To master 'فقیر' is to grasp its core meaning of material deprivation, its empathetic connotation, and its widespread applicability across formal and informal Persian contexts.
30초 단어
- Refers to lacking material wealth or resources.
- Used for individuals, families, or nations in need.
- Generally neutral to empathetic in tone and register.
- Avoid confusing with 'poor quality' or 'unfortunate'.
- Often evokes sympathy and highlights social disparity.
بررسی اجمالی
کلمه «فقیر» در زبان فارسی، به معنای نداشتن ثروت و امکانات مادی کافی برای زندگی است. این کلمه فراتر از صرفاً «بیپول بودن» است و اغلب به وضعیت کلی محرومیت و تنگدستی اشاره دارد. فقیر میتواند به فردی اطلاق شود که حتی نیازهای اولیه زندگی مانند غذا، پوشاک و سرپناه را به سختی تأمین میکند، یا به کشوری که زیرساختهای اقتصادی ضعیفی دارد. بار عاطفی این کلمه معمولاً حس همدردی و ترحم را برمیانگیزد، اما در برخی موارد و در صورت استفاده نادرست یا با لحن نامناسب، میتواند بار منفی و حتی تحقیرآمیز داشته باشد. در متون عرفانی، «فقیر» گاهی به معنای کسی است که از تعلقات دنیوی رها شده و فقط به خدا متکی است، اما این کاربرد در گفتار روزمره کمتر رایج است و معنای اصلی آن همان فقر مادی است.
الگوهای کاربرد
«فقیر» در زبان فارسی، هم در گفتار رسمی و هم در گفتار غیررسمی، هم در نوشتار و هم در گفتار شفاهی کاربرد گستردهای دارد. در متون رسمی مانند گزارشهای اقتصادی، مقالات جامعهشناسی و ادبیات، به کرات دیده میشود. در مکالمات روزمره نیز برای توصیف وضعیت مالی افراد، خانوادهها یا حتی محلهها استفاده میشود. از نظر منطقهای، این کلمه در تمام مناطق فارسیزبان ایران، افغانستان و تاجیکستان با همین معنا و مفهوم اصلی به کار میرود و تفاوت معنایی قابل توجهی ندارد. تنها تفاوت ممکن در میزان استفاده از آن در برابر مترادفهای دیگر است که آن هم بیشتر به سبک بیان بستگی دارد تا تفاوت معنایی.
زمینههای رایج
این کلمه در زمینههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. در حوزه اجتماعی، برای بحث درباره نابرابریهای اقتصادی، طبقات اجتماعی و نیاز به کمکهای بشردوستانه به کار میرود (مثلاً: «کمک به خانوادههای فقیر»). در ادبیات، شخصیتهای فقیر اغلب نمادی از صبر، مقاومت یا قربانی شرایط اجتماعی هستند و داستانهای زیادی حول محور زندگی آنها شکل میگیرد (مثلاً: «داستان زندگی یک مرد فقیر و زحمتکش»). در رسانهها و اخبار، برای گزارش وضعیت اقتصادی مناطق محروم یا کشورهایی با درآمد سرانه پایین استفاده میشود (مثلاً: «کشورهای فقیر جهان»). در شبکههای اجتماعی نیز برای آگاهیبخشی درباره فقر و تشویق به کارهای خیرخواهانه (هشتگ #فقر) یا گاهی برای بیان حسرت و مقایسه وضعیت اقتصادی به کار میرود.
مقایسه با کلمات مشابه
«فقیر» در فارسی مترادفهای زیادی دارد که هر کدام دارای ظرافتهای معنایی خاص خود هستند:
- بیبضاعت: رسمیتر از فقیر است و به معنای کسی است که توانایی مالی و امکانات لازم برای انجام کاری را ندارد. بیشتر بر عدم توانایی تأکید دارد تا صرفاً نداشتن پول. (مثال: «دانشجویان بیبضاعت»).
- تهیدست: به معنای کسی که دستش خالی است و چیزی ندارد. بیشتر بر نداشتن داراییها و اموال تأکید میکند. (مثال: «مرد تهیدست»).
- مستمند: به معنای نیازمند و کسی که به کمک و یاری دیگران احتیاج دارد. بار معناییِ وابستگی به کمک دیگران در آن قویتر است. (مثال: «کمک به مستمندان»).
