A1 verb Neutral #1,300 am häufigsten 1 Min. Lesezeit

بلند کردن

boland kardan /bolænd kærˈdæn/

To make something longer or to raise it; to lengthen or lift.

Primarily means to lift or raise, but also used for increasing volume or initiating actions.

Wort in 30 Sekunden

  • To lift or raise something physically.
  • To increase volume or intensity.
  • Can also mean to start or initiate something.
  • Common in everyday spoken Persian.

Summary

Primarily means to lift or raise, but also used for increasing volume or initiating actions.

  • To lift or raise something physically.
  • To increase volume or intensity.
  • Can also mean to start or initiate something.
  • Common in everyday spoken Persian.

Focus on Physical Action First

Start by mastering the physical act of lifting. Visualize yourself picking up objects. This concrete image helps solidify the primary meaning.

Avoid Overuse in Formal Writing

While versatile, 'بلند کردن' can sound informal. In formal texts, consider synonyms like 'افزایش دادن' (increase) or 'برپا کردن' (establish) when appropriate.

Gestures Matter

In Persian culture, physically 'بلند کردن' someone (like a child) or an object often conveys care, strength, or importance. Pay attention to the context of the action.

Nuance with Adverbs

Combine 'بلند کردن' with adverbs to specify the manner: 'به آرامی بلند کردن' (lift gently), 'به سختی بلند کردن' (lift with difficulty), 'ناگهان بلند کردن' (lift suddenly).

Beispiele

6 von 8
1

لطفاً این کیسه خرید را برایم بلند کن.

Please lift this shopping bag for me.

2

موسیقی را کمی بلند کن، نمی‌توانم صدای گوینده را بشنوم.

Turn up the music a bit, I can't hear the announcer.

3

کارگر انبار بار را با احتیاط بلند کرد.

The warehouse worker carefully lifted the cargo.

4

در این پژوهش، سطح دانش شرکت‌کنندگان را با استفاده از آزمون‌های استاندارد بلند کردیم.

In this research, we raised the participants' knowledge level using standardized tests.

5

کشتیبانان دکل را با زحمت بلند کردند.

The sailors laboriously erected the mast.

6

بچه‌ها در حیاط مدرسه همدیگر را بلند می‌کردند و می‌خندیدند.

The children were lifting each other in the schoolyard and laughing.

Wortfamilie

Nomen
بلندی (height, elevation)
Verb
بلند شدن (to get up, to rise)
Adverb
بلند (loudly - used adverbially)
Adjektiv
بلند (tall, high, loud)
Verwandt
ارتفاع (altitude, height)

Merkhilfe

Imagine a strongman 'بلند کردن' (lifting) a huge weight, then imagine him 'بلند کردن' (turning up) the volume on a giant radio. The visual links the physical act and the sound increase.

Overview

«بلند کردن» یکی از افعال پرکاربرد زبان فارسی است که معانی متعددی را در بر می‌گیرد. در بنیادی‌ترین معنا، به عمل بالا بردن فیزیکی یک شیء یا شخص اشاره دارد. برای مثال، وقتی کسی یک جسم سنگین را از زمین برمی‌دارد یا کودکی را از روی زمین بلند می‌کند، از این فعل استفاده می‌شود. این معنای «بالا بردن» یا «برداشتن» کاملاً ملموس و فیزیکی است.

اما «بلند کردن» کاربردهای مجازی و غیرمستقیم نیز دارد. یکی از این کاربردها، به معنای «افزایش دادن» یا «بیشتر کردن» است. مثلاً می‌توان «صدا را بلند کرد» که به معنای افزایش دادن حجم صداست، یا «دامن لباس را بلند کرد» که به معنای گشادتر یا بلندتر کردن آن است. در برخی موارد، می‌تواند به معنای «برپا کردن» یا «ایجاد کردن» نیز باشد، مانند «کشتی بلند کردن» که به معنای ساختن و به آب انداختن کشتی است.

نکته ظریف دیگر در استفاده از «بلند کردن»، مفهوم «جلب توجه کردن» یا «برانگیختن» است. مثلاً «بحثی را بلند کردن» به معنای شروع یک بحث و جلب توجه افراد به آن است. یا «نگرانی بلند کردن» به معنی ایجاد کردن نگرانی در دیگران است.

