کار_کردن
To work
«کار کردن» is a fundamental Persian verb encompassing all forms of effort, from professional employment and domestic tasks to the functioning of machines and mental processes, reflecting purposeful activity and diligence.
30초 단어
- To perform tasks, often for pay or a specific goal.
- Versatile verb, covers employment, domestic chores, machine function.
- Neutral register, suitable for all contexts, formal to informal.
- Common mistake: Confusing with 'having a job' (شغل داشتن).
- Cultural Note: Emphasizes diligence and responsibility in Persian culture.
Summary
«کار کردن» is a fundamental Persian verb encompassing all forms of effort, from professional employment and domestic tasks to the functioning of machines and mental processes, reflecting purposeful activity and diligence.
- To perform tasks, often for pay or a specific goal.
- Versatile verb, covers employment, domestic chores, machine function.
- Neutral register, suitable for all contexts, formal to informal.
- Common mistake: Confusing with 'having a job' (شغل داشتن).
- Cultural Note: Emphasizes diligence and responsibility in Persian culture.
Understand Broad Meanings
Remember that 'کار کردن' goes beyond just 'to work for money'. It applies to machines functioning, mental effort, and even household chores. Think broadly about 'activity' or 'function' to grasp its full scope.
Don't Confuse with 'Having a Job'
A common mistake is equating 'کار کردن' solely with 'having a job' (شغل داشتن). While often related, 'کار کردن' is the act of performing tasks, whereas 'شغل داشتن' is the state of employment. You can 'کار کردن' without 'شغل داشتن' (e.g., doing housework).
Cultural Value of Effort
In Persian culture, 'کار کردن' (especially 'سخت کار کردن') carries a strong positive connotation, emphasizing diligence, perseverance, and responsibility. Using it correctly reflects an understanding of this cultural value, particularly in professional or family contexts.
Using for 'To Influence'
For advanced learners, be aware that 'کار کردن' can sometimes mean 'to influence' or 'to shape', especially when combined with 'روی' (on/about). For example, 'این خبر روی افکار عمومی کار کرده است' means 'This news has influenced public opinion,' showcasing a more nuanced usage.
예시
6 / 8من هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر در یک شرکت تبلیغاتی کار میکنم.
I work every day from 9 AM to 5 PM at an advertising company.
دولت برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور، با جدیت روی طرحهای جدید کار میکند.
The government is diligently working on new plans to improve the country's economic situation.
بچهها، پاشید برید کار کنید! اینقدر بازی نکنید.
Kids, get up and work! Don't play so much.
تیم تحقیقاتی ما سالهاست که روی این بیماری نادر کار میکند تا درمانی برای آن بیابد.
Our research team has been working on this rare disease for years to find a cure.
شرکت ما با شرکای بینالمللی متعددی کار میکند تا محصولات خود را به بازارهای جهانی عرضه کند.
Our company works with several international partners to offer its products to global markets.
قلبش، خسته اما استوار، سالها بود که بیوقفه کار میکرد و زندگی را در رگهایش جاری میساخت.
His heart, tired yet steadfast, had been working ceaselessly for years, flowing life through his veins.
어휘 가족
암기 팁
Imagine a 'Car' (like an automobile) and a 'Card' (like a credit card). Think of a diligent person using their 'Card' to pay for a 'Car' that constantly needs 'کار کردن' (working on) by a mechanic. This links the sounds 'Car' and 'Card' to the core meaning of 'working' and even the machine-functioning aspect of the verb, making it memorable.
کلیات: معنی، ظرافتها و بار عاطفی
«کار کردن» یکی از پرکاربردترین افعال در زبان فارسی است که مفهوم بسیار گستردهای دارد. در سادهترین تعریف، به معنای انجام دادن یک فعالیت یا وظیفه است که میتواند فیزیکی یا ذهنی باشد. این فعالیت معمولاً با هدف مشخصی صورت میگیرد، خواه آن هدف کسب درآمد، تولید چیزی، حل یک مسئله، یا حتی انجام مسئولیتهای روزمره باشد.
