B2 adjective Formal|neutral 1 Min. Lesezeit

بی‌کارآمد

bikaramad /biːkɒːɾɒːˈmæd/

The word 'bikarāmad' describes something that fails to achieve its full potential, leading to wasted effort or resources.

Wort in 30 Sekunden

  • Fails to achieve maximum productivity; wastes resources.
  • Describes inefficient systems, processes, or people.
  • Opposite of efficient and effective.

Overview

واژه «بی‌کارآمد» (Bikarāmad) در زبان فارسی، به معنای عدم توانایی در دستیابی به حداکثر کارایی یا بهره‌وری است. این صفت، وضعیتی را توصیف می‌کند که در آن منابع (مانند زمان، پول، انرژی، یا نیرو) به درستی و بهینه مصرف نمی‌شوند و در نتیجه، خروجی یا نتیجه مطلوب حاصل نمی‌گردد. بی‌کارآمدی می‌تواند در سطوح مختلفی از جمله فردی، سازمانی، سیستمی و حتی در فرآیندهای طبیعی مشاهده شود. این مفهوم در مقابل «کارآمدی» (efficiency) قرار دارد که به معنای انجام کار با کمترین اتلاف منابع است.

این واژه معمولاً برای توصیف افراد، سازمان‌ها، روش‌ها، تجهیزات، یا برنامه‌ها به کار می‌رود. می‌توان آن را به صورت مستقیم برای بیان ناکارآمدی به کار برد یا در قالب جملات منفی برای نشان دادن وجود کارایی استفاده کرد. به عنوان مثال: «مدیریت این شرکت بسیار بی‌کارآمد است» یا «روش‌های سنتی تولید دیگر کارآمد نیستند». همچنین در زمینه‌هایی که نیاز به بهینه‌سازی و بهبود عملکرد وجود دارد، این واژه کاربرد فراوانی دارد.

مفاهیم مرتبط با بی‌کارآمدی در زمینه‌های مختلفی مطرح می‌شوند، از جمله:

۱. مدیریت و کسب‌وکار: ناکارآمدی در فرآیندهای تولید، توزیع، بازاریابی، یا مدیریت منابع انسانی.

۲. فناوری و مهندسی: طراحی‌های ناکارآمد، نرم‌افزارهای کند، یا ماشین‌آلاتی که انرژی زیادی مصرف می‌کنند.

۳. سیاست و اقتصاد: سیاست‌های دولتی که منجر به اتلاف منابع یا عدم دستیابی به اهداف اجتماعی-اقتصادی می‌شوند.

۴. زندگی روزمره: برنامه‌ریزی‌های شخصی که به نتیجه نمی‌رسند، یا استفاده نادرست از وسایل.

۵. محیط زیست: فرآیندهایی که منجر به آلودگی یا اتلاف منابع طبیعی می‌شوند.

واژه‌های مشابهی مانند «ناکارآمد»، «غیرمؤثر»، «بیهوده»، «عبث» و «بی‌فایده» وجود دارند که هر کدام بار معنایی خاص خود را دارند:

  • ناکارآمد (Nākāramad): این واژه بسیار نزدیک به «بی‌کارآمد» است و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. هر دو به عدم دستیابی به حداکثر بهره‌وری اشاره دارند.
  • غیرمؤثر (Gheyr-e Mo'asser): این واژه بیشتر بر عدم دستیابی به نتیجه یا هدف مورد نظر تمرکز دارد، در حالی که «بی‌کارآمد» بیشتر به فرایند و نحوه انجام کار مربوط است. یک سیستم می‌تواند کارآمد باشد اما غیرمؤثر، یا برعکس.
  • بیهوده (Bihudeh) / عبث (Abas): این واژه‌ها بر اتلاف وقت و تلاش بدون هیچ نتیجه‌ای تأکید دارند و بار معنایی منفی قوی‌تری نسبت به «بی‌کارآمد» دارند.
  • بی‌فایده (Bi-fāyedeh): این واژه به معنای عدم داشتن سود یا منفعت است و لزوماً به فرایند یا بهره‌وری اشاره ندارد.

Beispiele

1

مدیریت این پروژه به دلیل عدم هماهنگی، بسیار بی‌کارآمد بود.

everyday

The management of this project was very inefficient due to lack of coordination.

2

استفاده از سوخت‌های فسیلی به شیوه‌های کنونی، از منظر زیست‌محیطی، بی‌کارآمد تلقی می‌شود.

academic

The current methods of using fossil fuels are considered inefficient from an environmental perspective.

3

این دستگاه قدیمی دیگه خیلی بی‌کارآمد شده، فقط برق زیاد مصرف می‌کنه.

informal

This old device has become very inefficient; it just consumes a lot of electricity.

4

فرآیندهای بوروکراتیک طولانی و پیچیده، اغلب منجر به عملکرد بی‌کارآمد در سازمان‌های دولتی می‌شود.

formal

Long and complex bureaucratic processes often lead to inefficient performance in government organizations.

