عنابی
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر colors
آبرنگ
B1نوعی رنگ که حلال آن آب است و برای خلق آثار هنری شفاف روی کاغذ یا مقوا به کار میرود.
آبی آسمانی
B1رنگی شبیه به رنگ آسمان صاف در روز؛ آبی بسیار روشن و درخشان.
آبی کردن
A2آبی کردن؛ به رنگ آبی درآوردن. او دیوار را آبی کرد.
آغشتن
B2آلودن یا تر کردن چیزی با مایعی بهگونهای که به آن جذب شود.
اکرولیک
B1رنگی که سریع خشک میشود و پایه آب است؛ مورد استفاده در هنر، ساختمان و نساجی.
اکریلیک
B1نوعی رنگ شیمیایی و سریعخوشک که در نقاشی و صنایع مختلف کاربرد دارد. این واژه در فارسی برای اشاره به الیاف مصنوعی و ورقهای پلاستیکی شفاف نیز به کار میرود.
آلبالویی
B1رنگی سرخ و تیره، شبیه به پوست آلبالوی رسیده. این رنگ در مد، آرایش و صنایع خودرو بسیار پرکاربرد و محبوب است.
انعکاس
B1انعکاس نور در آینه باعث درخشش اتاق شد.
آستر
B1لایه داخلی لباس یا لایه اول رنگ. 'آستر این کت پاره شده است.' 'قبل از رنگ، یک لایه آستر بزنید.'
از جمله
B1عبارتی که برای ارائه مثالهایی از یک گروه بزرگتر استفاده میشود. من شهرهای زیادی را دوست دارم، از جمله تهران.