A1 adjective محايد #4,600 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

پهن

pahn /pæhn/

Wide; having a large extent from side to side.

Pahn describes something with significant width or breadth, commonly used for physical objects and spaces in everyday Persian.

الكلمة في 30 ثانية

  • Means wide or broad in extent.
  • Used for physical dimensions (objects, spaces).
  • Common in everyday conversation.
  • Can be used in formal contexts too.
  • Associated with 'spreading a table' (hospitality).

Summary

Pahn describes something with significant width or breadth, commonly used for physical objects and spaces in everyday Persian.

  • Means wide or broad in extent.
  • Used for physical dimensions (objects, spaces).
  • Common in everyday conversation.
  • Can be used in formal contexts too.
  • Associated with 'spreading a table' (hospitality).

Visualize Width

When you see or use 'پهن', imagine stretching something out horizontally. Think of a wide road or a large tablecloth.

Don't Confuse with 'Vasee'

While 'پهن' (wide) focuses on breadth, 'وسیع' (vast/extensive) often implies a larger overall area or scope. Use 'پهن' for the side-to-side dimension.

The Welcoming Table

Remember 'سفره پهن کردن' (to spread the tablecloth). It's a key cultural expression signifying hospitality and sharing a meal.

Figurative Use

Advanced learners can note its figurative use, like 'نگاه پهن' (broad perspective) or describing problems as 'پهن'. This shows a deeper understanding.

أمثلة

6 من 8
1

این میز ناهارخوری خیلی پهنه و برای جمع‌های بزرگ مناسبه.

This dining table is very wide and suitable for large gatherings.

2

لطفاً پارچه را به اندازه‌ی لازم پهن ببرید.

Please cut the fabric with the required width.

3

دشت‌های پهناور ایران، چشم‌اندازهای زیبایی را به وجود آورده‌اند.

The vast plains of Iran have created beautiful landscapes.

4

برای ساخت این سازه، نیاز به یک فونداسیون پهن داریم.

For constructing this structure, we need a wide foundation.

5

در مهمانی، سفره را خیلی پهن انداخته بودند.

At the party, they had spread the tablecloth very wide.

6

این کانال آب باید به اندازه‌ی کافی پهن باشد تا سیلاب را هدایت کند.

This water canal must be sufficiently wide to channel the flood.

عائلة الكلمة

اسم
پَهنا (width)
فعل
پهن کردن (to spread out)
ظرف
پهن‌گونه (widely)
صفة
پهن (wide)
مرتبط
پهناور (vast, extensive)

نصيحة للحفظ

Imagine a 'Pahlavan' (strongman) stretching his arms out wide, 'Pahn' like his reach! Or think of a 'Pan' (like a frying pan) which is wide.

Overview

کلمه «پهن» یکی از صفات پرکاربرد در زبان فارسی است که به طور کلی به معنای «گسترده»، «عریض» یا «دارای وسعت زیاد در جهت عرضی» است. این کلمه بار معنایی ساده و مستقیمی دارد و در سطوح مختلف زبانی قابل استفاده است.

۱. مفهوم و ظرافت‌های معنایی:

«پهن» اساساً به بُعد عرضی یک شیء یا فضا اشاره دارد. وقتی می‌گوییم چیزی پهن است، یعنی در راستای افق (اگر عمودی در نظر گرفته شود) یا در راستای عرض (اگر افقی در نظر گرفته شود)، فضای زیادی را اشغال کرده است. این کلمه می‌تواند برای توصیف ابعاد فیزیکی اشیاء مانند میز، جاده، پارچه، یا حتی مفاهیم انتزاعی‌تر مانند یک دشت پهناور، یک مفهوم پهناور، یا یک نگاه پهن (به معنای جامع و کلی) به کار رود. در زبان فارسی، «پهن» معمولاً بار معنایی خنثی دارد، مگر اینکه در بافت خاصی به کار رود که بار معنایی منفی یا مثبت پیدا کند. مثلاً «سفره پهن کردن» یک اصطلاح رایج است که به معنای آماده کردن غذا و پذیرایی است و بار معنایی مثبتی دارد. اما «مشکلات پهن» می‌تواند به معنای مشکلات گسترده و پیچیده باشد.