- مسکین: از نظر شدت فقر، معمولاً شدیدتر از فقیر است و به معنای کسی است که بسیار بیچاره و درمانده است و هیچ راهی برای تأمین معاش خود ندارد. اغلب برای برانگیختن ترحم استفاده میشود. (مثال: «پیرمرد مسکین»).
- کمبضاعت: مشابه بیبضاعت، اما کمی غیررسمیتر و به معنای کسی که بضاعت و توانایی مالی کمی دارد. (مثال: «خانوادههای کمبضاعت»).
ثبت و لحن
کلمه «فقیر» عمدتاً دارای لحنی خنثی تا همدردانه است. در بحثهای اجتماعی و اقتصادی، میتوان آن را با لحنی جدی و تحلیلی به کار برد. در ادبیات و گفتار روزمره، اغلب با لحنی دلسوزانه همراه است و هدف از آن، بیان وضعیت دشوار یک شخص یا گروه است. استفاده از آن در شرایطی که قصد تحقیر یا تمسخر فردی را داشته باشیم، بسیار نامناسب و توهینآمیز تلقی میشود. در چنین مواردی، بهتر است از کلمات با بار منفی کمتر یا عباراتی که به جای برچسبزنی، به وضعیت اشاره میکنند، استفاده شود.
همنشینیها در متن: «فقیر» با کلمات مختلفی همنشین میشود تا معنای کاملتری را منتقل کند:
- کشور فقیر: اشاره به کشورهای توسعهنیافته یا با اقتصاد ضعیف. (مثال: «کمکهای بینالمللی به کشورهای فقیر»).
- خانواده فقیر: اشاره به خانوادههایی که از نظر مالی در مضیقه هستند. (مثال: «این خانواده فقیر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند»).
- زندگی فقیرانه: توصیف سبک زندگیای که با کمبود امکانات و سادگی زیاد همراه است. (مثال: «او با وجود استعداد زیاد، زندگی فقیرانهای داشت»).
- مردم فقیر/قشر فقیر: اشاره به بخشهایی از جامعه که از نظر اقتصادی ضعیف هستند. (مثال: «افزایش قیمتها به مردم فقیر فشار زیادی وارد میکند»).
- فقیر و غنی: یک ترکیب متضاد برای اشاره به تمام طبقات جامعه. (مثال: «همه در برابر قانون یکسانند، چه فقیر و چه غنی»).
- فقیر شدن: فعل مرکب به معنای از دست دادن ثروت و تنگدست شدن. (مثال: «پس از ورشکستگی، او فقیر شد»).
예시
آن خانواده فقیر، با وجود مشکلات فراوان، هرگز امید خود را از دست ندادند.
everydayThat poor family, despite many difficulties, never lost their hope.
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که نابرابری میان فقیر و غنی در سالهای اخیر افزایش یافته است.
formalEconomic reports indicate that the inequality between the poor and the rich has increased in recent years.
آخی، بیچاره خیلی فقیر شده، هیچ پولی نداره.
informalOh, poor thing, he's become very poor, he has no money at all.
تحقیقات نشان میدهد که دسترسی به آموزش با کیفیت در مناطق فقیرنشین کمتر است.
academicResearch shows that access to quality education is lower in poor residential areas.
شرکت ما متعهد به ارائه خدمات به اقشار فقیر جامعه با قیمتهای مناسب است.
businessOur company is committed to providing services to the poor segments of society at affordable prices.
در داستانهای سعدی، اغلب به حال فقیران و درویشان توجه ویژهای شده است.
literaryIn Saadi's stories, special attention is often paid to the condition of the poor and dervishes.
کشورهای فقیر جهان برای مقابله با تغییرات اقلیمی نیازمند حمایت بینالمللی هستند.
formalThe poor countries of the world need international support to combat climate change.
با اینکه زندگی فقیرانهای داشت، اما دلش دریایی از مهربانی بود.
literaryAlthough he led a poor life, his heart was an ocean of kindness.
문법 패턴
How to Use It
사용 참고사항
The word 'فقیر' is generally neutral in register, but can be used with an empathetic tone, especially when discussing social issues. It is suitable for both formal reports and informal conversations, and its meaning remains consistent across different Persian-speaking regions. On social media, it's often used in hashtags to raise awareness about poverty or to solicit help. However, it's crucial to avoid using 'فقیر' in a derogatory or demeaning way, as it can be deeply offensive. It should also not be used to describe poor quality or lack of non-financial attributes, as this is a common literal translation error.
