B1 adjective Formal #3,000 más común 1 min de lectura

تحلیلی

tahlili /æ.nəˈlɪ.tɪ.kəl/

Analytical describes a methodical approach that breaks down complex subjects into smaller parts for deeper understanding.

Palabra en 30 segundos

  • Relating to or using analysis; breaking down complex subjects.
  • Involves logical, detailed examination and understanding.
  • Used in academic, business, and everyday contexts.

Overview

واژه «تحلیلی» (Analytical) یک صفت است که به هر چیزی که به فرایند تجزیه و تحلیل مربوط باشد یا از آن استفاده کند، اطلاق می‌شود. تحلیل به معنای شکستن یک موضوع پیچیده به اجزای کوچکتر و ساده‌تر برای درک عمیق‌تر و شناسایی روابط بین آن‌هاست. بنابراین، یک رویکرد تحلیلی، رویکردی منطقی، دقیق و مبتنی بر بررسی شواهد است.

این صفت معمولاً برای توصیف اسم‌هایی به کار می‌رود که به یک فرایند، روش، مهارت، یا نوع تفکر اشاره دارند. به عنوان مثال، «روش تحلیلی»، «توانایی تحلیلی»، «تفکر تحلیلی»، «گزارش تحلیلی»، «نرم‌افزار تحلیلی» و غیره. این واژه نشان می‌دهد که موضوع مورد نظر صرفاً توصیفی نیست، بلکه به دنبال درک علل، روابط، و الگوهای پنهان است.

«تحلیلی» در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. علم و پژوهش: روش‌های علمی اغلب تحلیلی هستند. محققان داده‌ها را برای رسیدن به نتایج تجزیه و تحلیل می‌کنند.

۲. کسب و کار: تحلیل بازار، تحلیل مالی، و تحلیل داده‌ها برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک ضروری است.

۳. فلسفه و منطق: تفکر تحلیلی پایه و اساس استدلال منطقی است.

۴. روانشناسی: تحلیل رفتار یا شخصیت افراد.

۵. روزمره: گاهی برای توصیف کسی که بسیار دقیق و موشکافانه است، به کار می‌رود.

کلمات «تحلیلی»، «موشکافانه»، «منطقی»، و «دقیق» همگی به نوعی با بررسی و درک عمیق مرتبط هستند، اما تفاوت‌های ظریفی دارند:

  • تحلیلی (Analytical): تمرکز اصلی بر شکستن موضوع به اجزا و بررسی روابط بین آن‌هاست. بیشتر به فرایند و روش اشاره دارد.
  • موشکافانه (Scrutinous/Meticulous): بر دقت بسیار زیاد در جزئیات و عدم اغماض از هیچ نکته‌ای تأکید دارد. ممکن است جنبه عاطفی کمتری داشته باشد و صرفاً بر جزئیات تمرکز کند.
  • منطقی (Logical): بر استفاده از قوانین استدلال و عقل سلیم تأکید دارد. نتیجه‌گیری‌ها باید از مقدمات به طور منطقی حاصل شوند.
  • دقیق (Precise/Accurate): به صحت و درستی اطلاعات یا اندازه‌گیری‌ها اشاره دارد. می‌تواند نتیجه یک تحلیل باشد یا خود یک ویژگی مستقل.

Ejemplos

1

برای درک بهتر اوضاع اقتصادی، باید گزارش‌های تحلیلی را مطالعه کنیم.

academic

To better understand the economic situation, we need to study analytical reports.

2

توانایی تحلیلی او در حل مسائل پیچیده بسیار بالاست.

formal

His analytical ability in solving complex problems is very high.

3

این نرم‌افزار ابزارهای تحلیلی خوبی برای داده‌های فروش دارد.

business

This software has good analytical tools for sales data.

4

او همیشه با نگاهی تحلیلی به مسائل نگاه می‌کند.

neutral

He always looks at issues with an analytical perspective.

Colocaciones comunes

روش تحلیلی Analytical method
توانایی تحلیلی Analytical ability
تفکر تحلیلی Analytical thinking
گزارش تحلیلی Analytical report

Frases Comunes

تحلیل آماری

Statistical analysis

تحلیل هزینه-فایده

Cost-benefit analysis

تحلیل روند

Trend analysis

Se confunde a menudo con

تحلیلی vs شهودی

Intuitive refers to understanding gained without conscious reasoning, often through instinct or gut feeling, whereas analytical involves step-by-step logical reasoning.