ظرافتهای معنایی «کار کردن» آن را از سایر افعال مشابه متمایز میکند. این فعل تنها به معنای داشتن شغل و کسب درآمد نیست؛ بلکه میتواند به عملکرد صحیح یک ماشین یا دستگاه (مثلاً: «این ماشین خوب کار میکند»)، یا حتی به فعالیتهای ذهنی (مثلاً: «ذهنم خوب کار نمیکند» یا «روی این ایده کار میکنم») اشاره کند. بار عاطفی این کلمه معمولاً خنثی است، اما بسته به بافت جمله میتواند حس مسئولیت، وظیفه، خستگی، یا حتی رضایت و موفقیت را منتقل کند. برای مثال، «سخت کار کردن» حس تلاش و کوشش فراوان را میرساند، در حالی که «کار کردن با علاقه» نشاندهنده لذت از انجام فعالیت است.
یکی از نکات مهم در درک «کار کردن»، تفاوت آن با «شغل داشتن» است. «شغل داشتن» به معنای داشتن یک موقعیت حرفهای ثابت است، در حالی که «کار کردن» فعل انجام آن شغل یا هر فعالیت دیگری است. فردی ممکن است شغل نداشته باشد اما در خانه یا برای تحصیل «کار کند». این گستردگی معنایی، «کار کردن» را به ابزاری قدرتمند برای بیان انواع فعالیتها تبدیل کرده است.
الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقهای
«کار کردن» فعلی است که در تمامی سطوح زبان فارسی، از رسمیترین متون علمی و اداری گرفته تا مکالمات روزمره و غیررسمی، کاربرد دارد. این کلمه از نظر سطح رسمیت، کاملاً خنثی است و میتوان آن را بدون هیچ محدودیتی در هر موقعیتی به کار برد.
در زبان نوشتاری، «کار کردن» به همان شکلی که در بالا توضیح داده شد، استفاده میشود و هیچ تفاوتی با معنی اصلی آن ندارد. در زبان گفتاری نیز همینطور است، اما ممکن است در برخی لهجهها یا بافتهای غیررسمی، به جای «کار کردن»، از عبارات دیگری که معنای مشابهی دارند (مانند «زحمت کشیدن» یا «مشغول بودن») استفاده شود، هرچند که «کار کردن» همچنان رایجترین گزینه است. برای مثال، در مکالمات غیررسمی ممکن است بگویند: «دارم کارامو میکنم» (دارم کارهایم را انجام میدهم) که همان مفهوم «کار کردن» را دارد.
از نظر کاربرد منطقهای، «کار کردن» در تمام مناطق فارسیزبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان و جوامع فارسیزبان در سراسر جهان) به یک شکل و با یک معنای واحد فهمیده میشود و هیچ تفاوت منطقهای بارز و قابل توجهی در کاربرد اصلی آن وجود ندارد. این یک کلمه بنیادی و جهانی در میان فارسیزبانان است.
بافتهای رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکههای اجتماعی
«کار کردن» در بافتهای بسیار متنوعی به کار میرود که هر یک جنبهای از معنای گسترده آن را برجسته میکند:
- محیط کار و شغل: این رایجترین کاربرد است. «او در یک شرکت مهندسی کار میکند.» یا «من باید امروز اضافه کار کنم.» در این بافت، به معنای انجام وظایف شغلی و کسب درآمد است.
- فعالیتهای روزمره و خانه: «من امروز باید در خانه کار کنم.» (به معنای انجام کارهای منزل مانند نظافت، آشپزی). «بچهها، بروید تکالیفتان را کار کنید.» (به معنای انجام دادن تکالیف).
- تحصیل و پژوهش: «دانشجوها برای پروژه پایاننامه خود سخت کار میکنند.» یا «محققان سالها روی این فرضیه کار کردهاند.» در اینجا به معنای تلاش علمی و پژوهشی است.
- عملکرد ماشینآلات و دستگاهها: «این دستگاه دیگر خوب کار نمیکند.» یا «ساعت من دقیق کار میکند.» در این بافت، به معنای عملکرد صحیح یا نادرست یک شیء غیرجاندار است.
- فعالیتهای ذهنی و فکری: «ذهنم خوب کار نمیکند.» (به معنای خوب فکر نکردن یا تمرکز نداشتن). «ساعتها روی این مسئله کار کردم تا راهحل را پیدا کنم.» (به معنای تفکر عمیق و تحلیل).