۲. الگوهای کاربرد:

«پهن» هم در زبان گفتاری و هم در زبان نوشتاری به وفور استفاده می‌شود. در مکالمات روزمره، معمولاً برای توصیف ابعاد اشیاء اطرافمان به کار می‌رود: «این اتاق خیلی پهنه.»، «یه شال پهن لازم دارم.»

در متون رسمی‌تر مانند گزارش‌ها یا مقالات علمی، ممکن است در توصیف ابعاد جغرافیایی، فنی یا حتی آماری به کار رود: «رودخانه در این قسمت مسیری پهن و کم‌عمق دارد.» یا «سطح مقطع پهنی برای این سازه در نظر گرفته شده است.»

در مورد تفاوت‌های منطقه‌ای، کاربرد «پهن» تفاوت چشمگیری ندارد و در سراسر ایران به طور یکسان فهمیده و استفاده می‌شود.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • زندگی روزمره: توصیف ابعاد خانه، اتاق، حیاط، میز، صندلی، لباس، غذا (مثل نان پهن)، جاده، رودخانه و غیره. «چقدر سفره رو پهن کردی!»
  • محیط کار: در کارهای فنی و مهندسی برای توصیف ابعاد قطعات، کانال‌ها، یا سطوح. در کشاورزی برای توصیف زمین‌های زراعی. «این کانال آب باید پهن باشه تا آب بیشتری رو هدایت کنه.»
  • محیط تحصیلی: در دروس جغرافیا برای توصیف دشت‌ها و دره‌ها، در علوم برای توصیف ساختارها. «دشت مغان دشتی بسیار پهن و حاصلخیز است.»
  • رسانه و ادبیات: در داستان‌ها و شعرها برای تصویرسازی فضاها و مناظر. «خورشید بر پهنه‌ی دشت غروب می‌کرد.» یا «نگاهش پهن بود و همه چیز را در بر می‌گرفت.»

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • وسیع: «وسیع» بیشتر به معنای «گسترده» و «بسیار بزرگ» است و می‌تواند هم به بعد عرضی و هم به کل گستره اشاره کند. «دریای وسیع» هم به عرض زیاد و هم به وسعت کلی دریا اشاره دارد. «پهن» بیشتر بر بعد عرضی تمرکز دارد.
  • گشاد: «گشاد» بیشتر برای توصیف دهانه، شکاف یا فضایی که باز است و وسعت دارد به کار می‌رود، مانند «دهانه‌ی گشاد» یا «آستین گشاد». «پهن» عمومیت بیشتری دارد.
  • عریض: «عریض» تقریباً مترادف «پهن» است و اغلب به جای آن به کار می‌رود، به خصوص در توصیف جاده، رودخانه یا پارچه. «جاده عریض» و «جاده پهن» هر دو صحیح هستند.

۵. لحن و سطح رسمی بودن:

«پهن» کلمه‌ای خنثی است و در اکثر موقعیت‌ها، از گفتگوی روزمره گرفته تا متون رسمی، قابل استفاده است. با این حال، در برخی متون بسیار تخصصی یا ادبی، ممکن است کلمات دقیق‌تر یا با بار معنایی خاص‌تری ترجیح داده شوند. مثلاً در توصیف یک پدیده علمی، شاید «گسترده» یا «وسیع» مناسب‌تر باشد.

۶. هم‌نشینی‌های رایج:

  • سفره پهن کردن: آماده کردن غذا و چیدن سفره برای مهمانان یا اعضای خانواده. این یک اصطلاح فرهنگی است.
  • دست و پا پهن کردن: کنایه از تنبلی و بی‌حالی، یا وقت تلف کردن. «به جای کمک کردن، فقط دست و پا پهن کرده بود.»
  • زمین پهن: اشاره به یک منطقه وسیع و هموار، غالباً دشت.
  • پارچه پهن: پارچه‌ای که عرض زیادی دارد.
  • جاده پهن: جاده‌ای با عرض زیاد.
  • نگاه پهن: نگاهی کلی و جامع، نه جزئی‌نگر.

ملاحظات الاستخدام

While 'پهن' is generally neutral, avoid using it for abstract concepts where more precise terms like 'گسترده' (extensive) or 'جامع' (comprehensive) might be better. In spoken Persian, it's very common for everyday objects. Be mindful of idiomatic uses like 'دست و پا پهن کردن' which have non-literal meanings.

