상관성
مثال
운동량과 건강 상태 사이에는 밀접한 상관성이 있습니다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Science
발견하다
B1کشف کردن. 1. دانشمندان سیاره جدیدی کشف کردند. (과학자들이 새로운 행성을 발견했습니다.) 2. من یک کافه عالی پیدا کردم. (나는 훌륭한 카페를 발견했어요.)
증발하다
B1فرآیند تبدیل مایع به گاز یا بخار.
기능하다
B2به عنوان بخشی از یک سیستم عمل کردن. برای مثال، قلب وظیفه پمپاژ خون را انجام میدهد.
매커니즘
B2نظام قطعاتی که در یک ماشین با هم کار میکنند؛ یک فرآیند طبیعی یا تثبیت شده که از طریق آن چیزی اتفاق میافتد یا به وجود میآید. <strong>매커니즘</strong> کلمه کرهای برای 'مکانیزم' است.
변형하다
B2تغییر دادن شکل یا ساختار چیزی. برای مثال، 'تغییر دادن ژنها'.