف شدن

To become weak

از پا افتادن

To fall down (due to weakness)

رمق نداشتن

To have no strength left

بنیه ضعیف

Weak physique/constitution

자주 혼동되는 단어

ضعیف vs ناتوان (Nātavān)

'Nātavān' implies a stronger, often permanent inability, especially physical. 'Zaeef' can be temporary or less severe. Ex: He is weak (zaeef) after surgery. vs. He is disabled (nātavān) due to the accident.

ضعیف vs کم‌توان (Kam-tavān)

'Kam-tavān' is a more polite and modern term for people with disabilities or reduced abilities. 'Zaeef' can sometimes sound dismissive if used for people with significant limitations. Ex: A person with a disability (kam-tavān). vs. This child is weak (zaeef) and needs care.

ضعیف vs سست (Sast)

'Sast' often refers to lack of firmness or stability (e.g., a loose structure - 'بنای سست') or lack of resolve ('سست‌عنصر'). 'Zaeef' is broader, covering general lack of power or quality. Ex: His resolve was weak (zaeef). vs. The building's foundation is unstable (sast).

문법 패턴

فاعل + صفت + فعل (مثال: او ضعیف است) فاعل + مفعول + صفت + فعل (مثال: حافظه ضعیفی دارد) اسم + صفت + است (مثال: کیفیت ضعیف است) فعل + قید + صفت (مثال: خیلی ضعیف شده است) صفت + اسم (مثال: نور ضعیف) حرف اضافه + صفت (مثال: از نظر بدنی ضعیف)

Context is Key

Always consider the context to understand what aspect of 'weakness' is being described. Is it physical, mental, or qualitative?

Avoid Overuse

While 'zaeef' is common, relying on it too much can make your vocabulary seem basic. Use synonyms like 'naatavaan' or 'naachiz' for more specific meanings.

Physical Frailty

In Persian culture, expressing concern for someone who appears physically 'zaeef', especially elders or children, is common and shows care.

Nuance with Adverbs

Combine 'zaeef' with adverbs like 'kheyli' (very) or 'kaman' (slightly) to express degrees of weakness: 'kheyli zaeef' (very weak), 'kaman zaeef' (somewhat weak).

셀프 테스트

fill blank

Fill in the blank with the correct word:

بعد از دویدن طولانی، احساس ______ کردم.

정답! 아쉬워요. 정답: ضعف

The sentence describes feeling a lack of energy after running, which is accurately represented by 'ضعف' (weakness/tiredness).

multiple choice

Choose the correct meaning of 'ضعیف' in this sentence:

کیفیت این چای خیلی ضعیف است.

정답! 아쉬워요. 정답: The tea is not strong enough (in flavor)

Here, 'ضعیف' refers to the low quality or intensity of the tea's flavor, not its temperature or price.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence:

حافظه / دارد / ضعیف / او

정답! 아쉬워요. 정답: او حافظه ضعیف دارد

The structure 'Subject + Object + Adjective + Verb' is common. 'او' (He/She) is the subject, 'حافظه' (memory) is the object, and 'ضعیف' (weak) modifies 'حافظه'.

error correction

Find and fix the error in the sentence:

او خیلی قوی است چون صدایش ضعیف است.

정답! 아쉬워요. 정답: او خیلی ضعیف است چون صدایش ضعیف است.

The sentence implies a contradiction. If someone's voice is weak, they are likely physically weak, not strong. The adjective 'قوی' (strong) should be 'ضعیف' (weak) to maintain logical consistency.

점수: /4

시각 학습 자료

Word Family

ضعیف

Nouns

  • ضعف (Zae'f - weakness)
  • ضعافت (Zea'fat - weakness, debility)

Verbs

  • تضعیف کردن (Taz'eef kardan - to weaken)

Adjectives

  • ضعیف (Zaeef - weak)

Related Nouns

  • ضعیفی (Zaeefi - weakness, frailty)

Usage Contexts

Health & Medicine

  • او بعد از بیماری ضعیف شده است.
  • داروی تقویت کننده برای رفع ضعف جسمی.

Academics & Performance

  • سطح زبانش ضعیف است.
  • عملکرد تیم در نیمه اول ضعیف بود.

Physical Description

  • کودک ضعیفی است.
  • بنیه ضعیفی دارد.

Sensory Perception

  • صدای ضعیفی شنید.
  • نور چراغ ضعیف بود.

Quality & Effectiveness

  • کیفیت این محصول ضعیف است.
  • استدلال او ضعیف بود.

자주 묻는 질문

8 질문

خیر، «ضعیف» می‌تواند به جنبه‌های مختلفی مانند قدرت ذهنی، کیفیت یک شیء، شدت یک پدیده (مثل نور یا صدا) و حتی وضعیت اقتصادی اشاره کند.

«ناتوان» معمولاً به ناتوانی شدیدتر و غالباً دائمی (به خصوص جسمی) اشاره دارد، در حالی که «ضعیف» می‌تواند به وضعیت موقت یا شدت کمتر اشاره داشته باشد.

معمولاً بار معنایی خنثی دارد، اما بسته به موقعیت، می‌تواند بیانگر انتقاد یا ترحم باشد. مثلاً «عملکرد ضعیف» یک انتقاد است، اما «کودک ضعیف» ممکن است با ترحم بیان شود.

باید به جمله و کلمات اطراف آن دقت کنید. اگر درباره بدن صحبت می‌شود، منظور قدرت جسمی است. اگر درباره نور یا صداست، منظور شدت کم است. اگر درباره کار یا نتیجه است، منظور کیفیت پایین است.

گاهی به کار می‌رود، اما امروزه واژه «کم‌توان» (Kam-tavān) مؤدبانه‌تر و رایج‌تر است، به خصوص در گفتار رسمی یا رسانه‌ها.

بله، می‌توانید. در این مورد «ضعیف» به معنی کم‌رنگ بودن یا نبودن طعم قوی است.

معنای اصلی کلمه «ضعیف» در لهجه‌های مختلف فارسی یکسان است، اما ممکن است در برخی مناطق، کلمات مترادف یا نزدیک دیگری بیشتر به کار روند.

باید ببینید چه چیزی ضعیف است. آیا بدن فرد ضعیف است؟ حافظه‌اش؟ نور چراغ؟ کیفیت پارچه؟ سپس کلمه را در جای مناسب قرار دهید. مثلاً: «حافظه ضعیفی دارم.»

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!