بدون جا
Without space, not roomy.
The adjective 'بدون جا' (bedune jā) signifies a lack of space, indicating a place is too full or cramped to accommodate more.
Palabra en 30 segundos
- Describes a space that is very cramped and full.
- Implies no room for movement or additions.
- Commonly used for crowded vehicles or places.
Summary
The adjective 'بدون جا' (bedune jā) signifies a lack of space, indicating a place is too full or cramped to accommodate more.
- Describes a space that is very cramped and full.
- Implies no room for movement or additions.
- Commonly used for crowded vehicles or places.
Visualize the Cramped Space
Imagine a place packed so tightly that you can't even move an inch. That's 'بدون جا'.
Avoid in Formal Writing
This term is informal. For formal contexts, consider 'تنگ', 'فشرده', or 'فاقد فضا'.
Reflects Crowded Environments
The frequent use of 'بدون جا' reflects common experiences in many urban areas with crowded public transport and limited living spaces.
Ejemplos
4 de 4اتوبوس ساعت ۷ صبح همیشه بدون جا است.
The 7 AM bus is always without space (packed).
با این همه وسایل، اتاق کاملاً بدون جا شده است.
With all these things, the room has become completely without space (cramped).
در کنسرت، جمعیت آنقدر زیاد بود که راه رفتن بدون جا بود.
At the concert, the crowd was so large that walking was impossible due to lack of space.
کیف پولم دیگر بدون جا بود و نتوانستم کارت جدیدی بگذارم.
My wallet was no longer without space, and I couldn't put a new card in.
Familia de palabras
Truco para recordar
Imagine trying to squeeze into a packed elevator – there's 'no space' ('بدون جا') left!
Overview
«بدون جا» صفتی در زبان فارسی است که برای توصیف فضایی به کار میرود که تنگ، فشرده و فاقد فضای کافی است. این واژه معمولاً به صورت غیررسمی و در مکالمات روزمره استفاده میشود تا وضعیت شلوغی یا کمبود فضا را بیان کند. وقتی مکانی «بدون جا» توصیف میشود، منظور این است که امکان حرکت راحت، نشستن یا قرار دادن وسایل در آن وجود ندارد.
این صفت معمولاً به صورت توصیفی برای مکانها، وسایل نقلیه، یا حتی موقعیتهای اجتماعی که افراد در آن به شدت فشرده شدهاند، به کار میرود. میتوان آن را به تنهایی یا در ترکیب با کلماتی مانند «خیلی» یا «کاملاً» برای تأکید بیشتر استفاده کرد. به عنوان مثال: «اتوبوس خیلی بدون جا بود.» یا «کیفم پر شده بود و دیگر بدون جا بود.»
۱. وسایل نقلیه: توصیف اتوبوس، مترو، تاکسی یا حتی خودروی شخصی که پر از مسافر است و فضای کمی برای نشستن یا ایستادن وجود دارد. مانند: «صبحها مترو همیشه بدون جا است.»
۲. مکانهای بسته: اشاره به اتاقهای کوچک، انبارهای پر، یا فضاهای اداری که وسایل زیادی در آن چیده شده و فضایی برای تردد باقی نمانده است. مانند: «دفتر کارش از بس فایل و پرونده دارد، کاملاً بدون جا شده است.»
۳. موقعیتهای اجتماعی: بیان وضعیت شلوغی در یک تجمع، مهمانی یا صف که افراد به هم فشرده شدهاند. مانند: «آنقدر جمعیت زیاد بود که راه رفتن بدون جا بود.»
۴. اشیاء: توصیف یک ظرف، کیف یا جعبه که کاملاً پر شده و دیگر فضایی برای اضافه کردن چیزی ندارد. مانند: «چمدانم را بستم اما دیدم بدون جا شده است.»
کلماتی مانند «تنگ»، «فشرده»، «پُر» و «کلافه» (در معنای شلوغ) میتوانند مفاهیم نزدیکی به «بدون جا» داشته باشند، اما تفاوتهایی نیز دارند:
- تنگ: بیشتر به ابعاد فیزیکی کوچک یک فضا اشاره دارد، در حالی که «بدون جا» بر نتیجهی کمبود فضا (عدم امکان قرار دادن یا حرکت) تأکید میکند. یک اتاق میتواند «تنگ» باشد اما اگر خالی باشد، «بدون جا» نیست.
- فشرده: به چیدمان متراکم اشیاء یا افراد در یک فضا اشاره دارد. «بدون جا» نتیجهی فشردگی است؛ یعنی فضا آنقدر فشرده شده که دیگر جایی باقی نمانده.
- پُر: به معنای داشتن محتوا یا اشغال شدن فضا است. یک کیسه میتواند «پُر» باشد اما اگر وسایل داخل آن به هم فشرده نشده باشند، ممکن است هنوز «بدون جا» نباشد. «بدون جا» بر عدم امکان افزودن بیشتر تأکید دارد.
- کلافه (در معنای شلوغ): این کلمه بیشتر به حس سردرگمی یا ناراحتی ناشی از شلوغی اشاره دارد و مستقیماً به فضای فیزیکی نمیپردازد، هرچند شلوغی میتواند منجر به حس «کلافگی» شود.
