B2 verb 正式 1分钟阅读

نمایندگی کردن

namayandegi kardan /næmɒːjændegi: kær'dæn/

To act or speak on behalf of (someone or something).

Representing someone or something by acting or speaking in their place.

30秒词汇

  • To act or speak on behalf of another.
  • Common in politics, law, and business contexts.
  • Implies responsibility and authorization to represent.

Summary

Representing someone or something by acting or speaking in their place.

  • To act or speak on behalf of another.
  • Common in politics, law, and business contexts.
  • Implies responsibility and authorization to represent.

Understand the Scope of Authority

Always clarify the extent of your authority when representing someone. Ensure you understand their goals and limitations.

Avoid Conflicts of Interest

Be mindful of situations where your personal interests might conflict with those you are representing. Transparency is key.

Cultural Nuances in Representation

In some cultures, the formality and protocols of representation are highly emphasized. Research or inquire about local customs.

例句

4 / 4
1

اینجانب شما را در این جلسه نمایندگی خواهم کرد.

I will represent you in this meeting.

2

وکیل، موکل خود را در دادگاه نمایندگی می‌کرد.

The lawyer represented his client in court.

3

برادرم امروز به جای من در جلسه اولیا و مربیان شرکت کرد و مرا نمایندگی نمود.

My brother attended the parents-teachers meeting instead of me today and represented me.

4

کشورهای عضو، منافع ملی خود را در این سازمان نمایندگی می‌کنند.

Member states represent their national interests in this organization.

词族

名词
نمایندگی
动词
نمایندگی کردن
形容词
نماینده

记忆技巧

Think of a 'representative' at a UN meeting speaking for their country. They 'نمایندگی' (represent) their nation.

Overview

«نمایندگی کردن» فعلی است که به عملِ جانشینی یا اقدام به نیابت از دیگری اشاره دارد. این واژه در زبان فارسی کاربرد فراوانی دارد و در زمینه‌های مختلفی از جمله سیاست، تجارت، حقوق و روابط بین‌الملل به کار می‌رود. کسی که نمایندگی می‌کند، مسئولیت انتقال پیام، اجرای تصمیمات، یا دفاع از منافع فرد یا گروهی را که به او وکالت داده‌اند، بر عهده دارد.

این فعل معمولاً با حرف اضافه «از طرف» یا «به نیابت از» همراه می‌شود، هرچند در برخی موارد این حروف حذف می‌گردند. ساختار معمول آن به صورت «فاعل + نمایندگی کردن + مفعول (کسی یا چیزی که نمایندگی‌اش انجام می‌شود)» است. برای مثال: «سفیر به نیابت از کشورش در سازمان ملل سخنرانی کرد.» یا «وکیل موکل خود را در دادگاه نمایندگی می‌کرد.»

در حوزه سیاست و روابط بین‌الملل، کشورها و سازمان‌ها نمایندگانی برای انجام مذاکرات، امضای قراردادها و بیان مواضع خود دارند. در حوزه تجارت، شرکت‌ها ممکن است نمایندگانی برای فروش محصولات یا ارائه خدمات در مناطق مختلف داشته باشند. در حوزه حقوقی، وکلا نمایندگان قانونی موکلان خود هستند. همچنین در سطح فردی، ممکن است دوستی یا عضوی از خانواده از طرف شما در جلسه‌ای حاضر شود و شما را نمایندگی کند.

کلماتی مانند «وکالت کردن»، «نیابت کردن»، «جانشینی کردن» و «طرفداری کردن» مفاهیم نزدیکی به «نمایندگی کردن» دارند. «وکالت کردن» بیشتر در معنای حقوقی و اعطای اختیار قانونی به کار می‌رود. «نیابت کردن» نیز بر انجام کار به جای دیگری تأکید دارد و اغلب در امور اداری و رسمی استفاده می‌شود. «جانشینی کردن» به معنای قرار گرفتن به جای کسی یا چیزی است، خصوصاً در موقعیت‌های شغلی یا ارثی. «طرفداری کردن» بیشتر به معنای حمایت و دفاع از عقیده یا گروهی است، نه لزوماً اقدام به نیابت از آن‌ها.

使用说明

This verb is commonly used in formal and official contexts such as legal proceedings, diplomatic relations, and business negotiations. It implies a formal authorization or delegation of power. While it can be used in informal settings, it often carries a more serious or official tone.

常见错误

Learners sometimes confuse 'نمایندگی کردن' with simply 'supporting' someone. Remember that it requires acting or speaking in place of the person or entity. Ensure the correct preposition ('از طرف' or 'به نیابت از') is used when clarity is needed.

