B1 adjective 비격식체 #8,500 가장 일반적인 1분 분량

بدون جا

bedoon jā /bedun-e dʒɒː/

The adjective 'بدون جا' (bedune jā) signifies a lack of space, indicating a place is too full or cramped to accommodate more.

30초 단어

  • Describes a space that is very cramped and full.
  • Implies no room for movement or additions.
  • Commonly used for crowded vehicles or places.

Overview

«بدون جا» صفتی در زبان فارسی است که برای توصیف فضایی به کار می‌رود که تنگ، فشرده و فاقد فضای کافی است. این واژه معمولاً به صورت غیررسمی و در مکالمات روزمره استفاده می‌شود تا وضعیت شلوغی یا کمبود فضا را بیان کند. وقتی مکانی «بدون جا» توصیف می‌شود، منظور این است که امکان حرکت راحت، نشستن یا قرار دادن وسایل در آن وجود ندارد.

این صفت معمولاً به صورت توصیفی برای مکان‌ها، وسایل نقلیه، یا حتی موقعیت‌های اجتماعی که افراد در آن به شدت فشرده شده‌اند، به کار می‌رود. می‌توان آن را به تنهایی یا در ترکیب با کلماتی مانند «خیلی» یا «کاملاً» برای تأکید بیشتر استفاده کرد. به عنوان مثال: «اتوبوس خیلی بدون جا بود.» یا «کیفم پر شده بود و دیگر بدون جا بود.»

۱. وسایل نقلیه: توصیف اتوبوس، مترو، تاکسی یا حتی خودروی شخصی که پر از مسافر است و فضای کمی برای نشستن یا ایستادن وجود دارد. مانند: «صبح‌ها مترو همیشه بدون جا است.»

۲. مکان‌های بسته: اشاره به اتاق‌های کوچک، انبارهای پر، یا فضاهای اداری که وسایل زیادی در آن چیده شده و فضایی برای تردد باقی نمانده است. مانند: «دفتر کارش از بس فایل و پرونده دارد، کاملاً بدون جا شده است.»

۳. موقعیت‌های اجتماعی: بیان وضعیت شلوغی در یک تجمع، مهمانی یا صف که افراد به هم فشرده شده‌اند. مانند: «آنقدر جمعیت زیاد بود که راه رفتن بدون جا بود.»

۴. اشیاء: توصیف یک ظرف، کیف یا جعبه که کاملاً پر شده و دیگر فضایی برای اضافه کردن چیزی ندارد. مانند: «چمدانم را بستم اما دیدم بدون جا شده است.»

کلماتی مانند «تنگ»، «فشرده»، «پُر» و «کلافه» (در معنای شلوغ) می‌توانند مفاهیم نزدیکی به «بدون جا» داشته باشند، اما تفاوت‌هایی نیز دارند:

  • تنگ: بیشتر به ابعاد فیزیکی کوچک یک فضا اشاره دارد، در حالی که «بدون جا» بر نتیجه‌ی کمبود فضا (عدم امکان قرار دادن یا حرکت) تأکید می‌کند. یک اتاق می‌تواند «تنگ» باشد اما اگر خالی باشد، «بدون جا» نیست.
  • فشرده: به چیدمان متراکم اشیاء یا افراد در یک فضا اشاره دارد. «بدون جا» نتیجه‌ی فشردگی است؛ یعنی فضا آنقدر فشرده شده که دیگر جایی باقی نمانده.
  • پُر: به معنای داشتن محتوا یا اشغال شدن فضا است. یک کیسه می‌تواند «پُر» باشد اما اگر وسایل داخل آن به هم فشرده نشده باشند، ممکن است هنوز «بدون جا» نباشد. «بدون جا» بر عدم امکان افزودن بیشتر تأکید دارد.
  • کلافه (در معنای شلوغ): این کلمه بیشتر به حس سردرگمی یا ناراحتی ناشی از شلوغی اشاره دارد و مستقیماً به فضای فیزیکی نمی‌پردازد، هرچند شلوغی می‌تواند منجر به حس «کلافگی» شود.

예시

1

اتوبوس ساعت ۷ صبح همیشه بدون جا است.

everyday

The 7 AM bus is always without space (packed).

2

با این همه وسایل، اتاق کاملاً بدون جا شده است.

informal

With all these things, the room has become completely without space (cramped).

3

در کنسرت، جمعیت آنقدر زیاد بود که راه رفتن بدون جا بود.

informal

At the concert, the crowd was so large that walking was impossible due to lack of space.