- رسانه و مطبوعات: «این خبر روی افکار عمومی کار کرده است.» (به معنای تأثیر گذاشتن یا شکل دادن به افکار). «برنامه تلویزیونی جدید روی جذب مخاطب کار میکند.» (به معنای تلاش برای جذب مخاطب).
- ادبیات: در متون ادبی، «کار کردن» میتواند به استعارهای برای تلاش، سرنوشت، یا حتی عملکرد درونی شخصیتها تبدیل شود. «قلبش مثل ساعتی قدیمی، آرام و پیوسته کار میکرد.»
- شبکههای اجتماعی: در این بسترها، افراد اغلب درباره شغل، پروژهها، یا حتی فعالیتهای روزمره خود با استفاده از «کار کردن» پست میگذارند. مثلاً: «امروز از خونه کار میکنم» (دورکاری). یا «دارم روی یه ایده جدید کار میکنم.»
مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با مترادفهای نزدیک
در زبان فارسی، چندین کلمه و عبارت وجود دارند که ممکن است معنای نزدیکی به «کار کردن» داشته باشند، اما هر یک ظرافتها و کاربردهای خاص خود را دارند:
- شغل داشتن: همانطور که پیشتر اشاره شد، «شغل داشتن» به معنای دارا بودن یک موقعیت حرفهای یا استخدام در جایی است. «کار کردن» فعل انجام آن شغل است. یک فرد میتواند شغل داشته باشد اما امروز کار نکند (مرخصی باشد)، یا شغل نداشته باشد اما در خانه کار کند.
- فعالیت کردن: این عبارت بسیار کلیتر از «کار کردن» است. «فعالیت کردن» شامل هر نوع تحرک و کنش میشود، چه هدفمند باشد و چه نباشد. مثلاً، «کودکان در پارک فعالیت میکنند» (بازی میکنند). در حالی که «کار کردن» معمولاً متمرکزتر، هدفمندتر و اغلب نتیجهگراست.
- تلاش کردن: «تلاش کردن» بیشتر بر روی کوشش، سعی و مجاهدت برای رسیدن به یک هدف تمرکز دارد، فارغ از اینکه آن هدف محقق شود یا خیر. «کار کردن» میتواند شامل تلاش باشد، اما لزوماً همیشه با مفهوم «تلاش زیاد» همراه نیست. ممکن است کاری را بدون تلاش زیاد هم انجام داد، اما نمیتوان تلاشی بدون کوشش داشت.
- مشغول بودن: به معنای درگیر بودن با کاری است، اما لزوماً به معنای انجام کار مولد یا حرفهای نیست. مثلاً «او مشغول مطالعه کتاب است.» یا «بچهها مشغول بازی هستند.» در حالی که «کار کردن» معمولاً به فعالیتهایی با هدف مشخصتر و اغلب با جنبه تولیدی یا وظیفهای اشاره دارد.
- خدمت کردن: این فعل بار معنایی احترام، فداکاری، و انجام وظیفه برای دیگران، یک سازمان، یا جامعه را دارد. مثلاً «او سالها به این کشور خدمت کرده است.» میتوان گفت «خدمت کردن» نوع خاصی از «کار کردن» است که با انگیزه و هدف خاصی همراه است.
- زحمت کشیدن: این عبارت بیشتر بر جنبه مشقت، سختی و تلاش فیزیکی یا ذهنی زیاد برای انجام کاری تأکید دارد و اغلب با مفهوم کسب روزی حلال یا تلاش برای خانواده همراه است. «کار کردن» میتواند شامل زحمت کشیدن باشد، اما همیشه این بار معنایی را ندارد.
سطح و لحن: چه زمانی مناسب است و چه زمانی باید اجتناب کرد
«کار کردن» از نظر سطح و لحن یک فعل کاملاً خنثی و عمومی است. این به این معناست که میتوان آن را در هر موقعیتی، از رسمیترین سخنرانیها و متون اداری گرفته تا غیررسمیترین مکالمات دوستانه و پیامهای شبکههای اجتماعی، بدون هیچ مشکلی به کار برد.
چه زمانی مناسب است؟
- در تمامی مکالمات روزمره: برای اشاره به شغل، وظایف خانه، یا هر فعالیت هدفمند دیگر.
- در متون رسمی و اداری: برای بیان فعالیتهای سازمانی، وظایف شغلی، یا پیشرفت پروژهها.
