brassiere
مثال
She selected a lace brassiere from the high-end boutique.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Clothing
bare
B1صفت 'bare' به معنای برهنه یا بدون پوشش است، مانند 'پای برهنه'.
glasses
A1عینک برای اصلاح بینایی استفاده می شود.
helmets
B1کلاه ایمنی پوششی سخت برای محافظت از سر در برابر آسیب است. استفاده از آنها هنگام دوچرخهسواری یا در محل کار ضروری است.
stitch
B2یک بخیه در خیاطی یا بخیه پزشکی برای بستن زخم.
dressed
B1صفت 'dressed' به معنای پوشیده یا لباس بر تن داشتن است. به عنوان مثال: 'او برای مهمانی لباس رسمی پوشیده است.'
apron
C1A protective garment worn over the front of one's clothes and tied at the back, typically used in cooking or manual labor. In technical contexts, it refers to a hard-surfaced area on an airfield used for parking, loading, or maintaining aircraft.
lining
B1آستر (لباس) یا دیواره/مخاط (زیستشناسی). 'آستر کت از ابریشم است.' 'دیواره معده.'
wear
A1او برای مهمانی یک لباس بسیار زیبا پوشیده است.
button
B2به عنوان صفت برای توصیف اشیاء کوچک و گرد استفاده می شود.
gloves
B1دستکشها پوششهایی برای دست هستند که برای هر انگشت بخش جداگانهای دارند.