4

کیف پولم دیگر بدون جا بود و نتوانستم کارت جدیدی بگذارم.

everyday

My wallet was no longer without space, and I couldn't put a new card in.

자주 쓰는 조합

کاملاً بدون جا Completely without space / very cramped
خیلی بدون جا Very without space / very cramped
بدون جا کردن To make something without space (to fill it up completely)

자주 쓰는 구문

دیگه بدون جا بود

It was no longer without space (completely full)

جایی بدون جا پیدا نمی‌شد

No place without space could be found (everywhere was packed)

자주 혼동되는 단어

بدون جا vs تنگ

'تنگ' (tang) describes something that is physically small in size or narrow. 'بدون جا' (bedune jā) describes the state of being so full that there's no room left, often as a result of being تنگ or simply overcrowded.

بدون جا vs فشرده

'فشرده' (feshorde) means compressed or densely packed. 'بدون جا' is often the result of something being 'فشرده', emphasizing the lack of available space rather than the act of compression itself.

문법 패턴

اسم + بدون جا (مانند: اتوبوس بدون جا) خیلی/کاملاً + بدون جا (مانند: خیلی بدون جا) فاعل + بدون جا + شدن (مانند: اتاق بدون جا شد)

How to Use It

사용 참고사항

The term 'بدون جا' is primarily used in informal spoken Persian. It effectively conveys a sense of being packed or having no room to spare. While understandable, it's generally avoided in formal writing or speeches.


자주 하는 실수

Using 'بدون جا' in very formal contexts where a more neutral term like 'فشرده' or 'فاقد فضا' would be appropriate. Also, confusing its primary meaning (lack of space due to fullness) with simply being 'small'.

Tips

💡

Visualize the Cramped Space

Imagine a place packed so tightly that you can't even move an inch. That's 'بدون جا'.

⚠️

Avoid in Formal Writing

This term is informal. For formal contexts, consider 'تنگ', 'فشرده', or 'فاقد فضا'.

🌍

Reflects Crowded Environments

The frequent use of 'بدون جا' reflects common experiences in many urban areas with crowded public transport and limited living spaces.

어원

The phrase literally translates to 'without space'. 'بدون' (bedune) means 'without', and 'جا' (jā) means 'space' or 'place'. It's a straightforward descriptive compound.

문화적 맥락

The concept of 'بدون جا' is very relatable in cultures where public transportation is heavily utilized and often overcrowded, or where living spaces might be limited.

암기 팁

Imagine trying to squeeze into a packed elevator – there's 'no space' ('بدون جا') left!

자주 묻는 질문

4 질문

بله، عمدتاً برای توصیف فضاهای فیزیکی مانند وسایل نقلیه، اتاق‌ها یا حتی کیف و چمدان به کار می‌رود. اما گاهی به صورت مجازی برای توصیف موقعیت‌های اجتماعی بسیار شلوغ نیز استفاده می‌شود.

«تنگ» به ابعاد کوچک یک فضا اشاره دارد، در حالی که «بدون جا» به نتیجه‌ی آن یعنی نبودن فضای کافی برای قرار دادن یا حرکت کردن اشاره می‌کند. یک فضا می‌تواند تنگ باشد اما اگر خالی باشد، «بدون جا» نیست.

«بدون جا» بیشتر یک اصطلاح غیررسمی و محاوره‌ای است و در نوشتار رسمی کمتر به کار می‌رود، مگر اینکه بخواهیم لحن غیررسمی داشته باشیم.

می‌توانید آن را به عنوان صفت برای اسم (مکان، وسیله نقلیه، ظرف) به کار ببرید. مثال: «اتوبوس خیلی بدون جا بود.» یا «کیفم بدون جا شده بود.»

셀프 테스트

fill blank

بعد از خرید، کیفم آنقدر پر شد که دیگر ______ بود.

정답! 아쉬워요. 정답: بدون جا

کلمه «بدون جا» به معنای نداشتن فضای کافی برای قرار دادن وسایل بیشتر است.

multiple choice

صبح‌ها سوار شدن به مترو واقعاً سخت است چون همیشه بدون جا است.

정답! 아쉬워요. 정답: تنگ و فشرده

«بدون جا» به فضایی اشاره دارد که به دلیل فشردگی زیاد، فضای کافی برای اضافه شدن یا حرکت وجود ندارد.

sentence building

اتوبوس / جا / بود / بدون / خیلی / امروز

정답! 아쉬워요. 정답: امروز اتوبوس خیلی بدون جا بود.

این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و طبیعی در زبان فارسی ایجاد می‌کند.

점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!