Häufige Kollokationen

سیستم بی‌کارآمد Inefficient system
مدیریت بی‌کارآمد Inefficient management
روش بی‌کارآمد Inefficient method
فرد بی‌کارآمد Inefficient person

Häufige Phrasen

فرایند بی‌کارآمد

Inefficient process

مدیریت بی‌کارآمد

Inefficient management

عملکرد بی‌کارآمد

Inefficient performance

Wird oft verwechselt mit

بی‌کارآمد vs ناکارآمد (Nākāramad)

'Nākāramad' is a very close synonym, often used interchangeably with 'bikarāmad'. Both refer to a lack of efficiency or productivity.

بی‌کارآمد vs غیرمؤثر (Gheyr-e Mo'asser)

'Gheyr-e Mo'asser' (ineffective) focuses on the failure to achieve a desired result or goal, while 'bikarāmad' focuses more on the process and the wasteful use of resources.

Grammatikmuster

بی‌کارآمد + است (is inefficient) بسیار + بی‌کارآمد (very inefficient) نسبت به ... + بی‌کارآمد (inefficient compared to...)

How to Use It

Nutzungshinweise

The term 'bikarāmad' is generally used in formal and semi-formal contexts to critique systems, processes, or management. It implies a lack of optimization and a waste of resources. Avoid using it to describe people in very casual settings unless the context is clearly about performance evaluation.


Häufige Fehler

Confusing 'bikarāmad' (inefficient) with 'gheyr-e mo'asser' (ineffective). While related, the former focuses on the process and resource use, while the latter focuses on the outcome. Also, directly calling someone 'bikarāmad' can be perceived as harsh without specific context.

Tips

💡

Focus on Resource Waste

Remember that 'bikarāmad' emphasizes the inefficient use of resources like time, energy, or money.

⚠️

Distinguish from 'Ineffective'

While often related, 'bikarāmad' focuses on the process, whereas 'gheyr-e mo'asser' (ineffective) focuses on the outcome.

🌍

Importance of Efficiency

In Iranian culture, as in many others, efficiency and productivity are highly valued, making 'bikarāmad' a common term for criticism or identifying areas for improvement.

Wortherkunft

The word is formed from the Persian prefix 'bi-' (meaning 'without') and the word 'kāramad' (meaning 'effective' or 'productive', derived from 'kār' meaning 'work' and 'āmadan' meaning 'to come'). Thus, 'bikarāmad' literally means 'without effectiveness' or 'unproductive'.

Kultureller Kontext

In many professional and academic settings in Iran, efficiency is highly valued. Identifying and addressing 'bikarāmad' practices is seen as crucial for progress and development, whether in business, technology, or public administration.

Merkhilfe

Think of 'bi-' (without) and 'kār' (work/action) + 'āmad' (coming/result). So, 'without work coming' or 'work not yielding results', implying inefficiency.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

«بی‌کارآمد» به فرایند یا روشی اشاره دارد که منابع را بهینه مصرف نمی‌کند. «غیرمؤثر» به نتیجه‌ای اشاره دارد که هدف مورد نظر را برآورده نمی‌سازد. ممکن است یک روش کارآمد باشد اما به دلیل عوامل دیگر غیرمؤثر واقع شود.

بله، این واژه معمولاً بار معنایی منفی دارد و نشان‌دهنده نقصی در عملکرد یا سیستم است. استفاده از آن برای نقد یا بیان مشکل به کار می‌رود.

می‌توان گفت: «برنامه‌ریزی این جلسه بسیار بی‌کارآمد بود چون به نتیجه مشخصی نرسیدیم.» یا «این دستگاه قدیمی دیگر بی‌کارآمد شده است و باید تعویض شود.»

خیر، این واژه می‌تواند برای توصیف افراد (مانند کارمندی که وظایفش را به درستی انجام نمی‌دهد)، فرآیندها، روش‌ها، یا حتی ایده‌ها نیز به کار رود.

Teste dich selbst

fill blank

روش‌های سنتی تولید دیگر با توجه به نیازهای امروزی ___.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: بی‌کارآمد

جمله بیان می‌کند که روش‌های قدیمی دیگر جوابگو نیستند و بهره‌وری لازم را ندارند، بنابراین «بی‌کارآمد» مناسب‌ترین گزینه است.

multiple choice

کدام کلمه بیشترین شباهت معنایی را با «بی‌کارآمد» دارد؟

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: ناکارآمد

«ناکارآمد» به معنای عدم توانایی در دستیابی به حداکثر بهره‌وری است و بسیار نزدیک به «بی‌کارآمد» می‌باشد.

sentence building

کلمات: سیستم، اداری، بسیار، این، بی‌کارآمد، است.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: این سیستم اداری بسیار بی‌کارآمد است.

این جمله به درستی از صفت «بی‌کارآمد» برای توصیف سیستم اداری استفاده کرده و مفهوم اتلاف منابع یا عدم بهره‌وری را می‌رساند.

Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!