أخطاء شائعة

Learners sometimes confuse 'پهن' (wide) with 'وسیع' (vast). Remember 'پهن' focuses on the side-to-side dimension. Also, don't forget idiomatic uses; 'سفره پهن کردن' means to set a table for a meal, not literally spreading cloth.

نصيحة للحفظ

Imagine a 'Pahlavan' (strongman) stretching his arms out wide, 'Pahn' like his reach! Or think of a 'Pan' (like a frying pan) which is wide.

أصل الكلمة

The word 'پهن' originates from Middle Persian 'pnʾh' (pahnāh), meaning width or breadth. It evolved from Proto-Iranian roots related to spreading or extending.

السياق الثقافي

The idiom 'سفره پهن کردن' (to spread the tablecloth) is deeply rooted in Persian culture, symbolizing hospitality, generosity, and the importance of sharing meals. It's a warm invitation and a sign of welcome.

أمثلة

1

این میز ناهارخوری خیلی پهنه و برای جمع‌های بزرگ مناسبه.

everyday

This dining table is very wide and suitable for large gatherings.

2

لطفاً پارچه را به اندازه‌ی لازم پهن ببرید.

business

Please cut the fabric with the required width.

3

دشت‌های پهناور ایران، چشم‌اندازهای زیبایی را به وجود آورده‌اند.

literary

The vast plains of Iran have created beautiful landscapes.

4

برای ساخت این سازه، نیاز به یک فونداسیون پهن داریم.

academic

For constructing this structure, we need a wide foundation.

5

در مهمانی، سفره را خیلی پهن انداخته بودند.

informal

At the party, they had spread the tablecloth very wide.

6

این کانال آب باید به اندازه‌ی کافی پهن باشد تا سیلاب را هدایت کند.

formal

This water canal must be sufficiently wide to channel the flood.

7

او با نگاهی پهن، تمام جوانب مسئله را سنجید.

formal

With a broad perspective, he assessed all aspects of the issue.

8

یه شال پهن برام بخر، scarves کوچیک نمیخوام.

informal

Buy me a wide scarf, I don't want small ones.

عائلة الكلمة

اسم
پَهنا (width)
فعل
پهن کردن (to spread out)
ظرف
پهن‌گونه (widely)
صفة
پهن (wide)
مرتبط
پهناور (vast, extensive)

تلازمات شائعة

سفره پهن کردن To spread the tablecloth (prepare a meal)
دست و پا پهن کردن To be lazy, to waste time
زمین پهن Wide land/field
جاده پهن Wide road
پارچه پهن Wide fabric
رودخانه پهن Wide river
نگاه پهن Broad perspective
دشت پهن Wide plain

العبارات الشائعة

سفره رو پهن کن

Spread the tablecloth (get the meal ready)

دست و پا پهن کرده

Being lazy / doing nothing

به پهنای صورت

As wide as one's face (often used for smiles)

یه عالمه پول پهن کرد

He spent a fortune / a lot of money

يُخلط عادةً مع

پهن vs وسیع (vasi')

'Pahn' specifically refers to width (side-to-side extent). 'Vasi'' means vast or extensive, implying a large area overall, not just width. Example: A wide river ('rudkhaneh-ye pahn') vs. a vast ocean ('daryā-ye vasi'').

پهن vs گشاد (goshād)

'Goshād' means wide open or loose-fitting, often used for openings (mouth, door) or clothing. 'Pahn' is a more general term for width. Example: A wide mouth ('dahaneh-ye goshād') vs. a wide road ('jāddéh-ye pahn').

پهن vs باریک (bārik)

'Bārik' is the direct antonym of 'pahn', meaning narrow or thin. Use 'pahn' for large width and 'bārik' for small width. Example: A wide scarf ('shāl-e pahn') vs. a narrow scarf ('shāl-e bārik').