자주 하는 실수
A common mistake is using 'فقیر' to mean 'poor quality' (e.g., 'کیفیت فقیر' instead of 'کیفیت پایین'). This is a direct translation error from English. Another error is confusing 'فقیر' with 'بیچاره', where 'بیچاره' means 'unfortunate' or 'miserable' in a broader sense, not exclusively financial. Learners might also misuse its plural form; while 'فقرا' is common, some might incorrectly try to add '-ها' or '-ان' to 'فقیر' directly. Ensure its application is strictly to financial or resource-based poverty. Register mismatch can also occur if used in a judgmental tone.
Tips
Use with Empathy
When using 'فقیر', remember it often carries a tone of empathy or concern. It's best used to describe an unfortunate financial situation, not to judge. For example, say 'کمک به خانوادههای فقیر' (help for poor families) with genuine concern, rather than a dismissive tone.
Avoid 'Poor Quality' Confusion
Do not translate 'poor quality' directly to 'کیفیت فقیر'. 'فقیر' exclusively refers to financial poverty. For low quality, use terms like 'بیکیفیت' (low quality) or 'نامرغوب' (inferior). For instance, 'کیفیت این محصول پایین است' (the quality of this product is low) is correct, not 'کیفیت این محصول فقیر است'.
Cultural Sensitivity in Usage
In Persian culture, there's a strong emphasis on charity and helping the less fortunate. Using 'فقیر' in discussions about social welfare or religious giving (like Zakat or Sadaqah) is common and culturally appropriate. However, avoid using it in a way that might shame or diminish an individual's dignity, as respect for personal honor is paramount.
Recognize Literary Nuances
While primarily meaning 'poor' financially, in classical Persian poetry and Sufi literature, 'فقیر' can metaphorically refer to a dervish or someone detached from worldly possessions, seeking spiritual wealth. Be aware of this deeper, less common meaning when encountering older texts. For example, 'فقیران راه حق' (the poor on the path of truth) implies spiritual seekers.
어원
The word 'فقیر' (faqir) originates from Arabic, derived from the root ف-ق-ر (f-q-r), meaning 'to be poor, needy.' It is closely related to the Arabic word 'فقر' (faqr), which means 'poverty.' This term entered Persian during the early Islamic period with the widespread adoption of Arabic vocabulary. Historically, it also carried a spiritual connotation, referring to a Sufi or dervish who has renounced worldly possessions.
문화적 맥락
In Persian-speaking cultures, 'فقیر' often evokes a strong sense of empathy and social responsibility, deeply rooted in Islamic teachings about charity (صدقه، زکات) and helping the less fortunate. Stories and poetry frequently feature 'فقیر' characters, highlighting their resilience or the injustices they face, reflecting a cultural value of compassion. In modern usage, especially on social media, 'فقیر' is used to draw attention to socio-economic disparities and advocate for social justice, bridging generational discussions on poverty and welfare. It symbolizes a call for collective action and support.
암기 팁
Imagine a 'FAQIR' (sounds like 'lack here') standing with empty pockets, pointing to his lack of money. Think of 'Faqir' as 'Financial And Quite In-need-of Resources.' This vividly connects the sound and letters to the core meaning of lacking wealth.
자주 묻는 질문
10 질문خیر، اگرچه کاربرد اصلی آن برای انسانها و گروههای انسانی است، اما میتواند برای توصیف وضعیت اقتصادی یک کشور، یک منطقه، یا حتی یک شهر نیز به کار رود. مثلاً میگوییم «کشورهای فقیر» یا «محلههای فقیرنشین». این کاربرد نشاندهنده کمبود منابع و امکانات در آن جغرافیا است.
«فقیر» عمدتاً به وضعیت مالی و اقتصادی اشاره دارد، در حالی که «بیچاره» دامنه معنایی وسیعتری دارد و به کسی گفته میشود که بدشانس، درمانده یا در وضعیت ناگواری است، چه از نظر مالی و چه از نظر روحی یا سایر جنبههای زندگی. یک فرد ممکن است از نظر مالی فقیر نباشد اما به دلیل مشکلات دیگر بیچاره باشد. «بیچاره» اغلب بار عاطفی قویتری از ترحم یا دلسوزی دارد.
بله، در متون عرفانی و ادبیات کلاسیک فارسی، «فقیر» گاهی به معنای کسی است که از تعلقات دنیوی رها شده و تنها به خدا وابسته است، یا به معنای درویش و سالک راه حق. در این مفهوم، فقر مادی یک انتخاب یا نتیجه بیاعتنایی به دنیاست. اما در گفتار روزمره و متون عادی، این معنا کمتر رایج است و بیشتر به فقر مادی اشاره دارد.
