A2 adjective رسمي #4,000 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

فاقد

faghed /fɒːˈqed/

Not possessing, without (lacking, devoid of).

Faghed means lacking or being without something, often used to denote the absence of a necessary quality or item.

الكلمة في 30 ثانية

  • Means lacking or not possessing something.
  • Used to describe absence of qualities or items.
  • Often used in formal and semi-formal contexts.

Summary

Faghed means lacking or being without something, often used to denote the absence of a necessary quality or item.

  • Means lacking or not possessing something.
  • Used to describe absence of qualities or items.
  • Often used in formal and semi-formal contexts.

Use 'Faghed' for Absence

Use 'فاقد' when you want to clearly state that something is missing or not present. It's a precise way to express lack.

Avoid Overuse in Casual Speech

While correct, 'فاقد' can sound a bit formal for very casual conversations. Consider 'بدون' for everyday chats.

Formal vs. Informal Tone

Recognize that 'فاقد' leans towards a more formal register than 'بدون'. Use it appropriately in writing or formal speaking.

أمثلة

4 من 4
1

این غذا فاقد نمک است.

This food is devoid of salt.

2

لایحه جدید فاقد ضمانت اجرایی کافی است.

The new bill lacks sufficient enforcement guarantees.

3

ماشینش فاقد کولر بود، خیلی اذیت شدیم.

His car didn't have air conditioning, we suffered a lot.

4

تحقیقات قبلی فاقد داده‌های کافی برای نتیجه‌گیری قطعی بود.

Previous research lacked sufficient data for a definitive conclusion.

عائلة الكلمة

اسم
فقدان (lack, absence)
فعل
فقد کردن (to lose, to lack)
صفة
فاقد (lacking, without)

نصيحة للحفظ

Think of 'Faghed' as 'Fact-less'. When something is 'fact-less', it's lacking information or a specific quality, just like when you are 'فاقد' something.

Overview

«فاقد» یک صفت فارسی است که به معنای نداشتن، عاری بودن، یا محروم بودن از چیزی به کار می‌رود. این کلمه بیانگر فقدان یا کمبود یک عنصر، ویژگی، یا کیفیت خاص است. در زبان فارسی، «فاقد» اغلب به صورت مضاف و مضاف‌الیه استفاده می‌شود، یعنی «فاقدِ چیزی». این صفت در سطوح مختلف زبانی، از مکالمات روزمره گرفته تا متون رسمی و علمی، کاربرد دارد و به درک بهتر مفهوم نبودِ یک چیز کمک می‌کند.

الگوی رایج استفاده از «فاقد» به صورت «فاقدِ + اسم» است. این اسم معمولاً به چیزی اشاره دارد که انتظار می‌رود وجود داشته باشد یا یک ویژگی مثبت است. برای مثال، «فاقدِ ارزش»، «فاقدِ دقت»، «فاقدِ مجوز». گاهی اوقات، «فاقد» به تنهایی نیز در جملاتی که مفهوم مضاف‌الیه از قبل مشخص است، به کار می‌رود، اما این کمتر رایج است. در ساختارهای رسمی‌تر، ممکن است به جای «فاقد»، از عباراتی مانند «بدونِ» یا «محروم از» استفاده شود، اما «فاقد» خود نیز بار معنایی رسمی‌تری نسبت به «بدون» دارد.

این کلمه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

  1. 1توصیف اشیاء و پدیده‌ها: «گزارش فاقد جزئیات لازم بود.» (اشاره به کمبود اطلاعات)
  1. 1بیان عدم وجود ویژگی‌های مثبت: «این طرح فاقد نوآوری است.» (اشاره به نبود خلاقیت)
  1. 1اشاره به نقص یا عیب: «دستگاه فاقد باتری است.» (اشاره به نبود یک قطعه)
  1. 1در متون اداری و حقوقی: «مدارک فاقد امضای معتبر بود.» (اشاره به نبود تأیید رسمی)
  1. 1در بحث‌های انتقادی: «او فردی فاقد وجدان است.» (اشاره به نبود یک ویژگی اخلاقی)

کلماتی مانند «بدون»، «عاری از»، «محروم از» و «تهی از» شباهت معنایی با «فاقد» دارند:

  • بدون: این کلمه عمومی‌ترین و رایج‌ترین معادل «فاقد» است و در هر دو بافت رسمی و غیررسمی به کار می‌رود. «فاقد» کمی رسمی‌تر از «بدون» است. مثال: «کتاب بدون عکس» در مقابل «کتاب فاقد عکس» (دومی کمی رسمی‌تر است).
  • عاری از: این عبارت بیشتر برای بیان نبودِ چیزی منفی یا ناخواسته به کار می‌رود، یا نبودِ چیزی که انتظار نمی‌رود وجود داشته باشد. مثال: «هوای پاک عاری از آلودگی است.» «فاقد» می‌تواند برای نبودِ چیزهای مثبت یا خنثی نیز به کار رود.
  • محروم از: این عبارت معمولاً به نبودِ چیزی اشاره دارد که حق فرد است یا باید داشته باشد، یا نبودِ فرصت و امکان. مثال: «کودکان فاقد تحصیل» یا «کودکان محروم از تحصیل». «محروم از» بار عاطفی بیشتری دارد.
  • تهی از: این عبارت بیشتر به نبودِ محتوا، معنا، یا احساس اشاره دارد و بار معنایی قوی‌تری دارد. مثال: «سخنرانی او تهی از محتوا بود.» «فاقد» عمومی‌تر است.