记忆技巧

Think of a 'representative' at a UN meeting speaking for their country. They 'نمایندگی' (represent) their nation.

词源

The word is derived from the Arabic root 'n-w-b' (نائب), meaning deputy or representative. The Persian verb 'نمایندگی کردن' literally means 'to act as a deputy'.

文化背景

In many cultures, especially those with strong hierarchical structures, the act of representation carries significant weight and requires adherence to strict protocols. Respect for the authority of the representative and the person/entity they represent is crucial.

例句

1

اینجانب شما را در این جلسه نمایندگی خواهم کرد.

formal

I will represent you in this meeting.

2

وکیل، موکل خود را در دادگاه نمایندگی می‌کرد.

legal

The lawyer represented his client in court.

3

برادرم امروز به جای من در جلسه اولیا و مربیان شرکت کرد و مرا نمایندگی نمود.

informal

My brother attended the parents-teachers meeting instead of me today and represented me.

4

کشورهای عضو، منافع ملی خود را در این سازمان نمایندگی می‌کنند.

academic

Member states represent their national interests in this organization.

词族

名词
نمایندگی
动词
نمایندگی کردن
形容词
نماینده

常见搭配

از طرف ... نمایندگی کردن To represent on behalf of...
به نیابت از ... نمایندگی کردن To represent in lieu of...
حق نمایندگی Right of representation

常用短语

نمایندگی کردن از طرف کسی

To represent someone

دفتر نمایندگی

Representative office

نمایندگی فروش

Sales representation

容易混淆的词

نمایندگی کردن vs طرفداری کردن

While representation often involves advocacy, 'طرفداری کردن' specifically means to support or advocate for a cause, person, or viewpoint, not necessarily acting in their official capacity.

نمایندگی کردن vs جایگزین شدن

'جایگزین شدن' means to substitute or replace something or someone, often implying a permanent change. 'نمایندگی کردن' is about acting for someone, not necessarily replacing them permanently.

语法模式

فاعل + نمایندگی کردن + (از طرف/به نیابت از) + مفعول فاعل + نمایندگی + مفعول + را + کردن

Understand the Scope of Authority

Always clarify the extent of your authority when representing someone. Ensure you understand their goals and limitations.

Avoid Conflicts of Interest

Be mindful of situations where your personal interests might conflict with those you are representing. Transparency is key.

Cultural Nuances in Representation

In some cultures, the formality and protocols of representation are highly emphasized. Research or inquire about local customs.

自我测试

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

سفیر کشورمان در سازمان ملل متحد، مواضع ایران را ___________ کرد.

正确! 不太对。 正确答案: نمایندگی

فعل «نمایندگی کردن» به معنای عمل به نیابت از دیگری است و در این جمله به درستی به کار رفته است.

multiple choice

بهترین گزینه برای تکمیل جمله را انتخاب کنید:

شرکت ما تصمیم گرفت یک دفتر ___________ در اروپا تأسیس کند.

正确! 不太对。 正确答案: نمایندگی

«دفتر نمایندگی» به مکانی گفته می‌شود که وظیفه نمایندگی یک شرکت یا سازمان را در منطقه‌ای دیگر بر عهده دارد.

sentence building

کلمات زیر را به ترتیب درست بچینید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

او / شرکت / آن / را / نمایندگی / می‌کند

正确! 不太对。 正确答案: او آن شرکت را نمایندگی می‌کند.

این ترتیب، ساختار استاندارد جمله در فارسی برای بیان این مفهوم است.

得分: /3

常见问题

4 个问题

«نمایندگی کردن» عملِ انجام وظیفه به جای دیگری است، در حالی که «وکالت دادن» فرآیندِ قانونیِ اعطای اختیار به شخص دیگر برای نمایندگی است. وکالت دادن پیش‌نیازِ نمایندگی در بسیاری از امور حقوقی است.

خیر، نمایندگی می‌تواند به صورت فیزیکی (حضور در جلسه) یا غیرفیزیکی (مانند ارسال ایمیل به نام فرد دیگر یا بیان موضع او) صورت گیرد. مهم، اقدام به نیابت از اوست.

نمایندگان می‌توانند شامل سفیران، وکلا، مدیران فروش، نمایندگان مجلس، اعضای هیئت مدیره، یا حتی دوستان و اعضای خانواده در امور شخصی باشند.

معمولاً بار معنایی خنثی دارد و به عملِ نمایندگی اشاره می‌کند. مثبت یا منفی بودن آن به نتیجه‌ی اقداماتِ نماینده و منافعی که نمایندگی می‌کند، بستگی دارد.

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!