الگوهای کاربردی:

  1. 1رسمی در مقابل غیررسمی: «بلند کردن» در هر دو سطح رسمی و غیررسمی زبان به کار می‌رود. در مکالمات روزمره، استفاده از آن بسیار رایج است. در نوشتار رسمی، ممکن است بسته به متن، افعال دیگری مانند «افزایش دادن»، «ارتقا دادن»، «برپا کردن» یا «ایجاد کردن» ترجیح داده شوند، اما «بلند کردن» همچنان قابل قبول است، به‌خصوص در معانی فیزیکی.
  1. 1نوشتاری در مقابل گفتاری: در گفتار روزمره، «بلند کردن» بسیار پرکاربرد است. در نوشتار، بسته به میزان رسمیت و نوع متن، ممکن است کمتر استفاده شود یا با مترادف‌های دقیق‌تر جایگزین گردد.
  1. 1تفاوت‌های منطقه‌ای: در مناطق مختلف ایران، ممکن است در برخی عبارات و اصطلاحات، استفاده از «بلند کردن» با اندکی تفاوت یا با تاکید بر معنایی خاص رواج داشته باشد، اما معنای کلی آن در سراسر کشور یکسان است.

زمینه‌های متداول کاربرد:

  • زندگی روزمره: بلند کردن وسایل، بلند کردن کودک، بلند کردن صدا، بلند کردن دست برای پرسیدن سوال.
  • محیط کار: بلند کردن بار، بلند کردن میزان تولید، بلند کردن سطح کیفی.
  • رسانه و ادبیات: در داستان‌ها و اشعار برای توصیف اعمال فیزیکی یا مفاهیم مجازی به وفور یافت می‌شود. مثلاً «پرچم را بلند کردن» یا «صدای اعتراض را بلند کردن».

مقایسه با کلمات مشابه:

  • بالا بردن: بسیار نزدیک به «بلند کردن» است، اما «بالا بردن» بیشتر بر جهت حرکت (به سمت بالا) تاکید دارد، در حالی که «بلند کردن» بر عمل برداشتن از سطح و قرار دادن در ارتفاع بالاتر دلالت می‌کند. «بالا بردن» می‌تواند انتزاعی‌تر باشد (مثلاً بالا بردن سطح دانش).
  • برداشتن: «برداشتن» معمولاً به معنای گرفتن چیزی از روی یک سطح است (مثلاً برداشتن کتاب از روی میز). «بلند کردن» شامل برداشتن و در عین حال بالا آوردن آن است.
  • افراشتن: این کلمه رسمی‌تر است و بیشتر برای بالا بردن پرچم، علم یا چیزی مشابه به کار می‌رود.
  • افزایش دادن: این فعل برای معانی مجازی «بلند کردن» مانند افزایش صدا، قیمت یا سطح به کار می‌رود و کاملاً رسمی است.

سطح و لحن:

«بلند کردن» در سطح خنثی تا غیررسمی قرار دارد. در موقعیت‌های بسیار رسمی، مانند سخنرانی‌های دیپلماتیک یا متون حقوقی بسیار تخصصی، ممکن است ترجیح داده شود از افعال دقیق‌تر و رسمی‌تری استفاده شود. با این حال، در بیشتر موقعیت‌های روزمره و حتی نوشتار غیرتخصصی، کاملاً مناسب است.

هم‌نشینی‌های رایج:

  • بلند کردن صدا: افزایش دادن ولوم صدا.
  • بلند کردن دست: بالا بردن دست برای جلب توجه یا ادای احترام.
  • بلند کردن چیزی از زمین: برداشتن شیء از روی سطح زمین.
  • بلند کردن وزنه‌ها: انجام حرکات ورزشی با وزنه.
  • بلند کردن دامن: گشادتر یا بلندتر کردن لباس.
  • بلند کردن سقف: افزایش ارتفاع سقف.
  • بلند کردن شانه: بی‌توجهی کردن یا شانه بالا انداختن.
  • بلند کردن یک کسب و کار: راه‌اندازی و توسعه یک تجارت.

Nutzungshinweise

While 'بلند کردن' is very common in spoken Persian, especially for physical lifting and increasing volume, it can sound informal in certain contexts. In formal writing, especially when referring to abstract concepts like 'raising standards' or 'increasing prices', more formal verbs like 'افزایش دادن' or 'ارتقا دادن' are often preferred. Avoid using it for very delicate or precise actions where a more specific verb exists.