- در ادبیات و رسانه: به دلیل گستردگی معنایی، برای توصیف انواع فعالیتها و عملکردها.
- در آموزش و یادگیری: برای اشاره به مطالعه، تمرین، یا انجام تکالیف.
چه زمانی باید اجتناب کرد؟
در واقع، موقعیت خاصی برای اجتناب کامل از «کار کردن» وجود ندارد، زیرا این فعل بسیار انعطافپذیر است. با این حال، گاهی اوقات ممکن است بخواهید از کلمه دقیقتری استفاده کنید تا ظرافت معنایی بیشتری را منتقل کنید:
- اگر منظور شما صرفاً «تلاش» بدون تضمین نتیجه است، «تلاش کردن» مناسبتر است.
- اگر منظور شما «خدمت به دیگران» با بار معنایی فداکاری است، «خدمت کردن» انتخاب بهتری است.
- اگر منظور شما صرفاً «فعالیت» بدون هدف مشخص است، «فعالیت کردن» کلیتر است.
- اگر به «اشتغال» به معنای داشتن شغل اشاره دارید، «شغل داشتن» یا «استخدام بودن» دقیقتر است.
در مجموع، «کار کردن» یک انتخاب ایمن و همهکاره است که در اکثر موقعیتها به درستی فهمیده میشود، اما برای دقت بیشتر در برخی موارد میتوان از مترادفهای خاصتر استفاده کرد.
همنشینیها در بافت: جفتکلمههای رایج
همنشینیها (collocations) به کلماتی گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار هم میآیند و معنای خاصی را ایجاد میکنند. در مورد «کار کردن»، چندین همنشینی مهم وجود دارد که درک آنها به تسلط بر این فعل کمک میکند:
- سخت کار کردن: این یکی از رایجترین همنشینیهاست و به معنای تلاش زیاد و با پشتکار برای انجام کاری است. مثال: «او برای موفقیت در امتحان، سخت کار کرد.»
- با کسی کار کردن: به معنای همکاری یا اشتغال در کنار فردی دیگر است. مثال: «من دوست دارم با افراد خلاق کار کنم.»
- روی چیزی کار کردن: به معنای مشغول توسعه، بهبود، یا حل یک مسئله خاص بودن است. مثال: «ما در حال حاضر روی پروژه جدیدی کار میکنیم.» این میتواند شامل تحقیق، طراحی، یا برنامهریزی باشد.
- کار کردن دستگاه/ماشین: به معنای عملکرد صحیح یا نادرست یک وسیله غیرجاندار است. مثال: «این یخچال دیگر خوب کار نمیکند.» یا «موتور ماشین به خوبی کار میکند.»
- کار کردن ذهن/مغز: به معنای فکر کردن، تحلیل کردن، یا پردازش اطلاعات است. مثال: «ذهنم ساعتها روی این مسئله کار کرد.»
- کار کردن برای امرار معاش: به معنای تلاش برای کسب درآمد و تأمین هزینههای زندگی است. مثال: «او مجبور است سخت کار کند تا خانوادهاش را تأمین کند.»
- بیش از حد کار کردن: به معنای انجام کار فراتر از توان یا ساعت کاری معمول است که اغلب منجر به خستگی میشود. مثال: «او با بیش از حد کار کردن، سلامتیاش را به خطر انداخت.»
- کار کردن از راه دور: به معنای انجام وظایف شغلی از مکانی غیر از محل کار اصلی، معمولاً از خانه، با استفاده از فناوری است. مثال: «بسیاری از شرکتها به کارمندان خود اجازه میدهند از راه دور کار کنند.»
این همنشینیها نشان میدهند که چگونه «کار کردن» میتواند در بافتهای مختلف معناهای دقیقتر و خاصتری به خود بگیرد و درک آنها برای استفاده صحیح و طبیعی از این فعل ضروری است.
사용 참고사항
The verb 'کار کردن' is highly versatile and maintains a neutral register, making it suitable for all levels of formality, from casual conversations to formal academic or business communications. It is universally understood across all Persian-speaking regions and is equally common in both written and spoken forms. On social media, it's frequently used to describe daily tasks, projects, or professional endeavors. You should generally avoid using 'کار کردن' when a more specific verb exists that better captures the nuance of the action, for example, 'مطالعه کردن' (to study) instead of 'کار کردن' for academic pursuits, or 'خدمت کردن' (to serve) for military duty.
