경고하다
تعریف
To inform someone of a possible danger or problem; to warn.
verbمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر military
승리하다
A1پیروزی به دست آوردن یا برنده شدن در یک رقابت. تیم ما سرانجام پیروز شد.
철수하다
A1عقبنشینی یا خارج کردن نیروها از یک منطقه. 'ارتش از منطقه درگیری عقبنشینی کرد.'
공격
A1عمل حمله یا راه اندازی یک تهاجم علیه دشمن. می تواند فیزیکی، کلامی یا استراتژیک باشد.
군사
B1امور نظامی؛ مسائل مربوط به نیروهای مسلح یا جنگ.
군대
A1ارتش یا نیروهای مسلح. در کره، اغلب به خدمت سربازی اجباری اشاره دارد. برادر من به ارتش رفت.
해군
A2بخشی از نیروهای مسلح یک کشور که جنگهای دریایی را هدایت میکند؛ نیروی دریایی.
방어
B1عمل محافظت در برابر حمله؛ دفاع.
부상
A2آسیب یا جراحت فیزیکی. در اخبار و گزارشهای پزشکی استفاده میشود.
고통스럽다
B1دردناک یا عذابآور بودن. برای توصیف درد شدید جسمی یا روحی به کار میرود.
훈련
A2فرآیند آموزش یا یادگیری مهارت ها، به ویژه برای خدمت سربازی.