Notas de uso
The term 'بدون جا' is primarily used in informal spoken Persian. It effectively conveys a sense of being packed or having no room to spare. While understandable, it's generally avoided in formal writing or speeches.
Errores comunes
Using 'بدون جا' in very formal contexts where a more neutral term like 'فشرده' or 'فاقد فضا' would be appropriate. Also, confusing its primary meaning (lack of space due to fullness) with simply being 'small'.
Truco para recordar
Imagine trying to squeeze into a packed elevator – there's 'no space' ('بدون جا') left!
Origen de la palabra
The phrase literally translates to 'without space'. 'بدون' (bedune) means 'without', and 'جا' (jā) means 'space' or 'place'. It's a straightforward descriptive compound.
Contexto cultural
The concept of 'بدون جا' is very relatable in cultures where public transportation is heavily utilized and often overcrowded, or where living spaces might be limited.
Ejemplos
اتوبوس ساعت ۷ صبح همیشه بدون جا است.
everydayThe 7 AM bus is always without space (packed).
با این همه وسایل، اتاق کاملاً بدون جا شده است.
informalWith all these things, the room has become completely without space (cramped).
در کنسرت، جمعیت آنقدر زیاد بود که راه رفتن بدون جا بود.
informalAt the concert, the crowd was so large that walking was impossible due to lack of space.
کیف پولم دیگر بدون جا بود و نتوانستم کارت جدیدی بگذارم.
everydayMy wallet was no longer without space, and I couldn't put a new card in.
Familia de palabras
Colocaciones comunes
Frases Comunes
دیگه بدون جا بود
It was no longer without space (completely full)
جایی بدون جا پیدا نمیشد
No place without space could be found (everywhere was packed)
Se confunde a menudo con
'تنگ' (tang) describes something that is physically small in size or narrow. 'بدون جا' (bedune jā) describes the state of being so full that there's no room left, often as a result of being تنگ or simply overcrowded.
'فشرده' (feshorde) means compressed or densely packed. 'بدون جا' is often the result of something being 'فشرده', emphasizing the lack of available space rather than the act of compression itself.
Patrones gramaticales
Visualize the Cramped Space
Imagine a place packed so tightly that you can't even move an inch. That's 'بدون جا'.
Avoid in Formal Writing
This term is informal. For formal contexts, consider 'تنگ', 'فشرده', or 'فاقد فضا'.
Reflects Crowded Environments
The frequent use of 'بدون جا' reflects common experiences in many urban areas with crowded public transport and limited living spaces.
Ponte a prueba
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.
بعد از خرید، کیفم آنقدر پر شد که دیگر ______ بود.
کلمه «بدون جا» به معنای نداشتن فضای کافی برای قرار دادن وسایل بیشتر است.
کدام گزینه بهترین مترادف برای «بدون جا» در این جمله است؟
صبحها سوار شدن به مترو واقعاً سخت است چون همیشه بدون جا است.
«بدون جا» به فضایی اشاره دارد که به دلیل فشردگی زیاد، فضای کافی برای اضافه شدن یا حرکت وجود ندارد.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنیدار بسازید.
اتوبوس / جا / بود / بدون / خیلی / امروز
این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و طبیعی در زبان فارسی ایجاد میکند.
Puntuación: /3
Preguntas frecuentes
4 preguntasبله، عمدتاً برای توصیف فضاهای فیزیکی مانند وسایل نقلیه، اتاقها یا حتی کیف و چمدان به کار میرود. اما گاهی به صورت مجازی برای توصیف موقعیتهای اجتماعی بسیار شلوغ نیز استفاده میشود.
«تنگ» به ابعاد کوچک یک فضا اشاره دارد، در حالی که «بدون جا» به نتیجهی آن یعنی نبودن فضای کافی برای قرار دادن یا حرکت کردن اشاره میکند. یک فضا میتواند تنگ باشد اما اگر خالی باشد، «بدون جا» نیست.
«بدون جا» بیشتر یک اصطلاح غیررسمی و محاورهای است و در نوشتار رسمی کمتر به کار میرود، مگر اینکه بخواهیم لحن غیررسمی داشته باشیم.
میتوانید آن را به عنوان صفت برای اسم (مکان، وسیله نقلیه، ظرف) به کار ببرید. مثال: «اتوبوس خیلی بدون جا بود.» یا «کیفم بدون جا شده بود.»
Vocabulario relacionado
Más palabras de clothing
عمداً
B1On purpose, intentionally.
ابریشم
B1Silk, a luxurious natural protein fiber.
ابریشمی
B1Silky, made of silk.
آهاردار
B1Starched, stiffened with starch.
آهار زدن
B1To starch clothes, to make them stiff.
الگو
B1A pattern or template for making clothes.
الیاف
B1Fibers, natural or synthetic threads used in textiles.
آویختن
B1To hang (something), to suspend.
آراستن
B1To adorn or dress up, to make oneself or something more beautiful.
اتو کرده
B1Ironed, pressed smooth.