자주 하는 실수
A common mistake is to literally translate 'to have a job' as 'شغل کار کردن'; the correct phrase is 'شغل داشتن' (to have a job). Learners sometimes overuse 'کار کردن' when a more precise verb would be better, such as using it for 'studying' instead of 'مطالعه کردن'. Another error can be misunderstanding its broad scope, assuming it only refers to employment, thereby missing its application to machine function or mental processes. While less common with this specific verb, incorrect prepositions in more complex constructions (e.g., 'کار کردن با روی' instead of 'کار کردن روی') can occur. Learners might also confuse its various meanings, leading to awkward or incorrect sentences.
암기 팁
Imagine a 'Car' (like an automobile) and a 'Card' (like a credit card). Think of a diligent person using their 'Card' to pay for a 'Car' that constantly needs 'کار کردن' (working on) by a mechanic. This links the sounds 'Car' and 'Card' to the core meaning of 'working' and even the machine-functioning aspect of the verb, making it memorable.
어원
The word 'کار کردن' is purely Persian in origin. It is a compound verb formed from the noun 'کار' (kār) meaning 'work, deed, action, task' and the verb 'کردن' (kardan) meaning 'to do, to make'. 'کار' itself is an ancient Indo-Iranian word, tracing its roots back to Proto-Indo-Iranian and related to Sanskrit 'kṛ' (to make, to do). 'کردن' is also one of the oldest and most fundamental verbs in Persian. The combination 'کار کردن' has consistently meant 'to work' throughout the history of the Persian language, showing little semantic shift. This compound structure highlights the core concept of 'doing a work' or 'performing an action'.
문화적 맥락
In Persian-speaking cultures, 'کار کردن' and especially 'سخت کار کردن' (working hard) are highly valued traits, often associated with responsibility, diligence, and providing for one's family. This emphasis on hard work is deeply ingrained, reflecting a cultural appreciation for effort and perseverance. While traditional values often prioritize working for a stable income, modern usage, particularly among younger generations and on social media, also reflects entrepreneurial spirit, passion projects, and the pursuit of personal goals. Posts about 'کار کردن' often highlight achievements, daily grind, or the balance between work and life. It reflects a society that values contribution, whether to family, community, or personal development.
예시
من هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر در یک شرکت تبلیغاتی کار میکنم.
everydayI work every day from 9 AM to 5 PM at an advertising company.
دولت برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور، با جدیت روی طرحهای جدید کار میکند.
formalThe government is diligently working on new plans to improve the country's economic situation.
بچهها، پاشید برید کار کنید! اینقدر بازی نکنید.
informalKids, get up and work! Don't play so much.
تیم تحقیقاتی ما سالهاست که روی این بیماری نادر کار میکند تا درمانی برای آن بیابد.
academicOur research team has been working on this rare disease for years to find a cure.
شرکت ما با شرکای بینالمللی متعددی کار میکند تا محصولات خود را به بازارهای جهانی عرضه کند.
businessOur company works with several international partners to offer its products to global markets.
قلبش، خسته اما استوار، سالها بود که بیوقفه کار میکرد و زندگی را در رگهایش جاری میساخت.
literaryHis heart, tired yet steadfast, had been working ceaselessly for years, flowing life through his veins.
این ماشین لباسشویی جدید خیلی خوب کار میکند و لباسها را کاملاً تمیز میشوید.
everydayThis new washing machine works very well and washes clothes perfectly clean.
ذهنش ساعتها روی این معمای پیچیده کار کرد تا بالاخره راهحل را پیدا کرد.
generalHis mind worked on this complex puzzle for hours until he finally found the solution.
어휘 가족
자주 쓰는 조합
자주 쓰는 구문
کار دست کسی دادن
to cause trouble for someone
کار از کار گذشتن
it's too late, the deed is done
کار خودش را کردن
to do one's own thing, to have its effect
دست به کار شدن
to get to work, to start working
کار را از ریشه درست کردن
to fix the problem from the root
문법 패턴
Understand Broad Meanings
Remember that 'کار کردن' goes beyond just 'to work for money'. It applies to machines functioning, mental effort, and even household chores. Think broadly about 'activity' or 'function' to grasp its full scope.