تحلیلی vs خلاقانه

Creative focuses on generating new ideas and original concepts, often involving imagination and divergent thinking, while analytical focuses on breaking down existing information and logical evaluation.

Patrones gramaticales

صفت + اسم (مثال: توانایی تحلیلی) اسم + فعل (مثال: داده‌ها را تحلیل کردن) فعل + قید (مثال: به طور تحلیلی بررسی کردن)

How to Use It

📝

Notas de uso

The term 'analytical' is generally used in formal and academic contexts. It implies a structured and reasoned approach. Avoid using it for simple observations or emotional responses.


⚠️

Errores comunes

Confusing 'analytical' with 'creative' or 'intuitive'. While they can complement each other, they represent distinct cognitive processes. Ensure the context truly involves breaking down and examining components.

Tips

💡

Focus on breaking down information.

When you see 'analytical', think about dissecting a problem or topic into smaller, manageable pieces.

⚠️

Avoid oversimplification.

While analysis involves breaking things down, ensure you don't lose sight of the bigger picture or essential connections.

🌍

Value of critical thinking.

In many cultures, especially in academic and professional settings, a strong analytical ability is highly valued and seen as a sign of intelligence and competence.

📖

Origen de la palabra

The word 'analytical' comes from the Greek word 'analytikos', meaning 'resolving' or 'loosening'. It relates to 'analysis', the process of breaking down a complex subject into smaller parts.

🌍

Contexto cultural

In many educational systems worldwide, developing analytical skills is a primary goal, emphasizing critical thinking and problem-solving abilities over rote memorization.

🧠

Truco para recordar

Think of an 'analyst' in a movie, carefully examining clues piece by piece to solve a mystery. That's the essence of 'analytical'.

Preguntas frecuentes

4 preguntas

«تحلیلی» به فرایند تفکر منطقی، گام به گام و مبتنی بر داده اشاره دارد. در مقابل، «شهودی» به درک یا دانشی گفته می‌شود که بدون استدلال صریح و اغلب به صورت ناگهانی حاصل می‌شود.

معمولاً بله، زیرا نشان‌دهنده دقت، عمق و روشمندی است. با این حال، در برخی موارد، ممکن است به افراط در جزئی‌نگری یا کندی در تصمیم‌گیری اشاره کند، اگرچه این کاربرد کمتر رایج است.

وقتی کسی قبل از خرید یک محصول، نظرات کاربران را با دقت می‌خواند و ویژگی‌های مختلف را مقایسه می‌کند، از یک رویکرد تحلیلی استفاده می‌کند. همچنین، حل یک معمای پیچیده با بررسی سرنخ‌ها به صورت مرحله به مرحله، نمونه‌ای از تفکر تحلیلی است.

با تمرین حل مسئله، خواندن مطالب عمیق و متنوع، پرسیدن سوالات «چرا» و «چگونه»، و تلاش برای شناسایی الگوها و روابط در اطلاعات. بازی‌های فکری و استراتژیک نیز می‌توانند مفید باشند.

Ponte a prueba

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

او با استفاده از یک رویکرد ______، تمام جوانب این مسئله پیچیده را بررسی کرد.

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta: تحلیلی

کلمه «تحلیلی» به معنی بررسی دقیق و جزء به جزء است که با «بررسی تمام جوانب» همخوانی دارد.

multiple choice

کدام گزینه بهترین تعریف برای «تفکر تحلیلی» است؟

تفکر تحلیلی چیست؟

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta: تجزیه یک مسئله به اجزای کوچکتر و بررسی منطقی آن‌ها.

تعریف اصلی تفکر تحلیلی، شکستن مسائل به اجزا و تحلیل منطقی آن‌هاست.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

نیاز / داده‌ها / تحلیل / گزارش / به / ما / داشت / برای / این / را

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta: ما نیاز داشتیم داده‌ها را برای این گزارش تحلیل کنیم.

این جمله ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی دارد و کاربرد فعل «تحلیل کردن» را نشان می‌دهد.

🎉 Puntuación: /3

¿Te ha servido?
¡No hay comentarios todavía. Sé el primero en compartir tus ideas!