جمع «فقیر» در فارسی «فقرا» است. این کلمه یک جمع مکسر عربی است که در فارسی بسیار رایج و پذیرفته شده است. مثلاً میگوییم «کمک به فقرا» به جای «کمک به فقیرها». استفاده از «فقیران» نیز نادرست نیست اما کمتر رایج است و «فقرا» حالت رسمیتر و معمولتری دارد.
خود کلمه «فقیر» بار منفی یا توهینآمیز ذاتی ندارد و یک توصیف از وضعیت اقتصادی است. اما لحن و نحوه استفاده از آن میتواند آن را توهینآمیز جلوه دهد. اگر با نیت تحقیر یا با لحنی تمسخرآمیز به کار رود، میتواند توهینآمیز باشد. در غیر این صورت، در گفتار عادی و رسمی، صرفاً به معنای نداشتن ثروت است و با حس همدردی همراه است.
تلفظ صحیح «فقیر» در فارسی معیار، /fæˈɢiːɾ/ است. حرف «ف» با صدای /f/، حرف «ق» با صدای /ɢ/ (نزدیک به غ در عربی یا r در فرانسوی)، و «ی» به صورت کشیده /iː/ تلفظ میشود. تاکید روی بخش دوم کلمه (قیر) است.
خیر، در فارسی «فقیر» به معنای «کیفیت پایین» نیست. برای توصیف کیفیت پایین از کلماتی مانند «بیکیفیت»، «نامرغوب» یا «پایین» استفاده میشود. ترجمه تحتاللفظی «poor quality» به «کیفیت فقیر» کاملاً اشتباه است و باید از «کیفیت پایین» استفاده کرد. «فقیر» فقط به معنای فقر مالی است.
«فقیر» به کسی اشاره دارد که از نظر مالی در مضیقه است، اما «مستمند» بیشتر بر نیاز و احتیاج شدید به کمک دیگران تأکید دارد. هر مستمندی فقیر است، اما هر فقیری لزوماً مستمند به معنای نیازمند به کمک مستقیم نیست. «مستمند» بار معناییِ وابستگی به یاری دیگران را بیشتر با خود دارد و اغلب در متون رسمی برای اشاره به افراد نیازمند به حمایت اجتماعی به کار میرود.
بهتر است در موقعیتهایی که ممکن است به فرد احساس شرمندگی یا تحقیر دست دهد، از این کلمه به صورت مستقیم استفاده نکنیم. مثلاً به جای «آن مرد فقیر»، میتوانیم بگوییم «آن مردی که وضعیت مالی مناسبی ندارد» یا «آن مرد نیازمند». همچنین، برای توصیف کمبود در زمینههای غیرمالی (مثلاً «زمین فقیر از مواد مغذی») بهتر است از کلمات دقیقتری مانند «کمبار» یا «فاقد» استفاده شود.
بله، در بسیاری از موارد «فقیر» میتواند معنای «محروم» را نیز در خود داشته باشد، به خصوص زمانی که به محرومیت از امکانات اولیه زندگی، آموزش، بهداشت و سایر حقوق اجتماعی اشاره دارد. فقر مالی معمولاً منجر به محرومیت از بسیاری از جنبههای دیگر زندگی میشود. بنابراین، این دو مفهوم اغلب همپوشانی دارند، اما «محروم» دامنه وسیعتری دارد و میتواند به محرومیتهای غیرمالی نیز اشاره کند.
셀프 테스트
بسیاری از __________ در شهر، برای تأمین نیازهای اولیه خود با مشکل مواجه هستند.
«فقرا» جمع کلمه «فقیر» است و به گروهی از افراد اشاره دارد که از نظر مالی در مضیقه هستند. این گزینه بهترین تناسب را با مفهوم «تأمین نیازهای اولیه» دارد.
کدام یک از جملات زیر صحیح است؟
«زندگی فقیرانه» به معنای زندگی با کمبود امکانات مالی است و کاربرد صحیحی از «فقیر» (به صورت قیدی) است. «فقیر» برای توصیف کیفیت یا کمبود غیرمالی به کار نمیرود.
بسازید: (کمک، فقیر، دولت، مردم، به)
این جمله ساختار دستوری صحیح و معنای منطقی دارد که در آن دولت به عنوان فاعل، به مردم فقیر (مفعول) کمک میکند. این یک جمله رایج در مورد اقدامات حمایتی است.