أنماط نحوية

صفت + اسم (مثال: جاده‌ی پهن) اسم + صفت (مثال: میز پهن) در ترکیب با «کردن» برای اصطلاحات (مثال: سفره پهن کردن) قید + صفت (مثال: خیلی پهن) اسم + «به پهنای» + اسم (مثال: به پهنای یک رودخانه) استفاده به عنوان فعل در برخی اصطلاحات (مثال: دست و پا پهن کردن)

Visualize Width

When you see or use 'پهن', imagine stretching something out horizontally. Think of a wide road or a large tablecloth.

Don't Confuse with 'Vasee'

While 'پهن' (wide) focuses on breadth, 'وسیع' (vast/extensive) often implies a larger overall area or scope. Use 'پهن' for the side-to-side dimension.

The Welcoming Table

Remember 'سفره پهن کردن' (to spread the tablecloth). It's a key cultural expression signifying hospitality and sharing a meal.

Figurative Use

Advanced learners can note its figurative use, like 'نگاه پهن' (broad perspective) or describing problems as 'پهن'. This shows a deeper understanding.

اختبر نفسك

fill blank

Fill in the blank with the correct word.

این جاده به اندازه کافی ______ نیست، باید عریض‌ترش کنند.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: پهن

The sentence talks about making the road wider, so 'پهن' (wide) is the correct adjective.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'پهن' in this context.

او یک سفره‌ی بسیار پهن برای مهمانانش انداخت.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: Wide

'سفره پهن' refers to the width of the tablecloth, indicating it covers a large area.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

را / پهن / این / رودخانه / کنید / بسیار

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: این رودخانه را بسیار پهن کنید

The sentence structure requires the subject 'این رودخانه' (this river), followed by the object marker 'را', the adjective 'پهن' (wide), modified by 'بسیار' (very), and ending with the verb 'کنید' (make).

error correction

Find and fix the error in the sentence.

او دست و پاهایش را پهن کرده بود و هیچ کاری نمی‌کرد.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: او دست و پا پهن کرده بود و هیچ کاری نمی‌کرد.

The phrase 'دست و پا پهن کردن' is an idiom. The 'هایش' possessive suffix is usually omitted in this specific idiomatic expression.

النتيجة: /4

وسائل تعلم بصرية

Word Family

پهن

Nouns

  • پَهنا
  • پهناور

Adjectives

  • پهن
  • پهناور

Usage Contexts

Daily Life

  • میز ناهارخوری ما خیلی پهنه.
  • این شلوار پارچه پهنی لازم داره.

Geography

  • رودخانه در این منطقه پهن می‌شود.
  • دشت پهناور مغان

Figurative

  • او نگاهی پهن به مسائل دارد.
  • مشکلات پهنی گریبان‌گیر جامعه شده بود.

الأسئلة الشائعة

8 أسئلة

وقتی می‌خواهید به عرض زیاد یا گستردگی یک شیء یا فضا اشاره کنید، از «پهن» استفاده کنید. مثلاً برای توصیف یک میز، جاده، یا دشت.

«پهن» بیشتر روی عرض یا گستردگی از کنار به کنار تأکید دارد، در حالی که «وسیع» می‌تواند به کل گستره و وسعت کلی یک فضا اشاره کند و معنای بزرگ‌تر و کلی‌تری دارد.

بیشتر برای اشیاء و فضاها استفاده می‌شود، اما گاهی به صورت مجازی هم به کار می‌رود، مثلاً «نگاه پهن» یعنی نگاهی جامع و کلی.

نه همیشه. «سفره پهن کردن» یعنی آماده کردن غذا. «دست و پا پهن کردن» هم کنایه از تنبلی است.

نه، کاربرد و معنای کلمه «پهن» در مناطق مختلف ایران تفاوت چندانی ندارد و به طور کلی شناخته شده است.

در این جمله، «پهن کرد» به معنای خرج کردن زیاد و بی‌ملاحظه پول است. یعنی مقدار زیادی پول را صرف کرد.

سعی کنید این کلمه را در توصیف اشیاء اطرافتان به کار ببرید. مثلاً بگویید «میز من پهنه» یا «کتاب من جلد پهنی داره». همچنین به کاربردش در اصطلاحات دقت کنید.

معمولاً خنثی است، اما در برخی بافت‌ها می‌تواند بار منفی داشته باشد. مثلاً «مشکلات پهن» یعنی مشکلات گسترده و شاید حل‌نشدنی.

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!