Don't Confuse with 'Having a Job'
A common mistake is equating 'کار کردن' solely with 'having a job' (شغل داشتن). While often related, 'کار کردن' is the act of performing tasks, whereas 'شغل داشتن' is the state of employment. You can 'کار کردن' without 'شغل داشتن' (e.g., doing housework).
Cultural Value of Effort
In Persian culture, 'کار کردن' (especially 'سخت کار کردن') carries a strong positive connotation, emphasizing diligence, perseverance, and responsibility. Using it correctly reflects an understanding of this cultural value, particularly in professional or family contexts.
Using for 'To Influence'
For advanced learners, be aware that 'کار کردن' can sometimes mean 'to influence' or 'to shape', especially when combined with 'روی' (on/about). For example, 'این خبر روی افکار عمومی کار کرده است' means 'This news has influenced public opinion,' showcasing a more nuanced usage.
셀프 테스트
جای خالی را با شکل صحیح فعل «کار کردن» پر کنید.
من هر روز صبح زود برای امرار معاش __________.
با توجه به قید «هر روز صبح زود» که نشاندهنده تکرار و عادت در زمان حال است، زمان حال ساده (مضارع اخباری) صحیحترین گزینه است. فعل «کار میکنم» به این مفهوم اشاره دارد.
کدام جمله زیر درباره فعل «کار کردن» صحیح نیست؟
کدام یک از جملات زیر، کاربرد صحیح فعل «کار کردن» را نشان نمیدهد؟
«کار کردن» به معنای رفتن به سینما نیست. سه گزینه اول کاربردهای رایج «کار کردن» (شغل، عملکرد دستگاه، کارهای خانه) را نشان میدهند. گزینه چهارم از نظر معنایی اشتباه است و باید از افعالی مانند «رفتیم» استفاده شود.
با استفاده از فعل «کار کردن» و کلمات داده شده، یک جمله معنیدار بسازید.
کلمات: «دانشجوها»، «پروژه»، «سخت»، «روی»، «کار کردن»
در این جمله، «دانشجوها» فاعل، «روی پروژه» متمم و «سخت» قید حالت است. ترتیب صحیح کلمات برای ساختار طبیعی جمله در فارسی اینگونه است که فاعل در ابتدا و قید قبل از فعل میآید. همچنین، «سخت» به فعل «کار کردن» برمیگردد و نه به «پروژه».
جمله زیر را تصحیح کنید.
جمله: «او یک شغل کار میکند.»
فعل «کار کردن» به معنای «انجام دادن کار» است، نه «داشتن شغل». برای بیان «داشتن شغل»، باید از فعل «داشتن» (دارد) استفاده کرد. جمله «او یک شغل کار میکند» از نظر گرامری و معنایی نادرست است.
점수: /4
시각 학습 자료
Word Family
Nouns
- کار
- کارگر
- کارفرما
Verbs
- کار کردن
- به کار بردن
Adjectives
- کاری
- کارآمد
Usage Contexts
Academic
- محققان روی پروژه کار میکنند.
Daily Life
- من هر روز کار میکنم.
Business
- شرکت ما با مشتریان کار میکند.
자주 묻는 질문
10 질문«کار کردن» یک فعل است که به معنای انجام فعالیت یا وظیفهای خاص است. در مقابل، «شغل داشتن» به معنای دارا بودن یک موقعیت حرفهای یا استخدام در یک مکان است. ممکن است کسی شغل داشته باشد اما در حال حاضر کار نکند (مثلاً در مرخصی باشد)، یا کسی شغل نداشته باشد اما در خانه یا برای تحصیل کار کند.
خیر، «کار کردن» معنای بسیار گستردهتری دارد. اگرچه یکی از رایجترین کاربردهای آن به معنای کسب درآمد و انجام وظایف شغلی است، اما میتواند به انجام کارهای خانه، تلاش برای تحصیل، فعالیتهای ذهنی، یا حتی عملکرد یک دستگاه نیز اشاره کند. این فعل فراتر از مفهوم صرفاً اقتصادی است.
بله، قطعاً. این یکی از کاربردهای رایج «کار کردن» است. برای مثال، میتوانید بگویید: «این ماشین لباسشویی خوب کار نمیکند» یا «موتور خودرو به درستی کار میکند.» در این موارد، «کار کردن» به معنای عملکرد صحیح یا نادرست یک وسیله مکانیکی است.