Häufige Fehler

Learners sometimes use 'بلند کردن' when 'برداشتن' (to pick up) would be more natural, like picking up a pen from a table. Also, confusing the physical act with abstract meanings can lead to errors. For example, saying 'من دانش را بلند کردم' instead of 'من دانش را افزایش دادم' (I increased knowledge).

Merkhilfe

Imagine a strongman 'بلند کردن' (lifting) a huge weight, then imagine him 'بلند کردن' (turning up) the volume on a giant radio. The visual links the physical act and the sound increase.

Wortherkunft

The word 'بلند' (boland) meaning 'high' or 'tall' is of Persian origin. The verb 'بلند کردن' (boland kardan) literally means 'to make high' or 'to cause to be high', evolving to encompass lifting, raising, and increasing.

Kultureller Kontext

In Persian culture, the act of 'بلند کردن' someone, especially a child, can signify affection and strength. It's also common to 'بلند کردن' one's voice in moments of excitement or argument. The idiom 'شانه‌هایش را بالا انداخت' (he shrugged his shoulders) is a common non-verbal communication expressing indifference.

Beispiele

1

لطفاً این کیسه خرید را برایم بلند کن.

everyday

Please lift this shopping bag for me.

2

موسیقی را کمی بلند کن، نمی‌توانم صدای گوینده را بشنوم.

informal

Turn up the music a bit, I can't hear the announcer.

3

کارگر انبار بار را با احتیاط بلند کرد.

business

The warehouse worker carefully lifted the cargo.

4

در این پژوهش، سطح دانش شرکت‌کنندگان را با استفاده از آزمون‌های استاندارد بلند کردیم.

academic

In this research, we raised the participants' knowledge level using standardized tests.

5

کشتیبانان دکل را با زحمت بلند کردند.

literary

The sailors laboriously erected the mast.

6

بچه‌ها در حیاط مدرسه همدیگر را بلند می‌کردند و می‌خندیدند.

everyday

The children were lifting each other in the schoolyard and laughing.

7

نماینده مجلس پیشنهاد افزایش بودجه را بلند کرد.

formal

The member of parliament proposed an increase in the budget.

8

او با بلند کردن شانه‌هایش بی‌تفاوتی خود را نشان داد.

idiomatic

He showed his indifference by shrugging his shoulders.

Wortfamilie

Nomen
بلندی (height, elevation)
Verb
بلند شدن (to get up, to rise)
Adverb
بلند (loudly - used adverbially)
Adjektiv
بلند (tall, high, loud)
Verwandt
ارتفاع (altitude, height)

Häufige Kollokationen

صدا را بلند کردن To turn up the volume/sound
دست را بلند کردن To raise one's hand
چیزی را از زمین بلند کردن To pick something up from the ground
وزنه بلند کردن To lift weights
بحث را بلند کردن To start/initiate a discussion
شانه‌ها را بالا انداختن (بلند کردن) To shrug one's shoulders
پرچم را بلند کردن To raise the flag
کمر بلند کردن To straighten up after bending

Häufige Phrasen

صدای پوزش بلند شد

A sigh of relief was heard

گرد و خاک بلند کردن

To kick up dust

علم را بلند کردن

To raise the banner (of knowledge/cause)

دست به دعا بلند کردن

To raise one's hands in prayer

Wird oft verwechselt mit

بلند کردن vs بالا بردن

'بالا بردن' focuses more on the upward direction or can be abstract (raise knowledge). 'بلند کردن' emphasizes the action of lifting from a lower position, often physically.

بلند کردن vs برداشتن

'برداشتن' means to pick something up from a surface. 'بلند کردن' implies picking it up and lifting it to a higher position.

بلند کردن vs افزایش دادن

'افزایش دادن' is a more formal synonym for increasing abstract quantities (like price, level) or volume, whereas 'بلند کردن' is more general and can be physical.

Grammatikmuster

بلند کردن + [مفعول] صدا را بلند کردن دست را بلند کردن چیزی را از زمین بلند کردن بلند کردن + [صفت برای بیان نتیجه] (مثلاً: سقف را بلندتر کردن) بلند کردن + [مصدر] (مثلاً: بحث بلند کردن)

Focus on Physical Action First

Start by mastering the physical act of lifting. Visualize yourself picking up objects. This concrete image helps solidify the primary meaning.

Avoid Overuse in Formal Writing

While versatile, 'بلند کردن' can sound informal. In formal texts, consider synonyms like 'افزایش دادن' (increase) or 'برپا کردن' (establish) when appropriate.