ملاحظات الاستخدام

The word 'فاقد' is typically used in semi-formal to formal contexts. It implies a lack of something that might be expected, necessary, or desirable. While it can be used in everyday speech, it carries a more serious or objective tone than simpler alternatives like 'بدون'.

أخطاء شائعة

Learners sometimes overuse 'فاقد' in very casual conversation where 'بدون' would be more natural. Also, ensure the noun following 'فاقد' correctly represents what is missing.

نصيحة للحفظ

Think of 'Faghed' as 'Fact-less'. When something is 'fact-less', it's lacking information or a specific quality, just like when you are 'فاقد' something.

أصل الكلمة

The word 'فاقد' comes from the Arabic root 'ف ق د' (f-q-d), meaning 'to lose' or 'to be missing'. It entered Persian with the meaning of 'one who has lost' or 'one who is without'.

السياق الثقافي

In Iranian culture, acknowledging what is lacking can be done directly, especially in critical or analytical contexts. Using 'فاقد' correctly shows a good command of formal Persian and the ability to express precise absence.

أمثلة

1

این غذا فاقد نمک است.

everyday

This food is devoid of salt.

2

لایحه جدید فاقد ضمانت اجرایی کافی است.

formal

The new bill lacks sufficient enforcement guarantees.

3

ماشینش فاقد کولر بود، خیلی اذیت شدیم.

informal

His car didn't have air conditioning, we suffered a lot.

4

تحقیقات قبلی فاقد داده‌های کافی برای نتیجه‌گیری قطعی بود.

academic

Previous research lacked sufficient data for a definitive conclusion.

عائلة الكلمة

اسم
فقدان (lack, absence)
فعل
فقد کردن (to lose, to lack)
صفة
فاقد (lacking, without)

تلازمات شائعة

فاقد ارزش lacking value
فاقد اهمیت unimportant / lacking importance
فاقد دقت lacking accuracy
فاقد مدرک lacking proof/document

العبارات الشائعة

فاقد شرایط

lacking qualifications

فاقد اعتبار

invalid / lacking credibility

فاقد اهمیت

unimportant

يُخلط عادةً مع

فاقد vs بدون

'بدون' is a more general and common word for 'without', usable in both formal and informal contexts. 'فاقد' is slightly more formal and often used when something expected or necessary is missing.

فاقد vs عاری از

'عاری از' often implies being free from something negative or undesirable, or something not expected. 'فاقد' can refer to the absence of any kind of item or quality, positive or negative.

أنماط نحوية

فاقدِ + اسم (مثال: فاقدِ دانش) فاعل + فاقدِ + اسم (مثال: او فاقدِ صبر است) اسم + فاقدِ + اسم (مثال: گزارش فاقد جزئیات بود)

Use 'Faghed' for Absence

Use 'فاقد' when you want to clearly state that something is missing or not present. It's a precise way to express lack.

Avoid Overuse in Casual Speech

While correct, 'فاقد' can sound a bit formal for very casual conversations. Consider 'بدون' for everyday chats.

Formal vs. Informal Tone

Recognize that 'فاقد' leans towards a more formal register than 'بدون'. Use it appropriately in writing or formal speaking.

اختبر نفسك

fill blank

جای خالی را با کلمه‌ی مناسب پر کنید:

این دارو بدون نسخه پزشک _______ است.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: فاقد

جمله به معنی نداشتنِ نسخه پزشک است، بنابراین «فاقد» مناسب‌ترین گزینه است.

multiple choice

بهترین مترادف برای «فاقد» در جمله زیر کدام است؟

گزارش نهایی فاقد هرگونه تحلیل بود.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: بدون

«بدون» نزدیک‌ترین معنی را به «فاقد» در این جمله دارد و نشان‌دهنده نبودِ تحلیل است.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، جمله‌ای بسازید که معنی «فاقد» را برساند:

دفاع / تیم / بازیکن / فاقد

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: تیم فاقد بازیکن دفاع بود.

این جمله نشان می‌دهد که تیم، بازیکنِ لازم برای دفاع را نداشته است.

النتيجة: /3

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

نه همیشه. «فاقد» صرفاً به معنی نداشتن است. اگرچه اغلب برای بیان نبودِ ویژگی‌های مثبت یا ضروری به کار می‌رود (که بار منفی دارد)، اما می‌تواند برای نبودِ هر چیزی، حتی چیزهای خنثی یا غیرضروری نیز استفاده شود. مثال: «این مدل گوشی فاقد جک هدفون است.»

«بدون» عمومی‌تر و رایج‌تر است و در هر دو بافت رسمی و غیررسمی به کار می‌رود. «فاقد» کمی رسمی‌تر است و اغلب در نوشتار و موقعیت‌های جدی‌تر استفاده می‌شود. هر دو به معنی نداشتن چیزی هستند.

بله، می‌توان «فاقد» را برای توصیف انسان‌ها از نظر نداشتن ویژگی‌ها، صفات یا توانایی‌ها به کار برد. مثال: «او فردی فاقد اعتماد به نفس است.» یا «این تیم فاقد بازیکن کلیدی است.»

در بیشتر موارد، «فاقد» به همراه یک اسم (مضاف‌الیه) می‌آید که نشان می‌دهد چه چیزی وجود ندارد (مثال: «فاقدِ مدرک»). اما در برخی جملات که مفهوم مضاف‌الیه از قبل مشخص است، ممکن است به تنهایی نیز به کار رود، هرچند این حالت کمتر رایج است.

هذه الكلمة بلغات أخرى

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!