جمله اشتباه: «این فیلم از نظر داستانسرایی بسیار فقیر است.»
کلمه «فقیر» برای توصیف کمبودهای غیرمالی مانند ضعف در داستانسرایی به کار نمیرود. گزینههای «بیکیفیت»، «ضعیف» و «کمارزش» همگی میتوانند جایگزین مناسبی برای بیان این مفهوم باشند.
점수: /4
Summary
To master 'فقیر' is to grasp its core meaning of material deprivation, its empathetic connotation, and its widespread applicability across formal and informal Persian contexts.
- Refers to lacking material wealth or resources.
- Used for individuals, families, or nations in need.
- Generally neutral to empathetic in tone and register.
- Avoid confusing with 'poor quality' or 'unfortunate'.
- Often evokes sympathy and highlights social disparity.
Use with Empathy
When using 'فقیر', remember it often carries a tone of empathy or concern. It's best used to describe an unfortunate financial situation, not to judge. For example, say 'کمک به خانوادههای فقیر' (help for poor families) with genuine concern, rather than a dismissive tone.
Avoid 'Poor Quality' Confusion
Do not translate 'poor quality' directly to 'کیفیت فقیر'. 'فقیر' exclusively refers to financial poverty. For low quality, use terms like 'بیکیفیت' (low quality) or 'نامرغوب' (inferior). For instance, 'کیفیت این محصول پایین است' (the quality of this product is low) is correct, not 'کیفیت این محصول فقیر است'.
Cultural Sensitivity in Usage
In Persian culture, there's a strong emphasis on charity and helping the less fortunate. Using 'فقیر' in discussions about social welfare or religious giving (like Zakat or Sadaqah) is common and culturally appropriate. However, avoid using it in a way that might shame or diminish an individual's dignity, as respect for personal honor is paramount.
Recognize Literary Nuances
While primarily meaning 'poor' financially, in classical Persian poetry and Sufi literature, 'فقیر' can metaphorically refer to a dervish or someone detached from worldly possessions, seeking spiritual wealth. Be aware of this deeper, less common meaning when encountering older texts. For example, 'فقیران راه حق' (the poor on the path of truth) implies spiritual seekers.
예시
6 / 8آن خانواده فقیر، با وجود مشکلات فراوان، هرگز امید خود را از دست ندادند.
That poor family, despite many difficulties, never lost their hope.
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که نابرابری میان فقیر و غنی در سالهای اخیر افزایش یافته است.
Economic reports indicate that the inequality between the poor and the rich has increased in recent years.
آخی، بیچاره خیلی فقیر شده، هیچ پولی نداره.
Oh, poor thing, he's become very poor, he has no money at all.
تحقیقات نشان میدهد که دسترسی به آموزش با کیفیت در مناطق فقیرنشین کمتر است.
Research shows that access to quality education is lower in poor residential areas.
شرکت ما متعهد به ارائه خدمات به اقشار فقیر جامعه با قیمتهای مناسب است.
Our company is committed to providing services to the poor segments of society at affordable prices.
در داستانهای سعدی، اغلب به حال فقیران و درویشان توجه ویژهای شده است.
In Saadi's stories, special attention is often paid to the condition of the poor and dervishes.
Related Content
이 단어를 다른 언어로
관련 문법 규칙
관련 어휘
Help or assistance; the action of helping someone.
بدبختUnfortunate, unlucky, or miserable.
ثروتWealth, richness, an abundance of valuable possessions or mo...
نیازNeed; a requirement, something essential or very important.
گرسنهگرسنه means hungry in Persian. Use it in realistic daily spe...
society 관련 단어
اعضا
A2Members; limbs.
عادالانه
B1Fairly; justly; in a just or equitable manner.
عادل
B1Based on what is right or reasonable; just and fair.
عادلانه
A2Treating people equally according to rules or law.
اعتماد به نفس
B1Self-confident; feeling trust in one's abilities, qualities, and judgment.
اعتراض
B1Protest; a statement or action expressing disapproval of or objection to something.
اعتراض کردن
A1To express disapproval or disagreement; to protest.
اعتیاد
B1Addiction; the fact or condition of being addicted to a particular substance or activity.
اعتیاد پیدا کردن
B1To become addicted; to develop a dependency on a substance or activity.
عدالت
A1Justice, fairness, or righteousness.