متساو
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر numbers
عدّ
A1شمردن اشیاء یا اعداد به ترتیب.
عد
A1عمل شمارش یا برشمردن اشیاء. برای تعیین مقدار کل چیزی استفاده می شود.
عددي
A1عددی، بیان شده با اعداد یا مربوط به شمارش.
عشري
A1اعشاری، مربوط به سیستم عددگذاری بر مبنای ده.
إجمال
B1مبلغ کل یا مجموع کلی چیزی. همچنین به معنای خلاصه یا نمای کلی از یک موضوع بدون وارد شدن به جزئیات است.
أحصى
B1شمردن کامل یا سرشماری کردن.
احتسب
B2محاسبه کردن، به حساب آوردن. امید ثواب داشتن از خدا.
أخيرا
A1بالاخره؛ سرانجام. برای بیان پایان یک انتظار طولانی یا آخرین مورد در یک لیست استفاده میشود.
أكمل
A2کامل کردن، تمام کردن، تکمیل کردن. او کار خود را با موفقیت کامل کرد. لطفاً این فرم را تکمیل کنید.
أولا
A1اولاً؛ در وهله اول. برای شروع یک لیست یا استدلال استفاده میشود.