«کار کردن» به خودی خود بار معنایی خنثی دارد. اما بسته به قیدها یا کلماتی که با آن میآید، میتواند مثبت یا منفی شود. مثلاً «سخت کار کردن» معمولاً مثبت و نشاندهنده پشتکار است، در حالی که «بیش از حد کار کردن» میتواند بار منفی (خستگی، فرسودگی) داشته باشد.
در اکثر موقعیتها استفاده از «کار کردن» مناسب است. اما اگر میخواهید بسیار دقیق باشید و منظور شما صرفاً «تلاش» بدون تضمین نتیجه است، «تلاش کردن» مناسبتر است. همچنین، اگر منظور خاصی مانند «خدمت به وطن» یا «مطالعه» دارید، استفاده از افعال دقیقتر (مثل «خدمت کردن» یا «مطالعه کردن») میتواند جمله را رساتر کند.
خیر، در معنا و کاربرد اصلی «کار کردن» تفاوت محسوسی بین فارسی گفتاری و نوشتاری وجود ندارد. این فعل در هر دو شکل به یک معنا و با همان گستره کاربرد استفاده میشود. البته در گفتار ممکن است افعال مرکب دیگری که جزء «کار» دارند، به صورت کوتاهتر بیان شوند، اما «کار کردن» خود بدون تغییر باقی میماند.
«تلاش کردن» بیشتر بر روی کوشش و سعی برای رسیدن به یک هدف تمرکز دارد، فارغ از اینکه نتیجهای حاصل شود یا خیر. «کار کردن» به انجام خود فعالیت اشاره دارد که میتواند شامل تلاش باشد یا نباشد و اغلب نتیجهمحورتر است. مثلاً میتوانید تلاش کنید اما کارتان به نتیجه نرسد، اما وقتی کار میکنید، فعالیتی را انجام میدهید.
میتوانید «کار کردن» را با حروف اضافه مختلف یا در ساختارهای فعلی مرکب به کار ببرید. مثلاً «روی چیزی کار کردن» (مشغول یک پروژه بودن)، «با کسی کار کردن» (همکاری کردن)، یا «کار کردن به عنوان...» (شغل و سمت). این ترکیبات امکان بیان مفاهیم پیچیدهتر را فراهم میکنند.
بله، در برخی بافتها، خصوصاً در مورد رسانه، خبر یا ایدهها، «کار کردن» میتواند به معنای «تأثیر گذاشتن» یا «شکل دادن» باشد. مثلاً «این خبر روی افکار عمومی کار کرده است.» به این معناست که خبر مذکور بر افکار مردم تأثیر گذاشته و آن را شکل داده است.
خیر، «کار کردن» یکی از افعال بنیادی زبان فارسی است و در تمام لهجههای اصلی (تهرانی، اصفهانی، شیرازی، خراسانی، افغانی، تاجیکی) به یک معنا و با همان کاربرد گسترده استفاده میشود. تفاوتهای لهجهای معمولاً در تلفظ یا استفاده از کلمات جایگزین خاص لهجه نمود پیدا میکند، اما معنای اصلی «کار کردن» ثابت است.
관련 어휘
A moral or legal obligation; a responsibility; a task or fun...
درآمدMoney received, especially on a regular basis, for work or t...
همکارColleague, coworker.
کسب و کارBusiness; enterprise; trade.
زحمتTrouble; hardship; difficulty or problems.
شغلJob or occupation; a paid position of regular employment.
work 관련 단어
عایدی
B1Earnings, income; money received, especially on a regular basis, for work or investments.
عملکرد
B1Performance; the action or process of carrying out or accomplishing an action, task, or function.
عمل کردن
A2To perform an action or function; to operate.
عملی
B1Practical, functional; relating to actual experience or use.
عملیاتی
B1Operational, functional, practical.
اضافه کار
B2Work done in addition to one's regular working hours.
اضافه کاری
B1Overtime; time spent working in addition to one's normal working hours.
اضافه کاری کردن
B1To do overtime; to work beyond normal working hours.
اداره
A1A place where administrative work is done; an office.
اداره کردن
B1To manage, run, or administer an organization or task.