C1 noun औपचारिक 1 मिनट पढ़ने का समय

سلطه

sultah /sol.te/

Solteh represents an established state of hegemony or absolute influence within a specific sphere.

30 सेकंड में शब्द

  • Absolute dominance or total control over a system or group.
  • Commonly used in political, social, and historical contexts.
  • Implies a hierarchical relationship where one party prevails.

بخش اول: کلیات و ریشه‌شناسی

واژه «سلطه» در زبان فارسی به معنای چیرگی، غلبه و استیلا است. این کلمه از ریشه عربی «س-ل-ط» مشتق شده که با مفاهیمی همچون قدرت، پادشاهی (سلطنت) و توانایی پیوند دارد. در سطح پیشرفته (C1)، زبان‌آموز باید درک کند که سلطه صرفاً به معنای داشتن زور فیزیکی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ابزارهای فکری، اقتصادی و سیاسی را شامل می‌شود که یک فرد یا گروه را در موضع برتر قرار می‌دهد.

بخش دوم: الگوهای کاربردی

این واژه معمولاً در ترکیب با فعل‌های معینی به کار می‌رود. «اعمال سلطه» (Exercising dominance) زمانی استفاده می‌شود که شخصی به طور فعال قدرت خود را تحمیل کند. «تحت سلطه قرار گرفتن» (Coming under dominance) برای توصیف مغلوب شدن به کار می‌رود. همچنین صفت «سلطه‌جو» برای توصیف شخصیت‌هایی که تمایل به کنترل دیگران دارند، بسیار رایج است.

بخش سوم: بافت‌های رایج

در علوم سیاسی، «سلطه» برای توصیف هژمونی یک کشور بر کشورهای دیگر یا یک حزب بر فضای سیاسی کشور استفاده می‌شود. در مباحث اجتماعی، از «سلطه مردسالارانه» یا «سلطه طبقاتی» سخن به میان می‌آید. در دنیای کسب‌وکار نیز، وقتی یک شرکت بخش بزرگی از بازار را در اختیار دارد، گفته می‌شود که بر بازار «سلطه» یافته است.

بخش چهارم: مقایسه با واژگان مشابه

بسیاری از زبان‌آموزان «سلطه» را با «قدرت» یا «نفوذ» اشتباه می‌گیرند. در حالی که «قدرت» (Power) پتانسیل انجام کار است، «سلطه» (Dominance) وضعیت تثبیت شده‌ای است که در آن قدرت به شکل نابرابر توزیع شده است. همچنین «تسلط» (Mastery) بیشتر در مورد مهارت‌های فردی (مثل تسلط بر زبان) به کار می‌رود، در حالی که «سلطه» بیشتر جنبه اجتماعی و حاکمیتی دارد.

उदाहरण

1

او سعی دارد بر تمام تصمیمات خانواده سلطه داشته باشد.

everyday

He tries to dominate all family decisions.

2

سلطه استعماری در قرن بیستم در بسیاری از نقاط جهان پایان یافت.

formal

Colonial dominance ended in many parts of the world in the 20th century.

3

فلانی خیلی آدم سلطه‌جوییه، اصلاً به حرف کسی گوش نمیده.

informal

That person is very dominant/bossy; they don't listen to anyone at all.

4

تحلیل گرامشی از سلطه فرهنگی، مفاهیم جدیدی را در جامعه‌شناسی گشود.

academic

Gramsci's analysis of cultural hegemony opened new concepts in sociology.

सामान्य शब्द संयोजन

اعمال سلطه Exercising dominance
تحت سلطه Under the control/dominance of
سلطه سیاسی Political hegemony

सामान्य वाक्यांश

نظام سلطه

The global system of dominance

سلطه کامل

Total dominance

پایان سلطه

The end of an era of dominance

अक्सर इससे भ्रम होता है

سلطه vs قدرت (Ghodrat)

Power is the general capacity to act, while Solteh is the specific state of ruling over others.

سلطه vs تسلط (Tasallot)

Tasallot usually refers to proficiency or mastery of a skill, whereas Solteh refers to social or political control.

व्याकरण पैटर्न

سلطه بر + اسم اعمال سلطه بر + مفعول تحت سلطه قرار داشتن

How to Use It

इस्तेमाल की जानकारी

The word 'Solteh' is highly formal and is most frequently found in political science, sociology, and history books. In daily conversation, the adjective form 'Solteh-joo' (bossy/dominating) is more common than the noun itself. It often carries a negative connotation, implying an unfair or forceful control.


सामान्य गलतियाँ

Avoid using 'Solteh' when you mean you are good at a language; use 'Tasallot' instead. For example, saying 'I have Solteh over English' sounds like you are trying to politically conquer the language rather than speak it well.

Tips

💡

Use in formal political analysis

When writing about international relations or history, use 'Solteh' to describe colonial or imperial power structures.

⚠️

Distinguish from 'Tasallot' (Mastery)

Use 'Tasallot' for skills (e.g., mastery of English) and 'Solteh' for power over others.

🌍

Historical context in Iran

In Iranian history, 'Solteh-ye Biganeh' (foreign dominance) is a significant concept regarding national sovereignty.

शब्द की उत्पत्ति

Derived from the Arabic root S-L-T (س-ل-ط), which relates to power, authority, and the ability to prevail. It is the same root for 'Sultan' and 'Saltanat' (monarchy).

सांस्कृतिक संदर्भ

In Iranian political discourse, 'anti-arrogance' and 'anti-dominance' (Zede-Solteh) are key ideological terms used to describe resistance against foreign intervention.

याद रखने का तरीका

Think of the word 'Sultan'. A Sultan is someone who has 'Solteh' (absolute power) over his land.

अक्सर पूछे जाने वाले सवाल

4 सवाल

قدرت توانایی انجام کار است، اما سلطه به معنای ساختاریافته بودن این قدرت برای کنترل دیگران است.

در اکثر متون سیاسی و اجتماعی بله، اما در ورزش یا طبیعت می‌تواند به معنای برتری فنی یا فیزیکی باشد.

صفت «سلطه‌جو» برای افراد و «سلطه‌طلبانه» برای اقدامات به کار می‌رود.

به معنای قرار گرفتن در وضعیتی است که فرد یا کشوری دیگر برای شما تصمیم می‌گیرد.

खुद को परखो

fill blank

بسیاری از ملت‌ها برای رهایی از ___ استعمار مبارزه کردند.

सही! बिलकुल नहीं। सही जवाब: سلطه

در بافت استعمار، کلمه سلطه بهترین گزینه برای نشان دادن کنترل سیاسی است.

multiple choice

در جمله 'او بر تمام امور شرکت سلطه دارد'، منظور چیست؟

सही! बिलकुल नहीं। सही जवाब: او کنترل کامل امور را در دست دارد.

سلطه در اینجا به معنای کنترل و نفوذ همه‌جانبه بر مدیریت شرکت است.

sentence building

یافت / بازار / بر / شرکت / سلطه / بزرگ

सही! बिलकुल नहीं। सही जवाब: شرکت بزرگ بر بازار سلطه یافت.

ساختار استاندارد جمله در فارسی: فاعل + متمم + فعل.

स्कोर: /3

क्या यह मददगार था?
अभी तक कोई टिप्पणी नहीं। अपने विचार साझा करने वाले पहले व्यक्ति बनें!