Gestures Matter

In Persian culture, physically 'بلند کردن' someone (like a child) or an object often conveys care, strength, or importance. Pay attention to the context of the action.

Nuance with Adverbs

Combine 'بلند کردن' with adverbs to specify the manner: 'به آرامی بلند کردن' (lift gently), 'به سختی بلند کردن' (lift with difficulty), 'ناگهان بلند کردن' (lift suddenly).

Teste dich selbst

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'بلند کردن'

لطفاً این جعبه سنگین را از روی زمین ____.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: بلند کن

The imperative form 'بلند کن' (lift) is needed here to instruct someone to lift the heavy box.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'بلند کردن' in the following sentence:

او صدای تلویزیون را بلند کرد تا بهتر بشنود.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: He turned up the TV volume.

In this context, 'بلند کردن صدا' means to increase the volume or make it louder.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct sentence.

دستت / اگر / داری / سوال / بلند / کن

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: اگر سوال داری دستت را بلند کن

The correct Persian sentence structure requires the conditional clause first, followed by the main clause. 'دستت را' is the object and 'بلند کن' is the verb.

error correction

Find and correct the error in the sentence.

من کتاب را از روی میز بلند کردم.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: من کتاب را از روی میز برداشتم.

While 'بلند کردم' isn't strictly wrong, 'برداشتم' (I picked up) is more natural and common for taking a book from a table. 'بلند کردن' often implies lifting it higher or off the ground entirely.

Ergebnis: /4

Visuelle Lernhilfen

Word Family

بلند کردن

Nouns

  • بلندی
  • ارتفاع
  • افزایش

Verbs

  • بلند شدن
  • بلند کردن

Adjectives

  • بلند

Usage Contexts

Daily Life

  • جعبه را از زمین بلند کن.
  • صدایت را کمی بلند کن.

Workplace

  • بار را با احتیاط بلند کنید.
  • سطح تولید را بلند کردیم.

Social

  • کودک را در آغوش گرفت و بلند کرد.
  • دستت را بلند کن اگر سوال داری.

Abstract

  • نگرانی‌ها را بلند کرد.
  • بحث را بلند کردند.

Häufig gestellte Fragen

8 Fragen

«بلند کردن» بیشتر به عمل برداشتن و بالا آوردن فیزیکی اشاره داره، مثل بلند کردن یک جعبه. «بالا بردن» می‌تونه جهت حرکت رو بیشتر نشون بده یا انتزاعی‌تر باشه، مثل بالا بردن سطح دانش.

باید به کلمه یا عبارتی که بعد از «بلند کردن» میاد دقت کنی. اگه اسم یک شیء ملموس باشه (مثل میز، کتاب)، معمولاً معنی فیزیکی داره. اگه به مفاهیمی مثل صدا، بحث، یا نگرانی اشاره کنه، معنی مجازی داره.

بله، «بلند کردن» برای اشیاء سنگین هم استفاده میشه، اما اگه خیلی سنگین باشن، ممکنه از افعال دیگه‌ای مثل «جابجا کردن» یا «حمل کردن» هم استفاده بشه، یا تاکید بشه که «به سختی بلند کرد».

وقتی میگیم «صدا رو بلند کن»، یعنی ولوم یا شدت صدا رو زیاد کن. این یکی از کاربردهای رایج و غیرمستقیم فعل «بلند کردن» هست.

قطعاً! مثلاً «پدرش او را از زمین بلند کرد» یا «دوستش را در آغوش گرفت و بلند کرد». این کاربرد کاملاً رایجه.

گاهی اوقات بله. مثلاً «بحثی را بلند کردن» یعنی شروع کردن یک بحث. یا «اعتراض‌ها را بلند کردن» یعنی شروع کردن اعتراض‌ها.

معنای اصلی «بلند کردن» یکسانه، اما ممکنه در برخی اصطلاحات یا عبارات خاص، لهجه‌ها یا کاربردهای محلی کمی متفاوت باشه. با این حال، در کل زبان فارسی، معنای اصلی ثابت مونده.

بستگی به معنی داره. برای بالا بردن فیزیکی: «بالا بردن»، «برداشتن». برای افزایش صدا: «افزایش دادن صدا»، «زیاد کردن صدا». برای شروع کردن: «آغاز کردن»، «برپا کردن».

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!