strand
تعریف
the land at the edge of water
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر nature
regn
A1rain
vokse
A2فعل نروژی 'vokse' به معنی «رشد کردن» است. این فعل برای توصیف افزایش در اندازه یا توسعه، چه برای موجودات زنده، چه شرکتها و چه مفاهیم انتزاعی به کار میرود. برای مثال، «Barnet vokser» به معنی «کودک در حال رشد است» و «Bedriften vokser» به معنی «شرکت در حال رشد است» میباشد.
snø
A1snow
himmel
A1the expanse above the earth
glatt
B1صاف یا لغزنده. 'یخ لغزنده است' (Isen er glatt). 'یک سطح صاف' (Ei glatt overflate).
vinter
A1زمستان سردترین فصل سال است.
oppdrett
B1پرورش ماهی در نروژ بسیار پیشرفته است.
fugl
A2an animal with feathers and wings
mark
B1یک مزرعه یا منطقهی زمینی، که اغلب برای کشاورزی یا چرا استفاده میشود.
brun
A1برون به معنی قهوهای است. این رنگ چوب، خاک و بسیاری از چیزهای طبیعی است. (برون به معنی قهوهای است. این رنگ چوب، خاک و بسیاری از چیزهای طبیعی است.)