чай
تعریف
tea
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر food
счет
A1Bill
рыба
A1Fish
орех
A2میوه ای خشک با پوست سخت. در زبان روسی، 'orekh' برای گردو، فندق و سایر مغزها استفاده می شود.
нож
A1Knife
ужинать
A2شام خوردن در شب.
меню
A1Menu
ложка
A1Spoon
пища
A2ماده مغذی که برای زندگی خورده می شود. 'غذای سالم مهم است.' 'این کتاب غذای روح است.'
ягода
A2یک میوه گوشتی کوچک. توت ها در فرهنگ روسیه بسیار مهم هستند.
яблоко
A1سیب؛ میوه ای گرد با گوشت سفت.